تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

                                     

                       ایران شده فلسطین   مردم چرا نشستین؟

        یاسر عرفاتی که می شناختم

                                   

                                         امید حبیبی نیا

 

یاسر عرفات در پایگاه چریکی دهه شصتهمین چند روز پیش بود که همه رسانه ها ناگهان خبر از مرگ مغزی یاسر عرفات دادند و هنگامی که سخنگوی بیمارستان نظامی بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و با مکثی طولانی گفت : "خانم ها ، آقایان آقای عرفات زنده است" ، نفس راحتی کشیدیم و روی وب سایت مان  در کنار عکسی از اونوشتیم :" یاسر عرفات زنده است!"

وقتی حوالی صبح الجزیره خبر مرگ او را داد ، تنها لحظه ای طول کشید تا با خودم بگویم او هم رفت!

برای نسل ما که هنوز جایی در گوشه ای از اتاقش یا شاید روی کامپیوترش عکسی از چه گوارا خود را به رخ می کشد ، یاسر عرفات شاید یکی از آخرین آرکی تایپ های رومانتیسیسم انقلابی بود.

بعد از چه ، فیدل کاسترو ، فرانسوا لیوتار ، ژاک دریدا ،ادوارد سعید و یا حتی کارلوس و برای ما بیژن جزنی ، مسعود احمد زاده ، مرضیه اسکویی و ... یاسر عرفات بخشی از آرکی تایپ ما از نوستالژی انقلابی دهه شصت بود.

برای ما نام او همیشه تداعی گر سخنرانی مشهورش در سازمان ملل است : " من این جا آمده ام با شاخه ای زیتون بر یک دست و اسلحه ای بر دست دیگر ، نگذارید شاخه زیتون از دستم بیفتد! "

 

سیزده نوامبر 1974 پس از سخنرانی پر شور در سازمان ملل 

یاسر عرفات اما ، گذشته از آنکه یاد آور یک دوران تاریخی پر شور بود ، دورانی که با شرکت و تعلیم دیدن  بنیان گزاران جنبش چریکی ایران  در اردوگاه های الفتح پیوند خورده است ،یاد آور اشغالگری و شقاوت اشغالگر نیز بود .

هنوز کسانی خاطره بازی فوتبال ایران و اسرائیل در تهران را به یاد دارند که چگونه بدل به تظاهرات ضد حکومتی در اواخر دوران شاه شد و هنوز هنگامی که پرویز قلیچ خانی از آن واقعه تاریخی سخن می گوید باز شنوندگانش را  مجذوب می کند .

در روزهای انقلاب نیز شعار " ایران شده فلسطین  / مردم چرا نشستین ؟ " بخوبی این همانند سازی را برای توصیف اشغال شدگی کشور نشان می داد و هنگامی که یاسر عرفات کمی پس از بهمن ۵٧ به تهران آمد ما از او شعار " ثوره ثوره حتی النصر " را یاد گرفتیم.

در خیزش تیر ماه ٧۸ نیز مردم و دانشجویان همین شعار را می دادند " ایران شده فلسطین / مردم چرا نشستین ؟ " وقتی در خیابان امیر آباد در میان صدها هزار نفری که به سوی کوی دانشگاه می رفتند و این شعار را می دادند ( و تحکیمی ها را عقب جمعیت جا گذاشته بودند ) گام بر می داشتیم در چهره عابران یا ساکنان خانه های مشرف به خیابان که برای جمعیت کف می زدند یا گل پرت می کردند این همانند سازی را به واقع می توانستیم ببنیم ؛ آن ها همه باور داشتند که در کشور اشغال شده ی همچون فلسطین زندگی می کنند و از دید اشغالگران شهروندانی  پست ترمحسوب می شوند.

هنوز هم با دیدن تصاویرتلویزیونی وحشیگریهای دولت بنیاد گرای مذهبی یهودی اسرائیل در مناطق اشغالی که نه تنها مردم فلسطین بلکه دهها خبرنگار ، فعال حقوق بشر چون راشل کرو  و حتی چپ ها و صلح طلبان اسرائیلی را به تیغ قهر و جهل گرفتار کرده است با خودم می گویم تا کی جهان می تواند نظاره گر این جنون مداوم در این منطقه باشد؟

 

آخرین روزهای ابوعمار در فلسطین 

چند روز پیش وقتی خبر وخامت حال عرفات در رام الله منتشر شد  و تصویر بردار تلویزیون بی بی سی در حین پخش گزارش خبرنگارش پرچم برافراشته فلسطین را نشان داد گویی بیننده را در انتظار روزی می گذاشت که این پرچم نیمه افراشته شود ، شاید  خیمه زدن گزارشگران تلویزیونی در اطراف بیمارستان نظامی که عرفات در آن در اغما بود نیز همچون آن نمای تلویزیون بی بی سی منزجر کننده به نظر می رسید؛ چون لاشخور در انتظار مرگ یک انسان!

چند سال پیش در ادامه نشست های رسانه شناسی که درپژوهش معاونت سیاسی صدا و سیما راه اندخته بودم ، جلسه ای این بار خصوصی داشتیم با سخنگوی جهاد اسلامی در تهران ،هرچند که او از پرسش های صریح ما شوکه شده بود ولی حتی درسخنان او که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی به پشتوانه حمایت از او ،علیه عرفات و به زعم آنان سازش طلبی ش کف بر دهان می آورد، نیز احترامی عمیق و واقعی نسبت به ابوعمار یافتیم.

 

حلقه به دور بیمارستان بیم و امید 

امروز در تصاویر تلویزیونی که در میان گفته ها و تفاسیر گاه انزجار آور جریان مسلط رسانه ای از واکنش صهیونیست های افراطی و دولتمردان غربی، از جوانان فلسطینی می دیدم این احترام و قدردانی به نظرم واقعی تر و همدلی برانگیز تر آمد .

مرگ عرفات پایان این رویای  خیزش برای آزادی  نیست ، جوان ایرانی و جوان فلسطینی هر دو در کشوری اشغال شده زندگی می کنند ، آن ها رنج این اشغال را هر روز بیشتر در می یابند . خیزش جوان فلسطینی با دست خالی و سنگی که بر بدنه زره پوش ها کوفته می شود جوان ایرانی را نیز به خیزش فرا می خواند.

اگر برای نسل ما نوستالژی دهه شصت ابرانسان هایی برای الگو گزینی آفریده بود شاید برای نسل هزاره سوم که درفضای پست مدرن فاقد این الگوها رشد کرده است ،اسطوره زدایی مقدمه ای بر رهایی شود.

هر چه که هست ما هر دم جهان را خالی تر از آرکی تایپ های بازنمون شده رسانه ای خود می یابیم .

اما یاسر عرفاتی که من می شناختم پیروز شد.

  

ناکجا آبادی که سرزمین من نیست

  بیست و یکم آبان ماه هشتاد و سه

 

حماسه ها جاودانی اند 

R

زندگی نامه یاسر عرفات

 کرنولوژی زندگی عرفات

بولدوزر ارتش اسرائیل راشل کوری فعال صلح را زیر می گیرد

عکس هایی از  قتل دلخراش راشل کوری

عکس هایی از زندگی یاسر عرفات

...

 

 این مطلب سال گذشته پس از مرگ یاسر عرفات در سایت آزادی بیان منتشر شد که دیگر در دسترس نیست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 15:56  توسط امید حبیبی‌نیا  |