تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

درس های خیزش خرداد 1382

امید حبیبی نیا
omidhabibinia@hotmail.com

یک:
سه شنبه 20 خرداد 1382؛
سالامید حبیبی نیای از غربت گذشته ، از جلسه ای در شهری دور برای انتقال اطلاعات مربوط به وضعیت روزنامه نگاران برای گروه کاری گزارشگر ویژه کمیسیون عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد برگشته ام.
بخشی از این ملاقات از قبل تعیین شده مربوط به وضعیت سینا مطلبی می شد که خوشبختانه پس از راه افتادن کارزاری جهانی و پس از سه هفته آزاد شده بود.
روی مسنجر چند آف لاین بود. ساعت 10 شب به وقت تهران... گوشی را برمی دارم و به دوستان روزنامه نگار زنگ می زنم، به همکار فنی سایتی که با آن به عنوان مسئول تهیه اخبار همکاری می کردم خبر می دهم که آماده باشد، خبر هایی هست؛ حدود صد و ده خبرفوری ظرف 48 ساعت ...
خیزش خرداد 1382

دو:
جنبش های خود بخودی،در دهه گذشته در ایران سیر تحولی و دگردیسی های فراوانی یافته اند.
اگر چه در اوایل این دهه در تهران این شورش ها و جنبش های خود بخودی در مواقع خاص ( مانند مسابقه فوتبال ) یا اعتراضات و شورش های محلی ( مثلا در اسلام شهر ) شکل می گرفت و ماهیتی اقتصادی و با خواسته های مشخص اقتصادی داشت و کمتر به سطح شهر کشیده می شد و موجب ایجاد بحرانی در ساماندهی سرکوب مستمر و سیستماتیک پلیس ، ارگان های نظامی و امنیتی حکومت نمی شد اما به تدریج شکل ، دامنه و خاستگاه این جنبش ها و شورش های خود جوش تغییر کرد و به این ترتیب با تغییر سمت و سو از سویی و رادیکال تر شدن از سوی دیگر کارکرد و سازو کار سرکوب دائمی و مستمر قدرت حاکم را به شدت زیر ضرب گرفت و دچار سردرگمی کرد. آن چنان که خیزش 18 تیر ماه 1378 در صورت دست یافتن به ابزارها ی نهادینه شدن و ارگانیزه شدن می توانست از سردرگمی و هراس عظیم سازمان های سرکوب رژیم به خوبی بهره برداری کند و رژیم را به سرعت سرنگون کند اما به دلایل بسیار و از جمله فقدان تجربه لازم وضعف و دیر وارد عمل شدن نیروهای رادیکال و انقلابی نتوانست به اهداف خود که این بار ( و شاید برای نخستین بار پس از سرکوب خونین دهه 60) کل ماهیت رژیم اسلامی و نه فقط یک بخش یا یک جناح از آن را نشانه رفته بود،دست یابد.
یکی از بارزترین تغییرات کمی و کیفی در سطح جنبش های خود بخودی و شورش های خیابانی در تهران و شهرهای بزرگ ورود طبقه متوسط شهری به این جنبش است که با جمعیت چهل میلیونی جوانان ایران پتانسیل بالقوه و مهار ناپذیر سرنگونی رژیم را داراست.
ورود طبقه متوسط شهری به سطح جنبش های خود بخودی سبب یک تغییر عمده در گرایش و جهت یابی این جنبش ها شده است و آن این که ماهیت اقتصادی این شورش ها را به ماهیت سیاسی تغییر داده است. اگر در شورش های پیشین این طبقه زیر متوسط بود که به دلایل مطالبات اقتصادی به راهکار های سیاسی و سرانجام رو در رویی با نظام جمهوری اسلامی دست می یافت ،جنبش های یک دهه اخیر و به ویژه پس از مقطع تاریخی 18 تیر 1378 که سر آغاز پروسه سرنگونی انقلابی جمهوری است و براندازی این نظام را در دستور کار فوری مطالبات مردمی قرار داد، از همان ابتدا هدف و جهت گیری آشکار سیاسی را در بر می گیرند.
خیزش خرداد 1382 که از شب بیستم آغاز و برای چند هفته ادامه یافت و رژیم را با بحرانی عظیم روبرو ساخت نیز از جمله این پویایی های انبوه خلق هستند که با خواست و هدف سیاسی مشخصی که دنباله خیزش تیر ماه 78 است شکل گرفت و رشد یافت.
مرور وقایع خرداد و تیر سال گذشته ، درس آموزی و تئوریزه کردن ماهیت آن برای بهره برداری فوری و هدایت بلافاصله این جنبش ها به سوی سازماندهی سرنگون سازی برای نیروهای انقلابی دارای اهمیت فراوانی ست.
در خیزش خرداد ماه گذشته طبقه متوسط شهری بلافاصله موفق شد حمایت طبقه زیر متوسط را نیز کسب و با تجربه خیزش تیر ماه 78 میدان بیاید. به این ترتیب صرفنظر از نتیجه ( که به دلیل ضعف های سازمایابی و هدایت ظاهرا از دستیابی به اهداف خود ناکام ماند ) به دلایل بسیار این جنبش تکامل و گسترش بیشتری نسبت به خیزش تیر ماه 78 را ظاهر ساخت.
شاید به طور گذارا بتوان چند مشخصه آشکار این جنبش را نسبت به خیزش تیر ماه 78 را چنین دسته بندی کرد:
- به کارگیری تاکتیک های موثر :
دانشجویان و جوانان با کسب تجربه از خیزش تیر ماه 78 تدارک رویارویی با پلیس ، شبه نظامیان ونیروهای فاشیستی رژیم را به سرعت آغاز کردند. در تیر ماه 78 چند روزی طول کشید تا برخی از دانشجویان با درک خطر عکاسان و فیلمبرداران وزارت اطلاعات و سایر نهادهای سرکوب چهره های خود را بپوشانند اما سال گذشته آنان به سرعت چهره خود را پوشاندند ، تهیه کوکتل مولتف در وقایع تیر ماه چند روزی به طول انجامید اما در خیزش سال گذشته جوانان به سرعت خود را به کوکتل مولتف و نارنجک های صوتی مجهز کردند.
دستگیر کردن مهاجمان و تشکیل دادن شورایی از دانشجویان معترض و مقابله تهاجمی با پلیس و سرکوبگران و تحرک سازمان یافته تر یکی از دستاوردهای این خیزش بود.
- گستردگی و نفوذ همه جانبه :
جنبش سال گذشته به سرعت خود را به اغلب شهر های ایران منتقل کرد ، دانشجویان به سرعت در همه شهرها وظیفه سازماندهی مبارزه را بر عهده گرفتند و جنبش نیز به سرعت خود را به تمام محلات و لایه های اجتماعی کشاند. به این ترتیب رژیم با یک خیزش همگانی و سراسری روبرو شد که امکان مانور و بسیج تمام نیرو ها برای سرکوب فوری آن در یک منطقه خاص را از آنان سلب کرد.
نیروهای رژیم در چند هفته درگیر نبرد خیابانی تقریبا در اغلب محلات شهرها بودند. این امر ضمن آن که به تحلیل رفتن وزمین گیر شدن این نیروها در هر منطقه منجر شد سبب شد تا انگیزه برخی از بدنه این نیروها برای رویاروی کم رنگ ترشود.
از سوی دیگر حمایت همه جانبه مردمی در طول چند هفته جنگ و گریز خیابانی سبب شد تا نیروهای رژیم در چتر حمایتی مردمی زمین گیر شوند. ایجاد راهبندان های مصنوعی و به صدا در آوردن بوق اتومبیل ها سبب شد تا ترافیک سربکوگران و نیروهای تازه نفس رژیم مختل شود و بخشی از این نیروها در راهبندان های اتوبان ها گیر بفتند یا به جای مقابله با نیروهای معترض در صحنه با سرنشینان اتومبیل ها درگیر شوند.
از سوی دیگر به کار گیری تاکتیک هایی چون شعار دادن در پشت بام ها و شعار نویسی های گسترده و شیوه های مختلف اطلاع رسانی برای استمرار مبارزه آشکار خیابانی سبب شد تا رژیم هراس سرنگونی را بیشتر احساس کند و از سوی دیگر قابلیتهای ابزار های سرکوبش در رو در رویهای طولانی و هر روزه با مردم به سرعت کاهش یابد.
-رادیکال شدن ماهیت جنبش و ورود عناصر تازه به آن :
شرکت گسترده تر و رادیکال تر زنان در صحنه های این مبارزه و نمایان ساختن جلوه هایی از مخالفت آنان با کلیت نظام اسلامی از جمله از سر برداشتن روسری و ابراز انزجار از حجاب اسلامی نمونه ای از رادیکال تر شدن این جنبش نسبت به خیزش تیرماه 78 بود.
به علاوه جمعیت عظیم جوانان و نوجوانان در کنار طبقات مختلف و لایه های مختلف اجتماعی با بهره گیری همنوایی با سطح رو به رادیکال تر شدن خیزش وارد این مبارزه می شدند و هر روز که می گذشت تعداد بیشتری از مردم خود را در این جنبش درگیر می یافتند.
از سوی دیگر خشونت سرکوبگران سبب افزایش انگیزه مقابله تهاجمی می شد، به گونه ای که در اغلب موارد عملا پلیس از سرکوب مردم بازمی ماند و از آن جا که پلیس حامی فاشیستهای حزب الله و بسیج است کم تحرکی پلیس سبب می شد تا آن نیروها نیز زمین گیر بشوند.
-تغییر موزانه رسانه ای:
در خیزش تیر ماه 78 جز روزنامه های تحت سانسور رژیم و رادیوهای فارسی زبان که در ساعات محدود و با ملاحظه سیاست های رسانه ای خود به خبر رسانی می پرداختند هیچ منبع گسترده دیگری جز ارتباط شفاهی برای انتقال اطلاعات و اخبار خیزش موجود نبود اما در خیزش خرداد ماه علاوه بر تعدادی کانال های ماهواره ای چندین کانال رادیویی 24 ساعته با پخش زنده و تعداد زیادی سایت های اینترنتی که بلافاصله به پخش اخبار و اطلاعات می پردختند وجود داشت ( تعداد کاربران اینترنت نیز بنا بر آمار رسمی از حدود دوازده درصد در سال 78 به حدود 20 درصد در سال 82 رسیده بود) به این ترتیب اگر در خیزش تیر ماه تعداد کانال های رسانه ای انتقال اطلاعات محدود بود ، در خیزش سال گذشته این کانال ها افزایش و تنوع بیشتری یافته بودند به گونه ای که هر ساعت دهها خبر و گزارش ، عکس ، صدا و حتی گاه فیلم نیز توسط مردم به دست رسانه ها می رسید.
به علاوه حضور عکاسان و گزارشگران چند خبرگزاری تازه در صحنه های درگیری ( که در سه روز بعدی به دستور شورای امنیت از پوشش اخبار این خیزش بازداشته شدند ) سبب شد تا عمق ، گسترش و نیز ماهیت این خیزش بیش از پیش روشن و در دسترس مردم قرار گیرد.
- به جلو انداختن چشم انداز سرنگونی قهر آمیز رژیم:
حاکمیت در خیزش خرداد ماه 82 به خوبی دریافت که پتانسیل جنبش ها و شورش های خودبخودی هر دم دامنه و شدت بیشتری می گیرد و سرنگونی قهر آمیز توسط مردم کاملا محتوم و بدیهی ست از همین رو با شکست پروژه نمایش اصلاحات خود را آماده سرکوب و ارعاب خشن تر مردم و نیز یک دست کردن حکومت کرد تا با خرید زمان ، فرصت مقابله و چاره اندیشی در برابر چالش های نوین را بیابد.
از سوی دیگر مردم نیز بیشتر از گذشته در یافتند که سرنگونی قهر آمیز در کوتاه مدت امکان پذیر است و خود را برای رویارویی نهایی با تمامی حاکمیت آماده کردند ، اعتصابات ، تجمعات و حرکت های اعتراضی در کنار شورش های خیابانی گاه به گاه در تهران و شهرهای ایران از سال گذشته به این سو شدت بیشتری گرفته است و به نظر می رسد که بر شتاب وقایع و عمق جنبش هردم افزوده می شد به گونه ای که می توان با قاطعیت گفت هم اکنون بر اساس تئوریهای انقلاب ما در " شرایط انقلابی " قرار گرفته ایم ، شرایطی که اگر جنبش موفق شود تا با سازمان یابی ، تئوریزه کردن و دست یافتن به تاکتیک های موثر و مهمتر از همه روشن کردن اهداف فوری سرنگون خواهی گام نهایی را بردارد چیزی از حکومت ربع قرن ترور و حشت باقی نخواهد ماند.
از همین روست که با درک اهمیت این شرایط بایددر تدارک سازمان یابی و برقراری حلقه های پراکنده جنبش های اعتراضی و صنفی و نیز اطلاع رسانی و ایجاد رسانه های فراگیر ،حرفه ای و البته انقلابی بود.

سه :
ساعاتی پیش دوستی روی مسنجر آمده بود وبرایم نوشت: من الان از کوی دانشگاه برگشتم ، خیالت راحت باشد امسال هم جایت را خالی می کنیم!
برایش نوشتم اگر بشود جلوی سر برآوردن خورشید را گرفت جلوی قهر و شور شما را نیز می توانند بگیرند.
شما پیروزید ، آینده از آن شماست .
امروز هیچ کس در ایران تردیدی در این باره ندارد.
شبانگاه بیست خرداد 1383
ناکجا آبادی که وطن من نیست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 16:44  توسط امید حبیبی‌نیا  |