نگاهی به نخستین ویدئوی آموزش روزنامه نگاری بیبیسی فارسی
سرانجام پس از نزدیک به هفتاد سال، بخش فارسی بیبیسی چند هفته پیش از آغاز به کار تلویزیون خود، اولین ویدئوی رسمی خود از بخش فارسی را منتشر کرده است.
در این ویدئو که قرار است به مسایل آموزش روزنامهنگاری بپردازد، اما نکات جالب توجهی قابل بررسی است که چنانچه قرار باشد ملاک کار تلویزیون یا حداقل شیوه تهیه برنامههای ویدئویی تلویزیون بیبیسی فارسی باشد، میتوان آنها را زیر ذرهبین قرار داده و به بحث گذارد.
اما پیش از هر چیز، ذکر یک نکته ضروری است و آن تحسین اقدام بجا (هرچند بسیار دیرهنگام) بخش فارسی بیبیسی است، در نمایش فضای بخش فارسی و البته در حاشیه آن پرداختن به مسایل آموزش روزنامهنگاری که برای مخاطب عام هم قابل استفاده است.
برای رسانه محبوبی که قرار است با مخاطب ارتباط دو جانبه برقرار کند، معرفی کارکنان، روزنامهنگاران و فضای پشت صحنه آن، در روزگار کنونی شاید الزامی باشد. زیرا مخاطب میخواهد بداند مثلاً این مهدی پرپنچی با آن صدای گیرا و تسلط مثالزدنی در اجرای رادیویی، چه شکلی است و چطور برنامه اجرا میکند؟ (که مطمئنم پس از تماشای این ویدئو با علاقه بیشتری به صدای او گوش خواهد داد).
یا اصلاً فضای بخش فارسی بیبیسی چه شکلی است؟ استودیوها یا چیدمانش چه شکلی است و از این قبیل، این ویدئو البته در نمایش تمام جزییات به مخاطب کنجکاو خساست به خرج میدهد، ولی شروع درخشانی است.
در تمام دورانی که نگارنده در صدا و سیما به کار مشغول بود، نه تنها هیچ مشکلی برای نشان دادن پشت صحنههای پخش خبر یا تولید نداشت، بلکه همه همکاران با اشتیاق حاضر به «نشان داده شدن» بودند، اما نگارنده به خاطر میآورد که این اتفاق در رسانههای خارج از کشور با شرط و شروط ها و مسایل بسیاری همراه بود که اغلب امکانناپذیر مینمود.

نمایی از نخستین ویدیوی آموزشی بیبیسی فارسی
از قدیم گفتهاند که شتر سواری دولا دولا نمیشود، روزنامهنگاران یا کارمندان بخش فارسی بیبیسی هم افرادی هستند که به شغل شریف روزنامهنگاری مشغول هستند و پیرو موازین دقیق سیاستهای بیبیسی هستند که کمتر ممکن است توسط دولت جمهوری اسلامی با اعتراض رسمی روبرو شود.
تقریباً همه این افراد برای مراکز ذیربط در ایران شناخته شده و همواره در حال سفر به ایران هستند. پس لزومی به پنهان کردن چهره نیست، برعکس پنهان کردن چهره حساسیتبرانگیز جلوه میکند که دلیل چیست؟ البته برخی افراد، اصولاً به قول تلویزیونیها Cammera Shy هستند و جلوی دوربین تلویزیون اصلاً راحت نیستند که حسابی جدا دارد.
حال بخش فارسی بیبیسی با ظهور تلویزیون خود دریافته است که دوران روی برگردان به پایان رسیده و اکنون همه کارکنانش در معرض تماشا قرار دارند، پس چه بهتر که این نمایش به بهترین شیوه صورت گیرد.
بپردازیم به خود این ویدئو که شاید نمونهای از ویدئوهای تولیدی تلویزیون یا محصول مشترک آن لاین/ تلویزیون (همانگونه که قرار بوده تولیدات هر سه بخش با هم گره بخورند) باشد و طبعاً با نگاهی انتقادی به آن خواهیم پرداخت، ضمن اینکه بدیهی است این امر، نفی کار حرفهای همکاران سابق هم نباید تلقی شود!

عنایت فانی در ویدیوی آموزشی بیبیسی فارسی
ویدئو، ۹ دقیقه و ۳۱ ثانیه است و از قرار معلوم مطابق معمول برای مخاطبان داخل ایران اصولاً قابل مشاهده نیست، من در اینجا به صورت تلگرافی مواردی را که به نظرم میرسد، برمیشمارم، امیدوارم خوانندگان نیز در تصحیح نظرات من یا افزودن موارد دیگر ترغیب شوند، تصور میکنم بخش فارسی بیبیسی از این امداد غیبی بسیار سپاسگزار خواهد شد:
۱- در کپشن ابتدایی در زیر عنوان College of Journalism برگردان آن به فارسی شده: مدرسه خبرنگاری بی بی سی.
گذشته از اینکه مدرسه، ترجمه دقیقی برای کالج نیست، موضوع مهمتر این است که خبرنگاری با روزنامهنگاری یعنی Journalism متفاوت است، خبرنگاری بخشی (و شاید مهمترین بخش) روزنامهنگاری است اما بدیهی است که هر خبرنگاری روزنامهنگار هست ولی هر روزنامهنگاری لزوماً خبرنگار نیست! ضمن اینکه روزنامهنگاری در اینجا یعنی در عنوان کالج یک دانش/ حرفه است که شامل دامنه وسیعی از علوم اجتماعی دیگر است.
۲- لوگوی بیبیسی فارسی (با فونت اختصاصی فارسیاش) کمی به سوی مرکز گرایش پیدا کرده که کمتر معمول است، اغلب لوگوها در گوشهها دیده میشوند، به علاوه این لوگو حداقل سه برابر باید بزرگتر شود تا در پخش آنلاین خوب دیده شود.

نمایی از نخستین ویدیوی آموزشی بیبیسی فارسی
۳- وله آغازین، با تمهید خوب صدای همپوشانی کننده با نماهای خوبی از شنونده به داخل استودیوی پخش زنده شروع میشود، اما اشتباه در تدوین صدا سبب شده است که معرفی گوینده در استودیو (مهدی پرپنچی) با معرفی تهیهکننده فرضی برنامه (عنایت فانی) همزمان شود، این امر یک اشتباه کاملاً واضح و مبرهن است که از چشم یا گوش افتادنش، عجیب به نظر میرسد.
۴- بعد از معرفی اولیه عنایت فانی، وی در یکی از اتاقهای بخش، اولین پلاتوی خود را خطاب به دوربین اجرا میکند. اما Body Language وی در ادامه پلاتو مناسب نیست. از جمله حرکات دست وی، معنایی مخالف با گفته او را القاء میکند و برای تماشاگر تیزبین سوالبرانگیز میشود. اما به دلایل مختلف اصولاً عنایت فانی چهرهای تلویزیونی (و جذاب) دارد.
۵- دومین اشتباه فاحش، گم کردن خط روایت/ راوی توسط کارگردان/ تهیه کننده در دومین دقیقه است، یعنی تا به اینجا عنایت فانی در نقش راوی/ مجری پلاتو ظاهر شده بود. اما در دقیقه دوم، وی خود در حال گفت و گو در استودیوی رادیو با فرد (نامعلوم، احتمالا تهیه کننده) دیگری است که در باره سیاستهای بیبیسی و زبان مورد استفاده در بخش فارسی توضیح میدهد.
۶- قطع از عنایت فانی به نمای مدیوم دیگری از وی در حال اداره جلسه صبحگاهی بخش ایده خوبی در تداوم روایت است. اما کادربندی آن خوب از آب در نیامده است، زیرا برخی از اصول کلاسیک کادربندی تلویزیونی از جمله Head Room را عملاً زیر پا گذارده است.

صحنهای از جلسهی صبحگاهی
۷- سومین اشتباه فاحش تدوین که اساساً عمدی هم هست، در نمایش همین جلسه رخ میدهد.
در نمای بازی که در دقیقه ۲:۳۵ دیده میشود، هیچ اثری از آندرس ایلوس، رییس بخش فارسی در میان کسانی که پشت میزگرد اتاق رادیو نشستهاند، نیست. اما بلافاصله در نمای مدیوم شات دیگری، وی را در حالی که صدای جلسه روی چهره وی «Voice Over» شده میبینیم تا به تماشاگر القاء شود که وی هم در جلسه حضور داشته است.
این نما کاملاً اشتباه به نظر میرسد و برای تماشاگر تیزبین، سؤالبرانگیز است که چه لزومی دارد که رییس، نشان داده شود؟ حتی اگر فرض کنیم وی بعداً به جمع حضار پیوسته، استفاده از تمهید «زمان کنونی» برای فریب دادن تماشاگر خوب از آب در نیامده است.
این نما کاملاً اشتباه، غیر حرفه ای و سفارشی (نه به آن معنا که رییس بخش خواسته باشد، بلکه بیشتر نوعی اظهار ارادت نچسب تهیه کننده ویدئو است) به نظر میرسد و برای تماشاگر تیزبین، سوالبرانگیز است که چه لزومی دارد که رییس، نشان داده شود؟ حتی اگر فرض کنیم وی بعداً به جمع حضار پیوسته، استفاده از تمهید «زمان کنونی» برای فریب دادن تماشاگر خوب از آب در نیامده است.
۸- در دقیقه ۵.۵۵ عنایت فانی، در عمل در حال تصحیح و ادیت یک ترجمه است، اما عجیب است که یک مفهوم مشخص در اینجا فراموش میشود.

نمایی از نخستین ویدیوی آموزشی بیبیسی فارسی
وی می گوید در توضیح «طبقه سکولار» میتوانیم بگوییم کسانی که معتقد به حکومت غیرمذهبی هستند، صرفنظر از اینکه توضیح دقیقی نیست (شاید بهتر باشد بگوییم کسانی که خواهان ممانعت از دخالت مذهب در حکومت و جدایی دین از سیاست هستند) مفهوم طبقه در اینجا کاملاً اشتباه است؛ ما طبقه آتئیست، طبقه سکولار، طبقه کمونیست یا طبقه شاعر نداریم. ما «گروه» سکولار داریم و «طبقه» بورژوا، خرده بورژوا یا کارگر.
ضمن اینکه اطلاعات اضافی یا حاشیهای باید جزیی از متن خبر رادیویی باشند، یعنی بهتر است اینجا به جای آن پرانتزی که فانی برای توضیح باز میکند، برعکس عمل کرد. یعنی مثلاً گفته شود: «در این کشورها معتقدان به جدایی دین از سیاست یا سکولارها میخواهند...».
۹- تمهید رفتن به سراغ سردبیر آنلاین، خوب جا نیفتاده، ولی سوال فانی این عیب را تا حدودی میپوشاند، تهیهکننده برای بخشیدن اعتبار مضاعف به سیما علینژاد وی را با کپشنی معرفی میکند ولی فراموش میکند که قبلاً از عنایت فانی دو بار با عناوین متفاوت یاد شده، در متن مکتوب سردبیر ارشد و در معرفی به زبان خودش سردبیر آنلاین و رادیو، ممکن است تماشاگر از خود بپرسد پس سیما علینژاد این وسط چکاره است؟ شاید اضافه کردن یک کلمه آن لاین در کپشن به این سردرگمی پایان میداد.
کادربندی این صحنه نیز از نظر حرفهای صحیح به نظر نمیرسد و باز هم سفارشی بودناش بیشتر به ذهن میرسد. ضمن اینکه اتاق آنلاین در بکگراند کاملاً خالی به نظر میرسد که میتواند تعابیر متفاوتی در ذهن بیننده ایجاد کند.
۱۰- در این صحنه نماهای لایی یا اینسرتی هم کاربرد درستی ندارد، ضمن اینکه دیزالو با ویس اور، خوب match یا هماهنگ نشده و جزو اشتباهات تدوین محسوب میشود. در پایان همین صحنه، کات بر روی حرفهای علینژاد در زمان نامناسب رخ داده و کاملاً مشخص است که حرفهای وی ادامه داشته و به دلیلی قطع شده است.

سیما علینژاد، سردبیر سایت بیبیسی فارسی
۱۱- عنایت فانی در پایان معلوم نیست که به چه کسی توصیه می کند که «دفعه دیگر که برای بیبیسی مطلب مینویسید، یادتان باشد که معیار و استاندارد زبان را هم رعایت کنید» تماشاگر؟ در این صورت باید مانند شروع ویدئو با پلاتوی نهایی رو به دوربین به پایان میرسید. به همکارانش در بخش فارسی؟ یا به تهیه کننده ویدئو؟
اینها مواردی بودند که با یک نگاه گذرا به این ویدئوی ۹.۳۱دقیقهای به نظرم رسید، البته میتوان با کمی مته به خشاش گذاردن، موارد دیگری را نیز افزود.
اما آنچه شاید اهمیت بررسی این ویدئو را (که احتمالاً شاهد پخش آن در هفتههای آینده در تلویزیون فارسی بیبیسی هم خواهیم بود) بیشتر میکند، آن است که در این ویدئو که زیر عنوان مدرسه خبرنگاری بیبیسی تهیه شده، قرار است به آموزش روزنامهنگاری پرداخته شود. پس بدیهی است که در اولین گام، خود مواد اولیه آموزشی باید پیراسته و بدون غلط ارایه شوند. زیرا فرض بر این است که روزنامهنگاران تلویزیونی بیبیسی فارسی افرادی با سابقه حرفهای و تخصص مرتبط باشند.
با این همه روشن است که گسترش چنین نقدها و مباحثی میتواند به بهینهسازی فضای تولید و تحلیل ساختاری و محتوای رسانههای تصویری فارسی به عنوان یکی از اولویتهای انتخاب رسانهای مخاطبان کمک کند، گسترهای که گمان میرود به امان خدا رها شده و دیگر کسی جز مراکز تحقیقاتی دولتی موظف، حوصله یا مجال بررسی آنها را ندارد.
با این حال خوشبختانه نسل جوان کشور که بیش از هفتاد درصد از جمعیت کشور را تشکیل میدهند و متوسط سطح سواد اکثریت آنها، دیپلم است، در سالهای اخیر همسو با انقلاب ارتباطات از سطح سواد رسانهای و سواد تصویری بهتری به نسبت به دهههای گذشته برخوردار شده و به خوبی میتوانند نقاط ضعف و قوت برنامههای تلویزیونی، فیلمهای سینمایی و سایر محصولات رسانهای را تشخیص بدهند.
از همین رو شاید تهیهکنندگان رسانهها باید دقت و حوصله خود را برای ارائه آثار خود دو چندان سازند.
منتشر شده در: زمانه تاریخ انتشار: ۶ آبان ۱۳۸۷
مطالب مرتبط:
بررسی تطبیقی سایتهای خبری عمده فارسی




