تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

از اینجا و آنجا

پیازا گرانده، لوکارنو

جشنواره بین المللی فیلم لوکارنو که هر سال در ماه آگوست در سوئیس برگزار می شود امسال نیز چون سالهای گذشته میزبان دهها هزار مشتاق سینمای آلترناتیو و مستقلی بود که از سراسر اروپا و جهان  به جنوب گرم و تابستانی سوئیس آمده بودند. 

با این که بسیاری معتقدند که فیلم های دیدنی در این جشنواره به نسبت سایر جشنواره های فیلم رقیب هر سال کمتر می شود اما هنوز این جشنواره مرجع کم و بیش خوبی برای مرور فیلم هایی خارج از جریان مسلط رسانه ای است، هر چند که فدریکو مایر مدیر جدید این جشنواره امسال به نسبت سال گذشته باز هم از تعداد فیلم های این جشنواره کاست ولی در حدود 400 فیلم بلند و کوتاه در آن به نمایش در آمد. 

بسیاری از این فیلم ها مانند شیکاگو 10(در باره ماجرای دادگاه ده فعال سیاسی چپ گرای مخالف جنگ ویتنام در آمریکا) ، فیلم های مخالف خوان تلفی می شوند و به چهره چپ گرای جشنواره بیشتر نزدیک هستند اما در همین حال فیلم های هالیوودی مانند اسپری مو نیز در کنار آن در بزرگترین سالن سینمای روباز  و عظیم ترین پرده سینمایی جهان در میدان پیازا گرانده با حضور بیش از 9000 نفر به نمایش در می آید. 

بخش اول ویدئوی مراسم اختتامیه را در اینجا ببینید

بخش سوم ویدئوی مراسم اختتامیه

بخش چهارم ویدئوی مراسم اختتامیه

جشنواره امسال در بخش های ثابتی چون: مسابقه بین المللی، سینماگران عصر حاضر، پیازا گرانده، یوزپلنگ فردا، مرور، هفته منتقدان و درهای باز و بخش های جدیدی چون : اینجا و آنجا(عنوان فیلمی از گدار)، رو به جلو برگزار شد. به علاوه در بخشی از جشنواره که تحت عنوان "بازگشت به لوکارنو" تدارک دیده شده بود 18 فیلم از فیلم هایی که در شش دهه گذشته برنده جایزه ای شده بودند، به نمایش در آمدند.  

  رز مگ گوان بازیگر فیلم سیاره ترور در لوکارنو

رز مگ گوان بازیگر فیلم  سیاره ترور 

در میان این فیلم ها، روسری آبی رخشان بنی اعتماد برنده جایزه یوزپلنگ نقره ای جشنواره در سال 1996 نیز بود اما به نظر می رسد نوع انتخاب فیلم های برگزیده معرف چندان خوبی برای گرامی داشت شصت سال جشنواره لوکارنو نیست، چرا که در  این میان فیلم های بسیاری از کارگردانهای مشهور نیز وجود داشت. 

در بخش مسابقه بین الملل جشنواره امسال، فیلم هایی چون: تولد دوباره ساخته ماساهیرو کوبایاشی، پسران فردا ساخته  دونگ سئوک نو، کاپیتان آچپ ساخته فلیپ راموس، خانه زرد ساخته آمور هاکار، خاطرات ساخته ایوجین گرین، پدرو کوستا و هارون فاروکی و اولین ساخته آنتونی هاپکینز اسلیپ استریم بود. 

آنتونی هاپکینز در اسلیپ استریم که بیشترین توجه را در جشنواره به خود جلب کرد، علاوه بر کارگردانی و بازی، موسیقی متن و فیلمنامه را نیز نوشته است و از این رو یک فیلم تالیفی به شمار می رود. 

داستان فیلم در باره درگیریهای ذهنی یک فیلمنامه نویس است که بین زندگی واقعی و رویاهای روزانه ی خود سرگردان است و سرانجام رویاهای روزانه بر منطق زندگی واقعی او چیرگی می یابند. با وجود بافت پیچیده، بسیاری از منتقدان اولین ساخته هاپکینز در گونه فیلم های روانشناختی را پسندیدند.  
 
 

تولد دوباره، که برنده چند جایزه جشنواره نیز شد در باره ماجرای قتلی ست که در یک مدرسه رخ می دهد و  رابطه ای که میان پدر مقتول و مادر قاتل ایجاد می شود. ماساهایرو کوبایاشی،  کارگردان فیلم هایی چون مردی روی برف راه می رود(2001) و داستان فوق العاده (2003)، در سابقه کوبایاشی علاوه بر خوانندگی ترانه های محلی، فیلمنامه نویسی برای فیلم های اروتیک که در ژاپن از اقبال بسیاری برخوردار است هم دیده می شود. 

فیلم های ایرانی در لوکارنو

 

مطابق معمول هر سال، فیلم های ایرانی نیز در جشنواره لوکارنو حضور داشتند اما نه مانند سالهای پیش در بخش های اصلی یا مسابقه، بلکه در بخش های فرعی و هر سال که می گذرد از شمار آنها نیز کاسته می شود. 

در حالی که لوکارنو با شناساندن عباس کیارستمی به جهانیان، به سینمای ایران دلبسته شد، اکنون دیگر به نظر می رسد دوران طلایی سینمای جشنواره ای ایران به پایان رسیده است و دیگر چنته سینمای ایران که هر چه بیشتر در هزارتوی سانسور بی در و پیکر دولتی گرفتار آمده است، خالی مانده است. 

نمای دیگری از پیازا گرانده، بزرگترین سالن رو باز سینمای جهان 

از همین روست که دیگر فیلم های ایرانی این جشنواره همچون یک دهه گذشته که فیلم های کیارستمی، جلیلی، بنی اعتماد و... کشف خارق العاده ای تلقی نمی شوند و حداکثر یک فیلم دیگر جشنواره ای ایرانی به حساب می آیند. 
 

این بدان معناست که دوران سیتمای ایران به پایان رسیده است، این پایان نه تنها به خاطر تغییر سیاست های جهانی و اتحادیه اروپا در برابر جمهوری اسلامی ایران و بی فایده ماندن زد و بندهای جشنواره ای ست بلکه به این دلیل نیز هست که در چندین سال گذشته کمتر فیلم ایرانی توانسته است موفقیت های فیلم هایی چون دایره یا زیر درختان زیتون را تکرار کنند. 

پنج سال پیش که با مسئول انتخاب فیلم های جشنواره گفت و گو می کردم از او پرسیدم که چرا هیچ توجهی به فیلمسازان ایرانی که در خارج از کشور فیلم می سازند نمی کند، او با این که چند نفری از آنها را می شناخت ولی معتقد بود که تماشای یک جای این فیلم ها امکان پذیر نیست، در حالی که فارابی و جشنواره فیلم فجر فرصت و امکانات مناسبی برای انتخاب به دست می دهند، اکنون به نظر می رسد که ورق بازگشته است و لوکارنو در فقدان فیلم های جذاب داخل کشوری در حال چشم دواندن به خارج از ایران است. 

هرات، ساخته سپیده فارسی که آن را ندیدم، یکی از این فیلم هاست و ماجرای سفر فیلمساز و پدرش به هرات برای یافتن ریشه های اجدادی شان است. سپیده فارسی که ساکن پاریس است کار فیلمسازی را از دهه 80 آغاز کرده است و فیلم در یک نگاه او در جشنواره های روتردام و جشنواره سینمای سیاسی بارسلونا به نمایش در آمده است و وی هم اکنون در حال تدارک برای ساخت چهارمین فیلم بلندش؛ خانه ای زیر آب است. 

نمایی از فیلم آن سه

نمایی از فیلم آن سه 
اما آن سه، اولین ساخته نقی نعمتی در مجموع با وجود داستان کم و بیش تکراری ش فیلم قابل تاملی بود، این فیلم که در بخش سینماگران عصر حاضر به نمایش در آمد با وجود استقبال کمی که از آن شد و ریتم کندش، به خوبی داستان خود را پیش می برد، داستانی که شاید برای مخاطب خارجی با محذوراتی که او برای ساخت فیلم در ایران داشته است به خوبی جا نیافتد. 
 

آن سه، در باره فرار سه سرباز در یک منطقه مرزی برف آلود در اوج جنگ ایران و عراق از خدمت است که در میانه راه با زنی باردار روبرو می شوند، فضا سازی و روایت در مجموع خوب از کار درآمده است، اما فیلم که نام خسرو سینایی به عنوان مشاور کارگردان را نیز برخود دارد محتاج یک تدوین مجدد به ویژه در بخش پایانی است. 

این فیلم برنده جایزه نت پک(شبکه برای ارتقای سینمای آسیا) شد که این جایزه توسط اینتشال التمیمی منتقد عراقی ساکن هلند به مهدی عبدالله زاده منتقد حاضر در جشنواره به نمایندگی از نعمتی اهدا شد. 

از قرار معلوم واسطه ای که قرار بود عرضه کننده فیلم در جشنواره باشد، با اهمال خود سبب شده بود تا تنها فیلمساز ایرانی داخل کشوری نیز از حضور در جشنواره بازبماند. 

جز این سه فیلم از فیلمسازان ایرانی، فیلم دیگری نیز از شیرین مشایخ کارگردان سوئیسی نیز در بخش یوزپلنگ های فردا بود که فیلم فارغ التحصیلی اوست. 

اهدای جایزه نت پک به فیلم آن سه 

اهدای جایزه  نت پک به فیلم آن سه 

شیرین مشایخ که از کودکی در سوئیس بزرگ شده است، فارغ التحصیل مدرسه سینمایی مشهور لوززان (شهری که ژان لوک گدار در حومه آن سکونت دارد)، است و فیلم نامشروع اش به رابطه یک زن و مرد می پردازد که از پس هماغوشی های خود دل نگران آینده نیز هستند. 

جوایز

 

بعداز ظهر یازدهم اوت، هیات داوران جشنواره به ریاست ایرنه ژاکوب بازیگر فرانسوی، جوایز اصلی جشنواره را به شرح زیر اعلام کرد: 

جایزه اصلی جشنواره به تولد دوباره، ساخته ماساهیرو کوبایاشی

جایزه ویزه داوران به حاطرات ساخته پدرو کوستا، هارون فاروکی و ایوجین گرین 

بهترین کارگردانی: فلیپ راموس برای کاپیتان آچپ که برداشتی از موبی دیک بود

بهترین بازیگر زن: ماریان آلوارس از اسپانیا در فیلم  بهترین چیز من

بهترین بازیگر مرد بطور مشترک به: میشل پیکولی برای فیلم زیر بامهای پاریس و میشل ونیتوچی برای فیلم خارج از حصار 

کوبایاشی  برنده یوزپلنگ طلایی جشنواره 

ماساهیرو کوبایاشی، کارگردان تولد دوباره 

جایزه 30 هزار فرانکی بخش سینماگران عصر حاضر به بندیکت فلیگاف کارگردان فیلم راه شیری تعلق گرفت وجایزه ویژه هیات داوران این بخش به همین مبلغ نیز به کورسو سالانی برای فیلم ایماتارا 

جوایز یوزپلنگ های فردا به ترتیب به فیلم های : امواج ساخته آدریان سیتارو، نوبت من است ساخته عصمت ارگوئن تعلق گرفت. 

جایزه نت پک به طور مشترک به آن سه و پروانه کوچک ساخته تائو پنگ از چین که وی هم در جشنواره حضور نداشت. 

فیپرشی( فدراسیون بین المللی منتقدان و روزنامه نگاران سینمایی) نیز جایزه خود را به کاپیتان آچپ داد.

فدراسیون کلوب های سینمایی فیلم خانه زرد را برگزید. 

جایزه هشت هزار فرانکی هفته منتقدان نیز به تنها در چهار دیواری ساخته آلکساندارا وستمیر از آلمان تعلق گرفت. 

                                          

جایزه 20 هزار فرانکی تماشاگران جشنواره که از سوی بانک یو بی اس تامین می شود به فیلم : مرگ در تشیع جنازه ساخته فرانک آوز تعلق گرفت. 

لخ کوالسکی، کارگردان فیلم اختتامیه جشنواره در مهمانی اختتامیه 

لخ کوالسکی، کارگردان فیلم برنده ها و بازنده ها 

در حاشیه جشنواره: 

- سفیر سوئیس در تهران، مهمانی به افتخار ایرانیان شرکت کننده در جشنواره برپا کرد. 

- برنده ها و بازنده ها، فیلم اختتامیه جشواره که ثبت واکنش تماشاگران مسابقه فینال جام جهانی بین دو تیم فرانسه و ایتالیا در پاریس و رم بود که بسیاری را در میدان پیازا گرانده برجای خود نشاند اما برخی دیگر نیز معتقد بودند چنین فیلمی شایسته برگزیده شدن برای اختتامیه نبود.

- لخ کوالسکی، کارگردان فیلم قبل از آغاز نمایش فیلم، توپ فوتبالی را بین تماشاگران شوت کرد. 

- ازمهمانان در مهمانی اختتامیه جشنواره با ریزیتو که شبیه پلوی نپخته است، پذیرایی شد.

- درحالی که در بسیاری از نقاط اروپا هوا رو به سردی می رفت، دمای هوای لوکارنو به 37 درجه نیز رسید.

- مجله اسکرین هینر سالم کارگردان کرد عراقی فیلم زیر بامهای پاریس را ایرانی درج کرد. 
 
 

- فدریک مایر، مدیر جدید جشنواره که سال گذشته در اولین سال مسئولیتش در شب پایانی جشنواره روی سن غش کرد، امسال سر وحال و قبراق همه جا حضور داشت و در مراسم پایانی نیز علیرغم شوخی برخی از مجریان، از حال نرفت. 

مراسم اهدای جوایز جشنواره در میدان پیازا گرانده 
 در همین رابطه: 
جشنواره لوکارنو زیر سایه درگیری های خاورمیانه 
در لوکارنو خبری نبود

منتشر شده در سایت های ایرانیان،عصر امروز، برای یک ایران و سایت های دیگر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 22:19  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

نمایی از فیلم زودیاک

"زودیاک"، ششمین فیلم دیوید فینچر که هم اکنون بر روی پرده سینما هاست، همچون سایر فیلم های او فضایی تیره، سیاه و ترسناک دارد.

زودیاک، بر اساس ماجرای قتل های زنجیره ای ساخته شده است که برای چند دهه به عنوان یک معما در آمریکا مطرح بود و سرانجام نیز هیچ سرنخ محکمه پسندی از قاتل به دست نیامد.

به همین دلیل نیز رویکرد فینچر در این فیلم، حرکت روی مرز میان ژانرای "فیلم سیاه" و روزنامه نگاری تحقیقی است تا همچون سایر فیلم هایش، نمایان کننده وحشت درونی در جامعه آمریکا باشد.

او در این فیلم، قواعد هالیوودی (مانند برجسته سازی قهرمان و ضد قهرمان) و حتی فیلم های قبلی خود را کنار می گذارد و برای تاکید بیشتر بر روزنامه نگاری تحقیقی که روایت متکی به آن است، تصویر برداری فیلم را با دوربین دستی ویدیئویی انجام داده است.

نمایی از فیلم زودیاک

 فینچر این فیلم را با دوربین دیجیتال HD تصویربرداری کرده است و از همین رو فیلمی متفاوت با سایر تولیدات هالیوودی به نظر می آید.
 

برخلاف سایر فیلم های هالیوودی و حتی فیلمی چون هفت، فینچر به واقعیت وفادار مانده است و همان فضای ابهام آلود و راز آمیزی که در دنیای واقعی نیز بر سر این معمای جنایی وجود دارد را به نمایش درآورده است.

با وجود آنکه قتل ها و قاتل محور اصلی روایت است اما هیچ اغراقی در آن نیست، و از همین روست که فیلم بیش از قاتل - که درباره اش چیزی جز همان حدس و گمان های روزنامه نگاران نمی دانیم - به کشف و جستجوهای روزنامه نگاران در کنار دو کارآگاه پلیس می پردازد و تماشاگر را نیز با خود می کشاند.

با وجود آنکه از ابتدا تا به آخر، تحول چشمگیری در ساختار درام برای کشف معما صورت نمی گیرد و علیرغم آنکه برخی از تماشاگران نیز ممکن است از سرنوشت داستان خبر داشته باشند، اما فیلم در جذب تماشاگر تا لحظه پایانی کاملا موفق است. از همین روست که بسیاری از منتقدان معتقدند که این فیلم حتی ارزشمندتراز فیلم تحسین شده ای چون هفت است.

بازیهای همه شخصیت های اصلی فیلم به ویژه جک گایلن هال بسیار واقعی به نظر می رسد و این امر به جنبه واقع گرایی فیلم بیش از هر چیزی افزوده است.

با این حال این فیلم هم همان ویژگی های ساختاری فینچر را نیز دارد. فضاهای درونی، تاریک و ترسناک هستند. اغلب صحنه های فیلم در شب می گذرد و کاراکترها، ویژگی های منحصر به فرد خود را دارند و در یک نقطه اوج، ناگهان رفتاری غیرعادی از آنها سر می زند.

نمایی از فیلم زودیاک

فینچر در زودیاک بیش از آنکه به فیلم های جنایی که خود در فیلم نیز به آنها اشاره می کند نزدیک شود، به سبک روزنامه نگاری تحقیقی نزدیک می شود که از همین رو بر جنبه های واقع نمایی آن می افزاید.

درباره کارگردان

دیوید فینچر متولد آگوست 1962 در ایالت کلرادو آمریکا است. او از هشت سالگی با دوربین هشت میلمیمتری به ساخت فیلم روی آورد. بعدها به دانشکده فیلم رفت و کاری در حرفه فیلم برای خود دست و پا کرد.

پس از مدتی در استودیوی آی ال ام (ILM) مشغول به کار شد که برای اولین بار نامش در تیتراژ فیلم بازگشت جدای از سری جنگ ستارگان ( اپیزود ششم) ثبت شد.

او در سال 1984 اولین فیلم تبلیغاتی خود را برای انجمن سرطان آمریکا ساخت که سبب شد تا وی شانس کارگردانی مستندی در باره ریک اسپرینگ فیلد، خواننده مشهور دهه هشتاد، را بیابد.

از این زمان او به ساخت فیلم های تبلیغاتی برای شرکت های مشهوری چون نایک، پپسی، سونی و لی وایز پرداخت و کار در زمینه ساخت ویدئوهای موسیقی را نیز آغاز کرد.

یکی از مشهورترین آنها، ویدئوهایی است که برای مدونا ساخته است. وی همچنین برای بسیاری از خوانندگان مشهور نظیر بیلی آیدل، جورج مایکل، مایکل جکسون، آئروسمیت، پائولا عبدل و رولینگ استونز نیز ویدئو کلیپ ساخته است.

موفقیت های او درکارگردانی فیلم های تبلیغاتی و ویدئو کلیپ های موسیقی راه او را برای کارگردانی اولین فیلم بلند سینمایی اش باز کرد و ساخت قسمت سوم بیگانه به او واگذار شد. قسمت های قبلی را جیمز کامرون و ریدلی اسکات کارگردانی کرده بودند.

این پرهزینه ترین فیلمی بود که برای ساخت اولین فیلم به یک کارگردان تازه کار واگذار شده بود. اولین تجربه کارگردانی برای بیگانه 3، چندان برای فینچر رضایت بخش نبود زیرا کمپانی فاکس قرن بیستم از پیشنهادهای او برای ایجاد تغییراتی در تولید فیلم سرباز زد و وی را به شدت محدود کرد، به این ترتیب با وجود آنکه فیلم برای جلوه های ویژه اش نامزد اسکار شد و با فروش نسبتا خوبی در گیشه روبرو شد، نظر منتقدان را به خود جلب نکرد.

نمایی از فیلم زودیاک

در نتیجه وی به کار سابقش بازگشت. این بازگشت با دریافت جایزه گرمی در سال 1994 برای وی همراه شد که اسکار موسیقی خوانده می شود. او این جایزه را برای کارگردانی ویدئو کلیپ عشق قدرتمند برای گروه رولینگ استونز دریافت کرد.

در سال 1995 شانس فیلمسازی بار دیگر به سراغ وی آمد و او برای کارگردانی فیلمی جنایی بر اساس سناریویی از آندرو کوین والکر برگزیده شد، هفت، اولین فیلمی است که آن را می توان بطور کامل فیلمی از فینچر دانست.

این فیلم که به همراه بازی در ایران نیز( با سانسورهای متداول) به نمایش درآمده است و همزمان با فروش 300 میلیون دلاری با نقدهای ستایش آمیز منتقدان روبرو شد، داستان یک قاتل زنجیره ای است که با انگیزه پیروی از خرافه های مذهبی دست به جنایت می زند.

دو سال بعد، او یکی از جذاب ترین فیلم های دهه نود را ساخت: بازی، فیلمی که تا به آخر تماشاگر را در مرز دنیای واقعی و مجازی سرگردان می کند.

در سال 1999 باشگاه نبرد را ساخت که با نقدهای متفاوتی روبرو شد اما در گیشه موفق بود و در رده بندی مرجع اینترنتی سینما (IMDB) نیز در بین فیلم های محبوب قرار گرفت.

در سال 2002، اتاق وحشت را با بازی جودی فاستر ساخت که برخی آن را بیشتر فیلم استودیو و تهیه کننده می دانند تا کارگردان، با این حال این فیلم هم از دنیای فینچر دور نیست.

درباره فیلم

زودیاک با دوربین دیجیتال HD تصویربرداری شده است و از همین رو فیلمی متفاوت با سایر تولیدات هالیوودی به نظر می آید.

فیلم براساس دو کتاب رابرت گری اسمیت درباره قاتل زنجیره ای که تحت عنوان زودیاک شناخته می شد، ساخته شده است و فینچر نزدیک به دو سال را صرف تحقیق در باره این وقایع کرده است.

فیلم نخستین بار در جشنواره کن 2007 به نمایش درآمد و با تحسین منتقدان روبرو شد.

شناسنامه:در زودیاک، فینچر بیش از ژانر جنایی به روزنامه نگاری تحقیقی نزدیک شده است

خلاصه: پس از قتل دو نوجوان، روزنامه سانفرانسیکو کرونیکل ، یادداشتی از قاتل دریافت می کند که تایید کرده است او دو نوجوان را کشته است. پس از آن نیز وی هر بار پس از قتلی تازه، نامه ای برای این روزنامه ارسال می کند. پل آیوری خبرنگار سرویس جنایی روزنامه می کوشد تا ردپایی از قاتل به دست بیاورد ولی در نهایت نا امید و مایوس می شود. در این میان رابرت گری اسمیت، کاریکاتوریست روزنامه نیز به ماجرا علاقمند می شود و تلاش می کند تا به پلیس که به هیچ سرنخ محکمه پسندی دست نیافته است کمک کند. او یافته هایش را در دو کتاب در سال های 1986 و 2002 منتشر می کند، اما تا پایان نیز علیرغم وجود یک مظنون مشخص، هیچ مدرک مهمی برای ایراد اتهام به وی یافت نمی شود.

کارگردان: دیوید فینچر، فیلمنامه: جیمز واندربیت، براساس کتابهای رابرت گری اسمیت، تصویربرداری: هریس ساویدس، تدوین: آنجوس وال، موسیقی: دیوید شایر، بازیگران: جک گایلن هال(رابرت گری اسمیت)، مارک رافائلو(کارآگاه دیوید توشی)، آنتونی ادواردز (کارآگاه ویلیام آرمسترانگ)، رابرت داونی جونیور( پال آیوری) ،برایان کاگز( ملوین بلی)، محصول برداران وارنر، پارامونت و فونیکس، آمریکا 2007، 158 دقیقه

منتشر شده در سایت فارسی بی بی سی

http://www.bbcpersian.com16:09 گرينويچ - جمعه 27 ژوئيه 2007 - 05 مرداد 1386

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 0:46  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

در ماههای اخیر، ورود فیلم های ایرانی به بازار مخفی ویدئویی همزمان با اکران آنها بر روی پرده، سینمای ایران را با بحران تازه ای روبرو ساخته که موجب نگرانی فزاینده سینماگران ایرانی شده و ریشه های اقتصادی این سینما را مورد تهدید جدی قرار داده است.

   یک سالن سینما، عکس از راحله عسگری زاده

 

بنا به گفته سینماگران و روزنامه نگاران سینمایی، در ماههای گذشته برخی از فیلم های ایرانی روی پرده در تیراژ چند میلیونی بصورت غیر مجاز توزیع شده اند.

به دنبال نشست اخیر سینماگران ایرانی در باغ فردوس در اعتراض به در دسترس قرار گرفتن نسخه های ویدئویی غیر مجاز فیلم های ایرانی روی پرده، مقامات امنیتی و فرهنگی ایران می گویند اقداماتی در این مورد صورت گرفته است.

از جمله این اقدامات بازرسی از واحدهای صنفی عرضه کننده فیلم های ویدئویی بوده است که به گفته سردار اشتری، فرمانده پلیس امنیت تهران به کشف نزدیک به نیم میلیون نسخه ویدئویی فیلم غیر مجاز انجامیده است.

این درحالی است که به گفته مرتضی شایسته، تهیه کننده سینما تا کنون صد میلیارد تومان از محل توزیع آثار مسروقه سینمایی به سینمای ایران خسارت وارد شده است.

به دنبال تشکیل ستاد هماهنگی مبارزه با سرقت و تکثیر غیرمجاز آثار سینمایی که متشکل از نمایندگی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خانه سینما، نیروی انتظامی و قوه قضاییه است، روز جمعه 15 تیر ماه خبرگزاری فارس خبر داد که : "بازار قاچاق فیلم های ایرانی مهار" شده است.

اما به اعتقاد ناظران با توجه به ویژگی ها و ماهیت اقتصادی بازار مخفی فیلم های ایرانی به نظر می رسد که برخورد با آن در کوتاه مدت به سختی ممکن است که به نتیجه برسد به ویژه آنکه این برخورد تا کنون تنها متوجه توزیع کنندگان خرد و نه تکثیرکنندگان عمده بوده است.

اغلب فیلم های ایرانی که از آغاز سال جدید در ایران اکران شده اند نه تنها به صورت سی دی تصویری یا دی وی دی وارد شبکه مخفی ویدئویی شده اند بلکه سر از اینترنت نیز در آورده اند و هم اکنون می توان اغلب فیلم های جدید ایرانی را بر روی اینترنت مشاهده کرد، در حالی که پیش از این بازار مخفی ویدئویی تنها در انحصار فیلم های روز آمریکایی بود.

سیدغلامرضا موسوی، سخنگوی اتحادیه تهیه کنندگان سینما در این باره می گوید: در صورت ادامه این روند ریشه های اقتصادی سینمای ایران مورد تهدید قرار می گیرد.

وی در باره نحوه به سرقت رفتن فیلم های جدید ایرانی می گوید: ممکن است این نسخه های ویدئویی از مراکز نمایش و یا تدوین فیلم وارد شبکه زیرزمینی بشود، در مواردی هم به دلیل عدم دقت صاحبان سالن های نمایش دهنده بوده است ولی از همه بیشتر این امر در مورد نسخه دی وی دی فیلم ها رخ می دهد که برای سالن هایی که پروژکتور ندارند، قابل استفاده باشد.
نمایی از فیلم نقاب از روی نسخه اینترنتی آن
 طبق برآوردی که ما کرده ایم از فیلم نقاب، ظرف دو هفته شش میلیون نسخه وارد شبکه زیرزمینی شده است
 
فرشته طائر پور، تهیه کننده سینما

غلامرضا موسوی می گوید: "یکی ازمشکلاتی که ما داشتیم نبود قانون و عدم شناخت برخی از قضات و نیروهای اجرایی بود که باعث می شد این سوء استفاده استمرار پیدا کند. از همین رو حدود دو سال پیش از مراجع معظم تقلید استفتائاتی صورت گرفت، که حرام بودن این موضوع به لحاظ شرعی اعلام شد."

وی ادامه می دهد: چون اغلب مردم شناخت درستی از اینکه محصولات فرهنگی را نباید بدون مجوز تکثیر و توزیع کنند، ندارند و در نتیجه از نظر آنها این امر سرقت حساب نمی شود اما اکنون کم کم این موضوع در حال جا افتادن است.

این تهیه کننده سینما به سایت فارسی بی بی سی گفت : "مورد دیگر این بود که همکاران ما موردی عمل می کردند یعنی هر گاه نسخه های فیلمی وارد بازار مخفی می شد، تهیه کنندگان وارد عمل می شدند تا امسال، بعد از اخراجی ها و مهمان که وارد بازار شد، اتحادیه تهیه کنندگان ستاد مبارزه با سرقت فیلم ها را تشکیل داد که با همکاری پلیس امنیت تهران، معاون دادستان تهران و رئیس مجتمع ارشاد اقدامات خوبی در سطح شهر تهران انجام شد به گونه ای که یک و نیم تا دومیلیون سی دی تصویری و دی وی دی فیلم های ایرانی و خارجی غیر مجاز را کشف و ضبط کردند."

سخنگوی اتحادیه تهیه کنندگان درباره تبعات ورود همزمان فیلم های ایرانی به شبکه مخفی ویدئویی می گوید: "عملا ریشه اقتصادی سینمای ایران آسیب خواهد دید. ما در مواردی مانند اگه می تونی منو بگیر متوجه شدیم که حتی قبل از این که فیلم اکران بشود، نسخه های آن با کیفیت خیلی خوب وارد بازار شده است."

وی معتقد است: "اگر این روش ادامه پیدا کند، ما به جایی خواهیم رسید که عملا بخش خصوصی بدلیل عدم امنیت جرات تولید نداشته باشد. اما اخیرا اقداماتی انجام شده است که بسیاری از مغازه هایی که تا پیش از این اقدام به توزیع اینگونه فیلم ها می کردند از این کار منصرف شوند، اگرچه توزیع بسیاری از این فیلم را دست فروش ها برعهده دارند."

غلامرضا موسوی می گوید: اگر در مجلس هم قانونی در این زمینه وضع شود و پیگیری اتحادیه تهیه کنندگان هم بصورت دائمی و مستمر باشد، می توان امیدوار بود که امنیت تهیه کنندگان وسایرسینماگران نیز تامین بشود.

غلامرضا موسوی در باره اینکه چرا سرقت فیلم های ایرانی اخیرا این چنین سرعت و شدتی پیدا کرده است می گوید: "سود سرشاری که از این کار به دست می آید، عاملی برای رشد سرقت فیلم ها بوده است زیرا برخی از فیلم ها مثل اخراجی ها بصورت میلیونی تکثیر و توزیع شده اند."

بساط یک توزیع کننده غیرمجاز فیلم های ویدئویی، عکس از راحله عسگری زاده

اما شهاب میرزایی، روزنامه نگار سینمایی معتقد است مشکل اصلی در این میانه عدم رعایت حق کپی توسط رسانه های داخلی است. وی می گوید: "در حالی که صدا و سیما که باید الگوی اخلاقی مردم باشد با هک کردن آرم شبکه های تلویزیونی خارجی، اقدام به پخش برنامه های ورزشی و مسابقات فوتبال و یا پخش بدون مجوز برخی از فیلم های سینمایی آمریکایی می کند، نمی توان از مردم عادی یا سارقان آثار سینمایی و ویدئویی انتظار داشت که قوانین کپی رایت را حفظ کنند".

این روزنامه نگار می گوید: "اصولا به نظر می رسد که پخش این سی دی های تصویری با چنین گستردگی کار باندهای معمولی که تا کنون در زمینه توزیع فیلم های مخفی فعالیت می کردند، نیست".

فرشته طائر پور، تهیه کننده سینما نیز با اشاره به گستردگی و بی سابقه بودن این اقدامات، می گوید: "طبق برآوردی که ما کرده ایم از فیلم نقاب، ظرف دو هفته شش میلیون نسخه وارد شبکه زیرزمینی شده است، این درحالی است که موسسات رسمی تولید فیلم های ویدئویی ما تنها توانایی عرضه ده هزار نسخه فیلم ویدئویی آن هم در شش ماه را دارند، وقتی این آمار ده هزار نسخه را با شش میلیون نسخه مقایسه کنید متوجه گسترش کار سارقان می شویم".

وی نیز به این موضوع اشاره می کند که این توزیع گسترده فیلم های ایرانی نمی تواند کار چند گروه و یا کارگاه های خانگی کوچک باشد بلکه مسلما کار کسانی است که امکانات تولید عظیم دارند.

 

فرشته طائر پور می گوید: "متاسفانه در ایران نه تنها قانونی در این زمینه وجود نداشته بلکه فرهنگ این هم وجود نداشته است که مردم متوجه این باشند که خرید یک نسخه غیرمجاز فیلم ایرانی عملی ناپسند است".

وی می گوید: در خارج از کشور هم همین امر حاکم است، شبکه های تلویزیونی فارسی زبان مدام در حال پخش غیرمجاز فیلم های ایرانی هستند. با توجه به اینکه در شرایط فعلی فیلمی اغلب فیلم ها به فروشی حدود یک میلیارد تومان نرسند، امکان اینکه تهیه کننده بتواند هزینه هایش را تامین کند و پروژه بعدی را شروع کند، وجود ندارد ولی عملا این صنعت هم توسط علاقمندانش که نا آگاهند و هم توسط دشمنانی که شاید دلشان نمی خواهد چنین صنعتی وجود داشته باشد، در حال نابودی است.

یک سالن سینما، عکس از راحله عسگری زاده

خانم طائر پور معتقد است در صورتی که امکان جلوگیری از سرقت فیلم های ایرانی در کوتاه مدت فراهم نشود اتفاق قابل پیش بینی این خواهد بود که ما فقط دو نوع تولید خواهیم داشت، یکی تولیداتی که با سرمایه و سفارش دولتی تهیه شده باشند که طبعا در چارچوب خواسته های دولت خواهند بود و یا فیلم هایی که مخاطب عام در جامعه ندارد و به سینمای جشنواره ای مشهور است که به جشنواره ها و نمایش های جشنواره ای امید می بندند که این اتفاق برای همه آنها هم نمی افتد و یا سودآوری چندانی ندارد زیرا با اینکه جوایز بسیاری نصیب این گونه فیلم ها می شود اما عملا این فیلم ها کمتر در خارج از کشور فروش می روند.

این تهیه کننده سینما می گوید: در این صورت، عملا ما با دو نوع سفارش روبرو خواهیم بود، یعنی سفارشی از خارج که در مورد برخی از کارگردانها اتفاق می افتد و سفارشی از داخل که از ورود به برخی مباحث و مسائل محذور است و خط قرمزهایش بیشتر و محدودتر بوده است.

در حالی که خبرگزاری فارس از "مهار"، سرقت فیلم های جدید ایرانی خبرمی دهد، گزارش ها از تهران حاکی است که بسیاری از دستفروش ها و توزیع کنندگان شبکه زیرزمینی نه تنها هنوز فیلم های جدید ایرانی را بین مشتریان خود توزیع می کنند، بلکه از رسیدن فیلم های تازه تری که قرار است اکران شوند نیز خبر می دهند.

 

گیسو فغفوری، روزنامه نگار سینمایی در این باره می گوید: "اکنون بیشتر سینماگران از سئانس های خالی خبر می دهند، یعنی مثلا در باره اخراجی ها که فیلم پرفروشی بود در عرض چند روز پس از آنکه سی دی آن وارد بازار شد، مشتریهایش را از دست داد. وقتی سی دی فیلم ها بصورت غیرمجاز وارد بازار می شود، دیگر از فیلم ها استقبالی نمی شود، زیرا برای یک خانواده متوسط خرید یک سی دی تصویری به صرفه تر از رفتن به سینما است، از سوی دیگر محیط سینما هم از وضعیت مناسبی برخوردار نیست یعنی پخش صدا و تصویر چندان قابل قبول نیست.

برای بسیاری از مردم، تماشای فیلم از طریق ویدئو در محیط خانواده از رفتن به سینما که مستلزم صرف وقت، هزینه و رعایت آداب و شرایط خاصی نیز هست، آسان تر و مناسب تر به نظر می رسد.

محمد یکی از این افراد است که می گوید این سی دی ها را از مغازه های معمولی یا دستفروش ها به قیمت 500 تا 1000 تومان تهیه می کند در حالی که اگر بخواهد به سینما برود باید برای هر نفر 1500 تومان بهای بلیت بپردازد ولی به این ترتیب همه اعضای یک خانواده می توانند دور هم یک فیلم را ببینند.

وی می گوید: خیلی از خانواده ها هم که نمی توانند به دلایل مختلف به سینما بروند از این سی دی ها استفاده می کنند یا حتی به دوستان و آشنایان خود هم می دهند.

محمد می گوید: "در بسیاری موارد شایع می شود که فیلمی که قرار است اکران شود سی دی اش وارد بازار می شود و خیلی از مردم ممکن است صبر کنند تا سی دی آن به دستشان برسند."یک وی سی دی، عکس از راحله عسگری زاده

 در بسیاری موارد شایع می شود که فیلمی که قرار است اکران شود سی دی اش وارد بازار می شود و خیلی از مردم ممکن است صبر کنند تا سی دی آن به دستشان برسند
 
محمد، مشتری ویدئوهای جدید ایرانی

به نظر می رسد که علیرغم برخی شبهاتی که در زمینه امکان دخالت برخی عوامل برای "به زمین زدن سینمای ایران" وجود دارد، موضوع سرقت فیلم های ایرانی حداقل در سطح تشکیل ستادها و تشکل ها و انعکاس اخبار اقدامات ضربتی نیروی انتظامی در ایران جدی گرفته شده است، اما بسیاری از ناظران معتقدند که مبارزه با سرقت فیلم های ایرانی تا زمانی که زمینه ها و عوامل ریشه ای آن، از جمله کاهش جذابیت سالن های سینما و از بین رفتن انگیزه های تماشای همگانی فیلم در سینما که به محتوای فیلم ها در مواجهه با سانسور نیز باز می گردد ، حل نشود، امری است که به سرعت به نتیجه نخواهد رسید.

منتشر شده در:

http://www.bbcpersian.com

15:40 گرينويچ - پنج شنبه 12 ژوئيه 2007 - 21 تیر 1386 امید حبیبی نیا

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 19:48  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

پاسخ منفی احمدی نژاد به الیور استون

خبر تقاضای ساختن فیلم مستندی از محمود احمدی نژاد توسط الیور استون، فیلمساز با وجود پاسخ منفی به استون، فیلمهایی از سفرهای استانی احمدی نژاد منتشر شده استمشهور آمریکایی در روزهای اخیر به موضوعی جنجال برانگیز بدل شده و با اظهار نظرهای متفاوتی از سوی دولتمردان و پاسخ این فیلمساز روبرو شده است.

خبر این درخواست در ابتدا از سوی برخی از خبرگزاریهای داخلی ایران به نقل ازعلیرضا سجاد پور، کارگردان سینمای جنگ و دبیرهیات اسلامی هنرمندان، منتشر شد.

روز جمعه هشتم تیرماه (29 ژوئن)، همچنین خبرگزاری فارس به نقل از علیرضا سجاد پور از تحت بررسی بودن این موضوع توسط دست اندرکاران خبر داد.

در همین روز خبرگزاری ایسنا در گفتگو با علیرضا سجاد پور اعلام کرد: "الیور استون، کارگردان مطرح آمریکایی از دفتر ریاست جمهوری تقاضای ساخت فیلم مستندی در باره محمود احمدی نژاد کرده است."

سجاد پور در این گفتگو بار دیگر از تحت بررسی بودن این پیشنهاد توسط دفتر ریاست جمهوری ایران خبر داده بود و اظهار امیدواری کرده بود که این تقاضا مورد پذیرش قرار بگیرد.

در حالی که رسانه های ایران بطرز گسترده ای به انعکاس این خبر پرداخته بودند، روز شنبه نهم تیرماه، جواد شمقدری مشاور هنری احمدی نژاد ضمن اعلام اینکه "پیشنهاد ساخت فیلم از آقای دکتر احمدی نژاد از سوی جاهای مختلف مطرح شده" گفت که الیور استون نیز ماه پیش چنین پیشنهادی را ارائه کرده است.

اما، وی در گفتگو با خبرگزاری ایسنا تاکید کرد که "با توجه به فرصت محدود رئیس جمهور و مشغله هایی که ایشان دارند، این شانس فقط به یک نفر می رسد؛ بنابراین باید بررسی کرد که رئیس جمهور چه میزان فرصت دارند و چقدر این فرصت فراهم می شود تا یک گروه از زندگی ایشان در مراحل مختلف فیلمبرداری کنند."

بوش یا احمدی نژاد

مشاور هنری رئیس جمهور ایران ضمن اظهار "امیدواری برای اینکه الیور استون بتواند شرایطی فراهم آورد که یک کارگردان ایرانی از بوش فیلم بسازد"، گفت که هنوز جواب قطعی به الیور استون داده نشده است و این پیشنهاد در حال بررسی است.

بشنويدبخشی از گفتگو با جوادشمقدری، مشاور هنری رئیس جمهور

با انتشار اخبار مربوط به این درخواست، مهدی کلهر مشاور رسانه یی احمدی نژاد نیز به اظهار نظر پرداخت و ضمن تایید این خبر گفت که پاسخ رئیس جمهوری به این درخواست منفی بوده است.
 

وی در توضیح علت مخالفت آقای احمدی نژاد با این درخواست گفت که رئیس جمهور گفته است که "چرا یک فیلمساز ایرانی این کار را انجام ندهد؟"

الیور استون، احمدی نژاد

 اگرچه الیور استون در آمریکا به عنوان اپوزیسیون مطرح است
 اما اپوزیسیون هم در آمریکا بخشی از شیطان بزرگ است
 
مهدی کلهر، مشاور هنری احمدی نژاد

ساعاتی بعد خبرگزاری ایلنا، به نقل از الیور استون در مصاحبه با شبکه خبری فاکس نیوز، ساخت فیلم در باره احمدی نژاد را تکذیب کرد.

این خبرگزاری گزارش داد: "الیور استون، کارگردان صهیونیست سینمای هالیوود، خبر ساخت فیلم در باره محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور کشورمان را تکذیب کرد."

در همین حال خبرگزاری فارس خبر این تکذیب را "جعلی، بچه گانه و شیطنت آمیز" خواند و به نقل از یکی از دست اندرکاران دفتر مشاور رئیس جمهور در امور هنری گفت در صورت اصرار این فیلمساز، نمابر ارسالی در زمینه ساخته شدن این فیلم در اختیار رسانه ها قرار خواهد گرفت.

روز دوشنبه 11 تیر ماه نیز روزنامه گاردین گزارش داد احمدی نژاد شانس خود را برای آنکه در فیلم الیور استون ظاهر شود از دست داد. این روزنامه به نقل از روبرت تیت در تهران نوشت علیرغم حضور احمدی نژاد در عرصه رسانه ها، وی از حضور در برابر دوربین سینما و تلویزیون گریزان و اصولاخجول است و به همین دلیل حضور در برابر دوربین کارگردانی چون الیور استون را رد کرده است.

در گزارش گاردین همچنین به سخنانی از مهدی کلهر اشاره شده بود که الیور استون را بخشی از شیطان بزرگ خوانده بود.

مهدی کلهر در گفتگو با خبرگزاری فارس گفته بود: "اگرچه الیور استون در آمریکا به عنوان اپوزیسیون مطرح است اما اپوزیسیون هم در آمریکا بخشی از شیطان بزرگ است".

در حالی که موضوع درخواست الیور استون در رسانه های داخلی و خارجی و به ویژه رسانه های تخصصی سینما انعکاس وسیعی یافته بود، تامس کینی، مدیر روابط عمومی الیور استون در گفتگو با سایت فارسی بی بی سی گفت که در باره تایید یا تکذیب این موضوع اظهار نظری نخواهد کرد ولی آقای استون پاسخی به سخنانی که در باره وی ایراد شده را خواهد داد.

ساعتی بعد، متن بیانیه الیور استون منتشر شد که در آن آمده بود: "طی این سالها لقب های بسیاری نثار من شده بود ولی هرگز کسی مراشیطان بزرگ ننامیده بود، با این حال امیدوارم مردم ایران شاد باشند و تجربه بهتری با رئیس جمهور ناشایست، متعصب و مکتبی خود نسبت به رئیس جمهور ما، داشته باشند ."

ورایتی، پرنفوذترین نشریه سینمایی آمریکا که این بیانیه را منتشر کرده است به نقل از سخنگوی الیور استون گفته است که دولت ایران تا کنون هیچ پاسخی به درخواست فیلمسازی نداده است.

در همین حال مهدی کلهر در واکنش به این بیانیه گفته است که پاسخ احمدی نژاد بصورت تلفنی به رابط ما و این فیلمساز داده شده است، اما کلهر در این گفتگو تاریخ ارائه درخواست را دو ماه و نیم پیش ذکر می کند.

رئیس جمهور ایران خود در پاسخ به خبرنگار خبرگزاری فارس گفته است که از جزئیات امر بی اطلاع است اما درنفس ساخت فیلم اشکالی نمی بیند.الیور استون، فیلمساز آمریکایی

 طی این سالها لقب های بسیاری نثار من شده بود ولی هرگز کسی مراشیطان بزرگ ننامیده بود، با این حال امیدوارم مردم ایران شاد باشند و تجربه بهتری با رئیس جمهور ناشایست، متعصب و مکتبی خود نسبت به رئیس جمهور ما، داشته باشند
 
الیور استون، فیلمساز آمریکایی

 

در همین حال، اخبار این موضوع و به ویژه سخنان مشاور رئیس جمهور ایران در این باره
در رسانه های آمریکایی بازتاب گسترده ای داشته است و از جمله روز دوازدهم تیر ماه (سوم ژوئیه) روزنامه لس آنجلس تایمز در این باره نوشت: مخالفت الیور استون با سیاست های بوش برای مقامات ایرانی برای آنکه به وی مجوز فیلمسازی در باره احمدی نژاد را بدهند کافی نبوده است، زیرا به هر روی او بخشی از شیطان بزرگ به حساب می آید.

این روزنامه به اظهارات کلهر در این مورد اشاره می کند که گفته است تولیدات سینمایی آمریکا خالی از فرهنگ و متکی بر فریبندگی است و کاربردهای ابزاری دارد. لس آنجلس تایمز می افزاید این در حالی است که تلویزیون ایران فیلم های آکشن آمریکایی را پخش می کند و اغلب مردم به جدیدترین فیلم های آمریکایی که از طریق شبکه مخفی ویدئویی در اختیارشان قرار می گیرد، دسترسی دارند.

جواد شمقدری، مشاور هنری رئیس جمهور ایران در رابطه با این اخبار و اظهار نظرهای متفاوت به بخش فارسی بی بی سی گفت: از آنجا که وقت رئیس جمهور در فاصله زمانی مورد نظر پر بود، در همان ابتدا به آقای مایکل نیکلسون مدیر دفتر الیور استون پاسخ منفی داده شد.

آقای شمقدری در همین حال ابراز امیدواری کرد که با توجه به جذابیت های شخصیت رئیس جمهور ایران، فیلم مستندی از ابعاد کمتر شناخته شده زندگی وی ساخته شود.

در همین حال رسانه های ایران خبر داده اند که فیلم هایی از سفرهای استانی احمدی نژاد به استان های مختلف کشور در قالب چهار دی وی دی به بازار عرضه شده است.

از جوخه تا احمدی نژاد

الیور استون متولد 1946 از پدری یهودی و مادری کاتولیک در نیویورک است. پس از اعزام به ویتنام در زمان سربازی، به صف مخالفان جنگ پیوست و مدتی بعد به تحصیل سینما پرداخت.

اولین فیلمش را هم درباره ویتنام ساخت: سال گذشته در ویتنام(1971) فیلمی کوتاه که در فضای ضد جنگ آن زمان توجه بسیاری به خود جلب کرد.

اولین فیلم بلند الیور استون در سال 1981،دست نام دارد که فیلمی ترسناک بود و کم و بیش موفق ارزیابی شده است.

سالوادور، دومین فیلم وی، در باره جنگ داخلی السالوادور است که روایت مستند ریچارد بویل روزنامه نگار آمریکایی از جنگ داخلی در این کشور است که با وجود عدم توفیق تجاری با استقبال منتقدان روبرو شد.

جوخه اولین فیلم بلند استون از سه گانه ویتنامی اش در سال 1986 و بلافاصله پس از سالوادور ساخته شد که به نوعی روایت شخصی وی از ویتنام است.

الیور استون در سینمای آمریکا، همواره به عنوان فیلمسازی مستقل و معترض شناخته شده است

این فیلم نه تنها آغازگر موفقیت تجاری استون و توجه جدی تر منتقدان به وی بود، بلکه چهار جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را در حالی که در چهار رشته دیگر هم نامزد اسکار بود، دریافت کرد.

پس از آن او با وال استریت، به ماجراهای درونی دنیای سرمایه داری پرداخت.

با این حال فیلم بعدی او گفتگوی رادیویی با موفقیت چندانی روبرو نشد. در نتیجه الیور استون بار دیگر به موضوع ویتنام بازگشت و فیلم مشهور متولد چهار ژوئیه با بازی تام کروز را ساخت.

موفقیت بسیار این فیلم جایگاه استون را در هالیوود تثبیت کرد و سه جایزه اسکار به همراه تعداد زیادی جوایز دیگر از جمله از انجمن منتقدان و انجمن کارگردانان آمریکا دریافت کرد.

یکی از محبوب ترین و نامتعارف ترین فیلم های استون در باره گروه مشهور The Doors در دهه شصت و خواننده افسانه ای آن جیم موریسون است که در سال 1991 ساخته شد و بار دیگر نام این گروه راک شورشی را بر سر زبان ها انداخت.

جی اف کی در باره ماجرای ترور کندی در همان سال برنده دو جایزه اسکار شد و سرانجام سه گانه استون در باره ویتنام با فیلم بهشت و زمین تکمیل شد.

سال 1994 سالی سرشار از جنجال برای این کارگردان پرکار وزمانی که او فیلم قاتلان مادرزاد راساخت، بود که داستان واقعی ریکی و مالوری یک زوج قاتل را بازنمایی کرد، سناریوی فیلم را کوئینتین تارانتینو نوشت که برخی آن راسرشار از خشونت خواندند.

نیکسون(1995)، چرخش کامل(1997)، هر یکشنبه (1999) ، کوماندانت(رفیق فرمانده) فیلمی مستند در باره کاسترو(2002)، الکساندر(اسکندر) در سال 2004 که با انتقاد برخی از محافل ایرانی در آمریکا روبرو شد و فیلم مستند دیگری در باره کوبا به نام در جستجوی فیدل از دیگر فیلم های او هستند.

با روی کار آمدن جورج دبلیو بوش، در حالی که وی از حامیان ال گور بود به انتقادات صریح از سیاست های رئیس جمهور آمریکا پرداخت، از جمله سال گذشته، الیور استون که همواره تمایل خود را به دمکرات ها نشان داده است، در اسپانیا گفته بود از اشغال عراق توسط کشورش و سیاست های آن پس از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر، "شرمسار" است.

منتشر شده در سایت فارسی بی بی سی  17:45  گرينويچ - سه شنبه 03 ژوئيه 2007 - 12 تیر 1386 امید حبیبی نیا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 23:43  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

کوئنتین تارانتینو و بازیگرانش در جشنواره کن

اردیبهشت ماه سرآغازی برای اکران تابستانی محسوب می شود و معمولا هم در ایران و هم درسراسر جهان اکران فیلم های پرفروش از این ماه آغاز می شود.

سینما در فروردین ۱۳۸۶

اکران فیلم پرفروش اخراجی ها در این ماه به پایان رسید و درهمین حال گفته شد که نسخه غیرمجاز این فیلم از شبکه قاچاق فیلم های ویدئویی سر در آورده است و نیروی انتظامی اعلام کرد در این زمینه برخورد خواهد کرد.

جنجال ها و اعتراضات پیرامون فیلم 300 در این ماه نیز ادامه یافت و صدا و سیما و نهادهای مختلفی جلسات متعددی را به نقد وبررسی این فیلم اختصاص دادند که از جمله در برنامه "پشت پرده" از شبکه چهار، 40 دقیقه از این فیلم نیز پخش شد.

آغاز شصتیمن دوره جشنواره کن که مهمترین رخداد سینمایی جهان محسوب می شود در هفته پایانی اردیبهشت آغاز شد، در این جشنواره شمار زیادی از سینماگران ایرانی به همراه روزنامه نگاران سینمایی نیز حضور دارند.

پرفروش ترین ها در ایران

قلقلک که در روزهای پایانی فروردین ماه اکران شد توانست عنوان پرفروش ترین فیلم ماه را به خود اختصاص دهد.

فیلم های پرفروش اردیبهشت
قلقلک 140 میلیون تومان
نقاب : 90 میلیون تومان
سنگ، کاغذ، قیچی 55 میلیون تومان
صحنه جرم، ورود ممنوع: 35 میلیون تومان

این فیلم کمدی در چهار هفته نمایش خود به فروشی نزدیک به 150 میلیون تومان دست یافت که شاید دلیل آن حضور برخی از بازیگران مشهور کمدی سینما و تلویزیون در آن باشد.

سنگ، کاغذ قیچی هفتمین فیلم سعید سهیلی نیز در این ماه به نمایش درآمد که شاید مطرح ترین فیلم این ماه در میان فیلم های ایرانی اکران شده بود.

مجموع فروش فیلم های ایرانی در این ماه به حدود سیصد میلیون تومان رسید که گفته می شود نسبت به سال گذشته تغییر محسوسی نکرده است.

اکران اخراجی ها در برخی از شهرستان ها در اردیبهشت ماه نیز ادامه یافت که گفته می شود فروش این فیلم را به مرز یک و نیم میلیارد تومان رسانده است.

وقایع اتفاقیه سینمای ایران

مهمترین وقایع سینمایی اردیبهشت ماه در ایران در خارج از سینماها رخ دادند. هشدارهای مکرر نیروی انتظامی برای پیشگیری از توزیع فیلم های خصوصی در بازار قاچاق فیلم های ویدئویی یکی از این اتفاقات بود.

نیکی کریمی، بازیگر و کارگردان ایرانی

در سال های اخیر تعداد قابل توجهی از فیلم های خصوصی حاوی صحنه های مختلفی از هماغوشی گرفته تا پارتی های شبانه در این شبکه توزیع می شود که گفته می شود مشتریان فراوانی را جذب کرده است.

رسانه های ایران خبر دادند که هجده هزار سی دی غیرمجاز سینمایی در چندعملیات درطی چند روز در سطح شهر تهران کشف و ضبط و بیش از 50 واحد صنفی عرضه کننده این محصولات نیز پلمپ شدند.

دومین واقعه این ماه جنجالی بود که بر سر مباحثه نورالدین زرین کلک استاد سینمای انیمیشن ایران با یکی از دانشجویان محجبه اش رخ داد و این دانشجو مدعی شد که زرین کلک موهای وی را از زیر چادر و مقنعه اش بیرون کشیده که در اعتراض به این موضوع، گروهی از دانشجویان بسیجی خواستار اخراج و محاکمه وی از دانشگاه تهران شدند.

زرین کلک خود این موضوع را تکذیب کرد و گفت که فقط با دانشجوی مورد بحث به مباحثه پرداخته است.

در این ماه، نمایش فیلم انیمیشن پرسپولیس در جشنواره سینمایی کن همچنین سبب اعتراض بنیاد سینمایی فارابی شد و آن بنیاد طی نامه ای رسمی از آنکه جشنواره کن "در اقدامی نامتعارف و نامناسب فیلمی را در باره ایران انتخاب نموده است که در بخشی از آن چهره غیر واقعی از دستاوردها و نتایج انقلاب شکوهمند اسلامی ارایه نموده است"، انتقاد کرد.

این در حالی است که در جشنواره امسال کن هیچ فیلمی از ایران به نمایش در نیامده است. در عوض نیکی کریمی به عنوان داور فیلم های کوتاه این جشنواره برگزیده شده است.

نیکی کریمی خود فیلمی در انتظار پروانه نمایش دارد که به درازا کشیده شدن اعطای پروانه نمایش به آن وی را وادار به انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کرد.

وی در این نامه در باره فیلم یک شب نوشته است: "برای من ساخت فیلم توقیف شده موهبت بزرگی نیست." کریمی این فیلم را سه سال پیش ساخت.

مرجان ساتراپی، نقاش ایرانی مقیم فرانسه به طور مشترک با یک کارگردان فرانسوی با فیلم پرسپولیس در کن حضور دارد

در همین حال عباس کیارستمی خبر از ساختن فیلمی با شرکت ژولیت بینوش که سال گذشته در تهران مهمان وی بود، داده است. وی که در جشنواره کن حضور دارد یکی از 35 کارگردانی است که به مناسبت شصتمین جشنواره کن، فیلمی سه دقیقه ای درباره سینما ساخته اند.

در فیلم کیارستمی 24 بازیگر زن سینمای ایران به نشانه بیست و چهار فریم یک فیلم در برابر دوربین ظاهر شده اند.

یکی دیگر ازخبرهای سینمایی این ماه ایران نیز در جشنواره کن و هنگامی رخ داد که سمیرا مخملباف کارگردان فیلم اسب دوپا گفت که به هر ترتیب ممکن فیلمش را به پایان خواهد رساند.

پیش تر تولید این فیلم در افغانستان به دلیل بمب گذاری در محل فیلمبرداری متوقف شده بود که تعدادی از بازیگران و عوامل صحنه فیلم در طی آن زخمی شدند.

پرفروش ترین ها در جهان

مرد عنکبوتی 3 که با تبلیغات بسیار بر روی پرده آمد، همان گونه که انتظار می رفت به پرفروش ترین فیلم این ماه بدل شد، فروش این فیلم در ژاپن و سایر کشورهای آسیای شرقی نیز رکورد فروش فیلم در سال 2007 تا کنون را شکسته است.

کارتون محبوب شرک نیز با قسمت سومش در آمریکا به فروش خوبی دست یافته است و در اولین هفته نمایش خود از مرد عنکبوتی پیش گرفت.

28 هفته بعد، فیلم حادثه ای دلهره آوری با موضوع حمله زامبی ها، سومین فیلم پرفروش این ماه بود.

نیکلاس کیج هم این ماه، با فیلم دیگری پس از شبح موتور سوار به روی پرده سینما بازگشت: بعدی که آن هم فیلمی علمی- تخیلی بر اساس داستانی از فلیپ دیک است که منتقدان نظرهای متفاوتی در باره آن ابراز کرده اند ولی با این حال با استقبال خوب تماشاگران روبرو شده است.

پرفروش ترین فیلم های اردیبهشت
مرد عنکبوتی3: 610 میلیون دلار
شرک 3: 390 میلیون دلار
زودیاک: 220 میلیون دلار
بعدی: 180 میلیو دلار
28 هفته بعد: 135 میلیون دلار
ورایتی

آشفتگی و قاعده جرجیا در اولین آخرهفته نمایش خود در آمریکا به فروش خوبی دست یافتند و در فروش جهانی نیز در بین ده فیلم پرفروش قرار گرفتند.

وقایع اتفاقیه سینمای جهان

رخدادهای سینمایی این ماه تحت تاثیر جشنواره کن که اواخر اردیبهشت ماه با حضور هزاران خبرنگار و روزنامه نگار سینمایی ،قرار گرفت.

از میان 23 فیلم های شرکت کننده در بخش مسابقه شش فیلم به آسیا اختصاص داشته است که چهار فیلم آن ژاپنی و دو فیلم کره ای هستند.

از میان کنفرانس ها، کارگاه های آموزشی و نشست های بسیاری که در این جشنواره برگزار می شود کنفرانسی نیز تحت عنوان "پیش به سوی مخاطب فردای سینما" برای بررسی تاثیر فن آوری دیجیتال بر فرایند تولید، توزیع و نمایش فیلم برگزار شده است.

مسائلی که بر سر تازه ترین فیلم مایکل مور در گرفته نیز در ماه گذشته خبرساز شد.

مردعنکبوتی3 پرفروش ترین فیلم اردیبهشت ماه

مایکل مور که در یک سال گذشته درگیر چند دعوای حقوقی مختلف بود به دلیل ساختن فیلم سیکو در کوبا به نقض تحریم تجاری علیه کوبا متهم شده است.

این فیلم در بخش غیر رقابتی جشنواره کن به نمایش درآمده است و مایکل مور به خبرنگاران گفته بود از بیم کارشکنی مقامات آمریکایی نسخه اصلی فیلم را در خارج از آمریکا پنهان کرده بود.

اعلام ساخته شدن یک فیلم تلویزیونی درباره سربازان آمریکایی درعراق توسط الیور استون، سازنده فیلم های سه گانه ای در باره جنگ ویتنام نیز از جمله اخبار مهم سینمایی ماه گذشته محسوب می شد.

وی این فیلم را براساس داستان زندگی جان براون، سرباز سابق آمریکایی در عراق می سازد، این سرباز که در سال 2004 برای مرخصی به کشورش بازگشت، اما پس از آن حاضر نشد به عراق بازگردد.

منتشر شده در بی بی سی فارسی

سایت فارسی بی بی سیامید حبیبی نیا ،15:20 گرينويچ - يکشنبه 27 مه 2007 - 06 خرداد 1386

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 20:49  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

پوستر فیلم انگلستان این است

تازه ترین فیلم شین مدوز که هم اکنون در سینماهای لندن و برخی از کشورهای دیگر روی پرده است و باز هم به موضوعات داخلی جامعه بریتانیا می پردازد، با استقبال خوب منتقدان روبرو شده است.

پرداختن به موضوع حساسی چون زمینه های رشد گرایش های نژاد پرستانه و راست روی افراطی در بریتانیا همواره همچون راه رفتن روی لبه تیغ بوده است و شاید تنها چند فیلمساز چون کن لوچ با صراحت به موضوعی که با وجود جدی شدن تهدید آن در جامعه کنونی بریتانیا همچنان تا حدی پنهان نگه داشته می شود، پرداخته باشند.

تیتراژ طولانی فیلم که در واقع در حکم مقدمه ورودی فیلم هم هست، زمان وفضای تاریخی فیلم یعنی دوران پس از جنگ فالکلند و زمامداری بانوی آهنین بریتانیا، مارگارت تاچر را به خوبی برای بیننده روشن می کند.

شان که در آستانه ورود به نوجوانی است درست در زمانی که بیش از همیشه به پدرش، کریس، نیاز دارد، او را از دست داده است و همین سبب بروز زمینه های پرخاشجویی و سرگشتگی او شده است.

یافتن یک گروه جوان مسن تر که برای وی نقش حامی را ایفا می کنند، به سرعت می تواند بخشی از جای خالی کریس و تنهایی مطلق او را پر کند، اما هنگامی که همین گروه در دوراهی انتخاب ادامه راه به عنوان یک دسته (Gang) کم آزار جوانان یا بدل شدن به بخشی از نیروهای تخریب گر راست افراطی و نژاد پرستان سرتراشیده باز می ماند، کریس به سرعت راه افراطی را برمی گزیند تا خشم و رنجش بی پایان خود از کشته شدن پدرش در جنگ را به نحوی بروز دهد.

اما در همین مسیر و همراه شدن با سر دسته تازه سرتراشیدهای منطقه است که رفته رفته به بلوغ می رسد و از آنها جدا می شود.

انگلستان این است، تابلوی خوبی از گرایشات نژاد پرستانه در این کشور پيش رو می گذارد که بسیار بومی و دقیق به نظر می آید. کارگردان به خوبی خشونت واقعی یا روانی را جایگزین خشونت فیزیکی کرده است تا ماهیت چنین رفتارهایی را زیر سوال ببرد

فیلم به نوعی روایت شخصی کارگردان از تجارب زندگی خود است و از همین روست که ضمن آنکه کاملا شخصی و بومی است، شخصیت هایش کاملا آشنا و باور پذیر جلوه می کنند.

با وجود موضوعی که می توانست فیلم را بسیار خشن تر از آب دربیاورد، کارگردان به خوبی خشونت واقعی یا روانی را جایگزین خشونت فیزیکی کرده است تا ماهیت چنین باورها و رفتارهایی را زیر سوال ببرد.

در باره فیلم

انگلستان این است، برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین فیلم کارگردانهای تازه کار از جوایز فیلم های مستقل بریتانیا و جایزه استعدادهای سینمایی بریتانیا در جشنواره فیلم لندن شده است.

انگلستان این است، جایزه ویژه هیات داوران جشنواره رم را نیز از آن خود کرده است.

این فیلم، همچنان در جدول ده فیلم پرفروش ماه با فروشی معادل بیش از یک میلیون پوند قرار دارد و نمایش آن در سینماها سبب شد تا مطبوعات و رسانه های بریتانیا بیشتر از قبل به موضوع گرایش های نژاد پرستی و وقایع مربوط به جنگ فالکلند بپردازند.

این فیلم با حمایت مالی کانال چهار تلویزیون بریتانیا و چند موسسه دیگر ساخته شده است و در ماههای آینده از این شبکه به نمایش در خواهد آمد.

درباره کارگردان

شین مدوز در سال 1972 در استافورد شایر در شمال انگلستان متولد شد. در جوانی وارد کالج برتون شد و رشته بازیگری خواند ودر همان جا یک گروه موسیقی تشکیل داد که پس از مدتی به دلیل آنکه هر کدام از اعضای گروه به کار دیگری پرداختند، از هم پاشید.این انگلستان است، در واقع روایت شخصی کارگردان از تجارب خود است

وی تعداد بسیاری فیلم کوتاه ساخته است که برخی از آنها در باره جوانان و دسته های محلی است و همین سوژه در برخی دیگر از فیلم های بلند وی تکرار شده است.

اولین فیلم بلندش در سال 1997 با عنوان بیست چهار هفت مانند بیشتر فیلم های دیگرش در باره زندگی در نواحی مرکزی انگلستان است و با چهارمین فیلمش کفش مرد مرده به شهرت رسید.

وی در حال حاضر چند پروژه برای تولید فیلم را دنبال می کند که یکی از آنها درباره کولی ها است.



شناسنامه:

خلاصه: سال 1983، شان سیزده ساله که پدرش را در جنگ فالکلند از دست داده است، به شدت احساس تنهایی می کند، پذیرش او از سوی یک دسته از جوانان برای او امید تازه ای به شمار می رود، با ورود یک نژاد پرست افراطی به گروه و دو شاخه شدن آن، شان به نژاد پرست ها می پیوندد ولی پس از آن که عضو رنگین پوست گروه توسط سردسته نژاد پرست ها کشته می شود، شان از دسته جدا می شود.

کارگردان: شین مدوز، فیلمبرداری: دانی کوهن، تدوین: کریس ویت، موسیقی: لودویکو اینادی، بازیگران: توماس تورگئوز (شان)، استفن گراهام (کومبو) ، جو هارتلی( سینتیا) ، اندرو شیلم( میلکی)، انگلستان 2006، 100 دقیقه


منتشر شده در

http://www.bbcpersian.com

15:48 گرينويچ - يکشنبه 27 مه 2007 - 06 خرداد 1386، امید حبیبی نیا

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 10:36  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

زندگی دیگران

اگرچه در سالهای اخیر در آلمان شمار فیلم هایی که درباره دوران حکومت آلمان شرقی ساخته شده اند کم نبوده است اما شاید زندگی دیگران ( Das Leben der Anderen)، ساخته فلورین هنکل فون دونرس مارک، که به تازگی در کشورهای مختلف بر روی پرده سینماها رفته است و همزمان با استقبال منتقدان و تماشاگران روبرو شده است، فیلمی از جنس دیگر باشد.

فضای خفقان زده و وهم آلود حاکم بر آلمان شرقی هم در قاب بندی های تصویر و هم در سایه روشن ها و رنگ به خوبی خود را نشان می دهند تا تماشاگر به خوبی دهشت حاکمیت توتالیتر را دریابد.

فیلم برای تاکید برهمین فضا از صحنه بازجویی آغاز می شود، بازجویی که هدف از آن هم کشف اطلاعات و هم درکوبیدن روانی متهم است. این صحنه با صحنه ای که بازجو در کلاس درسی در دبیرستان نوار صدای بازجویی را پخش می کند با مونتاژ موازی همراه می شود تا علاوه بر آنکه بر ترساندن مردم از پلیس امنیتی تاکید شود، ماهیت چنین حکومتی که همواره با سوءظن و شک به شهروندان می نگرد و دیگران را به جاسوسی برای خود ترغیب می کند را نیز برملا کرده باشد.

در روند همین تعقیب و مراقبت و شنود است که ما کم کم با شخصیت درونی گئرد وایسلر، بازجوی ارشد اشتازی ( پلیس امنیتی آلمان شرقی) آشنا می شویم؛ مردی تنها و متعصب به سوسیالیسم که در چارچوب چنین نظامی زندگی خود را وقف مراقبت از حاکمیت کرده است، اما به تدریج شک و تردیدهایش درباره نتایج کارهایش او را از مقام بازجو به مقام ناظر و سپس همسو می کشاند.

زندگی دیگران اشاره ای آشکار به تمایل حاکمیت ( که شاید نمونه غربی آن هم کم نباشد) به نظارت و رازگشایی از رازهای زندگی شهروندان است و در همین فرایند نظارت است که تحول درونی شخصیت اصلی آن رخ می دهد.

نمایی از فیلم زندگی دیگران

در همین روند است که گئرد وایسلر، به تدریج از نقش پلیس به نقش مداخله گر و حامی سوق داده می شود و از نقش قراردادی خود فاصله می گیرد.

در همان ابتدای کار که دستگاه های شنود در منزل کارگردان تئاتر کار گذاشته شده است، در برخورد با رئیسش وقتی راهش را به سوی پایین سالن غذا خوری کج می کند و رئیسش با تعجب یادآوری می کند که جای ما آن بالاست، او سر میز کارمندان دون پایه می نشیند و می گوید: "بالاخره سوسیالیسم باید از یک جایی شروع شود".

موسیقی فیلم، با تکرار موتیف های دلشوره آور فضای حاکم بر زندگی روشنفکران در حکومت پلیسی را آشکار می کند و به خوبی می تواند پیوندی بین دنیای درونی نظارت شوندگان و ناظر و نگرانی ها و تنش های حاکم بر زندگی شان برقرار سازد.

"سونات برای انسان های شریف"، هدیه نمایشنامه نویسی که اجازه کار ندارد به گئرگ است، که به سوناتی از بتهوون اشاره می کند که ولادیمیر ایلیچ لنین به ماکسیم گورکی در باره آن گفته است وقتی من سونات آپاسیونتای بتهوون را گوش می دهم، می خواهم که از رازهای درونی دیگران باخبر شوم، اما هیچ کس نباید به رازهای مردم کاری داشته باشد، تنها کسانی که انسانیت خود را فراموش نکرده باشند می توانند از این موسیقی لذت ببرند، نه کسانی که در پی ستیزه جویی با دیگران و پرده برداری از رازهای دیگران باشند.

در همین جا است که او پلشتی کار خود را در طرز برخورد رئیسش با کارمندان دون پایه به عینه می بیند و خود رفته رفته درگیر زندگی گئورگ دریمن و کریستا ماریا، شریک زندگی او می شود و بیش از پیش متوجه تنهایی و ماشینی بودن زندگی اش می شود.

از این نظر فیلم نقبی مکاشفه جویانه به ساختار روانشناختی و ماهیت نظام توتالیتر با همراهی با بازجوی ارشد همین نظام است که در پایان سر به طغیان برمی دارد و برخلاف آموزه ها و انگاره های قالبی زندگی ش حرکت می کند.

قربانی شدن ماریا بازیگر برجسته تئاتر و شریک زندگی گئورگ در این میان، اگرچه پایانی تراژیک است اما آخرین حلقه اتصال گئرد با آن نظام پلیسی را درهم می شکند.

در صحنه به یاد ماندنی دیگری در تضاد با صحنه آغازین فیلم، وقتی گئرد به دلیل همدستی با مظنونان و تمرد از وظیفه از خدمت در اشتازی به کار دون پایه ای در اداره پست برای بازرسی نامه ها گماشته شده و خبر فرو ریختن دیوار برلین را می شنود کار را در میان بهت همکارانش رها می کند و به سمت دری روشن می رود.

 نمایی از فیلم زندگی دیگران

از این جاست که با گذشت زمان و در هم ریخته شدن آن نظام، با فضایی رنگی و کادر باز روبرو می شویم که تفاوت دو زمانه را به خوبی نشان می دهد و به از میان رفتن دیوارهای ذهنی و فیزیکی با حرکت پر شتاب و سرشار از زندگی گئرد در متن آن اشاره می کند.

در باره فیلم

زندگی دیگران (عنوان انگلیسی The Lives of Others)، اولین ساخته فلورین هنکل فون دنرسمارک، در سال2006پس از دریافت تعداد زیادی جایزه از جشنواره های مختلف، برنده اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شد و همزمان اکران آن در اروپا ( این فیلم پیش تر در آلمان، اتریش و سوئیس اکران شده بود و از اواخر مارس در سینماهای آمریکا و اروپا اکران شده است) و با نقدهای ستایش آمیز منتقدان روبرو شد.

فیلم از سال گذشته که برای نخستین بار در جشنواره لوکارنوی سوئیس به نمایش در آمد و جایزه فیلم منتخب تماشاگران را از آن خود کرد، تاکنون در 23 جشنواره بین المللی به نمایش در آمده است و 30جایزه به خود اختصاص داده است، از آن جمله هفت جایزه از جوایز فیلم آلمان (Deutscher Filmpreis) که در11 رشته آن نامزد بود و رکورد تازه ای برای یک فیلم آلمانی محسوب می شود.

در این فیلم که شماری از مشهورترین و محبوب ترین بازیگران سینما وتلویزیون آلمان بازی می کنند، فرصتی برای اورلیش موئه (که خود در بخش شرقی آلمان زندگی می کرده است) برای بازی در نقشی بسیار حساس و درون گرایانه بوده است

او بیشتر برای بازی در سریال های محبوب تلویزیونی به ویژه در باره دوران زمامداری هیتلر مشهور بوده است که برخی از این سریال ها در سالهای دور در ایران هم به نمایش در آمده اند.

آهنگساز فیلم گابریل یارد که به همراه استفانی موکا، موسیقی تماتیک و روایی فیلم را برای تاکید بر فضای خفه و دلشوره آور آن ساخته است، کارنامه ای بسیار درخشان در این زمینه دارد و موسیقی فیلم هایی چون بدرود (2003)، بیمار انگلیسی (1996) و فرادرمانی (1987) را ساخته است.

این فیلم که با بودجه بسیار کمی در برلین، فرانکفورت و بخش های شرقی آلمان ساخته شده است تا کنون در اکران سینمایی خود به مرز صد میلیون دلار دست یافته است و این برای یک فیلم مستقل فروشی شگفت انگیز به نظر می آید.

نمایی از فیلم زندگی دیگران

درباره کارگردان

فلورین هنکل فون دونرس مارک، در سال 1973 در کلن متولد شد و در شهرهای مختلف از برلین غربی و فرانکفورت گرفته تا سنت پترزبورگ ( لنین گراد آن زمان)، بروکسل و نیویورک به تحصیل و کار پرداخته است.

در جوانی به ادبیات روسی علاقمند شد، درنتیجه به روسیه رفت و در آنجا به تحصیل روسی پرداخت و سپس در دانشگاه آکسفورد در زمینه فلسفه و علوم سیاسی تحصیل کرد. در سال 1992 بصورت داوطلبانه برای ریچارد آتن بورو، کارگردان مشهور سینما و تئاتر، در فیلم درعشق و جنگ کار کرد. پس از آن به مونیخ رفت و در دانشکده سینما و تلویزیون به تحصیل کارگردانی پرداخت و چند فیلم کوتاه ساخت که همگی با توجه بسیار روبرو شدند.

پس از ساخت فیلم زندگی دیگران، وی فیلمنامه آن را نیز به آلمانی در این کشور منتشر کرد .


نمایی از فیلم زندگی دیگران


شناسنامه:

خلاصه: گئرد وایسلر، بازجوی ارشد "اشتازی"، پلیس امنیتی جمهوری دمکراتیک آلمان، ماموریت می یابد تا زندگی گئورگ دریمن، کارگردان مشهور تئاتر را زیر نظر بگیرد، درحین گوش فرا دادن به مکالمات خصوصی وی و دیگران وی رفته رفته از دنیای زندگی روزمره خود فاصله می گیرد و به دنیای روشنفکران نزدیک می شود و سعی می کند تا وی را از گرفتاری نجات دهد.

هنگامی که گئورگ دریمن شرح حالی در باره یک نمایشنامه نویس متوفی که سالها از کار منع شده بود، می نویسد و این نوشته در آلمان غربی به چاپ می رسد، اشتازی، کریستا ماریا سیلند، شریک زندگی گئورگ را بازداشت می کند تا با تحت فشار قرار دادنش وی را وادار به اعتراف کند که گئورگ این شرح حال را نوشته است. هنگامی که پلیس به خانه گئورک یورش می برد، ماریا از خانه فرار می کند و در اثر تصادفی کشته می شود.

چند سال بعد گئورگ اسنادی از مراقبت و شنود منزلش را در بایگانی اسناد اشتازی می یابد که همه آنها به نحوی تنظیم شده اند که مانع از گرفتاری وی شوند. گئرد که به شغل نامه رسانی اشتغال دارد پشت ویترین کتابفروشی بزرگ کارل مارکس نام کتابی را از گئورگ می بیند که برای او آشناست: "سونات برای انسان های شریف"، کتاب را می خرد و در تقدیم نامه آن نام اختصاری خود را می یابد، وقتی فروشنده از او سوال می کند که آن را کادو کند یا خیر، پاسخ می دهد: "نه این برای خودم است".

کارگردان و فیلمنامه نویس: فلورین هنکل فون دونرس مارک، مدیر فیلمبرداری: هگن بودانسکی، موسیقی متن: گابریل یارد و استفانه مونکا، تدوین: پاتریشیا رومل، بازیگران: اورلیش موئه (گئرد)، سباستین کوخ (گئورگ)، مارتینا گدک (ماریا)، اورلیش تاکور(رئیس پلیس امنیتی)، 137 دقیقه، آلمان 2006

منتشر شده در

http://www.bbcpersian.com