تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

دورسانه ،یک تجربه:در تعریف روزنامه نگار ناخودی بودن؛

ماجرای مصاحبه های من با بی بی سی ( BBC)و نشنال ری ویو(NationalReview)

 

به عنوان پژوهشگر ارتباطات،مفاهیمی چون جریان یکسویه اطلاعات،رسانه های غالب،برجسته سازی، سیاست های رسانه ای و...برایم آشنا است.اما در سالهای اخیر ما در ایران یک اصطلاح سیاسی با عنوان "خودی و ناخودی" داشتیم. این اصطلاح در گستره رسانه های زیر سانسور جمهوری اسلامی کاربردی عینی و عملی داشت.به این معنا که روزنامه نگار ناخودی( که باید قواعد بازی را در قانون تنازع بقای حرفه ای در جمهوری اسلامی می پذیرفت) تا زمانی که به نوعی به یکی از پایه های هرم قدرت تکیه نکرده و در نتیجه از ناخودی به خودی یا به تعبیر وزارت اطلاعات دولت اصلاحات از معاند به منتقد و از منتقد به موافق استحاله نشده باشدبه عنوان "بیگانه"نگریسته می شود.

اما روزنامه نگار "خودی" به محض بروز کمترین خطر به آندره ی ساخاروف بدل می شود،سفارت خانه های خارجی برای دادن ویزا و موسسات مختلف برای اعطای بورس تحصیلی یا دعوت به سخنرانی و احیانا جایزه ای برای او با یکدیگر به رقابت بر می خیزند. سرانجام روزنامه نگار خودی بطرزی باور نکردنی با پاسپورت وتمام تشریفات یک سفر دیپلماتیک به خارج از کشور صادر می شود وبلافاصله در رسانه های جریان اصلی( یا به تعبیر پروپاگاندای جمهوری اسلامی"رسانه های بیگانه") به کار گمارده می شود!

سازمان گزارشگران بدون مرز برای آنان تور سخنرانی راه می اندازد و درنهایت هر روز شاهکارهای تازه این قهرمانان خودی خلایق را شگفت زده تر می کند، یکی کاندیدای مجلس هفتم اسلامی از وسط قاره اروپا می شود،دیگری با سفارت جمهوری اسلامی رایزنی می کند،و...

تا این جای قضیه برای اهل فن ظاهرا همه چیز همان روال "عادی" را دارد، یعنی در واقعیت امر تفاوت خاصی از لحاظ این نوع طبقه بندی بین داخل و خارج از کشور نیست!

اما آنچه سبب شد تا این یادداشت را بنویسم آن بود که شباهت شیوه های سانسور در خارج از کشور با داخل کشورگاه حتی برای من هم تعجب برانگیز است.

تا حدود سه سال پیش من به عنوان کارمند حق الزحمه ای اما عملا به عنوان مدیر کمیته برنامه ریزی اتاق فکر معاونت سیاسی صدا و سیما و معاون گروه مطالعاتی رسانه در اداره کل پژوهش این معاونت مشغول به کار بودم وطبعا حاصل چند سال کار در این معاونت دهها تحقیق و تحلیل بود که در آرشیو پژوهش نگه داری می شد،چند ماهی بعد از خروج من از کشور اداره کل پژوهش معاونت سیاسی صدا و سیما تمام برگه های شناسه تحقیق و جلد که با نام من انجام شده بود را هم از سیستم شبکه داخلی کامپیوتری و هم از آرشیو حذف کرد.

طبعا این کار صدا و سیما واکنش طبیعی یک رسانه توتالیتار بود و کم و بیش قابل انتظار.

تصور روی خوش نشان ندادن برخی از سایت های اینترنتی جریان غالب که به نوعی از بخش هایی از حکومت پشتیبانی می کنند و یا خواستار رفرم هستند به نوشته های من نیز چندان دور از انتظار نیست.مثلاوقتی سایت گویا بلافاصله هر سایت و وبلاگی را که به حکومت وابسته باشد در دیتا بیس خود وارد می کند و از انتشار نوشته های من خودداری می کند طبعا تکلیف من و امثال من روشن است:من روزنامه نگار ناخودی هستم!

...

امروز که طبق معمول به کار بررسی کارراهه صدا و سیما در کارزار نمایش انتخاباتی حکومت مشغول بودم سعی کردم مقاله ای را که به سفارش بی بی سی در زمینه عملکرد صدا و سیما و انتخابات مجلس هفتم نوشته بودم پیدا کنم،اما متوجه شدم که مسئول سایت بخش فارسی که از اتفاق زمانی در ایران همکار سینمایی ما محسوب می شد آن را از روی سایت برداشته است.

این در حالی است که تمام مقالات و اخبار و گزارشات یک سال قبل و بعد در باره صدا و سیما هنوز در آرشیو سایت بی بی سی موجود است:

 

انتخابات مجلس هفتم و صدا و سيما

امید حبیبی نیا

پژوهشگر سابق معاونت سیاسی صدا و سیما

 

همچنین اگر در بخش جستجوی این سایت نام من را جستجو کنیم هیچ اثری از نوشته ها یا مصاحبه های من بر روی این سایت به دست نمی آید،حال آنکه تعداد مصاحبه من  با بی بی سی در شش-هفت سال گذشته(که در ایران برای من خالی از خطرهم نبود) به بیش از پنجاه مورد رسیده است.

...

چندی پیش از ماهنامه نشنال ری ویو در آمریکا با من تماس گرفتند و در باره مسائل سیاسی در ابران بطور مفصل در چند نوبت مصاحبه کردند،مصاحبه کننده که معاون سردبیر این مجله است،اطلاعات جانبی بسیاری نیز در زمینه های مختلف دریافت کرد. چند هفته پیش مصاحبه کننده گزارش خود را در باره ایران در این مجله منتشر کردکه در آن به تجلیل وستایش از طرح شکست خورده رفراندم پرداخته بود،با اینکه من اولین نفری بودم که با وی در باره مسائل سیاسی ایران مصاحبه کردم اما او نه تنها به هیچ عنوان اشاره ای به مصاحبه با من نکرده بود بلکه چند نفری که در گزارش خود به گفته های آن ها استناد کرده بود همه به نوعی از طرح رفراندم پشتیبانی کرده بودند!

عجیب تر آنکه هفته پیش وی ای میل دیگری به من زد و خواستار مصاحبه دیگری این بار در باره احمد باطبی شد!

...

این رفتار ها چه در رسانه های فارسی زبان و چه بین المللی نشانگر آن است که مرزبندی و تعاریف سنتی سیاست های رسانه ای و دروازه بانی خبر در تمام موارد یکسان است: خودی یا ناخودی بودن، مساله این است!

 

امید حبیبی نیا

ناکجاآبادی که وطن من نیست

omidha@gmail.com

http://omidh.blogfa.com/

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 23:19  توسط امید حبیبی‌نیا  |