تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

    

              وانموده يا پورنوگرافی فرصت طلبانه؟!

ماجرا مانند همیشه از یک مجله اینترنتی جوان پسندانه شروع شد...
یکی دیگر از صحنه های تجاوز بازسازی شده در سایت پورنو با عنوان تجاوز در عراق!مهدی .ش یکی از جوانان دست اندر کار مجله سقف وقتی تصاویری که ظاهرا حاکی از تجاوز به دختران عراقی توسط سربازان آمریکایی بود،به دستش رسید. پس از مدتی کنکاش و به قول خودش کلنجار با خودش تصمصم گرفت این تصاویر را با سانسور برخی مواضع (!) در سایت بگذارد و ماجرا از همین جا شروع شد... هزاران کاربر اینترنتی این تصاویر را برای یکدیگر ای میل کردند و در همه جا از  اين تجاوز گران  سخن رانده شد ( اگر چه تجاوز در ماهيت امپرياليسم است و نمودهای اساسی تری در زمينه اقتصاد سياسی دارد)، به بهانه تجاوز سربازان ، پورنو گرافی خشن فضای اینترنتی کاربران ایرانی و ذهن های آنان را به خود مشغول کرد.
شاید تحلیل ماجرا از دید روانشناسی بسیار آسان باشد،می توان حکم داد که کسانی که این عکس ها را به بهانه مثلا افشای شیطان بزرگ ترویج می کنند (چون متعصبان مذهبی) خود بیش از همه دچار کمپلکس های لیبدو یک هستندو باتعارضهای جنسی و ناکامی های سرکوب شده بسیاری روبرو هستند.
اما چرا برخی از روشنفکران و حتی روزنامه نگاران نیز این عکس ها را باور کردند و همه جا از آنها سخن راندند؟
این سوالی ست که به اختصار باید به آن از منظری رسانه شناختی پاسخ گفت.
در ابتدا به عکس ها نگاه کنید.( شماره هفتم مجله سقف تحت عنوان "تصاویر یک جنایت"(http://www.saghf.com/13820329/specnote1.html )
(عکس های منتشر شده در مجله سقف را در اینجا ببینید)
نگاهی گذرا به این عکس ها آشکار می سازد که آنها جعلی هستند، دلایل هم بسیار ساده و بدیهی به نظر می رسد:
/۱ /عکاس این تصاویر چه کسی است ؟ چرا سربازان متجاوز آمریکایی اجازه دادند تا سند چنین جنایتی که حداقل مجازات آن در دادگاه نظامی چند سال زندان است به سادگی ثبت و منتشر شود؟(فیلم خسارات جنگی برایان دی پالما را به خاطر بیاورید)
/۲/ اگر واقعا تجاوزی در کار بوده است و در نتیجه کشمکشی میان متجاوزین و قربانی صورت گرفته است بنابراین میزانسن این عکس ها نباید تا این حد به سایر عکس های پورنو شبیه باشد. هر ۹ عکسی که در سقف منتشر شده است بدون هیچ اشکالی و با رعایت اصول نقطه طلایی کادر بندی ، بدون لرزش دوربین و یا فلو شدن تصویر به نظر می رسند.
/۳/ عکس ها اگر ترتیب واقعی آنها نیز چنین باشد چون فتو درام پورنو از ابتدا تا انتهای ماجرا را به تصویر می کشد و در برگیرنده تمام مراحل وضمائم تجاوز از نوعBDSM هم هست.
/۴/ چرا هیچ یک از رسانه های مشهور و معتبر و نیمه معتبر و یا اصلا نامعتبر مثل همین صدا و سیمای اسلامی هیچ اشاره ای به وجود چنین تصاویری نکردند. رسانه های کشورهای عربی اگر چنین تصاویری به دست می آوردند چنان پیراهن عثمانش می کردند که تمام عالم خبر دار می شد.
/۵/ حالا به جزییات دیگر تصاویر دقت کنید. رنگ لباس سربازان آشکارا سبز است و این بدان معناست که این لباس در مناطق جنگلی مورد استفاده قرار می گیرد. فکر می کنم تقریبا همه روزی چند بار به ناچار تصاویر سربازان اشغالگر آمریکایی در عراق را در تلویزیون می بینند؛ رنگ لباس آنها چه رنگی است ؟ شبیه همین کوماندو های سپاه پاسداران یعنی پلنگی...
در چند جا سربازان متجاوز کلاه ورزشی به سر دارند که معلوم نیست از کجا آمده... حالا به کفش های سربازان نگاه کنید. عجیب نیست که به جای پوتین کفش معمولی به پا دارند؟...اسلحه سربازان نیز در خور توجه است ؛این چه جور اسلحه ای است؟ سربازن آمریکایی در عراق مسلسل خودکار ام ۶حمل می کنند که کوچکترین شباهتی با این اسلحه که بیشتر به اسباب بازی شبیه است ندارد.
اگر هم کنجکاو تر باشید و تصویر را بزرگ کنید به نکات جالب توجه تری ( و در عین حال تاسف بارتری برای زودباوران فریب خورده ) بر می خورید... مثلا هیچ یک از سه سرباز زنجیر پلاک به گردن ندارند که لابد همیشه باید به گردن آنها باشد و...
تصویر سازی ، میزانسن و setting هم که کاملا شبیه تصاویر پورنو گرافیک خشن است.

متاسفانه زود باوری در برابر این جعلیات در کشور ما تازگی ندارد. سالها قبل وقتی یک واقعه مشابه رخ داد ،آن را به حساب تاخر رسانه ای و فقر اطلاعات گذاشتیم اما حالا که دوباره این وانموده پورنو گرافیک رخ نموده است باید آن را به حساب اسکیزوفرنیای ارتباطی بگذاریم.
بیهوده نیست که منتقدان ارتباطات و بیش از همه کسانی چون بودریار می گویند افزایش کانالها و رسانه های ارتباطی به خودی خود سبب افزلیش " کیفیت اطلاعات " نمی شود. بلکه اغلب برعکس سبب ابرآلودگی هشیاری و اختلال هشیاری و توجه می شود.
مواردی که در بالا اشاره شد تنها در یک نگاه گذرا به عکس ها و با دانستن پیش فرضهایی در باره جریان اطلاعات و ساز و کار رسانه ها قابل تشخیص بود ولی چرا برخی از روشنفکران دچار توهم شدند و این عکس ها را واقعی پنداشتند؟

به نظر من جدا از فرصت طلبی تجارت پورنو گرافی که همواره از سوژه های داغ برای به رخ کشاندن محصولات مستهجن خود بهره می گیرد ، تمایل ناخود آگاه مخاطب به باور و باور پذیر جلوه کردن سوژه نزد این گروه از مخاطبان و البته فقر اطلاعات جانبی و سواد بصری نیز می تواند نقش آفرین باشد.

یک فلاش بک :سال پنجاو پنج در یک مجله سینمایی ( اگر درست به خاطر بیاورم ستاره سینما) سردبیر و یکی از اعضای تحریریه در حال بستن صفحات مجله بودند که متوجه می شوند هیچ تیتر مشتری جلب کنی برای روی جلد ندارند . پس به فکر چاره می افتند ؛ نویسنده مجله ورقه ای برمی دارد و نامه ای از چاپلین خطاب به دخترش می نویسد! مضمون نامه طبعا تا حدی انتقادی بود اما در آن توصیه به رعایت اخلاق و عفت در سینما و پند و اندرز هم بود.
آخر هفته مجله منتشر می شود با تیتر درشت : نامه چارلی چاپلین به دخترش. مردم مجله را می خرند و مجله به چاپ دوم می رسد ،همه جا از نامه چاپلین به دخترش در باره اخلاق گرایی سخن به میان می آید اما منتقدان و نویسندگان سینمایی با شک و تردید از مسئولان مجله می خواهند تا منبع نامه را ذکر کنند و سرانجام پس از چند هفته نویسنده مذکور ناچار به اعتراف مبنی بر جعلی بودن آن نامه می شود .اما واقعیت این است که این اعتراف هرگز مورد توجه مخاطبان گوناگون ( وبه ویژه مخاطبان ثانویه *)آن شماره مجله قرار نگرفت و هنوز پس از سی سال گاهی برخی ها از این نامه جعلی هم یادی می کنند.
مطهری هم چند ماه بعد که داشت کتابی در باره ضرورت حجاب برای زنان می نوشت به این نامه استناد کرد که بله ببینید حتی چاپلین هم به دخترش چنین توصیه هایی می کند. طبعا مخاطبان ثانویه نقش مهمی در ترویج چنین مواردی دارند. نگارنده به خاطر می آورد در بحبوحه مبارزات زنان برای مبارزه با حجاب اجباری در بهار سال پنجاه و هشت حزب الهی ها که گاه در کنار ارشاد فیزیکی ارشاد تئوریک هم می کردند پلاکاردهایی حاوی فرازهایی از این سخنان گوهربار جعلی چاپلین به دخترش نقل کرده بودند و زیر ش هم نوشته بودند : خواهرم پیام شهدا به تو حفظ حجاب است !

یک فلاش بک دیگر: سال ۶۶ حکومت صدام حسین در حال تبلیغاتی در این زمینه بود که ما جنگ را شروع نکرده ایم ،اگر هم شروع کرده ایم می خواهیم آن را پایان بدهیم . در نتیجه از هر ابزاری در این راه بهره می جست تا از جنگ با همسایه شرقی خود فارغ شود و هر چه زودتر به همسایه جنوبی خود بپردازد. در نتیجه هنگامی که در یافت دو برادر ایتالیایی مستند ساز که به دلیل فیلم های قبلی چون انسان وحشی / حیوان وحشی شهرتی برای خود دست وپا کرده بودند در صدد ساخت فیلمی دیگر از همین نوع هستند با آنها تماس گرفت و گویا پیشکشی هم برایشان فرستادند تا در میان صحنه های وحشی گری حیوانات و انسانها در چهار گوشه جهان صحنه هایی هم از کشتار اسرای عراقی به دست پاسداران یا سربازان جمهوری اسلامی بگنجانند . فیلم ساخته شد و برخی ها را هم تحت تاثیر قرار داد اما به زودی گند کار در آمد زیرا شواهد بسیاری در کار بود که حاکی از جعلی بودن صحنه های دو شقه کردن اسیر عراقی به دست پاسداران بود. سیمای جمهوری اسلامی هم در داخل سر و صدای بسیاری راه انداخت و خلاصه آبروی این دو برادر حداقل در ایران خدشه دار شد.
نگارنده درآن دوران در حال طی دوران سربازی در ژاندارمری بود بنابراین گاه از کشتار اسرای عراق به دست پاسداران و بسیجی ها سخن به میان می آمد،اما میان واقعیت و وانموده همیشه فاصله ای طولانی ست.
بدیهی ست که می توان گفت که هم کشتار اسرای عراقی به دست پاسداران واقعیت دارد و هم تجاوز سربازان آمریکایی به دختران عراقی ولی نه آن دو شقه کردن فیلم جعلی ایتالیایی و نه این تصاویر تجاوز هیچ ربطی به واقعیت عینی ندارند.
اما چرا برخی از روشنفکران هم از تشخیص نشانه های بی شماری که در این تصاویر وجود دارد و جعلی بودن آنها را به رخ می کشد باز مانده اند ؟ پاسخ روشن است آنها تمایل داشته اند تا این تصاویر را باور کنند ( در اینجا بحث روانشناختی و تحریکات لیبدو یک را به میان نمی آوریم ). در سالهای اخیر ژانر BDSM برای کسانی که آستانه تحریکشان از حد معمول گذشته است و در نتیجه برای تحریک جنسی محتاج تخیلات بیمارگونه سادو مازوخیستی یا شبه سادو مازوخیستی هستند به گونه برجسته ای منبع ارضای تمایلات سرکوب شده جنسی و به ویژه با گرایش پنهان و آشکار برای تحقیر زن و زنانگی ( باز در اینجا نمی خواهم به نظریه عقده رحم در مردان کارن هورنی اشاره کنم **) بدل شده است.
Real Rapeرا هم می توان یکی از خرده گونه های این ژانر محسوب کرد که در سالهای اخیر در تجارت زیرزمینی پورنوگرافی رونق چشم گیری یافته است ( فیلم هشت میلمتری ساخته جوئل شوماخر 1999را به خاطر آورید ) این خرده گونه به بهانه های مختلف از جمله جنگ خلیج فارس ، بوسنی و چچن با بهر گیری از عناصر بیمارگونه خشونت جنسی از جمله متجاوز انیفورم پوش ( یا گاه برعکس مانند پلیس زنی که مورد تجاوز قرار می گیرد) به تجارت زیرزمینی خود مشغول است و با صحنه سازیهای بسیار پیش پا افتاده، فانتزی مخاطبان خود را با سوژه های داغ روز پیوند می زند.
روانشناسان و متخصصان ارتباطات در سالهای گذشته با تحقیق در زمینه تاثیر این فیلم ها به این نتیجه رسیده اند که اگر چه نوع ملایم پورنوگرافی ممکن است بی ضرر به نظر برسد ولی خشونت صحنه سازی شده در قالب همین نوع Real Rape ممکن است در آن دسته ازمخاطبانی که نابهنجار تلقی می شوند با مخاطراتی شخصی همراه باشد و یا حتی تمایل به تجاوز و فانتزی آن را شدت بخشد . از همین روست که این فیلم ها اغلب بدون نظارت سازمانهای مسئول رده بندی و سانسور رسمی عرضه می شود و البته در میان آنها با همه گیر شدن دوربین های دیجیتال گاه به گاه کلیپ های واقعی از تجاوز یا خشونت واقعی نیز یافت می شود . مانند صحنه های گردن زدن کفار توسط شورشیان فوق متعصب اسلامی چچن یا تصاویری از زنانی که در بوسنی مورد تجاوز قرار گرفته بودند یا موارد این چنینی.
چند سال پیش یک دسته از نوجوانان معتاد آمریکایی دختری را پس از تجاوز به طرز وحشیانه ای به قتل رساندند و در همان حال از وی فیلم گرفتند فیلم اصلی توسط پلیس ضبط شد اما بخش هایی از آن (معلوم نیست چگونه ) به اینتر نت راه یافت و با بهایی گزاف توسط علاقمندان به این ژانر خرید و فروش شد . از این موارد واقعی و یا وانموده آنهادر اینترنت بسیار زیاد است . حالا در تهران هم پشت شهرداری در کنار انواع فیلم پورنو و یا شوی خوانندگان لوس آنجلسی فیلم های مجالس خصوصی مردم هم به فروش می رسد . تمایل به تماشای مخفیانه مناسبات خصوصی دیگران به طور عادی در همه وجود دارد اما در برخی والایش می یابد و در حرفه هایی موجه مانند روانشناسی بالینی یا پزشکی و یا روزنامه نگاری و خبرنگاری تجلی می یابد و در برخی دیگر به شکل خام و بدوی باقی می ماند مانند کسانی که با دوربین های شکاری مجتمع ساختمانی همسایه را زیر نظر می گیرند تا صحنه ای اروتیک شکار کنند یا کسانی که از راه اینتر نت و وب کم یا تماشای چنین تصاویر و فیلم هایی اسکوپوفیلیای خود را ارضا می کنند.
لذت تماشا ( بیشتر در مردان )و لذت دیده شدن( بیشتر در زنان ) در مباحث روانشناسی قدمتی به اندازه افسانه های نارسیس و یا اودیپ دارد.
گفتیم که مخاطبی که این تصاویر را باور می کند نیز ناخود آگاه تمایل دارد تا این وانموده های لیبدویک را واقعی فرض کند زیرا در هر حال رابطه مخاطب با جهان واقع تابعی از ناخود آگاه وی فرض می شود. تابعی که در شرایطی که پیامهای ضد و نقیضی از منابع اطلاعاتی مختلف واصل می شود بازشناسی واقعیت را از وانموده واقعیت مشکل جلوه می دهد. در تاریخ ارتباطات معاصر وقایع و موارد بسیار مهمتری نیز وجود داشته اند که گاه به هیستری همگانی بدل شده اند. مانند نمایشنامه رادیویی حمله مریخی ها ی اورسن ولز .اما آن چه در برخورد با این مورد ظاهرا بی اهمیت به نظر قابل توجه می آید دلایل زود باوری برخی از روشنفکرانی ست که داعیه نقد و تحلیل موضوعات پیچیده را دارند . وگرنه میزانسن ، Make up ،setting و بالاخره تصویر سازی و شیوه روایتی ( حالا با ضمائم فتیشه سوژه لیبدویک جدید یعنی چادر عربی! ) آشکار است که منحصر به متون پورنو ست و تشخیص محتوای این تصاویر را آسان می سازد. شاید هنوز برخی از روشنفکران ما با زبان تصاویر بیگانه هستند و یا در دوران پیش از انقلاب ارتباطی تصاویر به سر می برندو بیشتر از ارتباطات شفاهی یا کتبی به جای زبان ارتباطی و نشانه های تصویری کنونی بهر ه می گیرند و در نتیجه کناره گیری شان از سینما و رسانه های تصویری دیگر نیز به همین موضوع بر می گردد. بهر حال فقدان یا کمبود بینش و سواد تصویری لازم برای درک و بازشناسی در مواجهه با چنین مواردی سبب می شود تا در یابیم که چگونه برخی از مخاطبان ایرانی رسانه ها فارغ از سطح تحصیلات و در ک اجتماعی از تشخیص نشانه ها و پیام های زبان دنیای ارتباطی کنونی باز می مانند و به سادگی فریفته وانموده های سخیفی می شوند که تحت عنوان افشاء گری به خوردشان داده می شود.
ناپیام رسانی رسانه ها در دنیای اسکیزوفرنیک رسانه های پست مدرن نیز به خودی خود سبب خطای حواس می شود و ذهن را با تمایلات خود آگاه چنان مشغول می کند که آن چه را مایل به باور کردن است باور کند و طبعا این باور مندی در رویارویی با واقعیت عینی دچار شوک می شود...
واین سر آغاز ویرانی ست.

هشتم مرداد ماه ۸۲

 امید حبیبی نیا دانشجوی دکتری مدیریت و تحقیقات ارتباطات ، کارشناس ارشد تحقیق در علوم ارتباطات همگانی و کارشناس روانشناسی بالینی و کارگردانی سینما


*مخاطبان ثانویه مخاطبانی هستند که پس از راه افتادن یک جریان رسانه ای نیرومند مانند همین نامه چاپلین به بهرگیری از رسانه ترغیب می شوند اما ممکن است که با فروکش کردن موج رسانه ای از بهر گیری از آن غافل شوند و درنتیجه در جریان تحولات بعدی رخداد نمانند.

** کارن هورنی در پاسخ به فروید که عقده اختگی در زنان را مطرح کرد ، عقده رحم در مردان را مورد توجه قرار داد بر مبنای این نظریه مردان در برابر زنان و در مواجهه با رخدادهای دیگر دست به خشونت می زنند زیرا از زایش ناتوان هستند و در واقع در برابر زنان احساس حقارت می کنند.

 توضیحات:
۱- این مقاله در مرداد هشتاد و دو در وبلاگ مسدود شده قبلی در پرشین بلاگ (آینه های روبرو) که از فروردین ماه هشتاد و دو آغاز به کار کرده بود منتشر شد که پس از آن در خبرنامه گویا،هودر و چند سایت دیگر لینک آن منتشر شد،تعداد بازدید کنندگان این مقاله نزدیک به پانزده هزار نفر در طول نه روز بود.
۲-پس از انتشار این مقاله نویسنده مطلب فوق در مجله سقف با نگارنده نامه نگاری کرد و از اشتباه رخ داده ابراز تاسف کرد.
۳-نویسنده در توضیح این اشتباهات شایع در میان فرهنگ توده مقاله"سواد رسانه ای" را در خبرنامه گویا منتشر کرد که چند روز بعد بدون اجازه  و اطلاع نویسنده با سانسور قسمت های اصلی مقاله در روزنامه همشهری چاپ شد!
۴-از آنجایی که مجله سقف پس از مدت کوتاهی آن مطب و عکس های جعلی را حذف و مدتی بعد نیز خود انتشارش را بر روی اینترنت متوقف کرد لینک به مطلب سقف دیگر موجود نیست ولی علاقمندانی که تا کنون این عکس ها را ندیده اند می توانند به لینک سایت پورنوی(Hard Rape)مراجعه کنند.
5-حدود یک سال بعد از این مقاله،در مقاله ای در ورلد نت به تاثیر این عکس های جعلی در رسانه های نیمه حرفه ای عرب زبان و در سطح اینترنت اشاره شد.
6-حجم ارسال این عکس ها با سانسور یا بدون سانسور در زمان خود(مرداد هشتاد و دو) به حدی بود که  نگارنده و صدها هزار کاربر ایرانی دیگر روزانه چندین ای میل با مضمون این عکس ها دریافت می کردند.دامنه این تاثیرات حتی به کانونهای فرهنگی و سیاسی خارج از کشور نیز کشیده شده و حتی یکی از آنان بطور رسمی با ای میل این عکس ها را به عنوان سند جنایت سربازان آمریکایی(که البته در جنایت بودن تجاوز به عراق شکی نیست)برای همگان ارسال کردند،نگارنده تا آنجا که به یاد دارد رسانه های جمهوری اسلامی به ویژه رسانه هایی که به چنین موضوعاتی علاقه دارند نیز در زمان مورد بحث به این عکس ها با مضمون مشابه برخی تبعیدیان ایرانی در خارج از کشور اشاره کرده بودند.
7-حجم بسیار زیادی از کامنت های این مطلب به ناسزا گویی های حزب الهی ها و کسانی که خود را چپ ضد آمریکایی تبعیدی قلمداد می کردند اختصاص یافته که برخی به تهدید نیز ختم می شد با این حال برای دست یافتن به حال و هوای واکنش مخاطبان حدود سی کامنت از مجموع کامنت های موجود(قابل بازیافت!) از هشتم تا هجدهم مرداد هشتاد و دو در اینجا کپی شده است.
مقاله مرتبط: پورنوگرافی جنگ عراق(به زودی!)
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 12:26  توسط امید حبیبی‌نیا  |