تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

ملانصرالدین و خبر رسانی!

 

می گویند روزی ملانصرالدین سوار بر الاغ از دهی عبور می کرد، مردم ساده ده که ناگهان ملایی دیدند بر وی آویختند که باید بالای منبر بروی و وعظ و خطابه بفرمایی.

ملا که لابد شوخ طبعی ش گل کرده و از پذیرایی روستایان نیز بدش نمی آمد، سه روزی آنها را سر کار گذاشت؛ روز اول بر بالای منبر نزول اجلال فرمود و پرسید ای خلایق می دانید من می خواهم چه پند و اندرز و خطابه ای بکنم و شما را از عذاب الیم نجات دهم؟ مردم با تعجب و لابد کمی نگرانی یک صدا جواب دادند خیر ملا بفرما تا آگاه شویم، ملا گره در اخمهایش انداخت، از منبر پایین جست و گفت حال که نمی دانید و تا این حد جاهلید پس چه فایده که شما را اندرز دهم؟!

روز بعد باز هم بعد از پذیرایی و مهمان نوازی ملا بر منبر رفت و پرسید ای خلایق می دانید چه اندرزی می خواهم به شما بدهم و دین و ایمان شما را استوار کنم؟ روستاییان ساده دل یک صدا فریاد زدند بله ملا!

ملا از بالای منبر پایین جست و گفت حال که می دانید برای چه به خود زحمت بدهم؟

روز سوم روستاییان که از پذیرایی این ملای حریص خسته شده بودند و می خواستند هرطور که شده وعظ و خطابه ای از وی بشنوند بلکه به درد آخرتشان بخورد قرار گذاشتند که هر گاه ملا سوال خود را پرسید نیمی بگویند بله و نیمی دیگر خیر!

چون ملا بر منبر شد به خلایق گفت می دانید چه خبر و پند و اندرزی می خواهم به شما بدهم؟ نیمی از روستاییان بانگ برآوردند که بلی ملا و نیمی دیگر که نه والله ملا!

ملا از بالای منبر پایین جست و غرغرکنان گفت عجب دهاتی‏هایی، خب آنهایی که می دانند به آنهایی که نمی دانند بگویند و وقت گران مرا تلف نکنید!

آنگاه سوار الاغش شد و در میان حیرت و افسوس روستاییان راه خود را گرفت و رفت.

...

حکایت سایت فارسی بی بی سی و سی سالگی انقلاب 1357 ایران نیز بی شباهت به حکایت ملا و روستاییان نیست.

از زمانی که بخش فارسی بی بی سی در پی راه اندازی تلویزیون خود برآمد رادیو و سایت فارسی ش تقریبا به حالت نیمه تعطیل درآمده اند و از آنجا که مطالب سایت همواره در دسترس باقی می ماند شاید این وضع نیمه تعطیل در سایت بیشتر به چشم می آید والا اینکه گوینده تازه کار در خواندن یک خبر سه خطی در عرض یک دقیقه سه بار آن را غلط بخواند چیزی است که دیگر چندان تعجب برانگیز نیست، از قدیم گفته اند: نو که آمد به بازار کهنه شدن دل آزار!

 

در میانه این رکود، کسادی و وخامت حال رادیو و سایت، بخش فارسی تصمیم می گیرد که صفحه ای هم به مناسبت سی سالگی انقلاب 57 برپا کند.

گذشته از کیفیت مطالب که اغلب نوشته همکاران تازه بخش فارسی است و تقریبا حرفی برای گفتن ندارند و گویی تنها برای صفحه پرکنی و رفع تکلیف حول چند موضوع دم دستی نوشته شده اند، ترتیب و ساختار محتوایی ویدئوهای این صفحه بلافاصله با استناد به حکایت ملا، سوال برانگیز می شود.

تا به امروز که 20 بهمن ماه است و صفحه ویژه روزهاست که تیتر اصلی خود را حفظ کرده و تنها یکی دو مطلب دم دستی در معرفی افراد و جریانها به آن افزوده شده است، در مجموع 10 مصاحبه کوتاه با اشخاص مختلف در باره انقلاب 57 در این صفحه منتشر شده است از شاعر گرفته تا بقال.

این گوناگونی افراد در وحله اول ممکن است جالب جلوه کند ولی وقتی تک تک این ویدئوها را نگاه می کنیم، چند موضوع به ذهن مان می رسد:

-          سردبیر سایت فارسی ناگهان در روزهای آخر تصمیم گرفته است این ویدئوها را سفارش بدهد و در نتیجه از آدم های دم دست استفاده کرده است، این آدم های دم دست از بقالی که خبرنگاران بخش فارسی از آن آجیل می خرند گرفته تا از خوش شانسی شاعری مشهور را شامل می شده است.

-          دروازه بانان این رسانه یا متوجه نیستند که با چنین ترکیبی ناخودآگاه دارند به مخاطب القاء می کنند که قضیه جدی نیست یا متوجه هستند و خود چندان موضوع را جدی نگرفته اند.

-          محتوای این ویدئوها تقریبا (به استثنای هادی خرسندی و اسماعیل خویی) بیشتر ضد انقلابی ست، اگر بخش فارسی به کسانی که به انقلاب باور داشتند دسترسی نداشته یا مایل به مصاحبه با آنها نبوده است، آیا متوجه نیست که به این ترتیب کدام کفه ترازو را سنگین تر کرده است؟

-          مصاحبه شوندگان عمدتا سلطنت طلب یا از وابستگان به رژیم سرنگون شده سلطنتی هستند، به این ترتیب اگر فرض کنیم که تا یک هفته دیگر جمهوریخواه، لیبرال سابق، عضو نهضت آزادی، اصلاح طلب سابق و چپ سابق را هم در این صفحه ببنیم، باز جای سوال پیش می آید که پس چرا اول سلطنت طلب ها؟

-          همگی مصاحبه شوندگان در خارج از کشور اقامت دارند و تقریبا جز یکی دو نفر هیچ کدام حرف تازه یا خاطره درخشانی برای بازگویی ندارند وقتی واکنش شدید دولتمردان جمهوری اسلامی به بخش فارسی بی بی سی سبب می شود که این بخش از دریافت ویدئوهای داخل کشور محروم شود، شنیدن خاطرات یا دیدگاه های افراد خارج از کشوری از انقلاب آن هم با این شیوه انتخاب، سوال برانگیز می شود.

-          وقتی که در متن های نویسندگان بی بی سی از اصطلاح "انقلاب اسلامی" به کرات استفاده شود، نتیجه این می شود که از همان ابتدا تکلیف خود را روشن کرده ایم، مثل این است که به جای کودتای 28 مرداد بگوییم قیام ملی 28 امرداد!

-          گاهی انجام ندادن کاری که به قول ملا در آن "شک و شبهه" پیش می آید از انجام دادنش بهتر است!

حالا اگر نگاهی به این ده ویدئو بیندازیم (مصاحبه با اسماعیل خویی دو پاره شده است) روشن می شود که جز اسماعیل خویی، هادی خرسندی و تاحدودی محسن سازگارا بقیه مصاحبه شوندگان اصولا حرفی برای گفتن ندارند، دلیل این امر آن نیست که آنها جزء افراد معمولی یا رده پایین حکومت سلطنتی بوده اند، دلیل آن نوع انتخاب و کج سلیقگی انتخاب کنندگان و مصاحبه گران بوده است.

مهمترین خلاقیت مصاحبه گران قراردادن سگ سرهنگ بهروز سرشار در پایان مصاحبه با او درکنار وی است که نتیجه نه تنها خنده دار از آب در آمده است بلکه تمامی حرفهای جناب سرهنگ را نیز به طنز می کشاند!

اگر فردا فرخ نگهدار و یکی از بریدگان مجاهدین خلق را هم در این صفحه به رخ بکشند، باز هنوز ما حکایت ملانصرالدین را به خاطر خواهیم داشت که پس بقیه چه شدند؟

...

فرض کنیم که قرار بود مسئولیت این مصاحبه را به یک دانشجوی ترم سوم ارتباطات بدهند و بگویند برو 20 تا مصاحبه بگیر، دانشجوی مورد بحث چه می کرد؟

احتمالا چون رسانه مربوطه بی بی سی بوده و باید حواسش به ترازو و غیره و ذالک باشد لیستی تهیه می کرد، به این شرح:

-          سه چهار نفر نفر از بلندپایگان رژیم سابق؛ مثلا: فرح پهلوی، اعضای خاندان سلطنتی، اعضای دولت های آخر رژیم پهلوی، فرماندهان نظامی و امنیتی و...

-          سه چهار نفر از بلندپایگان فعلی و پیشین رژیم جمهوری اسلامی؛ مثلا: ابراهیم یزدی، ابوالحسن بنی صدر، آیت الله طاهری، حجت السلام ناطق نوری،محسن رضایی، حجت السلام حسن خمینی و...

-          دو سه نفر از شرکت کنندگان در انقلاب و سرکوب ش؛ مثلا: فرمانده نظامی، فرماندهان حکومت نظامی، رئیس کمیته انقلاب، همافران، فرمانده گارد شاهنشاهی، یک روحانی بلند پایه، یک بازاری معروف، ساواکی ها، اعضای سازمانهای چریکی، زنان مبارز و...

-          دو سه نفر از اعضای بلندپایه "سازمانهای انقلابی"؛ مثلا: مهدی سامع، مسعود رجوی،عباس توکل، اشرف دهقانی و... (منظور البته انقلابی در آن زمان است نه آنکه این دانشجو فرضا مجاهدین خلق را هم اکنون نیز انقلابی فرض کند!)

-          دو سه نفر از روشنفکران ، هنرمندان و روزنامه نگاران؛ مثلا: سردبیران یا دبیران سرویس روزنامه های زمان انقلاب یا سردبیران رادیو و تلویزیون، مجریان اخبار و ...

با تهیه این فهرست و بررسی امکان مصاحبه با این افراد و در نظر گرفتن اینکه در صورت پخش چنین مجموعه ای نزدیکی به واقعیت عینی و تقرییا گوناگونی و همه جانبه نگری لحاظ شده است، سردبیر مربوطه ضمن تشویق دانشجوی مورد بحث، احتمالا شب با آرامش سر به بالین خواهد گذارد!

...

نگارنده بر این باور است که پیش از اینکه بخش فارسی بی بی سی نیتی برای تبلیغ "ضد انقلاب" یا اصولا هر نیتی برای این شیوه پرداختن به انقلاب و سالگردش داشته باشد، محذورات، عجله و امکانات کمتر سبب شده است تا صفحه ای برپا شود تا برای خالی نبود عریضه، سایت فارسی بی بی سی هم حرفی برای گفتن داشته باشد.

از آنجایی که تلویزیون فارسی بی بی سی اکنون تریبون اصلی این رسانه است در چند ماه گذشته به نظر می رسد که در رادیو و سایت فارسی این رسانه نشانی از شور و حوصله برای کارهای معمول هم کمتر به چشم می آید چه برسد به کار ویژه!

بنابراین نگارنده هم بیش از این به این صفحه ویژه نمی پردازد چرا که: "موضوع جدی نیست" یا به قول ملا؛ ناآگاهان می توانند بروند (در باره انقلاب) از آگاهان بپرسند و دست از سر بی بی سی بردارند!

 

مطالب مرتبط:

-          مصاحبه امید حبیبی نیا با مهدی سامع در باره قیام 21 بهمن ماه 1357

-          بررسی تطبیقی سایت های خبری عمده فارسی (بخش اول)

-          بررسی سایت های خبری عمده فارسی (بخش دوم)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 20:45  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

جای خالی "تلویزیون"!

جای خالی

اشاره: آغاز به کار تلویزیون فارسی بی‏‏بی‏سی به گمان بسیاری از صاحب نظران و تحلیل گران ارتباطات یک اتفاق مهم در تاریخ ارتباطات ایران به شمار می رود، از همین رو در این سلسله مطالب تحلیلی(در سه بخش)خواهیم کوشید تا نگاهی ژرف تر و تحلیلی بر سازوکار این شبکه تازه بیندازیم و در این راه از نظرات و انتقادات مخاطبان نیز برای تهیه مطالب آتی بهره خواهیم گرفت، نویسنده که در هجده سال گذشته در زمینه نقد و تحلیل رسانه ها فعالیت داشته است، بر این باور است که گسترش چنین نقدها و تحلیل های رسانه ای فضا را برای ژرف نگری و به طریق اولی بهینه سازی رسانه های فارسی زبان بیشتر می گشاید.



تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی سرانجام پس از دو سال تدارک گسترده، دو هفته پیش برنامه های خود را برای مخاطبان فارسی زبان آغاز کرد.

این شبکه که از پشتیبانی نزدیک به 150 کارمند و روزنامه نگار در لندن و برخی دیگر از نقاط جهان برخوردار است، به دلایل مختلف از اهمیت و اولویت بسیاری برای نقد و تحلیل های رسانه ای برخوردار است زیرا به نظر می رسد پس از نزدیک به دو دهه از آغاز به کار تلویزیون های فارسی زبان در خارج از کشور مهم ترین و حرفه ای ترین شبکه تلویزیونی فارسی زبان مستقر در خارج از کشور باشد.

تاریخچه

شبکه های تلویزیونی فارسی زبان در اوایل دهه هشتاد در کالیفرنیا و بیشتر در لس آنجلس پدیدار شدند، در آن روزگار شبکه های فارسی زبان لس آنجلسی با مشکلات درونی و بیرونی بسیاری دست و پنجه نرم می کردند زیرا جامعه ایرانیان ساکن آمریکا هنوز هویت کنونی خود را نیافته بود و به علاوه اداره یک تلویزیون فارسی حتی با تولید برنامه های رادیویی و حداکثر اجرای چند برنامه گفتگوی تلویزیونی (talkshow)و پخش ویدئو کلیپ های ترانه های لس آنجلسی از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نبود، در نتیجه شبکه های تلویزیونی فارسی زبان بنا بر گرایش های سیاسی جامعه ایرانیان آمریکا که در برخی موارد خود را تبعیدیان وابسته به رژیم سرنگون شده سابق می خوانند، بدل به تلویزیون های سیاسی و رسانه سرنگون طلب (suberversive media) شدند.

این گرایش سیاسی اقتصادی با استقبال بسیاری روبرو شد و به تدریج که رسانه های ایرانیان به ویژه در نقاط تجمع آنان مانند لس آنجلس رشد یافت، شبکه های تلویزیونی فارسی زبان نیز گسترش یافتند و برخی نیز موفق شدند توجه بازار تازه شکل گرفته ایرانی را به خود جلب کنند.

در اوایل دهه نود، گسترش رسانه های فارسی زبان در جامعه پویای نزدیک به نیم میلیون نفری ایرانیان ساکن کالیفرنیا چنان شدت گرفت که حتی جمهوری اسلامی را نیز به میدان آورد و با تاسیس شبکه ای به نام آفتاب که برنامه هایش از طریق صدا و سیما تامین می شد وارد این رقابت حرفه ای شد. طبعا از آنجا که برنامه های شبکه آفتاب از نظر تنوع و کیفیت با برنامه های شبکه های فارسی زبان که دچار مشکلات کمبود دانش رسانه ای، متخصص و سیاست رسانه ای موثر برای مخاطب سازی بودند قابل مقایسه نبود، رسانه های سرنگون طلب تبلیغات وسیعی علیه آن به راه انداختند و خواستار تحریم آن شدند، این شبکه مدتی بعد ناچار به پایان دادن به کار خود در لس آنجلس شد اما تجربه خوبی برای صدا و سیما برای تاسیس شبکه های برون مرزی جام جم فراهم آورد.

در اوایل دهه نود، سازمان مجاهدین خلق ایران که تحت عنوان شورای ملی مقاومت ایران در اروپا به فعالیت می پرداخت در لندن و بغداد یک شبکه تلویزیونی با عنوان سیمای آزادی تاسیس کرد که در زمان خود حرفه ای ترین شبکه تلویزیونی فارسی زبان خارج از کشور بود زیرا بسیاری از دست اندرکاران آن از کارکنان سابق رادیو و تلویزیون ایران و یا روزنامه نگاران تبعیدی بوده و برخی نیز دانش آموخته روزنامه نگاری و ارتباطات بودند.

اما فعالیت این شبکه تلویزیونی ظاهرا تحت فشار جمهوری اسلامی بارها دچار مخاطره شد و مرکزی در صدا و سیما با همکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مامور پخش پارازیت بر روی فرکانس های آن شد زیرا فرض بر آن بود که این شبکه برای عضوگیری و سازماندهی فعالیت های هواداران سازمان مجاهدین خلق در ایران تاسیس شده است.

با این حال علاوه بر اینکه تماشای این شبکه در داخل ایران کم مخاطره نبود، محتوای مذهبی، تک و حزبی و تک ساحتی برنامه های آن به شدت مخاطب عادی را در نخستین مواجهه پس می زد.

برنامه سازان این شبکه بعدها با هوشمندی دریافتند که برنامه های هجوآمیز به جای تبلیغات سیاسی مستقیم توجه بسیاری را جلب می کند و از این رو در سالهای اخیر با قراردادن برخی از این تکه های کمدی هجو بر روی اینترنت و یوتیوب توانسته اند بخشی از مخاطبان عادی را تحت پوشش قرار دهند.

اما شبکه های فارسی زبان به غیر از سیمای آزادی و برخی تلاشهای محدود برای پخش برنامه از طریق ماهواره هایی که ایران را تحت پوشش قرار می داد تا زمانی که گیرنده های دیجیتال به منازل مردم راه پیدا نکردند نتوانستند (به معنای واقعی) به مخاطبان ایرانی دسترسی پیدا کنند.

آغاز پخش تلویزیون های فارسی زبان نیز با واقعه ای عجیب همراه شد که دخالت برخی از تکنوکراتهای جمهوری اسلامی را برملا می سازد.

در یکی از برنامه های علیرضا میبدی مجری اصلی شبکه NITV، مخاطبی از اصفهان در حین برنامه زنده به وی زنگ می زند و خبر می دهد که برنامه او در حال پخش در ایران است، بدون آنکه اصولا این شبکه ماهواره ای برای پخش در منطقه اجاره کرده باشد! (1)

بنا برگفته ها برخی از نزدیکان فرزندان رفسنجانی، رئیس جمهور وقت در آن زمان با توجه به گسترش و رونق بازار ماهواره در پی واردات و توزیع رسیورهای دیجیتال به بازار بوده اند، آنها که پیش تر فروش گسترده دستگاه های پخش VHS را تجربه کرده بودند، اکنون بر آن بودند که از این خوان گسترده بهرمند شوند.

بهر روی پخش "اتفاقی" شبکه NITV در ایران سرآغازی شد برای ورود تلویزیون های فارسی زبان به بازار ایران که با رونق شدید خود،کار و بار دیش سازان، نصب کنندگان، واردکنندگان و فروشندگان رسیور و در مراحل بعد هک کنندگان کانالهای کارتی (غالبا حاوی محصولات پورنو) را در اواخر دهه نود و اوایل دهه جاری سکه کرده بود.

به تدریج با گرم شدن بازار سروکله کانالهای تفریحی نیز پیدا شد و در ملال و تک ساحتی بودن کانالهای سلطنت طلب، از قرار این گونه کانالها با استقبال بیشتری روبرو شدند. هر چند که تولید در این گونه کانالها در نازل ترین و سخیف ترین شکل ممکن باقی ماند ولی حداقل پخش گسترده تر موسیقی ایرانی و غربی از آنها از برنامه های خسته کننده گفتگوی چند پیرمرد بازنشسته سیاسی سلطنت طلب که با زبانی متعلق به چندین دهه پیش سخن می گفتند و کمترین تصوری از وقایع و گرایش های روز در ایران نداشتند، جذاب تر و تماشایی تر بود!

در سال 1383 بخش فارسی صدای آمریکا نیز به این مجموعه پیوست تا خلاء یک شبکه تلویزیونی حرفه ای را پر کند اما به دلایل بسیار از جمله محذورات تولیدی، سمت و سوی سیاسی و نزدیکی بیش از حد به جریان سیاسی رسمی دولت آمریکا برنامه های سیاسی و خبری آن کمتر مورد توجه نسل جوان که بیش از هفتاد درصد از جمعیت کنونی ایران را تشکیل می دهند واقع شد اما در عوض برنامه های اجتماعی، فرهنگی و هنری مشتری بیشتری یافت.

تا مدتها تلویزیون فارسی صدای آمریکا (VOA)تنها شبکه تلویزیونی "حرفه ای" خارج از کشور باقی ماند که ناگزیر برخی از فعالان اجتماعی و سیاسی و حتی روزنامه نگاران را وادار به همراهی با خود می کرد.

سرانجام در بیست و پنجم دی ماه 1387، شبکه تلویزیونی فارسی بی‏بی‏سی آغاز به کار کرد که دومین شبکه غیر انگلیسی زبان بی‏بی‏سی به شمار می رود و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ارتباطات تا به این جا و چنان که انتظار می رفت "حرفه ای ترین" شبکه فارسی زبان خارج از کشور است.

این شبکه با استخدام حدود 100 کارمند (که گفته می شود بسیاری از آنها سابقه آشنایی با مدیران آن را داشته اند) و با همراهی نزدیک به پنجاه کارمند قبلی خود تلاش کرد تا کم و بیش سه رسانه فارسی زبان خود را در جریان تهیه و تولید محتوا به یکدیگر نزدیک سازد.


مخاطب شناسی

تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی با توجه به ویژگی های مخاطبان ایران و برآوردی که از شیوه مخاطب سازی خود داشت با استفاده از برخی زمینه سنجی ها که توسط سرویس جهانی برای شناخت گرایش های مخاطبان صورت می گیرد توانست به شمای اولیه مخاطب خود دست یابد.

دست اندرکاران این رسانه نظرسنجی های تلفنی به سفارش سرویس جهانی را از نمونه های ساکن ایران برای تئوریزه کردن شیوه و ساختار تولیدی خود ملاک قرار دادند. (2)

اما یک نظرسنجی علمی نیز در همان انتهای تدارک تلویزیون در اختیار آنها قرار گرفت، این نظرسنجی که دانشجویان هشت دانشگاه در ایران مورد پرسش قرار گرفتند می تواند ملاک خوبی برای درک انتظارات مخاطبان جوان (یا در این مورد دانشجویان) از این رسانه تازه باشد.

به عنوان نمونه در این نظرسنجی چهل و دو درصد از دانشجویان اظهار داشته بودند که اخبار و برنامه های سیاسی در شبکه های تلویزیونی (اعم از داخلی و ماهواره ای) را بطور مداوم تماشا می کنند.

حدود 83 درصد نیز گفته بودند که شبکه های دیگری غیر از شبکه های داخلی سیمای جمهوری اسلامی را تماشا می کنند.

در میان سایت هایی که این دانشجویان برای اطلاع از اخبار از آنها بهره می گیرند سایت فارسی بی بی سی با اختلاف چشمگیری از سایر سایت ها پیش تر است. در همین حال بیش از 44 درصد پاسخگویان گفته بودند که به اخبار و اطلاعات ارائه شده از سوی بی‏بی‏سی اعتماد دارند.

نکته جالب توجه در این نظرسنجی آن است که اغلب دانشجویان در بین شبکه های خبری بین المللی (مانند سی ان ان، الجزیره و...) شبکه جهانی بی‏بی‏سی را انتخاب کرده بودند.

نتایج این نظرسنجی نشان داد که دانشجویان مورد پرسش به میزان زیادی نسبت به تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی و موفقیت آن خوشبین هستند و بی‏بی‏سی در میان آنان از اعتبار خوبی برخوردار است.

برآوردهای غیررسمی حاکی ست که حدود 65 درصد مردم در مناطق شهری از تلویزیون ماهواره ای استفاده می کنند و با توجه به شهرت و اعتباری که بی‏بی‏سی در میان عامه مردم دارد می توان انتظار داشت که بسیاری از آنان در نخستین روزها و هفته های آغاز به کار این تلویزیون به پای آن بنشینند.

بخش فارسی ‎‏بی‏بی‏سی با گزینش مدبرانه خبر و برنامه های متنوع در قالب یک رسانه اطلاع رسان اما کوشیده است تا توجه بخش وسیع تری از مخاطبان به ویژه مخاطبان جوان تر که در خانواده های امروزین ایران نقش اصلی در انتخاب برنامه و سرگرمی های شبانه خانوادگی دارند را جلب کند.


اما مخاطب یک تلویزیون عمومی به دنبال چیست؟

بنا بر نظریات و یافته های شناختی در ارتباطات، مخاطب در جستجوی:

* اطلاعات و آموزش
* راهنمایی و راهبرد
* سرگرمی و آسودگی relaxation
* ارتباط اجتماعی
* تقویت ارزش ها
* کامیابی فرهنگی
* تخلیه هیجانی
* شکل دهی هویت و سازگاری
* تجربه سبک زندگی lifestyle
* امنیت

* تحریک جنسی
و وقت گذرانی

است. از این میان یک تلویزیون عمومی اطلاع رسان می تواند بسیاری از نیازهای روانی، اجتماعی و فرهنگی وی را تحت پوشش قرار دهد. زیرا این تلویزیون می تواند وی را با دیگران مرتبط سازد، وقایع را به دلبستگی های شخصی وی پیوند بزند و به اوقات فراغتش نظم ببخشد.

این فرایند که به آن "عادت رسانه ای" می گویند در کوتاه مدت می تواند به شکل دهی گروهی از مخاطبان دائمی (مخاطبان اولیه) منجر شود که خود مبلغ رسانه جدید برای دیگران بشوند.

از همین رو شایدتلویزیون فارسی بی‏بی‏سی با شناخت بهتر از نیازهای مخاطبان و فقدان خط قرمزهای تولید و پخش صدا وسیمای جمهوری اسلامی در چارچوب برنامه های خود به شرط تنوع بخشیدن به برنامه هایش موفقیت بیشتری کسب کند.

ویژگی های مخاطب جوان یعنی تحرک، صمیمت، خلاقیت، ساختارشکنی، تنوع، تکثر، تعامل و به روز بودن ویژگی هایی است که برای برنامه سازی "مخاطب محور" باید در نظر گرفت. (3)

با نگاهی به نوع برنامه های پخش شده از این تلویزیون و ساختار آنها می توان گفت که حداقل در بین تلویزیون های فارسی خارج از کشور، این رسانه تازه از نظر توجه به مخاطب هدف عملکرد بهتری داشته است.


این امر دلایل بسیاری دارد که می توان به چند مورد اشاره کرد: جوان بودن برنامه سازان و جوان گرایی در بخش فارسی؛ متکی بودن به روزنامه نگارانی که به تازگی از کشور خارج شده و دارای ارتباط مستمر با ایران هستند؛ استقرار در لندن: شهری با جمعیت فعال فارسی زبان نزدیک به صدهزار نفر که بسیاری از آنان دائم در حال رفت و آمد به ایران هستند و این شهر را به یکی از مقاصد اصلی ایرانیان در اروپا بدل ساخته است؛ بهره گیری از تجربه برنامه سازی در رادیو؛ همه فن حریف بودن و به قول معروف آچار فرانسه بودن روزنامه نگاران که آنها را وادار می سازد دائم در تماس با جامعه مقصد و پیگیر اطلاعات مختلف از مجاری مختلف باشند و سرانجام ارتباط بیشتر و نزدیک تر مخاطبان با بخش فارسی بی‏بی‏سی به دلیل اعتبار و شهرت از سویی و سهولت دسترسی به آن از سوی دیگر.

در مباحث آینده به این نکته خواهیم پرداخت که چرا مخاطب نمونه جامعه ایرانی ترجیح می دهد تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی را از میان شبکه های تلویزیونی تماشا کند ولی شاید اشاره به یک یافته تازه بیراه نباشد؛ یکی از گزارشهای اخیر منتشر شده در مرکز تحقیقات صدا و سیما حتی با وجود دستکاریها و چینش هایی که در زمینه نتایج نظرسنجی های دائمی صورت می گیرد حاکی ست از میزان اعتماد مخاطبان به صحت اخبار سیمای جمهوری اسلامی به نسبت فصل گذشته کاسته شده است. فقدان مشروعیت و اعتمادبخشی رسانه های داخلی جمهوری اسلامی به دلیل سانسور آشکار و علنی حاکم برآنها سبب شده است که رسانه های فراملی و آلترناتیو از اعتبار بیشتری نزد مخاطبان برخوردار شوند اما در این میان مخاطبان هر نوع رسانه، ویژگی ها، خصائص و نیازهای خاص خود را دارند، ویژگی عمده مخاطبان تلویزیون ماهواره ای آن است که بطور معمول متعلق به طبقه متوسط هستند و از آن برای بهرمندی از مسائل روز و سرگرمی استفاده می کنند تا نیازهایی که توسط شبکه های داخلی تامین نمی شوند و می توانند بخشی از نیازهای دوازده گانه بالا باشند را برآورده سازند.

بنابراین تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی باید در محدوده نوع برنامه های خود نیازهای مخاطب هدف خود را برآورد نیازهایی که تامین آنها نه از شبکه های داخلی و نه لس آنجلسی و نه صدای آمریکا برمی آید، این رویکرد در مخاطب شناسی می تواند نقطه شروع خوبی برای این رسانه تازه باشد.

ساختار(یک نگاه مقدماتی)

با آنکه هنوز تنوع زیادی در برنامه های غیرخبری و تولیدی این شبکه به چشم نمی خورد اما با نگاهی به همین برنامه های پخش شده می توان دریافت که اغلب آنها ساختاری حرفه ای دارند و می توان آن را در چارچوب و استاندارد کیفی بی‏بی‏سی قرار داد.

تا همین جا هم بی‏بی‏سی فارسی با هشت ساعت پخش روزانه از بی‏بی‏سی عربی با امکانات، سابقه و بودجه بیشتر در برنامه سازی بسیار موفق تر عمل کرده است.

نگاهی به کنداکتور و برنامه های تلویزیونی بخش عربی نشانگر آن است که تولید غیرخبری روتین در این شبکه بسیار کمتر از بخش فارسی در نظر گرفته شده است و مخاطبان عرب زبان این شبکه تقریبا جز اخبار و برنامه های سیاسی چیز دیگری از آن نمی بینند.

اما اخبار در تلویزیون فارسی، تنها حدود پنجاه درصد از برنامه های این شبکه را تشکیل می دهد که در یک نگاه گذرا می توان گفت که تا به اینجا بهترین شکل ارائه خبر تلویزیونی را به نمایش گذاشته است.

در بخش دوم بطور مشخص یکی از برنامه های خبری این شبکه را مورد بررسی قرار خواهیم داد اما در اینجا به بخشی از مشخصه های بارز اخبار در بی‏بی‏سی اشاره می کنیم:

* اجرا: مجریان اخبار بی‏بی‏سی بی اغراق اگر بهترین مجریان تاریخ تلویزیون در ایران نباشند، یکی از بهترین ها هستند. این درحالی است که اغلب آنها تاکنون هیچ تجربه اجرای تلویزیونی نداشته اند، با این حال شیوه بیان، ارتباط برقرار کردن و اعتماد به نفس آنها قابل توجه است. هرچند که برخی از آنها هنوز روی تن صدا و شیوه اجرای خود تسلط کافی ندارند اما در مقایسه با مجریان شبکه های تلویزیونی فارسی زبان به مراتب بهتر هستند و دست کمی از مجریان با سابقه بی‏بی‏سی هم ندارند.

* اصالت: اخبار در این تلویزیون بنا بر سنت بی‏بی‏سی تا حد ممکن اصیل است، یعنی اولین منبع خبر خبرنگاران بی‏بی‏سی هستند این امر سبب می شود که مخاطب اعتبار و اهمیت بیشتری برای اخبار آن قائل شود. اولین بخش خبری این شبکه هم بطرزی چشمگیر با چندین گزارش زنده از خبرنگاران اختصاصی این شبکه در گوشه و کنار جهان پخش شد. چند روز بعد این شبکه تازه تاسیس مراسم تحلیف رئیس جمهور آمریکا را بطور مستقیم پخش کرد که شروع درخشانی به حساب آمد.

* پردازش: شیوه پردازش خبر، گفتگو در استودیو، ارتباط مستقیم و زنده ویدئویی(ونه تلفنی)، گرافیک های درخشان برای کپشن های خبری و مجموعه چیدمان حرفه ای و دینامیک آن بلافاصله تفاوت آن را با بخش های خبری موجود در شبکه های دیگر نشان می دهد.

* تنوع: سوئیچ از هارد نیوز به سافت نیوز (نرم خبر) و انتخاب اغلب مناسب این سافت نیوزها متناسب با سلیقه مخاطبان جوان و تنوع چشمگیر در بخش خبری در استفاده از همه شیوه های اجرا، تولیدو پخش با وجود امکانات محدود نشانگر درک اصولی مدیران آن در اهمیت تنوع بخشی و استفاده از همه قابلیت های موجود برای ایجاد آن دارد.

* خلاقیت: سردبیری و تهیه کنندگی برنامه خبری تلویزیونی نیازمند خلاقیت است، بی‏بی‏سی فارسی تا به اینجا نشان داده است که از خلاقیت کافی برای بومی سازی خبر،ارتباط با مخاطب و تولید رپرتاژ ویژه برخوردار است، امری که باز به دلایل بسیار منحصر به فرد است.

با نگاهی گذرا به ساختار پخش در این شبکه می توان حدس زد که بسیاری از مخاطبان جوان تر ترجیح خواهند داد حداقل اخبار را از این شبکه تلویزیونی تماشا کنند زیرا به نظر می رسد که برای نخستین بار خبرتلویزیونی (به معنای تصویر، درگیرسازی،ارتباط یابی و عینیت) به معنای صحیح خود در این شبکه عرضه می شود.

ادامه دارد...

مطالب مرتبط:

تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی و چالش های پیش رو

نگاهی به نخستین ویدئوی آموزشی بی‏بی‏سی فارسی

نگاهی به اخبار 20.30 شبکه دوم

نگاهی به برنامه صبحگاهی رادیو صدای آمریکا

بررسی تطبیقی سایت های عمده خبری فارسی (بخش اول)

بررسی تطبیقی سایت های عمده خبری فارسی (بخش دوم)

پانویس ها:

1- ضیاء اتابای، کنفرانس انجمن پژوهشگران ایران، دانشگاه واشنگتن، واشنگتن، 2006

2- استفاده از شیوه نظرسنجی تلفنی به ویژه برای کشورهایی نظیر ایران از نظر اعتبار و روایی روشی چندان قابل اعتماد نیست و به یافته های آن نمی توان کاملا استناد کرد.

3- امید حبیبی نیا، رهیافت هایی برای برنامه سازی برای جوانان، اداره کل پژوهش معاونت سیاسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، 1381

منتشر شده در: گویا   و    ایرانیان یازدهم بهمن ماه 1387

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 17:40  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

مرور رخدادهای مهم ارتباطات و رسانه‌ها در سال ۲۰۰۸


سالی که چند روزی است آن را پشت سر گذاشته‌ایم در عرصه‌ی ارتباطات و رسانه‌ها سالی سرشار از وقایع و رخدادهای مهم بود در این مرور به برخی از مهم‌ترین این رخدادها در سال ۲۰۰۸ نگاهی می‌اندازیم.

اوباما می‌تازد

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و چالش‌های سیاسی در عرصه رسانه‌ها، شاید مهم‌ترین نقطه عطف سال گذشته بود. باراک اوباما که پیش‌تر با کتاب‌های خود شهرت و محبوبیت بسیاری برای خود دست و پا کرده بود، به عنوان نامزد دمکرات‌ها وارد عرصه رقابت‌ها شد.

او با بهره‌گیری از تبلیغات موثر تیم روابط عمومی خود به ویژه در اینترنت به سرعت همه‌ی رقبای خود را پشت سر گذارد و هواداران او نیز با استفاده از شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ‌ها، اتاق‌های گفت و گو و نیز سایت‌های اشتراک ویدیو نظیر یوتیوب، موج عظیمی از تبلیغات سیاسی برای او به راه انداختند که عرصه رقابت را برای حزب رقیب تنگ ساخت.

اشتباهات، گاف‌ها و سوابق مک‌کین و پیلین در هزاران وبلاگ منتشر می‌شد و از طریق سایت‌های اشتراک لینک مانند دیگ به بسیاری از کاربران اینترنت عرضه می‌شد.


باراک اوباما که سخنرانی‌هایش به خوبی پردازش و با خواسته‌های طبقه متوسط جامعه آمریکا سازگارتر می‌شد، آن‌لاین‌ترین نامزد و رییس جمهور آتی ایالات متحده، لقب گرفته است و برخی از نظرسنجی‌ها حاکی است طرفداران وی بیش از همه اخبار مرتبط با او را از اینترنت دریافت می‌کردند.

نقش اینترنت در انتخابات اخیر ایالات متحده نیز اهمیت بیشتری یافته است، برخی نظرسنجی‌ها حاکی از آن بود که بیش از هشتاد درصد از کاربران اینترنت در این کشور از اینترنت به عنوان نخستین رسانه برای آگاهی از اخبار مرتبط بهره می‌گیرند در حالی که این میزان در انتخابات قبلی ریاست جمهوری تنها بیست درصد بود.

پیروزی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری همچنین سبب شد تا میزان اس‌ام‌اس‌ها در شب اعلام نتایج در آمریکا به سه برابر برسد و در تاریخ کمپانی ای‌تی‌اند‌تی (‌AT&T‌) که بزرگ‌ترین شرکت ارتباطی این کشور محسوب می‌شود، این میزان به رقم بی‌سابقه چهل و پنج درصد افزایش یابد.

میزان حمایت‌کنندگان اوباما در فیس‌بوک که بزرگ‌ترین و حرفه‌ای‌ترین شبکه اجتماعی اینترنت است در هفته پیش از انتخابات به بیش از چهار برابر مک‌کین رسیده بود و میزان مخاطبان تبلیغات اوباما در یوتیوب با مک‌کین قابل مقایسه نبود.

ویدیوهای اوباما بیش از نود و هفت میلیون ببینده داشت و مک‌کین تنها بیست و پنج میلیون. به این ترتیب به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ارتباطات نبردهای تبلیغاتی آتی نه در صحنه تلویزیون بلکه روی اینترنت صورت خواهد گرفت زیرا انتخابات جاری نشان داد که وب ۲ چه قابلیت‌هایی برای اقناع افکار عمومی دارد.


اپل وارد می‌شود

شرکت اپل در سال ۲۰۰۸ به موفقیت‌های چشمگیری دست یافت، اپل در سال ۲۰۰۸ با فروش میلیون‌ها دستگاه ای‌فون جدید و ارائه برخی نوآوری‌های دیگر نظیر iMobile برای هماهنگی شبکه‌ای بین ای‌فون، مک و سایر محصولات اپل در عرصه تلفن همراه یکه‌تاز بود.

آغاز عرضه ای‌فون‌های نسل سوم در بسیاری از کشورهای غربی به یک رخداد جالب بدل شد که با صف‌های طویل مشتریان برای دست‌یابی به ای‌فون جدید با نصف قیمت قبلی توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

تنها در طول یک فصل، نزدیک به هفت میلیون ای‌فون جدید فروخته شد که کل فروش ای‌فون را به نزدیک به چهارده میلیون دستگاه رساند و نفس غول‌های تولید کننده‌ی تلفن همراه جهان را در دوی سرعت برید.

اپل همچنین در عرصه تولید و بازاریابی لپ‌تاپ و رایانه مک نیز به توفیق بسیاری دست یافت و در حالی که در اولین روزهای سال ۲۰۰۹ استیو جابز بار دیگر برای معرفی محصولات اپل روی صحنه خواهد رفت، بسیاری بر این اعتقادند که اپل با ارائه‌ ای‌فون و تمکیل آن به تنهایی توانسته است موقیعت خود را در بازار ارتباطات مستحکم کند.

به علاوه، رایانه‌های رویایی مک برای کسانی که از دست سیستم عامل ویندوز و رایانه‌های معمولی کلافه شده‌اند نجات دهنده خوبی به شمار می‌رود. در حالی که تا پایان سال ۲۰۰۷ تعداد کاربرانی که از رایانه‌های مک استفاده می‌کردند کمتر از هفت و نیم درصد بود، اکنون این میزان به ده درصد رسیده است.

پیش‌بینی می‌شود با ورود مدل‌های جدیدتر با قابلیت‌ها و کارآیی‌های تازه بر مشتریان اپل نیز افزوده می‌شود زیرا رویکرد جدید اپل برای پوشش دادن به همه‌ی نیازهای مشتری در عرصه اینترنت بی‌سیم و موبایل چیزی است که علاوه بر کیفیت بهتر، نقاط ضعف کمتر و ایمنی بیشتر کاربران را به خود جذب می‌کند.

با این حال هنوز بسیاری از برنامه‌های وب با سیستم عامل ویندوز کار می‌کنند اما ترفندهای تازه و امکانات تازه‌ای نیز برای استفاده از این ابزارها یا استفاده توأم از هر دو سیستم عامل لئوپارد و ویندوز فراهم شده است.

بنابراین بسیاری پیش‌بینی می‌کنند اگر اپل همچون مک‌بوک ائر و سری دوم ای‌فون، محصول تکمیلی تازه‌ای ارائه کند، کار و بارش در سال جدید سکه خواهد شد.


اعتصاب فیلمنامه‌نویسان

فیلمنامه‌نویسان هالیوود در اعتراض به سطح دستمزد خود و پرداخت نشدن حقوقی برای بازپخش سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و نیز داشتن سهمی از بازار فروش ویدیویی آن‌ها از اواخر سال ۲۰۰۷ دست به اعتصاب زدند.

این اعتصاب که مراسم سالیانه گلدن گلوب را تقریباً به تعطیلی کشاند، پس از متوقف شدن پخش سریال‌های محبوب و افت شدید میزان بینندگان تلویزیون که میلیون‌ها دلار زیان در پی داشت، در آستانه برگزاری مراسم اسکار با توافقاتی که سبب افزایش دستمزد و تثبیت حقوق بازپخش پس از صد روز شد، به پایان رسید.

این اعتصاب که توسط اتحادیه نویسندگان آمریکا شرق و غرب سازمان یافت یکی از بدترین بحران‌هایی بود که در سال‌های اخیر، هالیوود درگیر آن شد و حدود ۴۰۰ کمپانی بزرگ تولید فیلم و برنامه‌های تلویزیونی و ویدیویی را با زیان‌های هنگفت روبه‌رو ساخت.

فیلمنامه‌نویسان آمریکا پیش‌تر نیز در سال ۱۹۸۸ دست به اعتصاب زده بودند اما این اعتصاب که به بزرگ‌ترین زیان تاریخ رسانه‌های آمریکا تا آن زمان یعنی به مبلغ نیم میلیارد دلار منجر شده بود با توافق‌های محدودی پس از ۲۱ هفته به پایان رسیده بود.

اعتصاب سال گذشته‌ی نویسندگان هالیوود به گزارش مطبوعات لس‌آنجلس سبب زیان نزدیک به دو میلیارد دلاری این شهر شده بود و کلیه فعالیت‌های تولیدی عمده کمپانی‌های بزرگ هالیوود را به تعطیلی کشانده یا دچار رکود کرده بود.

آرنولد شوارتزنگر، فرماندار کالیفرنیا که نگران وخامت وضعیت اقتصادی این ایالت به دنبال رکود فعالیت‌های هالیوود بود، دست به میانجگری گسترده‌ای بین اتحادیه نویسندگان و تهیه‌کنندگان زد و به زودی پای هیلاری کلینتون، باراک اوباما و بسیاری دیگر از سیاستمداران در کنار ستارگان هالیوودی در حمایت از اتحادیه نویسندگان به میان کشیده شد.


ایران و آمریکا در آستانه رویارویی نظامی

پس از سال‌ها شناورهای ایران و آمریکا در دریای عمان در آستانه یک رویارویی نظامی خطرناک قرار گرفتند، این رخداد که کمی پیش از سفر جورج بوش به منطقه رخ داد با پوشش وسیع رسانه‌ای روبه‌رو شد.

وزارت دفاع آمریکا ادعا کرد که قایق‌های تندروی سپاه پاسداران راه ناوهای آمریکایی را در آب‌های بین‌المللی سد کرده، آن‌ها را تهدید به انفجار کرده و در دریا مواد منفجره ریخته‌اند، در مقابل سپاه پاسداران نیز مدعی شد که هیچ عملیات رهگیری غیر عادی در بین نبوده و شناسایی و مکالماتی عادی بین شناورهای دو طرف جریان داشته و در عوض ناو آمریکا به شلیک بی‌مورد اخطار پرداخته است.

آمریکایی‌ها بلافاصله ویدیویی از مذاکرات فرمانده قایق‌های تندروی ایرانی را پخش کردند که وی در آن می‌گوید ما داریم می‌آییم سر وقت شما، به زودی منفجرتان می‌کنیم! در عوض سپاه نیز ویدیوی دیگری از همین مذاکرات را پخش کرد که حاکی از عادی بودن مکالمات دو طرف بوده است.

وزارت دفاع آمریکا، دولتمردان و جورج بوش از این واقعه به عنوان ابزاری تبلیغاتی برای نشان دادن خطر جنگ‌افروزی جمهوری اسلامی استفاده کردند اما به مرور با تحلیل جزییات ویدیوهای ارائه شده توسط دو طرف برخی از تحلیل‌گران و روزنامه‌نگاران نسبت به صحت ادعای آمریکایی‌ها مبنی بر واقعی بودن تهدید قایق‌های تندروی ایرانی ابراز تردید کردند.

کمی بعد برخی از منابع معتبر نظامی با انتشار گزارش‌هایی اعلام کردند که تهدید صورت گرفته نه از جانب نیروهای ایرانی بلکه از سوی یک منبع ناشناس که سابقه چنین مکالمات برای ایجاد مزاحمت یا تمسخر با شناورهای منطقه را دارد و به میمون فلیپینی مشهور است، صورت گرفته است.

نیروی دریایی آمریکا نزدیک به دو دهه پیش در همین منطقه یک هواپیمای مسافربری ایرانی با دویست سرنشین را به دلیل آنچه اشتباه عملیاتی خوانده شد، سرنگون کرده بود.


دیجیتالیزه شدن

شتاب دیجیتالی شدن در عرصه رسانه‌ها سبب تحولات گسترده‌ای در بازار سرگرمی‌ها شد، در بسیاری از کشورها پخش دیجیتال برنامه‌های تلویزیونی آغاز و در برخی دیگر از کشورها که پیش‌تر این شیوه پخش آغاز شده بود، پخش آنالوگ برنامه‌های تلویزیونی منسوخ شد.

با ورود تلویزیون‌های دیجیتال موسوم به وضوح بالا به بازار، خط تولید تلویزیون‌های آنالوگ در همه کمپانی‌های بزرگ تولید تلویزیون از میان رفت به علاوه رسیورهای دیجیتال رادیویی و رسیورهای دیجیتال ماهواره‌ای از فروش بهتری برخوردار شدند.

رقابت گیج‌کننده بین دو فرمت بلوری و دی‌وی‌دی (‌HD DVD‌) نیز سرانجام به نفع بلوری به پایان رسید. در این میان تنها پخش کننده نوارهای ویدیویی (‌VHS‌) در آمریکا در اواخر سال گذشته اعلام کرد که به توزیع نوارهای ویدیویی خاتمه خواهد داد و به این ترتیب دوران ویدیوهای VHS در آمریکا نیز به پایان رسید.

در حال حاضر با ورود فرمت‌های دیجیتال ضبط و پخش سی‌دی نیز در خطر انقراض قرار دارد و پیش‌بینی می‌شود تا چند سال دیگر سی‌دی‌ها و به طبع آن دستگاه پخش سی‌دی نیز روانه موزه‌ها شوند.

پخش آنالوگ برنامه‌های تلویزیونی در آمریکا از هجدهم فوریه به پایان خواهد رسید و به نظر می‌رسد که بخش عمده‌ای از ساکنان بیست و یک میلیون خانه‌ای که تا سال گذشته از تلویزیون آنالوگ استفاده می‌کردند با کاهش قیمت تلویزیون‌های دیجیتال به خرید این تلویزیون‌ها روی آورده‌اند.

برخی از اقشار کم درآمد از کمک دولت برای خرید این تلویزیون‌های جدید برخوردار شده‌اند، به این ترتیب عصر آنالوگ در بسیاری از کشورهای غربی در سال ۲۰۰۸ عملاً به پایان رسید.


رکورد‌شکنی فایرفاکس

پس از اپل، فایرفاکس راوی دومین خبر بد برای مایکروسافت بود، مرورگر موزیلا موسوم به فایرفاکس در اواسط سال گذشته نسخه سوم مرورگر خود را که در قابلیت‌های چند رسانه‌ای و اینترنتی‌اش پیشرفت‌های تازه‌ای وجود داشت ارائه کرد و برای پیاده‌سازی آن در یک مهلت ۲۴ ساعته به کاربران اینترنت فراخوان داد تا رکورد تازه‌ای از دانلود یک نرم افزار از اینترنت برجای گذاشته شود.

در طول این ۲۴ ساعت یعنی در روز شانزدهم ژوئن، این مرورگر بیش از هشت میلیون بار از سایت موزیلا پیاده شد و در طبقه‌بندی رکوردهای گینس ثبت شد. ایران دهمین کشور جهان از نظر فراوانی پیاده‌سازی این مرورگر شناخته شد.

سهم فایرفاکس از بازار مرورگرها که تا پیش از این در انحصار ویندوز اکسپلورر بود تا پایان سال به بیست و یک درصد رسید و به این ترتیب سهم مایکروسافت از نود درصد به کمتر از هفتاد درصد کاهش یافت، سفری مرورگر تحسین شده اپل نیز با رشد پنجاه درصدی در آستانه تسخیر ده درصد از بازار است.


مصائب ویندوز

سال گذشته برای مایکروسافت سال خوبی نبود، برخی از مراجع بررسی خدمات ارتباطاتی در اتحادیه اروپا از ویندوز ویستا به عنوان بدترین سیستم عامل در سری ویندوزها یاد کردند، امری که برای شرکت مایکروسافت که سال‌ها بازار سیستم‌های عامل را در انحصار خود داشت و با تبلیغات و ادعاهای بسیار نسخه‌های متفاوتی از ویستا را روانه بازار کرده بود، ابداً خوشایند نبود.

بسیاری از کاربرانی که سر و کارشان با ویستا افتاده بود از پیچیدگی، کندی و پایین بودن سطح امنیت آن در مقایسه با اکس‌پی شکایت داشتند و در مواردی حتی برخی از کاربران ترجیح داده بودند تا به نسخه پیشین بازگردند.

ویندوز ویستا به دلیل قیمت گران، پشتیبانی ضعیف و نقص سیستم امنیتی و همچنین امکان عملی رهگیری کلیه فعالیت‌های کاربران مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت، این در حالی بود که مایکروسافت اعلام کرده بود پس از ویندوز ویستا تا مدتی از ارائه سیستم عامل جدید خودداری کرده و به ارتقای ویستا خواهد پرداخت.

همچنین خدمات مرتبط با اکس‌پی را نیز تا چند سال آینده خاتمه خواهد داد که این امر نیز با توجه به آن‌که اغلب سیستم‌های عامل موجود روی رایانه‌ها تا پیش از سال ۲۰۰۷ اکس‌پی بوده است با انتقاد بسیاری روبه‌رو شد.

از آن گذشته، فروش ویندوز ویستا با توجه به بهای گزاف آن با استقبال مورد انتظار مایکروسافت روبه‌رو نشد و مایکروسافت ناچار شد تا در اواسط سال کمی از بهای آن بکاهد اما این امر نیز سبب داغ شدن بازار ویستا نشد.

از همین رو مایکروسافت درصدد برآمد تا نسخه تازه‌ای از ویندوز موسوم به ویندوز هفت را به صورت آزمایشی روانه بازار کند که به اعتقاد برخی از کارشناسان نسبت به ویستا تقلید بیشتری از سیستم عامل لئوپارد مک است، اما عملاً کارآیی آن در مدیریت بدون اختلال برنامه‌ها بدون فریز یا کرش را ندارد.

در نسخه فعلی ویندوز در هر روز به طور متوسط ۱.۲ بار اختلال رخ می‌دهد در حالی که در نسخه اکس‌پی حرفه‌ای این میزان ۱.۱ بود. مایکروسافت می‌گوید نسخه تازه ویندوزش سه برابر سریع‌تر از اکس‌پی است.


ادغام نافرجام دو غول

پیشنهاد مایکروسافت برای خرید یاهو در سال گذشته یکی از مهم‌ترین اخبار بازار ارتباطات بود که در صورت موافقت یاهو به ظهور امپراتوری تازه‌ای در دنیای ارتباطات منجر می‌شد اما یاهو در ابتدا در فوریه سال گذشته، پیشنهاد چهل و چهار میلیارد دلاری مایکروسافت را به دلیل کم بودن مبلغ پیشنهادی رد کرد.

در همین حال، شایعاتی مبنی بر تقاضای گوگل برای ادغام با یاهو نیز بر سر زبان‌ها افتاد که منجر به داغ شدن بازار یاهو شد. چند هفته بعد مایکروسافت این مبلغ را به چهل و پنج میلیارد دلار افزایش داد اما با پاسخ روشنی از سوی یاهو روبه‌رو نشد و پس از مدتی تقاضای خود را پس گرفت و یاهو نیز اعلام کرد که مذاکرات دو شرکت برای فروش یاهو به پایان رسیده است.

یاهو، نخستین وب سایت محبوب در جهان است که بیش از ۱.۵ میلیارد کاربر اینترنت در سال ۲۰۰۸ مشتری آن بوده‌اند.


کلید واژه‌های گوگل

رکود کم‌سابقه اقتصادی و انتخابات آمریکا در سال ۲۰۰۸ سبب شد تا جست‌وجوی کلید واژه‌ها در گوگل را نیز تحت‌تأثیر قرار دهد. براساس اعلام گوگل مهم‌ترین کلید واژه‌های سال ۲۰۰۸ عبارت بوده‌اند از:

سارا پیلین، المپیک پکن، ورودی فیس بوک، تونتی (شبکه اجتماعی اسپانیایی زبان)، هیث لجر (بازیگر هالیوود که سال گذشته درگذشت)، اوباما، ناسازا (شبکه اجتماعی لهستانی زبان)، ورکنت ون (شبکه اجتماعی آلمانی زبان)، یورو ۲۰۰۸ (جام ملت‌های اروپا)، یوناس برودرز (گروه موسیقی پاپ آمریکایی)

بحران اقتصادی نیز بیشترین مفهوم جست‌وجو شده در گوگل در سال ۲۰۰۸ بوده است و خبرهای مربوط به آن نیز مخاطبان بیشتری در سایت گوگل داشته است.

در ایالات متحده اوباما بیشترین کلید واژه جست‌وجو شده در سال گذشته بوده است و تصاویر مربوط به سارا پیلین بیشتر تصاویر جست‌وجو شده، کلید واژه ایران بیش از همه به ترتیب در امارات متحده عربی، سوئد، ترکیه، کانادا، آمریکا، آلمان، مکزیک، سوئیس و هند مورد جست‌وجو قرار گرفته است.

کلید‌ واژه احمدی‌نژاد به فارسی نیز بیش از همه در شهرهای: قم، اردبیل، زنجان، بابل و بندرعباس هدف جست‌وجوی کاربران ایرانی بوده است.

کلید واژه احمدی‌نژاد به انگلیسی بیش از همه به ترتیب در: ایران، اندونزی، ایالات متحده، اسرائیل، کانادا، سوئد، ایتالیا، بریتانیا، هلند و استرالیا مورد جست‌وجو قرار گرفته است.

پاکستان، هند، مصر، ترکیه، امارات متحده عربی، ویتنام، مراکش، اندونزی، مالزی، لهستان، افغانستان و ایران نیز در بین کشورهای جهان سرآمد جست‌وجو در واژگان پورنو هستند.

در عوض واژگان علمی بیش از همه در آمریکا، کانادا، استرالیا، سنگاپور، هند، چین، بریتانیا و آلمان مورد جست‌وجوی کاربران اینترنت بوده است.

داده‌های گوگل همچنین نشان‌گر آن است که در طول سال‌های گذشته به تدریج از اهمیت کلیدواژه ایران برای جست‌وجو در این موتور جست‌وجو کاسته شده است.

بیشترین خبر بازدید شده‌ی مربوط به ایران، توسط کاربران گوگل در سال ۲۰۰۸ خبر مربوط به افزایش صادرات آمریکا به ایران در دوران بوش بوده است.


رشد چشمگیر اینترنت

سال گذشته، سال خیزش چشمگیر اینترنت در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و رو به توسعه در جهان بود، برخی برآوردها حاکی است که رشد دسترسی به اینترنت در سال ۲۰۰۸ معادل نوزده درصد بوده است و در برخی کشورهای در حال توسعه نظیر آفریقای جنوبی، هند، چین و ویتنام این رشد نمود بیشتری داشته است.

وب ۲ در سال ۲۰۰۸ با پیوند دادن به جنبه‌های تعاملی و درآمیختن رسانه‌ها با یکدیگر فضایی چند رسانه‌‌ای و تعاملی پدید آورد که اینترنت را جذاب‌تر و محبوب‌تر از سال‌های گذشته کرد.

به علاوه افزایش سرعت اینترنت در بسیاری از کشورهای اروپایی و در برخی موارد کاهش یا ثابت ماندن بهای اشتراک اینترنت به رغم افزایش سرعت در این کشورها سبب شد تا برنامه‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی با حجم زیاد و گاه با کیفیت وضوح بالا به راحتی قابل مشاهده باشند.

هم اکنون در ژاپن، کره جنوبی، ایالات متحده، کانادا و برخی از کشورهای اروپایی اینترنت با سرعت بیش از سه گیگا بیت در دسترس است و متوسط سرعت اینترنت در کشورهای اروپای غربی ۱۵۰ کیلوبیت است. این در حالی است که سرعت واقعی اینترنت در ایران کمتر از ده کلیوبیت در ثانیه برآورد می‌شود.

هم اکنون یاهو و اینتل در تلاش هستند تا شبکه تازه‌ای برای تماشای تلویزیون از طریق اینترنت تأسیس کنند و به این ترتیب دسترسی همگان به کانال‌های تلویزیونی عمده را فراهم آورند.

تعداد کاربران اینترنت در جهان، تقریباً یک چهارم جمعیت جهان یعنی معادل ۱.۵ میلیارد نفر برآورد می‌شود که شصت درصد از این جمعیت ساکن کشورهای توسعه یافته هستند، ضریب نفوذ اینترنت در کشورهایی نظیر سوئیس، سوئد، دانمارک، ایسلند، نروژ، آلمان و فنلاند در حال نزدیکی به مرز صد درصد است و تقریباً همه مردم به اینترنت دسترسی دارند.

در میان کشورهای خاورمیانه در سال ۲۰۰۸، اسرائیل و امارات متحده بیشترین کاربران اینترنت را داشته‌اند که در هر یک نیمی از جمعیت به اینترنت دسترسی داشته‌اند.

ایران با رشدی معادل شصت درصد بالاترین میزان رشد کاربران اینترنت در منطقه در سال گذشته را داشته است که تعداد کاربران اینترنت را به بیست و سه میلیون نفر یعنی معادل سی‌ و پنج درصد جمعیت رسانده است.

کارشناسان ارتباطات پیش‌بینی می‌کنند با ارزان‌تر شدن خدمات اینترنتی و رشد تجارت اینترنتی در کشورهای در حال توسعه در سال ۲۰۰۹ این کشورها خیز بلندتری برای بهره‌برداری از اینترنت بردارند.

با این حال هنوز میزان استفاده از اینترنت در آفریقا بسیار کم است و در ازای هر ۲۰ نفر یک نفر به اینترنت دسترسی دارد و در حدود نیمی از کشورهای این قاره میزان دسترسی مردم به اینترنت تقریباً صفر است.

بازار ارتباطات: پرفروش‌ها (آمریکا)
فیلم: شوالیه تاریکی
دی‌وی‌دی: مرد آهنی
کتاب: کلبه (ویلیام یانگ)
برنامه تلویزیونی: آمریکن ایدل (فاکس)
وب‌سایت: گوگل
ترانه: همان جور که هستم (آلیشیا کیز)
موبایل: موتورلا ریزر سری وی
بازی ویدیویی: دنیای جنگ‌افزارها

Share

زمانه

 

 

منتشر شده در : زمانه

تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۸۷ • چاپ کنید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 21:45  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

نگاهی به نخستین ویدئوی آموزش روزنامه نگاری بی‌بی‌سی فارسی

 عنایت فانی در ویدئوی بی بی سی فارسی

سرانجام پس از نزدیک به هفتاد سال، بخش فارسی بی‌بی‌سی چند هفته پیش از آغاز به کار تلویزیون خود، اولین ویدئوی رسمی خود از بخش فارسی را منتشر کرده است.

در این ویدئو که قرار است به مسایل آموزش روزنامه‌نگاری بپردازد، اما نکات جالب توجهی قابل بررسی است که چنان‌چه قرار باشد ملاک کار تلویزیون یا حداقل شیوه تهیه برنامه‌های ویدئویی تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی باشد، می‌توان آن‌ها را زیر ذره‌بین قرار داده و به بحث گذارد.

اما پیش از هر چیز، ذکر یک نکته ضروری است و آن تحسین اقدام بجا (هرچند بسیار دیرهنگام) بخش فارسی بی‌بی‌سی است، در نمایش فضای بخش فارسی و البته در حاشیه آن پرداختن به مسایل آموزش روزنامه‌نگاری که برای مخاطب عام هم قابل استفاده است.

فیلم را در اینجا ببینید

برای رسانه محبوبی که قرار است با مخاطب ارتباط دو جانبه برقرار کند، معرفی کارکنان، روزنامه‌نگاران و فضای پشت صحنه آن، در روزگار کنونی شاید الزامی باشد. زیرا مخاطب می‌خواهد بداند مثلاً این مهدی پرپنچی با آن صدای گیرا و تسلط مثال‌زدنی در اجرای رادیویی، چه شکلی است و چطور برنامه اجرا می‌کند؟ (که مطمئنم پس از تماشای این ویدئو با علاقه بیشتری به صدای او گوش خواهد داد).

یا اصلاً فضای بخش فارسی بی‌بی‌سی چه شکلی است؟ استودیوها یا چیدمانش چه شکلی است و از این قبیل، این ویدئو البته در نمایش تمام جزییات به مخاطب کنجکاو خساست به خرج می‌دهد، ولی شروع درخشانی است.

در تمام دورانی که نگارنده در صدا و سیما به کار مشغول بود، نه تنها هیچ مشکلی برای نشان دادن پشت صحنه‌های پخش خبر یا تولید نداشت، بلکه همه همکاران با اشتیاق حاضر به «نشان داده شدن» بودند، اما نگارنده به خاطر می‌آورد که این اتفاق در رسانه‌های خارج از کشور با شرط و شروط ها و مسایل بسیاری همراه بود که اغلب امکان‌ناپذیر می‌نمود.


نمایی از نخستین ویدیوی آموزشی بی‌بی‌سی فارسی

از قدیم گفته‌اند که شتر سواری دولا دولا نمی‌شود، روزنامه‌نگاران یا کارمندان بخش فارسی بی‌بی‌سی هم افرادی هستند که به شغل شریف روزنامه‌نگاری مشغول هستند و پیرو موازین دقیق سیاست‌های بی‌بی‌سی هستند که کمتر ممکن است توسط دولت جمهوری اسلامی با اعتراض رسمی روبرو شود.

تقریباً همه این افراد برای مراکز ذیربط در ایران شناخته شده و همواره در حال سفر به ایران هستند. پس لزومی به پنهان کردن چهره نیست، برعکس پنهان کردن چهره حساسیت‌برانگیز جلوه می‌کند که دلیل چیست؟ البته برخی افراد، اصولاً به قول تلویزیونی‌ها Cammera Shy هستند و جلوی دوربین تلویزیون اصلاً راحت نیستند که حسابی جدا دارد.

حال بخش فارسی بی‌بی‌سی با ظهور تلویزیون خود دریافته است که دوران روی برگردان به پایان رسیده و اکنون همه کارکنانش در معرض تماشا قرار دارند، پس چه بهتر که این نمایش به بهترین شیوه صورت گیرد.

 بپردازیم به خود این ویدئو که شاید نمونه‌ای از ویدئوهای تولیدی تلویزیون یا محصول مشترک آن لاین/ تلویزیون (همان‌گونه که قرار بوده تولیدات هر سه بخش با هم گره بخورند) باشد و طبعاً با نگاهی انتقادی به آن خواهیم پرداخت، ضمن این‌که بدیهی است این امر، نفی کار حرفه‌ای همکاران سابق هم نباید تلقی شود!


عنایت فانی در ویدیوی آموزشی بی‌بی‌سی فارسی

ویدئو، ۹ دقیقه و ۳۱ ثانیه است و از قرار معلوم مطابق معمول برای مخاطبان داخل ایران اصولاً قابل مشاهده نیست، من در این‌جا به صورت تلگرافی مواردی را که به نظرم می‌رسد، برمی‌شمارم، امیدوارم خوانندگان نیز در تصحیح نظرات من یا افزودن موارد دیگر ترغیب شوند، تصور می‌کنم بخش فارسی بی‌بی‌سی از این امداد غیبی بسیار سپاس‌گزار خواهد شد:

۱- در کپشن ابتدایی در زیر عنوان College of Journalism برگردان آن به فارسی شده: مدرسه خبرنگاری بی بی سی.

گذشته از این‌که مدرسه، ترجمه دقیقی برای کالج نیست، موضوع مهم‌تر این است که خبرنگاری با روزنامه‌نگاری یعنی Journalism متفاوت است، خبرنگاری بخشی (و شاید مهمترین بخش) روزنامه‌نگاری است اما بدیهی است که هر خبرنگاری روزنامه‌نگار هست ولی هر روزنامه‌نگاری لزوماً خبرنگار نیست! ضمن اینکه روزنامه‌نگاری در این‌جا یعنی در عنوان کالج یک دانش/ حرفه است که شامل دامنه وسیعی از علوم اجتماعی دیگر است.

۲- لوگوی بی‌بی‌سی فارسی (‌با فونت اختصاصی فارسی‌اش) کمی به سوی مرکز گرایش پیدا کرده که کمتر معمول است، اغلب لوگوها در گوشه‌ها دیده می‌شوند، به علاوه این لوگو حداقل سه برابر باید بزرگ‌تر شود تا در پخش آن‌لاین خوب دیده شود.


نمایی از نخستین ویدیوی آموزشی بی‌بی‌سی فارسی

۳- وله آغازین، با تمهید خوب صدای همپوشانی کننده با نماهای خوبی از شنونده به داخل استودیوی پخش زنده شروع می‌شود، اما اشتباه در تدوین صدا سبب شده است که معرفی گوینده در استودیو (مهدی پرپنچی) با معرفی تهیه‌کننده فرضی برنامه (عنایت فانی) هم‌زمان شود، این امر یک اشتباه کاملاً واضح و مبرهن است که از چشم یا گوش افتادنش، عجیب به نظر می‌رسد.

۴- بعد از معرفی اولیه عنایت فانی، وی در یکی از اتاق‌های بخش، اولین پلاتوی خود را خطاب به دوربین اجرا می‌کند. اما Body Language وی در ادامه پلاتو مناسب نیست. از جمله حرکات دست وی، معنایی مخالف با گفته او را القاء می‌کند و برای تماشاگر تیزبین سوال‌برانگیز می‌شود. اما به دلایل مختلف اصولاً عنایت فانی چهره‌ای تلویزیونی (و جذاب) دارد.

۵- دومین اشتباه فاحش، گم کردن خط روایت/ راوی توسط کارگردان/ تهیه کننده در دومین دقیقه است، یعنی تا به این‌جا عنایت فانی در نقش راوی/ مجری پلاتو ظاهر شده بود. اما در دقیقه دوم، وی خود در حال گفت و گو ‌در استودیوی رادیو با فرد (نامعلوم، احتمالا تهیه کننده) دیگری است که در باره سیاست‌های بی‌بی‌سی و زبان مورد استفاده در بخش فارسی توضیح می‌دهد.

۶- قطع از عنایت فانی به نمای مدیوم دیگری از وی در حال اداره جلسه صبح‌گاهی بخش ایده خوبی در تداوم روایت است. اما کادربندی آن خوب از آب در نیامده است، زیرا برخی از اصول کلاسیک کادربندی ‌تلویزیونی از جمله Head Room را عملاً زیر پا گذارده است.


صحنه‌ای از جلسه‌ی صبحگاهی

۷- سومین اشتباه فاحش تدوین که اساساً عمدی هم هست، در نمایش همین جلسه رخ می‌دهد.

در نمای بازی که در دقیقه ۲:۳۵ دیده می‌شود، هیچ اثری از آندرس ایلوس، رییس بخش فارسی در میان کسانی که پشت میزگرد اتاق رادیو نشسته‌اند، نیست. اما بلافاصله در نمای مدیوم شات دیگری، وی را در حالی که صدای جلسه روی چهره وی «‌Voice Over» شده می‌بینیم تا به تماشاگر القاء شود که وی هم در جلسه حضور داشته است.

این نما کاملاً اشتباه به نظر می‌رسد و برای تماشاگر تیزبین، سؤال‌برانگیز است که چه لزومی دارد که رییس، نشان داده شود؟ حتی اگر فرض کنیم وی بعداً به جمع حضار پیوسته، استفاده از تمهید «زمان کنونی» برای فریب دادن تماشاگر خوب از آب در نیامده است.

این نما کاملاً اشتباه، غیر حرفه ای و سفارشی (نه به آن معنا که رییس بخش خواسته باشد، بلکه بیشتر نوعی اظهار ارادت نچسب تهیه کننده ویدئو است) به نظر می‌رسد و برای تماشاگر تیزبین، سوال‌برانگیز است که چه لزومی دارد که رییس، نشان داده شود؟ حتی اگر فرض کنیم وی بعداً به جمع حضار پیوسته، استفاده از تمهید «زمان کنونی» برای فریب دادن تماشاگر خوب از آب در نیامده است.

۸- در دقیقه ۵.۵۵ عنایت فانی، در عمل در حال تصحیح و ادیت یک ترجمه است، اما عجیب است که یک مفهوم مشخص در این‌جا فراموش می‌‌شود.


نمایی از نخستین ویدیوی آموزشی بی‌بی‌سی فارسی

وی می گوید در توضیح «طبقه سکولار» می‌توانیم بگوییم کسانی که معتقد به حکومت غیر‌مذهبی هستند، صرف‌نظر از این‌که توضیح دقیقی نیست (شاید بهتر باشد بگوییم کسانی که خواهان ممانعت از دخالت مذهب در حکومت و جدایی دین از سیاست هستند) مفهوم طبقه در این‌جا کاملاً اشتباه است؛ ما طبقه آتئیست، طبقه سکولار، طبقه کمونیست یا طبقه شاعر نداریم. ما «گروه» سکولار داریم و «طبقه» بورژوا، خرده بورژوا یا کارگر.

ضمن این‌که اطلاعات اضافی یا حاشیه‌ای باید جزیی از متن خبر رادیویی باشند، یعنی بهتر است این‌جا به جای آن پرانتزی که فانی برای توضیح باز می‌کند، برعکس عمل کرد. یعنی مثلاً گفته شود: «در این کشورها معتقدان به جدایی دین از سیاست یا سکولارها می‌خواهند...».

۹- تمهید رفتن به سراغ سردبیر آن‌لاین، خوب جا نیفتاده، ولی سوال فانی این عیب را تا حدودی می‌پوشاند، تهیه‌کننده برای بخشیدن اعتبار مضاعف به سیما‌ علی‌نژاد وی را با کپشنی معرفی می‌کند ولی فراموش می‌کند که قبلاً از عنایت فانی دو بار با عناوین متفاوت یاد شده، در متن مکتوب سردبیر ارشد و در معرفی به زبان خودش سردبیر آن‌لاین و رادیو، ممکن است تماشاگر از خود بپرسد پس سیما علی‌نژاد این وسط چکاره است؟ شاید اضافه کردن یک کلمه آن لاین در کپشن به این سردرگمی پایان می‌داد.

کادربندی این صحنه نیز از نظر حرفه‌ای صحیح به نظر نمی‌رسد و باز هم سفارشی بودن‌اش بیشتر به ذهن می‌رسد. ضمن این‌که اتاق آن‌لاین در بک‌گراند کاملاً خالی به نظر می‌رسد که می‌تواند تعابیر متفاوتی در ذهن بیننده ایجاد کند.

۱۰- در این صحنه نماهای لایی یا اینسرتی هم کاربرد درستی ندارد، ضمن این‌که دیزالو با ویس اور، خوب match یا هماهنگ نشده و جزو اشتباهات تدوین محسوب می‌شود. در پایان همین صحنه، کات بر روی حرف‌های علی‌نژاد در زمان نامناسب رخ داده و کاملاً مشخص است که حرف‌های وی ادامه داشته و به دلیلی قطع شده است.


سیما علی‌نژاد، سردبیر سایت بی‌بی‌سی فارسی

۱۱- عنایت فانی در پایان معلوم نیست که به چه کسی توصیه می کند که «دفعه دیگر که برای بی‌بی‌سی مطلب می‌نویسید، یادتان باشد که معیار و استاندارد زبان را هم رعایت کنید»‌ تماشاگر؟ در این صورت باید مانند شروع ویدئو با پلاتوی نهایی رو به دوربین به پایان می‌رسید. به همکارانش در بخش فارسی؟ یا به تهیه کننده ویدئو؟

این‌ها مواردی بودند که با یک نگاه گذرا به این ویدئوی ۹.۳۱دقیقه‌ای به نظرم رسید، البته می‌توان با کمی مته به خشاش گذاردن، موارد دیگری را نیز افزود.

اما آن‌چه شاید اهمیت بررسی این ویدئو را (که احتمالاً شاهد پخش آن در هفته‌های آینده در تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی هم خواهیم بود) بیشتر می‌کند، آن است که در این ویدئو که زیر عنوان مدرسه خبرنگاری بی‌بی‌سی تهیه شده‌، قرار است به آموزش روزنامه‌نگاری پرداخته شود. پس بدیهی است که در اولین گام، خود مواد اولیه آموزشی باید پیراسته و بدون غلط ارایه شوند. زیرا فرض بر این است که روزنامه‌نگاران تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی افرادی با سابقه حرفه‌ای و تخصص مرتبط باشند.

با این همه روشن است که گسترش چنین نقدها و مباحثی می‌تواند به بهینه‌سازی فضای تولید و تحلیل ساختاری و محتوای رسانه‌های تصویری فارسی به عنوان یکی از اولویت‌های انتخاب رسانه‌ای مخاطبان کمک کند، گستره‌ای که گمان می‌رود به امان خدا رها شده و دیگر کسی جز مراکز تحقیقاتی دولتی موظف، حوصله یا مجال بررسی آن‌ها را ندارد.

با این حال خوشبختانه نسل جوان کشور که بیش از هفتاد درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و متوسط سطح سواد اکثریت آن‌ها، دیپلم است، در سال‌های اخیر هم‌سو با انقلاب ارتباطات از سطح سواد رسانه‌ای و سواد تصویری بهتری به نسبت به دهه‌های گذشته برخوردار شده و به خوبی می‌توانند نقاط ضعف و قوت برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‌های سینمایی و سایر محصولات رسانه‌ای را تشخیص بدهند.

از همین رو شاید تهیه‌کنندگان رسانه‌ها باید دقت و حوصله خود را برای ارائه آثار خود دو چندان سازند.

 منتشر شده در: زمانه   تاریخ انتشار: ۶ آبان ۱۳۸۷

مطالب مرتبط:

BBC Persian TV is launching

بررسی تطبیقی سایت‌های خبری عمده فارسی

سیاه بازی یا جنگ روانی؟ 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 5:31  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

انتخابات آمریکا و رسانه های آن لاین

بیلبورد اینترنتی برای صفحه انتخابات آمریکا

 تنها چند هفته مانده به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که بیشتر به یک شوی تلویزیونی بزرگ شبیه شده است، بحث و بررسی ها در باره تاثیر رسانه ها در جهت گیری سیاسی رای دهندگان شدت یافته است.
     
 

 

 
   

با دعوت پندار از یکی از پژوهشگران ارتباطات در باره نگارش گاه به گاه در زمینه رسانه ها ، امید حبیبی نیا قول داده است تا مطالب کوتاهی به صورت ستون رسانه برای ما بنویسد، وی پژوهشگر، کارگردان و تهیه کننده سابق صدا و سیما، تهیه کننده بخش فارسی بی بی سی و ادیتور اخبار رادیو زمانه بوده که هم اکنون در زمینه پژوهش های ارتباطات با مراکز تحقیقاتی اروپا همکاری دارد و سردبیر بخش فارسی سایت تهران بیرو نیز هست.

 
در یکی از تازه ترین این بررسی ها که بر مبنای پیمایش اینترنتی صورت گرفته است برای نخستین بار نقش رسانه های آن لاین از سایر رسانه های سنتی در زمینه اطلاع رسانی به مخاطبان/ رای دهندگان بالقوه بارزتر به نظر آمده است.

در بررسی موسسه DID IT (موسسه ای که در زمینه تحقیقات بازاریابی موتورهای جستجو فعالیت می کند) هشتاد درصد از مخاطبان از اینترنت برای کسب اطلاع در باره مواضع سیاسی کاندیداهای ریاست جمهوری یا اخبار مرتبط با انتخابات و رقابت های سیاسی استفاده می کنند.

در حالی که انتخاب نخست ۲۰ درصد از پرسش شوندگان اینترنت بوده است، تنها ۴ درصد روزنامه ها و کمتر از یک درصد مجلات را انتخاب اول خود برای اطلاع از اخبار انتخاباتی ذکر کرده اند. تقریبا نیمی از کاربران اینترنت گفته اند که برای کسب اطلاعات بیشتر از موتورهای جستجو برای دستیابی به یافته های بیشتر استفاده می کنند، پژوهشگران با استفاده از رفتار آن لاین در این جستجوها به این نتایج رسیده اند:

۶۱% گفته اند که از سایت های شناخته شده استفاده می کنند.
۴۹% گفته اند که از سایت هایی که بی طرف به نظر می آیند استفاده می کنند.
۵۳% گفته اند که از سایت هایی که حاوی اخبار فوری در این زمینه است استفاده می کنند.
۲۷% گفته اند که از منابعی که به نظر می آید منابع نفوذی (داخلی) باشد استفاده می کنند.
 
مک کین و اوباما

همسویی رفتار/نگرش های آن لاین:

کسانی که از سایت های شناخته شده که قبلا با آنها آشنایی داشته اند استفاده می کنند، کمتر از بقیه آماده تغییر نگرش انتخاباتی خود هستند. کسانی که از سایت های بی طرف استفاده می کنند بیشتر آماده تغییر نگرش انتخاباتی خود هستند، افراد مستقل معمولا از این سایت ها استفاده می کنند(۶۷ درصد)، در حالی که دمکرات ها و جمهوری خواهان (هر یک ۴۷ درصد) کمتر به سایت های مستقل و بی طرف گرایش نشان می دهند. اخبار فوری در سایت ها بیش از اخباری از منابع درونی، نگرش های مخاطبان را تغییر می دهد (۱۷درصد) کسانی که از سایت های مخالف با نظر اولیه خود بازدید می کنند بیش از سایر کاربران آمادگی تغییر موضع خود را داشته اند (۴۰ درصد). در مجموع توزیع فراوانی مراجعات کاربران نمونه که بیش از سایرین به کنکاش می پرداخته اند، چنین بوده است: سایت های خبری: ۶۶ درصد، سایت های نامزدهای انتخابات ۳۰ درصد، سایت احزاب (۱۵ درصد) و وبلاگ های سیاسی (۱۴ درصد).

در همین حال آن گروه از کاربرانی که چندان به کنکاش در این زمینه علاقه نداشته اند بیشتر به سایت های بررسی افکار عمومی مانند گالوپ یا شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و یا اشتراک فایل مانند یوتیوب برای اطلاع از اوضاع و احوال رقابت های سیاسی نظر داشته اند.صفحه انتخابات سی ان ان

درصد کمی از پرسش شوندگان گفته اند که از هم اکنون تا هفته اول نوامبر که زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است ممکن است موضع سیاسی خود را تغییر بدهند ولی اگر چنین کاری بکنند مبتنی بر اطلاعاتی است که از اینترنت کسب کرده اند. این پیمایش با استفاده از نزدیک به ۱۵۰۰ کاربر اینترنت انجام شده است که تقریبا همگی آنها برای رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده اند.

نکته ها:

اول: اینترنت و رسانه های تعاملی نقش بسیاری در شکل دهی به افکار عمومی و عقاید و باورهای سیاسی و اجتماعی مخاطبان یافته اند، این نقش برخلاف رسانه های سنتی بیش از آنکه مبتنی بر هرم عمودی باشد برمبنای همگرایی و خود تقویت دهی اجتماعی در گونه های مختلف تعامل های آن لاین (وبلاگ، شبکه های اجتماعی و سایت های تعاملی و اشتراکی) است.

دوم: در خبرها آمده بود که در ایران همزمان با دهمین انتخابات ریاست جمهوری بسیاری از گروه های سیاسی درصدد انتشار روزنامه های تازه و با امکانات گسترده هستند، اگرچه مقایسه میزان کاربران اینترنت در ایران (حدود ۱۷ درصد) با آمریکا (حدود ۸۵درصد) و میزان فیلترینگ آن در ایران (حدود ۷۰درصد) و در آمریکا (تقریبا صفر) قیاس مع الفارق است اما به نظر می رسد عقب ماندگی ارتباطی و نظریه های دهه شصتی ارتباطات همچنان در ایران برای استفاده عمودی از رسانه های سنتی قرن بیستمی همچنان پای برجاست.
صفحه انتخابات زوانزیگ مینوتن در سوئیس

سوم: اینترنت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نقش کاملا بارزتری یافته است به ویژه طرفداران اوباما نشان داده اند که تا چه حد تبلیغات سیاسی اینترنتی آنها در رسانه های آن لاین تاثیر گذار بوده است، علاوه بر آنکه اوباما خود از نظر شخصیتی یک مولد فرهنگی است ( مثلا کتاب گویای او در آخرین دوره جوایز گرمی جایزه دریافت کرد و تیراژ کتاب الکترونیکی و گویای بی پروایی امیدش همچنان رو به افزایش است.)، سطح استقبال از وی در اینترنت نیز خود مبینی برای سنجش میزان هواداران فعال وی در دنیای مجازی است مثلا در حالی که طرفداران اوباما در فیس بوک به دو میلیون و دویست هزار نفر رسیده است طرفداران مک کین در آن به کمتر ازیک چهارم این میزان رسیده اند.

یک صفحه اینترنتچهارم: تبلیغات سیاسی در دنیای ارتباطات قرن بیست و یکمی بر مبنای مشارکت و بهره برداری از روشهای غیرمستقیم نمود می یابد، امری که مخاطب را به کنش، تعامل و درگیری فرامیخواند، تبلیغات سیاسی قرن بیستمی اما مخاطب را منفعل و بره وار می خواست. حاصل کار البته برای نظام های سیاسی سلطه گر یکی است اما حداقل در اولی مجالی برای نفس کشیدن هست!
 پندار
۸۷/۷/۲۹ - ۱۴:۱۵ - امید حبیبی نیا 
منتشر شده در: پندار 
+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 12:25  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

‎نويسنده پيامبر نيست‎

امید حبیبی نیااعطاي جايزه نوبل ادبيات امسال به يکي از منتقدان سرسخت سرمايه داري براي بسياري از روزنامه نگاران خبر ‏جالب توجهي بود.‏

‏ ژان ماري گوستاولو کله زيو (‏JMG Le Clézio‏) که دستي در تحليل سينما نيز دارد، در داستانهاي خود به ‏فضاها و شخصيت هاي بکر و غيرمعمول مي پردازد و همواره سرگشتگي بشر در ميان آهن پاره هاي ماشين ‏مدرنيسم را به نقد مي کشد.‏

leclezio1.jpg

ادبيات فرانسه که با لوکله زيو به سيزدهمين جايزه نوبل خود دست يافت، 23 سال بود که پشت درهاي بسته نوبل ‏مانده بود از سال 1985 که اين جايزه به کلود سيمون تعلق گرفت، تنها لوکله زيو بود که توانست اين قفل بسته را ‏بگشايد. با اين حال وي که بيش از نيمي از عمرش را در سفر و کشورهاي مختلف گذارنده است به نويسنده اي ‏مشهور است که ته مايه فرانسوي در آثارش کمتر قابل چشيدن است.‏

آکادمي نوبل در بيانيه اي از وي به عنوان نويسنده اي خلاق و با شگفتي آفرينهاي شاعرانه و عميق ياد کرده است.‏
‏"بيابان" مشهورترين کتاب اين نويسنده که در ايران به فارسي هم ترجمه و منتشر شده است دو داستان متداخل در ‏باره شورشيان بومي است که عليه نيروهاي فرانسوي مي جنگند و قتل عام مي شوند و دختري که حضور رهبر ‏شورشيان را در همه جا حتي مارسي احساس مي کند.‏

ژان ماري گوستاو لوکله زيو در سيزدهم آوريل 1940 در نيس متولد شده است، پدرش پزشک بود و مادرش خانه ‏دار. اجداد وي در قرن هجدهم از بريتانيا به موريس جزيره اي کوچک در نزديکي ماداگاسکار(که زماني تبعيدگاه ‏رضا شاه بود) مهاجرت کرده بودند اما پدر و مادرش در اوايل قرن بيستم به فرانسه آمدند.‏

در جريان جنگ جهاني دوم، پدر به خدمت ارتش بريتانيا درآمد و از خانواده خود دور افتاد اما پس از مدتي موفق ‏شد آنها را نزد خود به نيجريه بياورد.‏

leclezio2.jpg

در همان جا بود که ژان ماري از هفت سالگي شروع به داستان نويسي کرد. تا 23 سالگي داستان هاي کوتاه خود ‏را در نشريات ادبي فرانسه منتشر مي کرد و در اين سال نخستين کتاب ش به شهرت رسيد: "بازجويي"، که براي ‏مهترين جايزه ادبي ساليانه فرانسه يعني ‏Prix Goncourt ‎‏ (پقي گونکور) نامزد شد و برخي از مشهورترين ‏نويسندگان آن دوران فرانسه برنده اين جايزه شده بودند اما اين جايزه در آن سال به ارمان لنو تعلق گرفت.‏

او براي همين کتاب در همان سال يعني 1963 جايزه ادبي رونودو را ربود.‏

لو کله زيو پس از پايان دوران دبيرستان در نيس به کالج بريستول رفت و سپس براي دوران خدمت سربازي براي ‏آموزگاري رهسپار تايلند شد. اما پس از اعتراض به فحشاي کودکان در اين کشور به ناچار به مکزيک فرستاده ‏شد و سالها در آمريکاي جنوبي و از جمله همراه با بوميان پانامايي زندگي کرد.‏

در سال 1962 به دانشگاه بازگشت و فوق ليسانس خود را با نگارش تزي در باره هنري ميشو شاعر، نقاش و ‏هنرمند مشهور بلژيکي از دانشگاه مارسي دريافت کرد و در سال 1983 از تز دکتراي خود در باره تاريخ ‏مکزيک در دانشگاه پرپينيا در فرانسه دفاع کرد.‏

در سال 1975 با ژميا که مراکشي بود، ازدواج کرد و از آن زمان بطور متناوب ساکن نيس، آلبوکرک، ‏نيومکزيکو و موريس بوده است.‏

از سال 1963 تا کنون وي در حدود سي کتاب منتشر کرده است که "بيابان"، "موندو و داستانهاي ديگر"، ‏‏"آفريقايي" و "ماهي طلا" به فارسي در ايران منتشر شده اند.‏

برخي منتقدان تاثير ژيل دلوز و ميشل فوکو بر آثار او را قابل رديابي مي دانند وبرخي ديگر از اين رو در پي ‏کشف رابطه وي با پست مدرنيسم برآمده اند.‏

وي همچنين ده کتاب هم براي کودکان نوشته که برخي از آنها در کشورهاي فرانسه زبان از شهرت بسياري ‏برخوردارند.‏

پس از تجارب با سبک ها و قالب هاي متفاوت وي در سال 1980 جايزه ادبي پل موران براي داستان بيابان را از ‏آکادمي فرهنگ فرانسه دريافت کرد.‏

در سال 1994 مجله ادبي مشهور لير نتايج يک نظرسنجي را از خوانندگان خود منتشر کرد که نشان مي داد ‏سيزده درصد از آنان لوکله زيو را مهترين نويسنده فرانسوي در قيد حيات مي دانند.‏

وي در مصاحبه ای گفته است داستان پيش از پيدايش سينما اصولا هنري بورژوازي بود، پس از آن بود که ‏نويسندگان فرا گرفتند چگونه با بيان درک و احساسات خود با مخاطبان گوناگون در قالب هاي تازه ارتباط برقرار ‏کنند. ‏

آخرين کتاب وي چند ماه پيش با نام "بيت برگردان گرسنگي" در پاريس منتشر شد.‏

لوکله زيو پس از اعلام تعلق جايزه نوبل به خبرنگاران گفت که در مراسم رسمي اعطاي اين جايزه در استکهلم از ‏فقر، جنگ و کودکاني که در گوشه وکنار جهان در عراق، افغانستان و فلسطين کشته مي شوند و کسي از آنها ‏خبري نمي دهد، سخن خواهد گفت چرا که اين رسالت ادبيات امروزين است که نقش شاهد و راوي را ايفاء کند.‏

وي همچنين گفت که جايزه نقدي خود که حدود يک ميليون يورو ارزش دارد را صرف پرداخت بدهي هاي خود و ‏کمک به نويسندگان جوان و مستعد براي چاپ آثار خود خواهد کرد.‏

لوکله زيو ساعتي پس از اعلام برنده شدنش در مصاحبه ای با سردبير تارنماي جايزه نوبل گفت وي تصور مي ‏کند که نويسنده نه پيامبر است و نه فيلسوف او بيشتر يک شاهد و راوي ماجراست.‏

منتشر شده در: روز    چهره روز♦ کتاب  امید حبیبی نیا - پنجشنبه 25 مهر 1387 [2008.10.16]

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 8:22  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

‎سرهم بندی آمريکايی‎

این روزها ظاهرا مطالعات کم مایه در باره موضوعات روز رسانه ای در سطح برخی دانشگاهها بدجوری همه گیر شده است.

 باور کردنی نیست که یک گروه از دانشجویان دوره لیسانس ارتباطات دانشگاه واشنگتن زیر نظر استاد خود با استفاده از یافته های گوگل و آرشیو روزنامه های آمریکایی آماری از وضعیت دستگیری وبلاگ نویسان در جهان منتشر کنند و بعد با تکرار این یافته ها در سایت های مختلف دانشگاهی و خبری بخواهند به مرجعی برای این امر بدل شوند. 

 

gozareshd1.jpg

خبرگزاری ایسنا که خبر این "مطالعه" را بر روی خروجی خود منتشر کرده است از آن به عنوان "وبلاگ‌نویسان دستگیر شده به افشای فساد در دولت، نقض حقوق بشر و سرکوبی مخالفان پرداخته‌اند و از سیاست‌های عمومی انتقاد کرده و چهره‌های سیاسی را به عمل فراخوانده‌اند." نام برده است و طبق معمول البته بخش های مربوط به ایران را سانسور کرده است.

نخستين سوالي که براي خواننده ايراني اين آمار مطرح مي شود آن است که چرا با وجود آنکه در چند سال ‏اخير موضوع دستگيري، بازداشت و تهديد وبلاگ نويسان ايراني به طرز گسترده اي در رسانه هاي جهان و ‏به ويژه سازمان هاي حقوق بشر مطرح شده است، آمار مربوط به ايران تا اين حد ناقص است.‏

در اطلاعات مربوط به ایران، بنا بر داده های این گزارش کل دستگیریهای وبلاگ نویسان در طول پنج سال اخیر تنها هفت مورد بوده است که شامل: سینا مطلبی (2003)، امید شیخان(2004)،مجتبی سمیع نژاد (2005)، آرش سیگارچی (2005 دو بار تکرار شده)، احمد رضا شیری (2006)، رضا والی زاده (2007)، کیانوش سنجری (2007).

صرف نظر از تاريخ هاي نادرست در مورد برخي از دستگيري ها از جمله کيانوش سنجري که حدود دو ‏سال است از ايران خارج شده، تهيه کنندگان گزارش حتي متوجه نشده اند آرش سيگارچي که دو بار با دو ‏املاي مختلف نام وي را تکرار کرده اند در واقع يک نفر است.‏

موارد اتهامي همين هفت نفر نيز اغلب اشتباه درج شده است، ازجمله در مورد مجتبي سميع نژاد موارد ‏اتهامي ربطي به اعتراض به دستگيري وبلاگ نويسان نداشت.‏

در فاصله سال هاي مورد بررسي يعني 2003 تا 2008 صدها فعال سياسي و اجتماعي، روزنامه نگار و ‏روشنفکر در ايران بازداشت شده اند که حداقل نيمي از آنها وبلاگ داشته و يا وبلاگ نويس حرفه اي بوده اند. ‏با اينکه در موارد بسياري از جمله بازداشت فعالان زن، علت اصلي بازداشت نوشته هاي وبلاگ هاي ‏شخصي اين افراد نبوده است، اما بازجويان در مرحله بعدي براي سنگين تر کردن پرونده اتهامي آنها نوشته ‏هاي اين افراد در سايت هاي اينترنتي و وبلاگ شخصي شان را نيز ضميمه پرونده آنها کرده اند.‏

تنها در مورد برخي از وبلاگ نويسان علت اصلي بازداشت آنها نشر آثاري که به باور مقامات امنيتي و ‏قضايي "کفرآميز و توهين آميز" تلقي شده اند، بوده است.‏

در يک مورد بازداشت نزديک به سي و سه نفر از فعالان زن در اسفند ماه گذشته، تقريبا بيست نفر از آنها ‏وبلاگ نويس بودند که برخي از آنها بعدها به دليل نوشته هاي خود در وبلاگ هايشان مورد بازجويي و يا ‏طرح اتهام قرار گرفتند.‏

در زمان بازداشت اين فعالان زن بسياري از سازمان هاي مدافع حقوق بشر و آزادي بيان با صدور بيانيه ‏هايي اين بازداشت گروهي را محکوم کردند و در برخي از اين بيانيه ها نيز به وبلاگ نويس بودن برخي از ‏بازداشت شدگان اشاره شده بود.‏

سال گذشته همچنين نزديک به چهل دانشجوي چپ در دانشگاه هاي مختلف کشور بازداشت شدند که برخي از ‏آنها وبلاگ نويس بوده اند اما در اين گزارش از آنها نيز ذکري به ميان نيامده است.‏

بازداشت فعالان کارگري، معلمان يا روزنامه نگاران شهرستاني که وبلاگ نويس هم هستند را نيز مي توان به ‏اين فهرست افزود، مضاف بر آنکه بازداشت وبلاگ نويسان و فعالان سياسي و اجتماعي در شهرهاي مختلف ‏کشور ديرتر و کمتر در رسانه هاي آلترناتيو فارسي زبان منعکس مي شود.‏

اما هيچ يک از اين موارد در اين "مطالعه دانشگاهي" در باره وضعيت دستگيري وبلاگ نويسان ايراني ذکر ‏نشده است.‏

در این گزارش به طرز حیرت آوری هیچ توجهی به گزارشهای نهادهایی چون گزارشگران بدون مرز یا کمیته حمایت از وبلاگ نویسان نشده است.

 به اين ترتيب به نظر مي رسد که هدف از ارائه اين اطلاعات مخدوش، نادرست و ناقص تنها کسب اعتبار ‏براي اين سايت و نهاد مرتبط با دانشگاه واشنگتن است.‏

در چين بنا بر آمار اين گزارش تنها ده مورد بازداشت در بين وبلاگ نويسان صورت گرفته است و کل ‏بازداشتي هاي پنج سال گذشته در جهان 65 مورد بوده است.‏

در بخشي از يافته هاي اين گزارش آمده است که اکثريت وبلاگ نويسان بازداشت شده مرد بوده اند، حال با ‏افزودن وبلاگ نويسان بازداشت شده زن ايراني به اين فهرست به احتمال زياد اين موازنه جنسي برهم خواهد ‏خورد، ضمن آنکه موارد بسياري از بازداشت وبلاگ نويسان زن در کشورهاي اسلامي در سال هاي گذشته ‏رخ داده است که در اين آمار هيچ اشاره اي به آنها از جمله در اردن و مصر نشده است.‏

gozareshd2.jpg

از سوي ديگر متوسط بازداشت وبلاگ نويسان در اين آمار که پانزده ماه محسوب شده است، خوشبختانه در ‏مورد ايران (به دلايل مختلف) احتمالا به کمتر از يک ماه مي رسد.‏

اما اين مورد که ايران، چين و مصر خطرناک ترين کشورهاي جهان براي وبلاگ نويسان هستند با توجه به ‏ميزان دستگيري ها و تعقيب هاي قضايي به نظر درست مي رسد.‏

به نظر مي رسد که وبلاگ ها در دنياي ارتباطات قرن بيست و يکم به عنوان رسانه شهروندان بيش از پيش ‏در زندگي سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه نقش مي يابند و به همان ميزان نيز با حاکميت هاي توتاليتر ‏درگيري بيشتري مي يابند. ‏

اما اگر قرار باشد براي دستيابي به تاثيرگذاري وبلاگ ها در عرصه سياست، ميزان بازداشت وبلاگ نويسان ‏در کشورهاي مختلف را مورد بررسي قرار داد، بهترين شيوه بهره گيري از روشهاي مطالعه و تحقيق معتبر ‏از جمله مطالعات موردي و کنترل چند باره داده ها و در برخي موارد مشورت با کارشناسان مرتبط است، ‏زيرا آمار مخدوش، ناقص و غيرقابل دفاع نقض قرض و در بهترين حالت سبب بي اعتباري داده ها و ‏پژوهشگران مي شود.‏

عکس ها از: راحله عسگري زاده‏


رسانه ♦ چهار فصل

اميد حبيبي نيا  - پنجشنبه 13 تیر 1387 [2008.07.03]

منتشر شده در : روز

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 9:59  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

 مرگی که شکستش داده‌ام

 

برای هزاران نفری که شب گذشته شمع به دست در سوگ محمود درویش در خیابان‌های رام‌الله گرد آمده بودند محمود درویش، کسی بیش از یک شاعر مقاومت یا حتی نویسنده اعلامیه استقلال فلسطین بود، او صدای آن‌ها بود که اکنون هزاران کیلومتر دورتر از وطن خود، خاموش شده بود.


گفته می‌شود او خود ساعاتی پس از جراحی قلب شعری با عنوان «مرگی که شکستش داده‌ام»‌ سرود، این سومین جراحی قلب درویش محمود بود که پس از آن جان باخت و دفتر سروده‌هایش برای همیشه بسته شد.

گزارش خبری الجزیره در باره درگذشت درویش

محمود درویش در سیزدهم مارس ۱۹۴۱ در البروه، روستایی فلسطینی که اکنون در اشغال اسرائیل است به دنیا آمد، مادرش بی‌سواد و پدرش مزرعه دار بود. آنها پس از اشغال روستا به لبنان کوچ کردند اما زندگی در غربت را طاقت نیاوردند و به نزدیکی روستای‌شان که اکنون بخشی از قلمرو اسرائیل بود بازگشتند، جایی که درویش توانست به مدرسه برود.

در همان مدرسه بود که جذب گرایش‌های چپ شد، به حزب کمونیست پیوست و چندین بار به زندان افتاد. پس از چاپ شعرها و نوشته هایش در نشریات حزبی همچون الاتحاد و الجدید در نوزده سالگی به تشویق رفقایش اولین کتاب شعر خود «پرنده‌های بی‌بال» را منتشر کرد و پس از آن با کسب بورسی برای ادامه تحصیل به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی رفت، وارد دانشکده ادبیات دانشگاه مسکو شد و بلافاصله شناسنامه اسرائیلی خود را پاره و شهروندی اسرائیلی خود را ملغی اعلام کرد.

ولی در آن جا نیز ماندگار نشد و پس از یک سال به مصر و لبنان رفت و در سال ۱۹۷۳ به جبهه آزادیبخش فلسطین پیوست و در نتیجه از ورود به اسرائیل یا اراضی اشغالی منع شد و تنها ٢٢ سال بعد وی اجازه یافت که در رام‌الله اقامت کند.

در سال ۱۹۷۳ وی مرکز پژوهش‌های فلسطین را بنیاد نهاد و فصلنامه‌ای تحت عنوان مسائل فلسطین در بیروت منتشر کرد.

در سال ۱۹۷۴، یاسرعرفات برای ایراد سخنرانی به مجمع عمومی سازمان ملل دعوت شد، این سخنرانی تاریخی و جمله پایانی مشهورش را محمود درویش نوشته بود: «من امروز با یک دست شاخه زیتون و با دست دیگر با سلاح آزادی‌خواهان به این‌جا آمده‌ام، نگذارید شاخه زیتون از دستم بیفتد.»

ویدئوهایی از شعرخوانی درویش

در سال ۱۹۸۳ وی به عضویت شورای اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین درآمد و سال بعد اعلامیه استقلال فلسطین را نوشت که توسط یاسر عرفات رهبر این سازمان خوانده شد.

در سال ۱۹۸۸، عبور بین کلمات گذرنده، یکی از اشعار وی در پارلمان اسرائیل جنجال بسیاری برانگیخت و برخی از نمایندگان راست گرای اسرائیلی خواستار اقامه دعوی علیه وی شدند؛ زیرا به گمان آن‌ها وی در این شعر خواستار بیرون راندن یهودی‌ها از اسرائیل شده بود.


محمود درویش در کنار یاسرعرفات، رهبر فقید فلسطین

وی در سال ۱۹۹۳ پس از قرارداد اسلو بین سازمان آزادیبخش فلسطین و دولت اسرائیل از این سازمان کناره گیری کرد و شعری در هجو یاسرعرفات سرود. با این حال این امر سبب نشد تا در زمان محاصره رام‌الله ‌از وی دفاع نکند.

در این هنگام وی مجموعه اشعاری تحت عنوان «در محاصره» منتشر کرد که این اشعار از قضا این روزها در زمان محاصره غزه نیز تداعی‌گر آن روزهاست. درویش در این مجموعه درک و احساسات خود از محاصره شهرش توسط ارتش اسرائیل را سروده است.

از درویش سی جلد مجموعه شعر به زبان عربی به‌جای مانده است و هشت کتاب دیگر. او با همان نخستین مجموعه شعرش، پرنده‌های بی‌بال و شعر برگه هویت به شهرت بسیاری دست یافت.

شعر برگه هویت

کتاب‌های درویش به زبان‌های مختلف از جمله فارسی به چاپ رسیده‌اند و بسیاری از اشعار او همواره در برخی نشریات چپ‌ گرای ایرانی به چاپ رسیده است.

جاهد جهانشاهی کتاب «آخرین قطار» (۱۳۸۴) و یوسف عزیزی «برگ‌های زیتون» (۱۳۵۶) را به فارسی برگردانده و در ایران به چاپ سپرده است.

مجموعه در محاصره نیز توسط تراب حق‌شناس در سوئد به فارسی برگردانده و چاپ شده است.

«مزامیر» و «گنجشک‌ها در الجلیل می‌میرند» نیز دو کتابی هستند که توسط حوزه هنری از درویش چاپ شده‌اند. شفیعی کدکنی نیز برخی از اشعار او را در نشریات ادبی به فارسی برگردانده است.

درویش به زبان عربی می‌نوشت اما به انگلیسی، عبری و فرانسوی نیز سخن می گفت و بیش از ۲۲ جلد از مجموعه اشعارش به ۳۵زبان منتشر شده اند.

برخی از مجموعه شعرهای وی عبارتند از: پرنده‌های بی‌بال (۱۹۶۰)، برگ‌های زیتون (۱۹۶۴)، عشقی از فلسطین (۱۹۶۵)، پایان شب (۱۹۶۷)، خاطرات زخم فلسطین (1969)، نوشتن در روشنای رگبار مسلسل (۱۹۷۰)، دوستت دارم، دوستت ندارم (۱۹۷۲)، ای بیروت (۱۹۸۲)، من می‌دانم چه می‌خواهم (۱۹۹۰) و متاسفانه آن‌جا بهشت بود (۲۰۰۳). آخرین مجموعه شعر وی‌ نقش پروانه چند ماه پیش منتشر شد.

برخی از اشعار مشهور درویش با صدای خودش


یکی از آخرین عکس‌های محمود درویش

در سال ۲۰۰۰، یوسی سرید وزیر چپ گرای آموزش اسرائیل خواستار گنجاندن برخی از اشعار درویش در بین متون درسی دبیرستان‌ها شد اما این طرح از سوی اهود باراک، نخست وزیر وقت ملغی شد.

براساس اشعار درویش، آثار موسیقیایی بسیاری شکل گرفته‌اند از جمله تامار ماسکال آهنگساز اسرائیلی- آمریکایی براساس مجموعه شعر ‌«باد زرد» وی یک قطعه موسیقی ارکسترال ساخته است.

بسیاری از آهنگسازان و ترانه سرایان مشهور عرب نیز از اشعار درویش در ترانه‌ها و قطعات موسیقی خود استفاده کرده اند از جمله مارسیل خلیفه، ترانه سرای مشهور لبنانی که برای ترانه "ای پدر من یوسفم" به کفرگویی و مخالفت با قرآن متهم و برخی از علمای لبنان وی را تکفیر کردند.

ترجمه شعر ای پدر من یوسفم

ترانه جواز سفر (پاسپورت) با صدای مارسیل خلیفه

محمود درویش در فیلم موسیقی ما ژان لوک گدار نیز ظاهر شده است تا دیدگاه شاعرانه‌اش در باره‌ی اسرائیل و فلسطین را توضیح دهد.

وی می‌گوید می‌خواهد روایت دیگری از اشغال بسراید زیرا هیچ ملتی بدون شعر نمی تواند به حیات خود ادامه دهد. درویش در این صحنه می‌گوید: ما سرنوشت روشنی در پیش داریم زیرا با دولت اسرائیل دشمنی می‌کنیم، دولتی که همه جهان از آن پشتیبانی می‌کنند.

در سال ۲۰۰۱ درویش جایزه لانن برای آزادی فرهنگی را برد وی هم‌چنین جوایز دیگری از جمله جایزه صلح لنین (۱۹۸۳)، جایزه لوتوس (۱۹۶۹)، نشان و لقب شوالیه از سوی وزارت فرهنگ فرانسه (۲۰۰۱) و جایزه طلایی شعر مقدونیه (۲۰۰۷) را دریافت کرده است.

درویش رئیس اتحادیه نویسندگان فلسطین و از بنیان‌گذاران مجلس بین‌المللی نویسندگان در سال ۱۹۹۳ به همراه متفکرانی چون ژاک دریدا، پیر بوردیو و سلمان رشدی بوده است.

درویش در سال‌های اخیر در رام الله اقامت داشت و پس از دو ازدواج و طلاق گفته بود که دیگر ازدواج نخواهد کرد زیرا به تنهایی خود سخت معتاد شده است.

وی چندی پیش در باره تصورش از شعر سیاسی گفته بود: من تصور می کردم شعر می تواند همه چیز را عوض کند، می تواند تاریخ را تغییر دهد و جلوه‌ای انسانی به آن ببخشد و این یک اندیشه ضروری برای درگیر کردن شعر با مبارزه بود اما اکنون فکر می‌کنم اشعار تنها نمای شعر را تغییر می دهد.

اظهارات درویش در زمان اقامتش در رام‌الله نیز با جنجال‌های بسیاری در اسرائیل روبرو بود؛ از جمله این گفته مشهور وی در باره‌ی بمب‌گذاران انتحاری: «ما نباید بمب‌گذاران انتحاری را مورد قضاوت قرار بدهیم. ما علیه بمب‌گذاران انتحاری هستیم اما باید درک کنیم که چه چیزی این جوانان را به چنین عملی سوق می‌دهد، آن‌ها می‌خواهند خود را از شر چنین زندگی سیاهی برهانند، این امری ایدئولوژیک نیست بلکه ناشی از نومیدی است.»

ولی درویش خود همواره گفته بود که برای پایان یافتن مصائب مردم فلسطین امیدوار باقی می‌ماند: «من نا‌امید نمی‌شوم، صبورانه منتظر انقلابی در خودآگاه اسرائیلی‌ها می‌مانم.»

با این‌که درویش بارها از سوی راست‌گرایان افراطی اسرائیل با اتهاماتی چون یهودی ستیزی و یا ضد اسرائیلی روبرو شده است، بارها تاکید کرده است که هیچ‌گاه با یهودیان دشمن نبوده است: اولین معلم عبری‌ام یهودی بود، اولین عشقم دختری یهودی بود و اولین قاضی که مرا به زندان فرستاد هم یهودی بود، در نتیجه من هیچ‌وقت به یهودی‌ها به چشم اهریمن یا فرشته نگاه نکرده‌ام. آن‌ها برای من انسان بوده‌اند.


هزاران تن از مردم رام‌الله شمع در دست یاد شاعر خود را گرامی داشتند

برخی از اشعار درویش به زبان انگلیسی

درویش می‌گوید در هنگامه‌ی وحشی‌گری، تنها شعر است که می تواند با تکیه بر احساسات بشری مقاومت کند، مانند گیاهی که در میانه یک کارزار بر پیکره دیواری روییده.

احمد فوام نجم، شاعر مشهور مصری در باره وی گفت: او درد فلسطینیان را به گونه‌ای سحرآمیز به قلم کشیده و ما را به گریه و خنده افکنده است او احساسات ما را تسخیر کرده است.

عصام مخول، حقوق‌دان و عضو قدیمی حزب کمونیست اسرائیل می‌گوید: وقتی ما به درویش فکر می‌کنیم او را درقلب و زبان خود می‌بینیم.

همچون مخول بسیاری از فلسطینیان، محمود درویش را در سالهای نومیدی زبان اعتراض، خشم، غرور، شیون، شادی و اندوه خود می‌دانستند و شاید از همین رو بود که اشعار وی در جهان تجلی روزگار فلسطینی‌ها به شمار می‌رفت.

محمود درویش که مهم‌ترین شاعر معاصر جهان عرب خوانده می‌شد در شام‌گاه نهم اوت در سن67 سالگی و مدت کوتاهی پس از عمل جراحی قلب باز در بیمارستانی در تکزاس درگذشت. بنا بر وصیت وی پیکرش در خاک فلسطین جای خواهد گرفت.

شعر اتاق CCU

پرچم فلسطین از دیشب به حال نیمه اهتزار درآمد و محمود عباس نخست وزیر حکومت خودگردان، در رثای شاعر مقاومت فلسطین، سه روزعزای ملی اعلام کرد.

یارانم برپا می کنند برایم همیشه مراسم وداع را
و گوری آسوده در سایه سار بلوط
و سنگی از مرمر زمان
اما به هنگام تشیع
همواره بر آنان پیشی می‌گیرم
پس مرده کیست؟ کی؟
(درمحاصره)


خبر مرتبط:
محمود درویش، شاعر ملی فلسطین درگذشت‬

منتشر شده در: زمانه

تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ • چاپ کنید 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 11:26  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

rasane707_1.jpg

‎نگاهی به شاخص های ارتباطات در ايران‎

هفدهم مه (جمعه سوم خرداد)، روز جهاني ارتباطات راه دور و جامعه اطلاعاتي است، روزي که بهانه ‏مناسبي براي پژوهشگران است تا شاخص هاي ارتباطاتي و وضعيت ارتباطات در کشورهاي مختلف را ‏مورد بررسي قرار دهند، به همين مناسبت نگاهي گذرا به وضعيت ارتباطات در ايران انداخته ايم...‏


‎زيرساخت هاي ارتباطات در ايران‎

بودجه تخصيص يافته براي پژوهش در زمينه ارتباطات و توسعه شبکه هاي ارتباطاتي و رسانه ها در لايحه ‏بودجه سال 1387 دولت احمدي نژاد در مجموع کمتر از ده درصد بودجه کل کشور است اين درحالي است ‏که بخش عمده اي از اين بودجه به صدا و سيما اختصاص يافته است که از طريق جذب آگهي هاي بازرگاني ‏اغلب هزينه هاي جاري خود را تامين مي کند.‏

از آنجا که بودجه تحقيقاتي ويژه اي در لايحه فوق براي معدود مراکز دولتي تحقيقات رسانه اي کشور در نظر ‏گرفته نشده و بخشي از بودجه ساليانه مصوب دستگاه هاي ذيربط به اين مراکز ( مرکز تحقيقات صدا و سيما، ‏مرکز مطالعات رسانه ها و...) اختصاص مي يابد، مي توان پيش بيني کرد که اين ميزان کمتر از شش درصد ‏خواهد بود.‏

ايران از نظر توسعه شاخص هاي ارتباطي در جهان در مقايسه با اغلب کشورهاي همسايه جنوبي از وضعيت ‏بدتري برخوردار است و از نظر آزادي رسانه ها از آخر در رتبه هاي نخست بدترين کشورها محسوب شده ‏است.‏

‎دولت الکترونيک‎

لايحه دولت الکترونيک که در دور دوم رياست جمهوري خاتمي آماده شد، چند سالي است در همان دفتر خاک ‏مي خورد و همچون بسياري از لايحه ها و طرح هاي مرتبط با ارتباطات در صف بررسي چند ساله قرار ‏گرفته است.‏

ايران در زمينه بهره گيري از دولت الکترونيک در ميان کشورهاي جهان در سال 2006 در رتبه 108 بود ‏که در اين زمينه از بسياري از همسايگان خود و کشورهاي آسيايي عقب مانده تر به شمار مي رود.‏

زيرساخت هاي اينترنت و ارتباطات در کشور هنوز در مرحله بدوي است و امکان بهره وري همگاني از ‏خدمات اصلي ارتباطي مانند پرداخت ماليات، خريد و فروش آن لاين و يا مشارکت اجتماعي در مباحث ‏سياسي و اجتماعي و تعامل دو سويه به وجود نيامده است.‏

rasane707_2.jpg

‎مخابرات‎

در حالي که ايران در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات در مقايسه با کشورهاي درحال توسعه از وضعيت ‏مناسبي برخوردار نيست در زمينه توسعه خدمات پايه مخابراتي و ضريب نفوذ تلفن همراه از وضعيت بهتري ‏برخوردار است، آخرين آمار وزارت ارتباطات حاکي از ضريب نفوذ هشتاد درصدي تلفن همراه در کشور ‏است که شمار مشترکان آن را به بيش از 20 ميليون نفر رسانده است با اين حال هنوز شمار خطوط تلفن ثابت ‏کشور رشد زيادي نکرده است و از هر دو ايراني يک نفر به خط تلفن ثابت دسترسي دارد و هر چهار ايراني ‏يک نفر به تلفن ثابت.‏

ايران در زمينه گسترش خط تلفن همراه در ميان کشورهاي جهان در رتبه 99 قرار داشته است که به نظر مي ‏رسد با توجه به تقاضاي بازار اين رتبه به سرعت در حال بهبود است.‏

با اين حال خدمات جانبي مخابراتي و سرويس هاي مرتبط همچنان در مراحل ابتدايي قرار دارند. استفاده از ‏اينترنت و شبکه هاي راديويي و تلويزيوني براي موبايل به تازگي و به شکل بسيار محدودي آغاز شده است و ‏شرکت هاي خصوصي توان رقابت با شرکت هاي دولتي را در اين زمينه ندارند.‏

‎راديو‎

وجود ده شبکه سراسري راديويي و دهها شبکه محلي راديويي در ايران با وجود مخاطب محدود راديو ( که ‏در آخرين نظرسنجي ها کمتر از پنج درصد بوده است) نشان از رشد راديو در کشور است با اين حال به دليل ‏حکومتي بودن اين رسانه و محدوديتهاي مذهبي، سياسي و فرهنگي که بر آن اعمال مي شود از توان و ‏انگيزش لازم براي جذب مخاطبان گسترده بازمانده است.‏

ايران در زمينه کميت شبکه هاي راديويي از اغلب کشورهاي همسايه خود وضعيت بهتري دارد ولي در ‏زمينه کيفيت و ميزان استقلال و خصوصي سازي قابل مقايسه با کشورهايي چون افغانستان، پاکستان، امارات ‏و ترکيه که دهها شبکه خصوصي مستقل راديويي در آنها مشغول فعاليت هستند، نيست.‏

براساس تفسير به عمل آمده از قانون اساسي فعاليت شبکه هاي راديويي و تلويزيوني خصوصي ممنوع اعلام ‏شده است.‏

rasane707_3.jpg

‎تلويزيون‎

هشت شبکه سراسري تلويزيوني در ايران به فعاليت مشغول هستند که همگي از نظر سياست گزاري، ‏تدارکات و مديريت تابع يک مرکز هستند.‏

مخاطبان تلويزيون در ايران بنا بر نظرسنجي اخير مرکز تحقيقات صدا و سيما بالغ بر شصت درصد اعلام ‏شده اند، اين ميزان معمولا به عنوان ميزان مخاطبان شبکه هاي تلويزيوني داخلي در نظر گرفته مي شود، اما ‏بنا بر نظرسنجي هاي سال هاي گذشته مجموع بينندگان تلويزيون در ايران بيش از نود درصد بوده است.‏
ايران همچنين دهها شبکه محلي تلويزيوني نيز دارد که در ساعاتي از روز بر روي کانال اختصاصي به پخش ‏برنامه مي پردازند و از اين نظر از وضعيت ممتازي در برابر برخي از کشورهاي همسايه برخوردار است ‏اما به دليل فقدان شبکه هاي خصوصي و مستقل تقريبا از همه کشورهاي همسايه خود وضعيت بدتري دارد.‏

rasane707_4.jpg

‎سينما‎

در حالي که گفته مي شود رفتن به سينما از گروه عادات رسانه اي اغلب خانواده هاي ايراني خارج شده است ‏اما آمارها حاکي از توليد بيش از پنجاه فيلم سينمايي بلند در سال در ايران است که از اين نظر وضعيت بهتري ‏نسبت به بسياري از کشورهاي آسيايي و آفريقايي دارد. اما در اغلب موارد متوسط ميزان فروش فيلم در ايران ‏در اکران سينمايي آن به زحمت تهيه کنندگان را به سود مي رساند، تهيه کنندگان ايراني نيز مانند اغلب رسانه ‏هاي ديگر محتاج حمايت دولتي هستند.‏

آخرين آمارهاي موجود نشانگر آن است که هر خانواده ايراني بطور متوسط در سال فقط سه بار به سينما مي ‏رود که در مقايسه با ده سال پيش که اين ميزان چهار بار در سال بود، وضعيت سينما در ايران و دخالت هاي ‏آشکار که با دهها آيين نامه و بخشنامه نمود پيدا مي کند وخيم تر شده است.‏

ورود غيرقانوني فيلم هاي در حال اکران يا در نوبت اکران به بازار زيرزميني ويدئويي نيز بر وخامت ‏اوضاع سينماي ايران افزوده است، اما به نظر مي رسد بيش از همه اين وخامت ريشه در کيفيت و ساختار ‏دولتي داشتن سينما و رسانه نبودن آن به معناي واقعي داشته باشد.‏

تعداد سينماهاي کشور و ميزان صندلي هاي سينما نيز متناسب با جمعيت نيست، در حالي که اين ميزان در ‏شهرهاي بزرگ ايران پيش از انقلاب 57 يک صندلي در برابر هر هفت هزار نفر بود ميزان صندلي هاي ‏سينما در همين شهرها اکنون به يک صندلي در برابر هر بيست هزار نفر تقليل يافته است.‏

‎ويدئو‎

در حالي که بازار دولتي ويدئو در ايران از همان ابتدا با بي اعتنايي مشتريان کساد بود، بازار زيرزميني اين ‏رسانه به موهبت سانسور و منع تفريحات ديگر از رونق بسياري برخوردار است به گونه اي که حجم نقدينگي ‏آن حداقل دو برابر حجم سرمايه در گردش سينماي دولتي ايران برآورد مي شود (حبيبي نيا، 1380، فيلم).‏
با ورود دستگاه هاي پخش دي وي دي به کشور روند رشد اين بازار پر تحرک در کشور شتاب يافت، ورود ‏محصولات پورنوي ساخت داخل کشور و فيلم هاي اکران نشده يا در حال اکران ايراني يکي ديگر از عوامل ‏رونق و گسترش چشمگير اين بازار در چند سال اخير بوده است.‏

با اين حال اغلب فيلم هاي ويدئويي که در اين بازار به مشتريان عرضه مي شوند فيلم هاي هاليوودي هستند که ‏برخي از آنها نيز زيرنويس فارسي دارند.‏

براساس برخي از برآوردهاي محدود گفته مي شود که هر خانواده شهر نشين ايراني هفته اي حداقل سه ويدئو ‏غيرمجاز کرايه مي کند.‏

rasane707_5.jpg

‎اينترنت‎

با اينکه ايران از نظر ضريب نفوذ اينترنت در بين کشورهاي جهان رتبه بالايي دارد اما سرعت گسترش ‏اينترنت در اين کشور بيش از آنکه به تسهيلات و سياست هاي دولتي ربط داشته باشد به تقاضاي مخاطبان ‏براي بهره وري از رسانه تازه اي براي دستيابي به اطلاعات، سرگرمي و ارتباطات فردي و اجتماعي مرتبط ‏مي شود.‏

ميزان کاربران اينترنت در ايران نزديک به نوزده ميليون نفر اعلام شده است که گفته مي شود اين ميزان به ‏زودي به مرز بيست ميليون نفر خواهد رسيد که با توجه به جمعيت جوان کشور هنوز مي توان گفت از هر ‏سه جوان ايراني تنها يک نفر به اينترنت دسترسي دارد. در همين حال گسترش اينترنت در شهرهاي بزرگ ‏محدود مانده است و شهرهاي متوسط و کوچک و يا روستاها در اغلب موارد از آن محروم مانده اند.‏

سرعت و کيفيت ارائه اينترنت در ايران يکي از بدترين ها در جهان است، در حالي که سرعت اينترنت در ‏اغلب کشورهاي همسايه ايران بطور متوسط يک مگابيت در ثانيه است، سرعت معمول اينترنت در ايران ‏حداقل بيست برابر کمتر از آنها است.‏

فيلتر کردن ميليون ها سايت و وبلاگ نيز سبب شده است تا ايران در رقابتي تنگاتنگ با چين بدنام ترين کشور ‏جهان در زمينه سانسور اينترنت لقب بگيرد.‏

rasane707_6.jpg

‎روزنامه ها‎

شمار روزنامه هاي سراسري کشور بيش از بيست مورد ذکر شده است که در مجموع تيراژي در حدود يک ‏ميليون و صد هزار نسخه دارند، با اين حال عمده اين تيراژ روزانه مربوط به سه روزنامه دولتي همشهري، ‏ايران و جام جم است، روزنامه هاي حکومتي ديگر نظير اطلاعات، کيهان، رسالت، جمهوري اسلامي و ‏خراسان بيشترين تيراژ را دارند.‏

ساير روزنامه هاي موجود نيز به نوعي به دستگاه حکومتي و رايانه هاي مستقيم دولتي وابسته هستند.‏
پايين بودن تيراژ روزنامه ها در کشوري که بيش از شصت درصد جمعيتش جوان با بيش از چهل درصد ‏تحصيلات دانشگاهي دارد نشانه اصلي از ميزان سانسور و کنترل بر روزنامه ها است.‏

اين در حالي است که عمر متوسط برخي از روزنامه هايي که به جناح غالب وابسته نيستند کمتر از شش ماه ‏بوده است، ايران در زمينه، دستگيري، ترور، سانسور و خفقان براي روزنامه نگاران و ميزان توقيف ‏مطبوعات يکي از بدترين کشورهاي جهان است.‏

‎چاپ و نشر‎

در حالي که به دليل تشديد سانسور در حوزه نشر، ميزان کتابهاي منتشر شده در کشور به نسبت سالهاي پيش ‏در پايين ترين سطح خود است، ناشران دولتي همچنان با چاپ کتابهاي مذهبي، سياسي و تاريخي به کار خود ‏ادامه مي دهند.‏

با اين که در سال گذشته آمار مشخصي از ميزان نشر کتاب در کشور منتشر نشده است، اما گفته مي شود ‏ميزان مطالعه کتاب ايراني به نسبت ساير کشورهاي جهان بسيار کمتر است.‏

متوسط تيراژ کتاب هاي ناشران خصوصي در ايران کمتر از سه هزار نسخه است با توجه به جمعيت ‏مخاطبان بالقوه پنجاه ميليون نفري در کشور اين ميزان بسيار ناچيز و بدوي به نظر مي رسد.‏

اين در حالي است که صنعت نشر و توزيع در ايران همچنان در همان مراحل نخستين شکل گيري در دهه ‏هاي چهل و پنجاه خورشيدي باقي مانده است.‏

‎رسانه هاي برون مرزي‎

هر چقدر وضعيت رسانه هاي داخلي و رسمي کشور وخيم به نظر مي رسد وضعيت رسانه هاي برون مرزي ‏فارسي زبان عليرغم نوسانات ميزان تقاضاي بازار از رونق قابل ملاحظه اي برخوردار است.‏

تلويزيون ماهواره اي: هم اکنون نزديک به چهل تلويزيون ماهواره ايراني به پخش برنامه هاي بيست و چهار ‏ساعته براي ايران و ايرانيان خارج از کشور بر روي ماهواره مي پردازند که تقريبا همگي آنها در آمريکا ‏مستقر هستند.‏

اغلب اين شبکه هاي تلويزيوني داراي کيفيت نازل توليد و پخش هستند و تنها به پخش برنامه هاي سرگرم ‏کننده و گفتگو مي پردازند، تنها شبکه دولتي موجود که سطح توليد آن به نسبت شبکه هاي لس آنجلسي و ‏سلطنت طلب از وضعيت بهتري برخوردار است تلويزيون فارسي صداي آمريکا است که بيشتر در زمينه ‏پخش برنامه هاي سياسي داخل استوديويي فعاليت مي کند و از جذابيت هاي لازم براي اغلب مخاطبان جوان ‏برخوردار نيست.‏

در اواخر تابستان جاري يک شبکه تلويزيوني دولتي ديگر يعني شبکه تلويزيون فارسي بي بي سي آغاز به ‏کار خواهد کرد، شبکه تلويزيون فارسي اتحاديه اروپا نيز در اواخر سال جاري وارد مرحله تدارکاتي خواهد ‏شد.‏

انتظار مي رود که شمار شبکه هاي فارسي زبان تلويزيوني تا پايان سال 1387 به حدود پنجاه شبکه برسد، با ‏اين حال يک نظرسنجي اخير حاکي است که اغلب بينندگان اين شبکه ها از محتوا و کيفيت توليد اين شبکه ها ‏ناراضي هستند.‏

ميزان بينندگان تلويزيون ماهواره اي در ايران حدود پنجاه و پنج درصد برآورد شده است که در حال رقابت با ‏شبکه هاي داخلي حکومتي است. با وجود ممنوعيت، هجوم ماموران براي جمع آوري آنتن هاي ماهواره اي يا ‏‏( در مواقع بحراني) ارسال پارازيت بر روي شبکه هاي تلويزيوني فارسي زبان، شمار بينندگان بالقوه ‏تلويزيون ماهواره اي در ايران بسيار بيشتر از ميزان برآورد شده به نظر مي رسد و در اغلب شهرهاي ‏بزرگ ايران از هر دو خانواده ايراني يکي مخاطب دائمي تلويزيون ماهواره اي است که تماشاي شبکه هاي ‏فارسي زبان در کنار شبکه هاي ديگر بخشي از عادت رسانه اي آنها محسوب مي شود.‏

راديو: شمار راديوهاي اينترنتي که به فارسي برنامه پخش مي کنند سر به صدها راديو مي زند که اغلب ‏راديوهاي سياسي در اروپا و راديوهاي سرگرم کننده و اطلاعاتي در کانادا و آمريکا مستقر هستند.‏

با اين حال شمار راديوهاي دولتي فارسي زبان برون مرزي حدود بيست راديو است که راديوهاي بي بي سي ‏و فردا در اين ميان بيشترين ميزان شنونده را دارند.‏

اما گفته مي شود که مخاطبان راديوهاي برون مرزي در ايران در مواقع عادي هيچ گاه بيش از دو درصد از ‏جامعه نبوده و متوسط سن آنها از متوسط سن جامعه بيشتر است. با اين حال راديو هنوز در ايران از اهميت ‏بسياري براي اطلاع از اخبار روز دارد و در مواقع حساس توجه بسياري از مخاطبان بالقوه را جلب مي کند. ‏

اينترنت: شمار سايت هاي فارسي زبان خبري سر به صدها سايت مي زند اما براساس آمار قابل اندازه گيري ‏بر روي اينترنت مي توان دريافت که با وجود فيلتر شدن اين سايت ها، تارنماي رسانه هاي معتمد نظير بي بي ‏سي بيشترين ميزان مخاطبان ايراني را دارد.‏

در حالي که رقابت رسانه هاي آلترناتيو در زمينه راديو و تلويزيون به دليل محدوديتهاي فني و مالي با رسانه ‏هاي دولتي چندان ثمربخش نبوده است در زمينه سايت هاي خبري اينترنتي تنوع، گستردگي و تحرک بيشتري ‏به چشم مي خورد.‏

rasane707_7.jpg

‎جمع بندي‎

رسانه هاي ايران و شبکه ارتباطي در ايران در چالشي رو به گسترش با سياست هاي رسانه اي و فرهنگي ‏حاکم قرار دارند که روز به روز شکاف ميان دولت و ملت و گرايش هاي گريز از مرکز را تشديد مي کنند.‏
در حالي که سياست هاي ارتباطي حاکميت مبتني بر عقب نگه داشتن بخشي از فناوري ارتباطات که مي تواند ‏به توسعه فضاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي کشور منجر شده و ابعاد توسعه اقتصادي را شتاب بخشد، ‏استوار است، فناوري ارتباطات در اين زمينه از مجاري ديگري وارد کشور شده و نفوذ يافته است.‏

قابل پيش بيني است جمهوري اسلامي که يکي از بدنام ترين کشورهاي جهان در زمينه سياست هاي توتاليتر ‏رسانه اي و فرهنگي است در آينده نزديک با بحران فرهنگي و رسانه اي گسترده تري براي روي گرداني از ‏شبکه رسانه اي داخلي که مشروعيت و مقبوليت خود را از دست داده اند و تمايل بيشتر به رسانه هاي ‏آلترناتيو و برون مرزي را تجربه کند.‏

 عکس های دو تا شش از راحله عسگری زاده

 منتشر شده در: روز

 پنجشنبه 26 اردیبهشت 1387 [2008.05.15]

  

روزنامه اینترنتی روزآن لاین

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 11:15  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

 
فصل داغ محصولات رسانه ای

 



وقایع اتفاقیه رسانه، سلسله مطالبی است که از این هفته ضمن مرور گذرای وقایع رسانه ای جهان در زمینه های مختلف، برخی از شاخص های بازار رسانه را نیز معرفی خواهد کرد.

این سلسله مطالب پس از استقبال از مرورهای مجزایی که در باره رخدادهای ارتباطات و رسانه ها در سایت زمانه منتشر می شد و انتشار آنها به دلیل تغیییرات صورت گرفته در آن سایت و اختلاف نظر در باره شیوه کار در آن رسانه متوقف شدند، اکنون در اینجا ادامه می یابند.


 

با آغاز فصل تابستان، زمان طلایی تفریحات رسانه ای و ارائه محصولات تازه رسانه ای فرا رسید، بسیاری از شرکت های بزرگ رسانه ای ارائه محصولات تازه خود را آغاز کرده یا وعده آن را داده اند، در این فصل معمولا بیشترین تحرک ها در بازار سینما رخ می دهد که هالیوود با عرضه فیلم های آکشن و پرخرج در پی جذب همه تماشاگران سینما برمی آید.

 

با آغاز این فصل ما نیز از این پس مروری بسیار گذرا به وقایع و بازار رسانه ای هفته خواهیم داشت.

 

 وقایع اتفاقیه

 

 

فیس بوک بازی کنید تا رستگار شوید!

 

فکر می کنید فیس بوک به چه دردی می خورد؟

 

دوست یابی، وقت گذرانی، سرک کشیدن به زندگی دیگران یا همه اینها؟

 

View Full Size Imageروانشناسان دانشگاه مینه سوتا علاوه بر این کاربردها، کاربرد دیگری هم برای فیس بوک و سایر سایت های ارتباط اجتماعی یافته اند: بهره وری آموزشی.

 

آنها با بررسی شش ماهه دانش آموزان شانزده تا هجده ساله سیزده دبیرستان دریافتند که دانش آموزان فقیرتر از نظر بهره برداری از تکنولوژی کامپیوتری از دانش آموزان دیگر استعداد بیشتری از خود نشان می دهند.

 

دیگر یافته های این تحقیق حاکی است:

 

-         94 درصد دانش آموزان از اینترنت استفاده می کنند

-         82 درصد در خانه به اینترنت دسترسی دارند

-         77 درصد عضو یک سایت شبکه اجتماعی هستند

 

هنگامی که از دانش آموزان سوال شد که از این شبکه ها چه چیزهایی آموخته اند، مهارتهای اجتماعی را در صدر فهرست آموخته های خود قرار دادند، خلاقیت و بهینه سازی مهارت های ارتباطات اجتماعی از دیگر آموخته های مهم این دانش آموزان بوده است که به اعتقاد روانشناسان در زندگی روزمره  آنها نقش کلیدی را بازی می کند.

 

کریستین گرین ها، پژوهشگر مسئول این تحقیق در دانشگاه مینه سوتا می گوید: دانش آموزانی که از شبکه های ارتباط اجتماعی بهره می گیرند، عملا از همان مهارتهای قرن بیست و یکمی بهره می گیرند که ما درصددیم برای موفقیت در زندگی روزمره به آنها بیاموزیم.

 

وی می گوید: دانش آموزان نگرش های مثبتی برای استفاده از شبکه های تکنولوژیکی، تدوین و شخصی کردن محتوا و کسب خلاقیت های مرتبط با محتوای آن لاین کسب می کنند.

 

نتایج این تحقیق، یافته های تحقیق مشهور دیگری در سال 2005 را تحت الشعاع قرار می دهد که بیانگر آن بود  کودکان خانواده هایی با درآمد کمتر از 30.000 دلار دسترسی کمتری به اینترنت دارند.

 

  

 آی فون برای پورن!

 

درحالی که ای فون ارائه تلفن های نسل سوم خود با قیمت جدید را از هفته های آینده در آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپای غربی و خاور دور آغاز می کند، قابلیت جدید تماشای فیلم های آن لاین  از طریق ای فون سروصدای بسیاری در رسانه ها به پا کرده و بر جنجال برانگیزتر شدن این محصول تازه آپل افزوده است.

 View Full Size Image

 از جمله تایم نوشته است که بسیاری از علاقمندان محصول جدید آی فون 2 از اینکه امکان تماشای کلیپ های پورنو را می یابند بسیار راضی به نظر می رسند، یافته های گوگل نیز نشان می دهد ظرف ماه گذشته کلید واژه "ای فون پورن" یکی از کلیدواژه های برتردر جستجوهای کاربران اروپای غربی و آمریکا بوده است.

 

ای فون 2 با استفاده از مرورگر تحسین شده سفری و سرعت بالا، امکان تماشای فیلم های آن لاین را فراهم می آورد که در این صورت قابل حدس است بسیاری از مشتریان جوان این تلفن همراه از آن برای تماشای فیلم های پورنو در اینترنت بهره بگیرند.

 

علاوه بر سایت های پورنوی معمولی، هم اکنون صدها سایت پورنوی مختص ای فون در آمریکا و کانادا وجود دارد که تماشای کلیپ های ویدئویی آن سریعتر و بدون وقفه است  ولی با ورود ای فون 2 که عملا تکنولوژی سازگار با وب2 را در خود دارد بهره وری از این سایت ها شتاب بیشتری خواهد گرفت.

 

صنعت پورن با علاقه تحولات مرتبط با ورود ای فون 2 به بازار را دنبال می کنند زیرا به اعتقاد آنها، این وسیله تازه رونق تازه ای به بازار آنها که در حال حاضر سکه است، خواهد داد.

 

بیش از یک سوم از دارندگان ای فون فعلی ویدئو تماشا می کنند اما ای فون جدید که سرعت اینترنت در آن دو برابراست و نرم افزاریهای به کار رفته در آن برای پخش ویدئوی آن لاین با سرعت و بدون وقفه بهینه سازی شده اند، تحول تازه ای در بهره گیری از ویدئوهای آن لاین با توجه به پیش بینی فروش خیره کننده این وسیله ارتباطی تازه خواهد بود.

 

ای فون جدید از یازدهم جولای در هفتاد و پنج کشورجهان عرضه خواهد شد.

  

 

فایرفاکس ۳ و رکورد ایران

 

دعوت فایر فاکس از کاربران اینترنت برای دانلود نسخه سوم مرورگر محبوب فایر فاکس برای ثبت یک رکورد با استقبال گسترده روبرو شد.

 

در طی سه روز نخست عرضه این مرورگر تازه، بیش از 14 میلیون نسخه از آن دانلود شد، به این ترتیب موزیلا امیدوار بود با ثبت بیش از پنج میلیون دانلود در یک روز به عنوان بیشترین میزان دانلود نام فایرفاکس 3 در فهرست رکوردهای گینس درج شود.

 

اما در طول شبانه روز اول نزدیک به شش میلیون نسخه از این مرورگر دانلود شد. با دستیابی به چنین رکوردی فایرفاکس به رتبه دوم مرورگرهای محبوب کاربران صعود کرد و درحال حاضر نزدیک به نوزده درصد از کاربران اینترنت از فایرفاکس استفاده می کنند.

 View Full Size Image

 مرورگر IE مایکروسافت هنوز در نزدیک به هفتاد درصد از بازار را در اختیار دارد، این میزان تا چند سال پیش نزدیک به 95 درصد بود ولی با ورود مرورگرهایی چون فایرفاکس محصول موزیلا و سفری محصول آپل به تدریج از محبوبیت مرورگر مایکروسافت کاسته شده است.

 

بیشترین آمار دانلود تاکنون به ترتیب عبارت بوده است از: ایالات متحده، آلمان، ژاپن، بریتانیا، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، لهستان، کانادا و ایران.

 

از ایران تا کنون 496.670 نفر یعنی نزدیک به نیم میلیون کاربر از حدود نوزده میلیون کاربر اینترنت در ایران این مرورگر تازه را در سه روز نخست عرضه آن دانلود کرده اند.

 

این درحالی است که در روسیه که تعداد کاربران اینترنت در آن چندین برابر ایران است، این میزان تا کنون کمتر از 210 هزار مورد بوده است.

 

در روز پنجم کل آمار دانلود فایرفاکس 3 به هفده میلیون رسید.

 

 

فیلمهای جیبی در پاریس

 

از سیزده  تا پانزدهم ژوئن در مرکز ژورژ پومپیدوی پاریس چهارمین جشنواره فیلم های جیبی مختص موبایل برگزار شد.

 

ایزابلا روسلینی بازیگر و فیلمساز مشهور ایتالیایی با فیلم پورن سبز در باره زندگی جنسی حشرات در این جشنواره شرکت داشت.

 

روسلینی می گوید تماشای فیلمی چون و اکنون آخرالزمان بر روی صفحه موبایل چندان شوق برانگیز نیست ولی صفحه موبایل قابلیت آن را دارد که نوع تازه ای از فیلم های مختص به خود را نمایش دهد.

 

روسلینی که دختر اینگرید برگمن و روبروتو روسلینی است جایزه نقدی  از جشنواره ساندنس برای ساخت فیلمی از زندگی جنسی حشرات دریافت کرده بود.

 

فیلم یک دقیقه ای قهرمان در بخش اکران اصلی برنده نخست این جشنواره شد. پرتره شخصی، دوم و سروصدای خوب اول و جنگل سوشی دوم شد.

 

 

چرا ویدئوهای پورنوی ستارگان را تماشا می کنیم؟

 

View Full Size Image با سردرآوردن تکه فیلم هایی پورنویی از ستارگان مشهور سینما ،   تلویزیون و دنیای رسانه ها از مرلین مونرو گرفته تا پاریس هیلتون به اینترنت، سایت فاکس نیوز از خوانندگان خود درخواست کرد تا در بحثی در این باره که چرا چنین تکه فیلم هایی برای مخاطبان جذاب به نظر می رسند، اما به اعتقاد نویسنده این سایت به نظر می رسد که دلایل جذابیت چنین تکه فیلم هایی از نظر ببیندگانشان چنین باشد:

 

-         ستارگان بهتر هماغوشی می کنند

-         ما همه چیز را در باره ستاره ها می دانیم

-         ستاره ها بازیگران پورن نیستند

-         زندگی جنسی ستارگان نیز بخشی از زندگی اجتماعی آنهاست که در رسانه ها منعکس می شود

-         ما همواره شایعات و موضوعات مربوط به ستاره ها را دنبال می کنیم

-         ستاره ها هنجارهای زندگی ما را شکل می دهند

-         لو رفتن ویدئوی سکس ستاره ها سبب احساس کامیابی ما می شود

-         این تکه فیلم ها ما را در مقام یک چشم چران قرار می دهد

 

 View Full Size Image

در ماههای اخیر ورود تکه فیلم هایی از برخی ستارگانی کلاسیک سینما و موسیقی به اینترنت توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

 

 

بار دیگر یورو نیوز عربی

 

پس از بی بی سی، فرانس 24 و دویچه وله، یورو نیوز نیز شبکه عربی خود را از روز دوازدهم ژولای آغاز خواهد شد.

 

هفده روزنامه نگار از کشورهای عربی کار اداره این شبکه 24 ساعته را که با بودجه پنج میلیون یورو در سال راه اندازی شده است را برعهده دارند.

 

کمیسیون ارتباطات اتحادیه اروپا سال گذشته بودجه راه اندازی شبکه فارسی یورو نیوز به مبلغ پنج میلیون یورو در سال را نیز تصویب کرده و پیش بینی می شود مراحل تدارکاتی آن از اواخر تابستان آغاز شود.

 

یورو نیوز از اول ژانویه 1993 پخش اخبار و گزارشهای خبری را برای کشورهای اروپایی و سایر کشورهای جهان با تکیه بر اخیار اروپا آغاز کرده است و نزدیک به 200 میلیون بیننده در بیش از 120 کشور جهان دارد.

 

یورو نیوز در سالهای 96 تا 99 به پخش برنامه های عربی می پرداخت اما از آن سال به دلیل مشکلات مالی پخش این برنامه را قطع کرده بود.

 

اینترنت و تلویزیون به جای کتاب

 

امروزه حتی مطالعه کتاب و مجلات تفریحی نیز کودکان و نوجوانان را در مقایسه با بازیهای کامپیوتری، اینترنت و  تلویزیون جذب نمی کند.

 

در یک مطالعه تازه در آمریکا، مشخص شد که تنها 19 درصد از نوجوانان گفته بودند که نسبت به سال قبل بیشتر مجله می خوانند. در همین حال زمانی که آنها در اینترنت سپری می کنند به نسبت سال قبل افزایش یافته و بطور میانگین به 12.30 ساعت در هفته رسیده است، این میزان در سال پیش بطور متوسط 10.40 ساعت در هفته بود.

 

View Full Size Image

 

امی واینهاس: تنها صداست نیست که...

 

 

پس از هفته ها شایعات گوناگون در باره بیماری امی واینهاس ستاره تازه دنیای موسیقی سل، پدرش اعلام کرد که وی به امفیزما، نوعی اختلال بالینی شدید ریه، است.

 

امی واینهاس که سال گذشته در یک کلینک ترک اعتیاد بستری شده بود، به دلیل افراط در مصرف مواد مخدر در ماههای اخیر دچار بیماری شده بود.

 

به گزارش رویتر، پزشکان به وی هشدار داده اند که اگر به استعمال مواد مخدر ادامه دهد، نه تنها صدایش را از دست خواهد داد بلکه به زودی خواهد مرد.

 

امی واینهاس در مراسم گرمی امسال پنج جایزه از آن خود ساخت، این درحالی بود که وی به آمریکا ممنوع الورود شده بود.

 

 

کارزار رسانه ای برای کاهش رفتار مخاطره آمیز جنسی

 

درحالی که یک نظرسنجی اخیر در بریتانیا حاکی است اغلب نوجوانان آموزه های جنسی خود را در درجه نخست از همسالان و رسانه ها کسب می کنند، بیش از نیمی از نوجوانان بریتانیایی در طول یک سال گذشته رفتارمخاطره آمیز جنسی داشته اند.

 

View Full Size Imageبرای کاهش ابتلا به مسائل مرتبط با مسائل جنسی از جمله بارداری ناخواسته یا بیماریهای مقاربتی، وزارت بهداشت بریتانیا درصدد تاسیس کلینیک های بهداشت جنسی در مقطع پس از دبستان در مدارس این کشور برآمده است.

 

به باور کارشناسان بهداشت جنسی برای کاهش خطرات مبتلا به رفتارمخاطره آمیز یا کنترل نشده جنسی، باید یک کارزار رسانه ای و تبلیغاتی گسترده برای جذب دانش آموزان صورت بگیرد.

 

نظرسنجی های اخیر نشان داده است که بیش از شصت درصد از دانش آموزان نوجوان بریتانیایی رفتارها و سبک های زندگی جنسی خود را از فیلم های پورنو می آموزند و در همین حال اطلاعات محدودی در باره خطرات بهداشتی مختلفی که روابط جنسی گذرا می تواند داشته باشد دارند، از جمله بسیاری از آنها نمی دانند که رابطه دهانی نیز ممکن است به انتقال ویروس ایدز بیانجامد.

 

وزارت بهداشت بریتانیا می گوید با توجه به گسترش روابط جنسی گذرا بین نوجوانان، برای تصحیح نگرش های و رفتارهای جنسی دانش آموزان یک کارزار رسانه ای گسترده باید به راه انداخت.

  

بازار رسانه

 

 با آغاز فصل تابستان که فصل تفریحات رسانه ای ست، بازار فیلم ها و بازیهای آکشن در هفته گذشته با محصولات تازه داغ شد.

 

View Full Size Imageفیلم های پرفروش هفته

 

1-     غول افسانه ای The Incredible Hulk

2-     پاندای کونگ فو کار Kung Fu Panda

3-     رخ  نمودن (The Happening)

4-     با زوهان کثیف کاری نمیکنیYou Don't Mess With the Zohan

5-     سکس و شهر

 

 

 

 

 برنامه های تلویزیونی پرمخاطب:

 

1-     مسابقات فینال بسکتبال آمریکا (ای بی سی)

2-     قهرمانان (ان بی سی)

3-     خانه (فاکس)

4-     ضدعفونی (ان بی سی)

5-     زندانی (فاکس)

 

عکس ریحانا

آلبوم های موسیقی پرفروش هفته:

 

1-     کلد پلی

2-     کیت پری

3-     لیل وین

4-     لئونا لویس

5-     ریحانا

 

کتاب های پرفروش هفته:

 

1-     دریانوردی، جیمز پترسون، هوارد روقان

2-     وقتی در میان شعله ها گرفتار می شوی، دیوید سدریس

3-     آخرین درس، رندی پاوش، جفری زاسلو

4-     تاریک روشن، استفانی میر

5-     ماه نو، استفانی میر

 

View Full Size Image 

 

 دی وی دی های پرفروش هفته

 

1-     رامبو

2-     گنجینه ملی: کتاب اسرار

3-     پول دیوانه

4-     غیرقابل ردیابی

5-     پانوشت: دوستت دارم

 

 View Full Size Image

 

نرم افزارهای پرفروش هفته:

 

1-     نورتون آنتی ویروس

2-     آفیس، مایکروسافت

3-     نرو

4-     پیناکل استودیو

5-     آدوب آکروبات پروفشنال

 

بازیهای پرفروش هفته:

 

1- Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots

2- Battlefield: Bad Company

3- Civilization: Revolution

4- GRID

5- Ninja Gaiden II

 

View Full Size Image

 

اینترنت:

 

1-     یاهو

2-     گوگل

3-     یوتیوب

4-     ویندوز لایو

5-     مایکروسافت نت ورک

6-     می اسپیس

7-     ویکی پدیا

8-     فیس بوک

9-     بلوگر

10- یاهو ژاپن


منتشر شده در: روز   ۶ تیر ۱۳۸۷

روزنامه اینترنتی روزآن لاین

 

- لینک در بالاترین

- رخدادهای رسانه ها و ارتباطات در جهان 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 23:41  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

بحث امپریالیسم خبری در ارتباطات در دهه های شصت و هفتاد میلادی، یکی از مباحث جدل برانگیز و اساسی در علوم ارتباطات محسوب می شد، روزگاری که انقلاب ارتباطات قرن بیست و یکم شکل و شمایل رسانه ها را چنین تغییر نداده بود که مداخله مستقیم مخاطب/ آفریننده در بازتاب واقعیت در رسانه، ساختار تک ساحتی هژمونی رسانه ها را برهم بزند.

 

هرچند که همچنان هژمونی رسانه به دلیل ساختار اقتصادی-سیاسی ش برقرار مانده ولی رویکرد مخاطب در برابر آن دستخوش تحول عمیقی شده است.

بازتاب سرنگون سازی هواپیمای ایرباس ایران توسط ناوجنگی وینسنس در رسانه های جریان اصلی در روز سوم جولای ۱۹۸۸ برفراز خلیج فارس نیز نمونه ای از همین مبحث در سالهای پایانی دهه هشتاد و جنگ سرد محسوب می شود.

این مستند تلویزیونی را به سفارش تامین برنامه شبکه اول سیما در کمتر از سه روز به مناسبت سالگرد این واقعه ساختم و پس از آن ۲۰ ساعت خوابیدم!

در هفته اول تیر ماه ۱۳۷۹ در هفته نامه سروش که در آن زمان دبیر سرویس رسانه های آن بودم مقاله مفصلی در باره بازتاب رسانه ای این واقعه نوشتم که بلافاصله توسط مدیر وقت تامین برنامه به من پیشنهاد ساخت مستندگزارشی در این باره شد.

موضوع را به عباس بیات، همکلاسی دوران دوره عالی کارگردانی سینما در باغ فردوس خبر داده و با استقبال او بلافاصله دست به کار شدم، دستیار تهیه به وزارت خارجه و صدا و سیما رفت تا هر چه مستند و راش در این باره موجود است گرد آورد، نامزدم نیز مامور برنامه ریزی شد.

ظرف چندین ساعت متن برنامه بر اساس مستندات وزارت خارجه و داده های پژوهش معاونت سیاسی صدا و سیما نوشته شد و با رسیدن راش ها، مونتاژ اولیه آن را شروع کردم، روز بعد با دو گوینده حرفه ای و یک همکار در استودیوی صدا، صدا را ضبط کردیم و همان شب آن را فاین کات و میکس کردیم.

فردا صبح فیلم آماده شده را باردیگر بصورت گروهی دیدیم و تهیه کننده آن را به شبکه اول برد و همانجا یعنی روز یازدهم تیرماه مدیر تامین برنامه به همراه ناظرپخش شبکه اول آن را دیدند، پسندیدند و در کنداکتور شبکه اول برای پخش در همان شب قرار دادند.


Iran`s Airbus shotdownded by US Navey in Media
Uploaded by omid2006

سال بعد همین فیلم توسط تهیه کننده در اختیار شبکه خبر قرار گرفت که من از آنجا به پژوهش سیاسی انتقال یافته بودم و فیلم در شب یازدهم تیرماه از این شبکه پخش شد.

در سال ۱۳۸۱ مدیر تامین برنامه شبکه اول، بدون هماهنگی با من یا تهیه کننده فیلم را درجدول برنامه های شب دوازدهم تیرماه قرار داده بود و از آنجا که وی هنوز بابت این فیلم با تهیه کننده تسویه حساب نکرده بود، با مراجعه به دفتر وی، فیلم را از وی گرفتم و در نتیجه آن را از کنداکتور بیرون کشیدم.

من شخصا بابت تهیه این گزارش تلویزیونی دستمزدی دریافت نکردم ولی فیلم علاوه برآنکه بعدا بارها از شبکه خبر پخش شد، در زمان حضور من در صدا و سیما نیز چندین بار در جلسات عمومی مدیران یا مناسبت های مختلف مانند سمینار روز ارتباطات که مدیر و برگزار کننده آن در معاونت سیاسی خودم بودم به نمایش درآمد و با آنکه لحن آکادمیک آن برای مخاطب عام مناسب نیست و با شیوه پروپاگاندای سیاسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی مغایر بود، به عنوان یک نمونه خوب از "برنامه سازی جنگی" برای تلویزیون از آن یاد شده است.

نسخه اینترنتی این گزارش تلویزیونی را اخیرا برای جایی که از من نمونه کار خواسته بود با به زحمت انداختن چند نفر از دوستان در ایران توانستم بارگذاری کنم زیرا نسخه اصلی بر روی نوار بتاکم ثبت شده بود که سیستم اصلی پخش صدا و سیما بود و گویا چند سالی است که در این سازمان هم منسوخ شده است.

بهرحال توضیح دو نکته را ضروری می دانم: برخی جزئیات در باره واقعه سرنگون سازی هواپیمای کره ای توسط شورویها در این گزارش دقیق نیست که مستند بر اسناد وزارت خارجه در زمان ساخت این گزارش تلویزیونی بوده است.

و دیگر اینکه این برنامه تلویزیونی را تنها به عنوان یک نمونه کار جنگی تلویزیونی و مستندسازی آکادمیک برای آن به مناسبت بیستمین سالگرد این واقعه در اینجا ثبت می کنم و طبعا به معنای آن نیست که نگرش های ارتباطی من همانند هشت سال پیش است.

حال که مرجعی که نمونه کار خواسته بود سبب بازیابی برخی از نمونه کارهایی که اتفاقا در ایران در دسترس بوده، شده است، به زودی برخی دیگر از این کارهای تلویزیونی را با شرح داستان ساخته شدن آنها و حواشی آنها را نیز در اینجا خواهم آورد.

ا.ح

درضمن هرگونه استفاده و بهره برداری از این ویدئو با یا بدون ذکر نام سازنده کاملا آزاد است اما حقوق مادی آن متعلق به تهیه کننده و احتمالا سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 13:7  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

چالش‌های انقلاب و دمکراسی ارتباطات

یک کافی نت در تهران

سی آوریل ۱۹۹۳، سازمان تحقیقات فیزیک هسته ای اروپا CERN ، مستقر در سوییس اعلام کرد که دسترسی همگانی به شبکه جهانی اینترنت که حاصل چندین سال تحقیق آن سازمان بود، آزاد است.

تاریخ پیدایش اینترنت و دسترسی همگانی به آن را می‌توان به صورت قرارداری، همین زمان به حساب آورد. تیم برترزلی که سرپرست تیم ابداع کننده اینترنت در CERN بوده‌، اخیراً در آستانه پانزدهمین سال دسترسی همگانی به اینترنت گفت، به آینده این رسانه نوین خوش‌بین است. زیرا اینترنت توانسته نقش موثری در تعامل و نظارت اجتماعی بیابد.

اگرچه اینترنت به فاصله کوتاهی وارد ایران نیز شد، اما راه‌اندازی سایت‌های فارسی‌زبان و دسترسی همگانی به آن چند سالی طول کشید.

برخورد نظام حاکم با اینترنت نیز همچون سایر رسانه‌های جدید، توام با نگرانی و محدودسازی بود. سیاست رسانه‌ای حذف، که از دیرباز در ایران معمول بوده است، در مورد اینترنت نیز همچون رادیو، تلویزیون، سینما، ویدیو و شبکه‌های ماهواره‌ای به کار رفت.


 

از سال ۱۳۷۲ که اینترنت به تدریج و به کندی در ایران رشد یافت، تا زمانی که قانونگذاران مسوولیت ساماندهی و نظارت آن را به شرکت مخابرات ایران سپردند، کمتر از دو سال طول کشید. یعنی زمانی که شمار شرکت‌های ارایه‌دهنده خدمات اینترنتی، از شمار انگشتان دست تجاوز نمی کرد‌، شمار کاربران دولتی و خصوصی اینترنت، کمتر از دویست هزار نفر برآورد می‌شد و تعداد سایت های خبری فارسی داخل کشور بسیار محدود و تقریباً سایت خبری فارسی زبانی در خارج از کشور وجود نداشت.

تصویب چندین لایحه و طرح از آن زمان تاکنون که شمار کاربران اینترنت با بالاترین میزان رشد در خاورمیانه، به نزدیک به سی درصد جمعیت کشور رسیده است و فیلترینگ کامل، میلیون‌ا سایت و وبلاگ فارسی و غیر فارسی؛ نشانگر عمق هراسی است که در جمهوری اسلامی ایران در برابر این رسانه جدید قابل ردیابی است.

در برابر رسانه‌های قرن بیستمی چون سینما، رادیو و تلویزیون و ویدیو، شاید اینترنت به دلیل ماهیت ذاتی خود برای حاکمیت توتالیتر خطرناک‌تر جلوه کند. زیرا اینترنت:

- رسانه‌ای قابل دسترسی توسط همگان است
- بهره‌وری از آن وابسته به زمان یا مکان نیست

- سریع، ارزان و نامتمرکز است

- امکان جستجو و بازیابی اطلاعات را دارد

- شبکه‌ای متصل به یکدیگر است

- کاربر می‌تواند به سادگی در تولید محتوای آن و افزودن اطلاعات مشارکت کند

- کاربر می‌تواند به راحتی با فرد یا گروهی از کاربران دارای علایق مشترک پیوند یابد

- اخبار و اطلاعات آن می‌تواند به راحتی به منبع یا سوژه‌ای برای پیگیری برای دیگران (روزنامه‌نگاران) یا حتی رسانه‌های جریان اصلی بدل شود

- میزان کنترل، سانسور و محدود‌سازی آن به دلیل وجود راه‌های فراوان برای دور زدن محدودیت‌ها بسیار کمتر از سایر رسانه‌های سنتی است

- چند‌صدایی است و دگردیسی و نوآوری، بخشی از ذات آن است

و بالاخره منبع اصلی خبری و اطلاعاتی بسیاری از مردم است

همین ویژگی‌های اینترنت سبب شده است تا بسیاری از نظریه‌پردازان ارتباطات، این رسانه تازه را به چشم شمایلی برای دمکراسی دیجیتال بنگرند.


در برابر این ویژگی‌های اینترنت به عنوان یک رسانه نوین، سیاست‌های رسانه‌ای جمهوری اسلامی در عرصه اطلاع‌رسانی به عنوان دولتی توتالیتر مبتنی بر این اصول است:1
- برخورد حذفی/ کنترلی در برابر پدیدارهای رسانه‌ای تازه

- رشد رسانه‌های دولتی و وابسته‌سازی رسانه‌های ظاهراً مستقل

- کنترل و ارعاب روزنامه‌نگاران‌، مهار فعالیت‌های آنان

- برقراری نظام اخذ امتیاز، پروانه و تصویب برای هر گونه فعالیت رسانه‌ای

- سازمان‌دهی و تشویق جریان‌های موازی رسانه‌ای برای رقابت با جریان‌های نامطلوب

- طبقه‌بندی اطلاعات، مهار دسترسی همگانی به اطلاعات

- سیاست دورازه‌بانی خبری حامی دولت

- اعتقاد به قدرت جادویی رسانه‌های خودی، برای القای نگرش‌ها و آرای همسو با حاکمیت

- اعتقاد به نقش القایی و از بالا به پایین رسانه

- تولید انبوه برای رقابت با رسانه‌های نامطلوب و کپی‌برداری و بهره‌برداری از قالب‌ها

- اعتقاد به کنترل مخاطب و ورود به دایره حریم خصوصی او از منظر دین، اخلاقیات و ارزش‌های حاکم

- کلان‌نگری، تمرکز‌گرایی، تک‌صدایی و محدودیت منابع خبری

- کیش شخصی، تقدس‌گرایی و رواج باورهای سنتی و مذهبی

با توجه به این ویژگی‌ها، آشکار است که چرا اساساً اینترنت در ذات خود با مفاهیم و ارزش‌های بنیادین نظام فرهنگی جمهوری اسلامی همخوان نیست.

وجود نزدیک به هشتصد هزار وبلاگ فارسی و هزاران سایت خبری فارسی آلترناتیو که در کمترین زمان ممکن خبر، گزارش، تصویر و فیلم هر رخدادی را که رسانه های دولتی جمهوری اسلامی مایل به بازتاب آن نیستند، منتشر می‌کنند، تقابل تازه‌ای در جبهه رسانه‌های رسمنی سنتی و اینترنت نشان می‌دهد.

ایران با حدود هفتاد میلیون نفر جمعیت، هجده میلیون کاربر اینترنت دارد که بالغ بر ۲۷/۵ درصد کل جمعیت است. سهم ایران از تعداد کاربران اینترنت در خاورمیانه ۵۳ درصد است و میزان رشد اینترنت در آن ۷/۱۰۰ درصد است که بالاترین سهم و میزان رشد را در خاورمیانه دارد زیرا تنها درفاصله هفت سال از دسامبر ۲۰۰۰ که میزان کاربران اینترنت ۲۵۰ هزار نفر بود تا دسامبر ۲۰۰۷ رشدی چشمگیر داشته است.2


این در حالی است که سرعت اینترنت در ایران از حدود ده سال پیش که مصارف خانگی و شخصی آن معمول شد تا‌کنون فرق چندانی نکرده است و در حالی که در ده سال گذشته سرعت اینترنت در جهان به صدبرابر افزایش یافته است، این میزان در ایران حداکثر پنج برابر بوده است.

پایین نگه داشتن سرعت اینترنت در ایران، تمهیدی برای مهار و محدود کردن استفاده از چند رسانه‌ای‌ها و به ویژه بارگذاری یا پیاده کردن فیلم از اینترنت تلقی شده است، تاکتیکی که البته با توجه به گستردگی انتشار فیلم‌های خبری و حتی فیلم‌های حاوی روابط خصوصی توفیقی نیافته است.

با وجود تقاضای بسیار برای بهره‌وری از اینترنت در ایران، کابردهای آن به دلیل ماهیت سرکوب‌گرانه حاکمیت به رفع نیازهای اطلاعاتی و سرگرم‌کنندگی محدود مانده است.

با این حال به دلیل سانسور گسترده و ریشه‌دار، اینترنت به رسانه‌های شخصی مجال بروز داده است، نزدیک به هشتصد هزار وبلاگ فارسی بیش از شصت و پنج درصد از محتوای وب فارسی را تشکیل داده‌اند که می‌توان آن را تجلی نوینی از مفهوم رسانه و گزارشگری در قرن حاضر دانست.

اینترنت در جوامعی همچون ایران، مفهوم رسانه را تغییر داده است، نظریه‌های ارتباطات در اوایل قرن بیستم در آلمان از رسانه‌های خبری انتطار داشتند تا: آینه جامعه باشند، سبب اتحاد جامعه شوند، افکار عمومی را به عنوان رهبری جامعه معرفی کنند، افکار عمومی را شکل دهند، زمینه‌های ارتباط و تبادل اندیشه بین رهبران و توده را فراهم آورند، نیازهای اطلاعاتی را برآورده سازند، آینه جامعه باشند و وجدان جامعه باشند (هاردت، ۱۹۷۹).


 

تعاریف فوق با آن‌که خصلتی کلان‌سالار داشت، قابل بهره‌برداری توسط نظام نازی، استالین و حتی لیبرال‌های غربی بود و در بهترین شکل اصلاح یافته جمهوری اسلامی نیز برخی از ویژگی‌های آن می‌تواند جزو انتظارات از رسانه های درون کشور باشد.

با این حال انقلاب ارتباطات که می‌توان اینترنت را معرف آن خواند، با شخصی ساختن، ساختارشکنی، جزء نگری و تنوع و گستردگی، به چنین انتظاراتی پایان داد.

وظیفه روزنامه‌نگار قرن بیست و یکمی بیش از هر چیز در سه اصل: سهیم ساختن مردم در ساختار قدرت، زمینه سازی برای تنوع دیدگاه ها و کنترل داده ها و اطلاعات (Fact Checking) است.

اینترنت بهترین مجرا برای انجام این وظایف برای روزنامه نگارو کاربرانش است. اگر فوکو اکتون زنده بود دیگر از کنترل ارتباطات توسط دولت برای نظارت بر توده‌ها واهمه نداشت (‌فوکو، نظم و تنبیه، ۱۹۷۹) زیرا عملاً در مرکز‌گریزی رسانه نوین، شیوه‌های کنترل دولت‌ها از کارآیی گذشته برخوردار نیست.

اینترنت به دلیل همین خاصیت نظم‌ناپذیری‌اش، رسانه‌ای برای برقراری تعادل جنسی و رشد اندیشه‌ها و خرده فرهنگ‌های مرکز گریز شده است.

با این‌که هنوز اکثریت محتوای اینترنت توسط مردان تامین می‌شود و این امر با وجود (وضعیت بهتر و ) غیرقابل مقایسه بودن وضعیت محتوای فارسی وب با اغلب کشورهای توسعه نیافته، اما مهم‌ترین عامل رشد جنبش‌های نوین فمنیستی در جهان و شنیده شدن صدای زنان تلقی شده است ( اسپندر، ۲۰۰۸).

در زمینه ارایه اخبار، اطلاعات و مواضعی که رسانه‌های جریان اصلی نیز مایل به بازتاب آن‌ها نییستند، اینترنت تجلی واقعی رسانه آلترنایتو (چامسکی، ۱۹۹۰) شده است.

با این‌که تا به امروز جهان به دو طبقه دارا و نادار اینترنتی تقسیم شده است، اما شکی نیست که رشد اینترنت در کشورهای مختلف در دهه آینده شتاب بیشتری خواهد گرفت و بلوغ «رسانه نوین» سبب منسوخ شدن مفهوم قرن بیستمی «رسانه‌های همگانی» و بدل شدت آن به «خرد رسانه‌ها» خواهد شد (دنیس مک کوائیل، ۲۰۰۷)3

اینترنت به دلیل ویژگی‌های ذاتی خود در خط مقدم جبهه مقاومت در برابر سانسور، سرکوب و رسانه‌های سلطه‌جو جای گرفته است. سرعت تحول و نوآوری و دامنه بازخودهای وسیع و تاثیراتی که در عرصه سیاست، فرهنگ و اجتماع برجای می‌گذارد،‌ آن چنان گسترده است که قابل مقایسه با هیچ رسانه دیگری نیست، این دگردیسی و در هم ریختن نظم سنتی راوی- مخاطب سبب شده است تا فضای تازه‌ای شکل بگیرد که دمکراسی دیجیتال مشخصه آن است.

نوع تازه‌ای از دمکراسی که از تعامل و پویایی شبکه ها و تقسیم دانایی شکل گرفته و چنان پرشتاب و مدام در حال تغییر است که تا پنج سال آینده بسیاری از چشم اندازهای کنونی ما از نظام ارتباطات را تغییر خواهد داد.

پانویس‌ها:

1- Habibbinia,Omid: Media War in Iran, IRI media policy toward Alternative Media, IAMCR 24th Congress, Porto Alegre, International Association for Media and Communication Research, 2004.
2- میزان کاربران اینترنت در خاورمیانه

3- Mc Quail, Denis : Mass Communication Theory,5 ed, Sage 2007.


منتشر شده در: زمانه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 11:44  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

انقلاب ارتباطات در آستانه قرن بيست‌و‌يکم

4_season_media_01.jpg


سي آوريل ۱۹۹۳، روزي که شبکه جهاني اينترنت (WWW) براي استفاده همگاني در اختيار کاربران قرار گرفت، به عنوان سرفصل تاريخي پيدايش رسانه تازه اي شناخته شده است که به انقلاب ارتباطات شکل و شمايي تازه داد و مولفه هاي تعاملي ساختار شکني نظام سنتي گوينده/ شنونده را سرعت بخشيد يا شايد به پايان رساند.

سازمان اروپايي تحقيقات اتمي که اختصارا CERN ناميده مي شد و در ژنو سوئيس مستقر است، پس از سالها کار بر روي شبکه انتقال داده ها، در اواخر دهه هشتاد موفق شد اولين شبکه داخلي ارتباطات کامپيوتري در اروپا را در بزرگترين مرکز تحقيقات فيزيک اتمي جهان پديد آورد، مشابه چنين شبکه اي نيز در همان دوران در آمريکا و به ويژه پنتاگون مورد استفاده قرار مي گرفت.

اين پروژه در نيمه دوم دهه هشتاد توسط تيم برنرز لي که پدر اينترنت خوانده مي شود در اين سازمان با عنوان انکواير آغاز شد وي به همراه رابرت کايليائو با کار بر روي فن آوري هايپرتکست موفق شدند اولين سايت اينترنتي جهان را در سال 1990ايجاد کنند.

در سي ام آوريل 1993 سي ائي ار ان اعلام کرد فن آوري اينترنت براي استفاده همگان آزاد است. در همان سال به تدريج برخي از دولت ها و سازمان هاي بين المللي اولين وب سايت هاي خود را براي استفاده کارکنان خود و ارائه اطلاعات و اسناد مورد لزوم پديد آوردند.

اما چند سالي طول کشيد که اينترنت به واسطه امکان بهره برداري از خط تلفن عموميت يابد و دولت ها و سازمان ها نيز دريابند که مخاطبان احتمالي سايت هاي اينترنتي شان چه کساني هستند و اين رسانه تازه چه قابليت هايي دارد.

4_season_media_02.jpg


تاريخچه مختصر اينترنت

اوايل دهه هفتاد: آغاز به کار شبکه آرپانت توسط وزارت دفاع در آمريکا در پاسخ به پروژه موشک اسپوتنيک شوروي براي هدف قرار دادن مراکز مخابراتي و ارتباطي آمريکا

1987: آغاز شبکه يوزنت
1990: آغاز به کار اولين سرور وب و اولين سايت اينترنتي در سي ائي ار ان
1991: آغاز به کار اولين سرور اينترنت در خارج از سوئيس و اروپا
1992: اولين مرورگر اينترنتي در سيرن تکامل يافت
1993: آپل مک کينتاش براي اينترنت مرورگر آلفا را عرضه کرد و با عرضه اولين کامپيوترهاي خانگي اولين توليد کننده عمده کامپيوتر براي اينترنت لقب گرفت
1993: سي ائي ار ان بهره برداري از فن آوري شبکه جهاني وب را براي همگان آزاد اعلام کرد
1993: برخي از دولت ها و سازمان هاي جهاني اولين سايت هاي اينترنتي خود را منتشر کردند
1994: پيتزا هات سفارش گرفتن پيتزا از طريق وب سايتش را آغاز کرد
1994: ارائه اخبار بر روي اينترنت توسط خبرگزاريها و برخي از سايت هاي اوليه خبري آغاز شد
مي 1994: اولين کنفرانس جهاني اينترنت توسط سي ائي ار ان در ژنو برگزار شد
ژوئن 1994: شمار سرورهاي ثبت شده به 1500 رسيد
اول اکتبر 1994: کنسرسيوم شبکه جهاني اينترنت بنياد نهاده شد
1995: اينترنت موضوع اصلي مذاکرات سران دولت هاي هفت کشور صنعتي در بروکسل بود
1996: آغاز به کار سايت هاي اختصاصي خبري
1997: افشاي رسوايي جنسي کلينتون بر روي يک سايت اينترنتي خبري، براي نخستين بار اهميت اين رسانه تازه در خبررساني را براي همگان آشکار ساخت
1998: سرويس هاي اي ميل و پيام برهاي مجاني و لپ تاپ هاي قابل حمل عموميت يافتند
1999: گسترش شبکه اينترنت بي سيم
2000: شمار کاربران اينترنت در اروپا به بيش از سي و پنج درصد و در آمريکا به بيش از پنجاه درصد رسيد
2001: گسترش اينترنت پهن باند
2002: گسترش تلويزيون اينترنتي
2003: تسخير بازار جستجوگرها توسط موتوري جستجوي گوگل
2004: گسترش مفهوم شبکه هاي تعاملي و وب 2
2005: گسترش خدمات اينترنت بر روي موبايل
2006: افزايش سرعت اينترنت به بيش از صد برابر نسبت به ده سال قبل
2007: بهره وري بيش از يک ميليارد و سيصد ميليون نفر از اينترنت

4_season_media_03.jpg


اينترنت در ايران

آغاز اينترنت در ايران به سال 1370 بازمي گردد که صدا و سيما شبکه داخلي خود را براي واحد مرکزي خبر راه اندازي کرد اما مفهوم واقعي اينترنت دو سال بعد يعني همزمان با عموميت يافتن اينترنت در جهان توسط مرکز تحقيقات فيزيک نظري آغاز شد که به تدريج امکان استفاده از اي ميل و اينترنت را در اختيار دانشجويان برخي از دانشگاه ها قرار داد.

در سال 1373 موسسه ندارايانه به عنوان اولين شرکت ارائه دهنده خدمات اينترنتي در ايران آغاز به کار کرد، در همين سال نخستين وب سايت هاي فارسي زبان متولد مي شوند. در سال 1374 صدا و سيما سايت واحد مرکزي خبر را براي انتشار اخبار راه اندازي کرد و روزنامه همشهري به عنوان اولين روزنامه اينترنتي بر روي اينترنت منتشر شد. خبرگزاري ايرنا سايت اينترنتي خود را به تدريج راه اندازي کرد. در همين سال مسئوليت نظارت بر اينترنت توسط مجلس شوراي اسلامي به شرکت مخابرات سپرده شد. پنج سال بعد مجلس با تصويب لايحه دولت خاتمي فيلترکردن اينترنت را براساس تشخيص هيئتي مرکب از صدا و سيما، قوه قضاييه، شرکت مخابرات و وزارت اطلاعات تعيين مي کند.

در سال 1375 مراکز دولتي بيشتري به ايجاد سايت هاي اينترنتي روي مي آورند و شرکت هاي بيشتري براي ارائه خدمات اينترنتي وارد بازار مي شوند. بخش هاي خبر و معاونت سياسي صدا و سيما به شبکه اينترنت اختصاصي صدا و سيما متصل مي شوند.

در سال 1376 شمار موسسات دولتي و خصوصي مجهز به خطوط اينترنتي افزايش مي يابد اما استفاده از اينترنت براي همگان هنوز فراگير نشده است. در سال 1377 پروژه يونيکد فارسي آغاز مي شود و در سال 1378 همزمان با رخدادهاي مرتبط با خيزش تيرماه 1378 اولين سايت هاي خبري فارسي زبان در خارج از کشور راه اندازي مي شوند.

در سال 1379 خبرگزاري ايسنا به عنوان نخستين خبرگزاري تاسيس شده پس از استقرار جمهوري اسلامي با انتشار اخبار خود بر روي اينترنت آغاز به کار مي کند.

در سال 1380 بهره برداري از اينترنت براي مصارف خانگي با خط تلفن عموميت يافته، آمارها حاکي از وجود حدود ده ميليون کاربر اينترنت در کشور است و بهره برداري از خطوط فيبرنوري آغاز مي شود.
از سال 1380 تا کنون بر اساس آمارهاي رسمي شمار کاربران اينترنت در ايران به حدود بيست ميليون نفر رسيده و شمار سايت هاي فارسي در اينترنت از يک ميليون سايت تجاوز کرده است که بيش از شصت و پنج درصد آنها وبلاگ يا سايت هاي شخصي هستند، با اين حال سرعت اينترنت در ايران تغيير چنداني نکرده است و اتصال دايل آپ همچنان عمده ترين وسيله برقراري ارتباط است. جمهوري اسلامي در کنار چين بدترين کشور سانسور کننده اينترنت در جهان است که مردم را از دست يافتن به اطلاعات سياسي، علمي، فرهنگي و اخبار روز و برقراري ارتباط با ديگران بازمي دارد.

در حالي که بهره برداري از اينترنت بي سيم و اينترنت بر روي موبايل در ايران آغاز شده است اما سرعت اينترنت و محدود بودن خدمات اينترنتي و رشد نيافتن تجارت اينترنتي و ارتباط اينترنتي با مراکز دولتي يا خصوصي سبب شده است تا مردم از بخشي از کارآيي هاي اينترنت در زندگي روزمره محروم بمانند.

4_season_media_04.jpg


اينترنت و مفهوم تازه دمکراسي

ماهيت رسانه هاي جريان اصلي قرن بيستم مرکز گرا، عامه پسند، کلي نگر، تماميت خواه، سلطه جو و يک سويه نگر خوانده شده اند.

شايد از همين رو باشد که جز ويدئو که در اواخر دهه هشتاد به رسانه اي آلترناتيو بدل شده ولي هنوز جايي براي نمايش همگاني و قابل دسترسي براي همه نداشت، ظهور اينترنت در آخرين سالهاي قرن بيستم مفهوم انقلاب ارتباطات را در انديشه هاي نظريه پردازان ارتباطات با مولفه هاي پست مدرنيسم و پست مارکسيسم چپ نوين پيوند زد.

اگر در متون دهه هاي نود از رشد و گسترش رسانه هاي همگاني و دامنه تاثيرات اجتماعي/سياسي آنها به عنوان نشانه هاي انقلاب ارتباطات با مفاهيمي چون فرهنگ عامه در برابر فرهنگ رسمي و ارزش هاي خرده فرهنگ ها در برابر ارزش هاي سنتي فرهنگ غالب ياد شد که ويدئو آن چنان که گدار نيز اشاره مي کند به رسانه اي انقلابي براي حضور، مداخله و عينيت يافتن سينما/ويدئو در زندگي روزمره بدل مي شود اما اين انقلاب در آخرين سالهاي قرن بيستم بيش از آنکه مفهومي ايدئولوژيک داشته باشد خاستگاه هايي تکنولوژيک دارد که مي تواند با نشانه هايي چون پخش زنده، تلويزيون ماهواره اي، فرستنده هاي راديويي خانگي به سرعت به جريان اصلي رسانه هاي سرمايه داري وصل شود.

اما اينترنت شايد در تاريخ پانزده ساله خود تاکنون يگانه مفهوم رسانه آلترناتيو است که هر روز که مي گذرد بيش از قبل نقش آلترناتيو بودن خود را بهتر ايفا مي کند.

در برابر شبکه رسانه هاي غول آسا، اينترنت با اين که همچنان از ابزار سرکوب دولت ها و سازمان هاي تماميت خواه رنج مي برد اما همه ويژگي هاي اصلي رسانه پست مدرن يعني دگرگوني دروني، چند صدايي، تکثرگرايي، شخصي بودن، ساختارشکني و بي نظمي را در خود دارد.

شايد اگر پل سوئيزي اکنون زنده بود از اينترنت به عنوان مظهر تازه "بي نظمي نوين جهاني" در برابر نظم پيش ساخته رسانه هاي سرمايه داري ياد مي کرد که در ذات خود شورشي و انقلابي است.

مفهوم مداخله گري در جريان رخدادهاي روزمره که به بهترين شکل خود را در روزنامه نگار شهروند يا وبلاگ نويس نشان مي دهد براي نخستين بار جايگاه روزنامه نگار به عنوان داناي کل فخر فروش، راوي يگانه و قدرت مطلق نظام اطلاع رساني را به چالش کشيد.

و نه تنها چالش که ميليونها گزارشگر در همه جا پديد آورد و به اين ترتيب هم تمرکز و انحصار منابع را از ميان برد و هم رسانه هاي جريان اصلي را ناچار به بهره وري از محصولات خود ساخت.

جهاني که همه در آن مي بينند، نظر مي دهند، مي نويسند، نقد مي کنند، گزارش مي کنند و خبر مي دهند جهاني است که به آنچه انديشمندان نخستين يونان از دمکراسي ياد کرده اند بيشتر نزديک است تا مفهوم قرن نوزدهمي و بيستمي دمکراسي ليبرال.

دمکراسي قرن بيست ويکمي با اينترنت چيزي بيش از يک سرگرمي صرف است، مداخله در پديدارهاي سياسي/اقتصادي/ فرهنگي و اجتماعي زندگي و ارتقاء مردم از مصرف کننده خوراک اطلاعاتي به خالق اطلاعات.

در اين ميانه اينترنت با وجود آنکه عمرش به دو دهه نرسيده است بيش از هر پديدار فرهنگي ديگري زندگي اجتماعي بشر قرن بيست و يکمي يا حداقل بخشي از طبقه مالک آن را تغيير داده است و خود نيز تغيير کرده است.

دمکراسي ديجيتالي با اينکه مفهومي تازه در نظريه هاي ارتباطات است اما قابل پيش بيني است که تا پيش از پايان ربع اول اين قرن به شمايل تازه زندگي تعاملي(با رسانه هاي چند وجهي تازه اش) مردم در بسياري از کشورها بدل شود.

دو دهه بيشتر دانشمنداني که در آزمايشگاه هاي خود بر روي اين شبکه ارتباطاتي تازه کار مي کردند شايد نمي دانستند گستردگي و تاثير اين پديده تازه در کمتر از دو دهه تا کجا پيش خواهد رفت، برخي از نامه نگاريهاي آنها روشن مي سازد که تصور آنها از اين شبکه ارتباطي تازه حداکثر امکان ارتباط موسسات تحقيقاتي با يکديگر و انتقال سريع داده ها بوده است، عجيب است که چنين تصوري را گراهام بل، برادران لومير و ولادمير زورکين در مورد تلفن، سينما و تلويزيون هم داشتند. اما عجيب تر آن است که وقتي ما پانزده سال بعد اين نوشته را در باره پانزده سالگي اينترنت مي خوانيم پوزخند نزنيم.

منتشر شده در روز  ،  پنجشنبه 19 اردیبهشت 1387 [2008.05.08]

روزنامه اینترنتی روز

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:3  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

در حاشیه نمایش فیلم "ثریا" در تلویزیون های آلمان، اتریش و فرانسهاميد حبيبي نيا

زندگی خاندان سلطنتی و زوایای گوناگون آن که بیانگر جلال و عظمت قدرت اشرافی است، گاه گاه برای رسانه های جریان اصلی (Main Stream Media) سوژه خوبی است.به ویژه اگر سوژه فیلم سرگذشت یک شاهزاده زیبای غربی در کشوری عقب مانده باشد که دیگر بهتر!

چندی پیش شبکه های اصلی و دولتی سه کشور اتریش، آلمان و فرانسه بطور هم زمان یک فیلم تلویزیونی بسیار سطحی و از نظر پروداکشن تلویزیونی، در رده "ج"، به نام "ثریا" را نشان دادند؛ که نه تنها واقعیات مسلم تاریخی در باره وقایع دوران کودتای امپریالیستی 28 مرداد که مربوط به زمان حضور ثریا اسفندیاری در دربار به عنوان ملکه می شد تحریف کرده بود، بلکه توهینی آشکار به ایران و ایرانیان را دربرداشت و با وجود نمایش هم زمان آن از سه کانال پر بیننده در سه کشوری که شمار ایرانیان در آن نیز کم نیست، نگارنده پس از سه هفته مداقه هیچ صدای اعتراضی را در این باره نیافت و این نکته از نمایش این فیلم بی ارزش تاسف بارتر است!
"ثریا " داستان تحریف شده زندگی ثریا بختیاری اسفندیاری، ملکه سابق حکومت سرنگون شده پادشاهی در ایران، است. به روایت فیلم : دختری باهوش و غربی ( ثریا بهرحال آلمانی تبار قلمداد می شود)، حساس و روشنفکر که قربانی جنگ قدرت درباری نسبتا فاسد می شود؛ یعنی همان داستان شاه و پریان غربی با مخلوطی از کمپلکس سیندرلا!



از کیفیت نازل فیلم (که در دو قسمت یک هشتاد دقیقه ای در شبکه های سه کشور نمایش داده شد) که بگذریم، کارگردان و سناریست ها حتی همین کلیشه رایج و دستمالی شده شاهزاده خارجی (یعنی غربی) گرفتار در چنگال توطئه های دربار کشور میزبان را هم نتوانسته اند خوب از کار در بیاورند. از همین رو علیرغم تبلیغات کانال اول در آلمان این فیلم تلویزیونی مطلقا هیچ توجهی را جلب نکرد.
شخصیت پردازی های فیلم نیز بر اساس همین کلیشه بدون توجه به مستندات تاریخی سطحی و تک بعدی از آب در آمده است؛ محمد رضا پهلوی شخصیتی سمپاتیک با سیمایی مدرن است که سعی می کند جایگاه خود را در جنگ قدرت درونی و البته مبارزه با کمونیستها حفظ کند. مصدق نخست وزیری مزور است که با تکیه بر کمونیست ها می خواهد کشور را به بلوک شرق پیوند بزند. سمیرا و خانواده شاه نیز در پی حذف ثریا به عنوان غریبه ای مزاحم از قدرت هستند.
در عالم واقعیت اما نه محمد رضا پهلوی شخصیتی سمپاتیک بود و نه حتی مدرن، او تنها با تکیه بر زور اسلحه و ترور قدرت خود را حفظ می کرد. سمیرایی در عالم واقع وجود ندارد؛ بلکه اشرف خواهر دو قلوی شاه که گاه به طعنه می گفت اگر او مرد بود حکمران بهتری از شاه می شد ( البته سابقه فساد گسترده و قاچاق مواد مخدر وی، شیوه این حکمرانی بهتر را قابل تصور می کند!) بازیگردان اصلی حذف ثریا از قدرت بوده است.
حال این سوال پیش می آید که چرا نام اشرف در این فیلم که قرار است روایتی تاریخی از ملکه سابق حکومت شاهنشاهی ایران باشد به سمیرا تغییر می یابد؟؛ شاید قرار بوده تا با این تغییر نام وجهه شاهزاده اشرف در نزد مخاطبان غربی محفوظ بماند!
و اما مصدق مردی کوتاه قد ، چاق و مزور به روایت فیلم که نسخه بدل نخست وزیر حیله گر افسانه های شاه و پریان است می کوشد تا اساس نظام سلطنتی که باز به روایت فیلم محبوب مردم گرسنه و بیکار و عقب مانده است، را براندازد.
در عالم واقعیت اما دکتر محمد مصدق یک سیاستمدار ناسیونالیست بود که بر خلاف برخی از یارانش (مانند گرامی یاد دکتر حسین فاطمی) هیچ گاه خواستار القای سلطنت و تبدیل ایران به جمهوری نبود .

اشتباه تاریخی مصدق به خاطر جلوگیری از قدرت گرفتن حزب توده ( که هیچ گاه در تاریخ حیاتش نه تنها کمونیست نبود بلکه چپ به معنای عام کلمه هم نبود) برای عدم مقاومت عملی در برابر کودتای دوم سبب شد تا یک فرصت تاریخی برای دگرگونی های اصولی و ترقی در ایران از کف برود.
همدستی روحانیت که بیش از هرچیز مخالف قدرت گیری حزب توده بودند با دربار و بی عملی ملی گرایان در برابر کودتا سبب شد تا کار کودتاگران به رغم افشا شدن قصد و نیت آنان به راحتی با کمک مشتی بدکاره و لمپن به راحتی پیش برود.
از سوی دیگر خیانت تاریخی سران حزب توده که گویی منتظر فتوای برادر بزرگتر نشسته بود (توجیهاتی هم که پس از آن سران این حزب در باره بی عملی خود کردند عذر بدتر از گناه بود) نیز خیال کودتاگران را برای مقابله با مقاومت سازماندهی شده راحت کرد؛ برخی از کادرهای حزب توده خود به رکن دوم ارتش پیوستند و دستگاه جهنمی ساواک را برای شکار، تعقیب و ترور جوانان آزادیخواه راه انداختند و یا با نوشتن توبه نامه هایی مفتضح هم از زندان نجات یافتند و هم به آب و نانی رسیدند!
در همین حال جانفشانی های کسانی چون سرهنگ سیامک و سروان خسرو روزبه و ده ها تن دیگر که بدون توجه به تسلیم سران حزب توده، با مرگ پرافتخار خود برگ های تازه ای به جنبش ترقی خواهی و آزادی خواهی ایران افزودند، دهشت سفاکی کودتاگران را از یک سو و خیانت سران حزب توده را از سوی دیگر بیشتر نمایان می سازد.
روایت تحریف شده "ثریا " اما نشان می دهد که کمونیست ها با پرچم های سرخ خود سوار بر کامیون ها نظم شهر را بر هم میزنند، به نانوایی ها حمله می کنند و زنان چادری هم برای آنان هلهله می کنند !
پروداکشن درجه سه فیلم اما قادر به نمایش ابعاد این شورش خطرناک کمونیست ها نیست و تنها به چند نما از حمله به یک نانوایی و غارت نان های آن (که البته مانند همه چیز فیلم شباهتی به نان های متداول در ایران ندارد) خلاصه می شود!
بنابراین ارتشیان غیور البته با کمک CIA، شعبان بی مخ و سفیر آمریکا موفق می شوند این شورش را سرکوب و نظم(!) را مجددا برقرار کنند؛ البته آن ها کمی خشن به نظر می رسند ولی شاه قول می دهد که پس از مدتی همه را سر جای خودشان بنشاند!
به این ترتیب ملکه غربی فیلم پس از حذف یک رقیب، خود را رویاروی توطئه های تازه دربار می بیند و سرانجام در حالی که در دورانی خطیر با محمد رضا همراه بوده است، با ترک کشور و رفتن به سوئیس دربار را ترک می کند.


روایت فیلم اما برای آن که مخاطب غربی را بر اساس کلیشه های رایج به خوبی با افسانه سرایی های هالیوودی همراه سازد، پر است از تحریفات تاریخی و بازنمایی های توهین آمیز.
مثلا سربازان وفادار به مصدق یونیفورمی تیره به تن دارند که شبیه یونیفورم ارتش شوروی است و کودتاچیان یونیفورم های روشن .

زاهدی فرمانده ایی شجاع است که با هدایت مردم به جلوی خانه مصدق، فرمانده محافظان خانه وی را در حالی که سربازان از شلیک به سوی هم قطار های خود طفره می روند، وادار به اطاعت می کند. ( آیا شما مشابه این صحنه را در صدها فیلم دیگر درباره جنگ داخلی ندیده اید؟ ) در فیلم البته اشاره ای به جنایات و مقدمه چینی هایی که کودتاگران برای تدارک کودتا انجام می دهند، از جمله ترور سرتیپ افشار طوس، رئیس شهربانی دولت محمد مصدق و یا تطمیع کاشانی و روحانیون برای فراخواندن پیروان خود به مبارزه با کسانی که شعار جمهوری را سر می دادند نمی شود.
واقعیت این است که در فاصله چند روزه ناکام ماندن یک کودتا در 25 مرداد این خود مردم بودند که خواستار براندازی نظام شاهنشاهی و تبدیل کشور به جمهوری شدند و مجسمه های شاه را در سراسر کشور پائین کشیدند.
اما در فیلم چنان نشان داده می شود که تبدیل کشور به جمهوری به معنای پیوستن به بلوک شرق است و این در حالی بود که مصدق امیدوار بود با استفاده از رقابت آمریکا و انگلستان بتواند با توجه به ملی شدن نفت ،نظام مشروطه را در ایران مستقر کند؛ اما انگلستان و آمریکا البته خواهان مالکیت بی چون و چرا و بی دغدغه بر چاه های نفت ایران بودند؛ بنابراین بار دیگر شاه فراری را (که جرات بازگشت به کشور را نداشت و تقریبا به اجبار چند روزی پس از کودتا او را به ایران بازگرداندند) به زور سرنیزه به ایران برگرداندند.
در این فیلم اما هر بار که شاه و ملکه از کاخ خود بیرون می آیند مردم روستایی، زنان چادری و طرفداران شاه در دو سوی جاده صف کشیده اند و برای او ابراز احساسات می کنند!
اما واقعیت این است که بسیاری از زنان در آن زمان بدون چادر بودند و اگر چه برخی از هواداران حزب توده ( به عنوان همنوایی با زنان زحمتکش ) روسری بر سر داشتند ولی بر اساس عکس ها و فیلم هایی که از آن زمان موجود است، زنانی که در تظاهرات شرکت می کردند چادر نداشتند. اما پوشش چادر اصولا متعلق به اواخر سال 57 است که مذهبیون کوشیدند تا با همگانی کردن آن در برابر نیروهای چپ صف آرایی کنند و بعد از رسیدن به قدرت نیز آن را به عنوان حجاب برتر، اجباری کردند.
این فیلم که در مراکش تصویر برداری شده است نه تنها با فضای عربی ( مثلا در لوکیشن های کاخ که المان های عربی را نمایان می سازند) خود، تصور این که ایران یک کشور عربی است را در مخاطب نا آشنای غربی تقویت می کند، بلکه به نظر می رسد گروه تولید فیلم جز رعایت برخی ملاحظات (از جمله تغییر اسامی و ...) از مشاوره هیچ ایرانی ایی در فیلم بهره نگرفته است (حتی پلاکاردهایی که در دست مردم است نیز به جای فارسی تقریبا عربی نوشته شده اند!) تا حداقل فضا سازی های فیلم برای مخاطب آشنا با فرهنگ ( و نه حتی تاریخ ) ایران قابل قبول ( یا حداقل قابل تحمل ) به نظر برسد.
اما نمایان ساختن شخصیت های تک بعدی برای روایت کردن داستان شاه و پریانی و تخفیف دادن یک جنبش پرشور و گسترده دمکراسی در آن سال ها به یک بازی سیاسی درباری و ترسیم چهره ای عقب مانده و دنباله رو از مردمی که در ظرف چند روز از شعار جمهوری خواهی توسط کمونیست ها با شعار زنده باد شاه به خانه مصدق هجوم می برند توهینی آشکار به مردم ایران است.
اگر چه نوشتن در باره این فیلم بی ارزش نوعی وقت تلف کردن است، اما نباید از نظر دور داشت که به تازگی برخی کسانی که در سال 57 از بیم مجازات توسط مردم به خارج از کشور گریخته اند تلاش وسیعی را برای تحریف تاریخ با توجه با گستردگی جمعیت جوانان زیر سی سالی که به منابع تاریخی دسترسی چندانی ندارند و تحت بمباران تبلیغاتی رسانه های بیست و چهار ساعته آنان قرار دارند به خرج می دهند تا راه بازگشت خود را با کمک یک کودتا یا مداخله نظامی آمریکا ( که برای آن شمارش معکوس هم اعلام می کنند) هموار کنند و بار دیگر به غارت و چپاول سرمایه های کشور بپردازند، آغاز کرده اند. انتشار کتاب فرح دیبا و توری که او برای این کتاب شکست خورده (که هیچ توجهی را جلب نکرد) راه انداخت و برجسته سازی آن توسط ده ها رسانه سلطنت طلب لوس آنجلسی تنها یک نمونه است. نمونه سطحی تر آن البته شعبده بازی یکی از طرفداران شووینیست سلطنت طلب ها در پاریس است که چندی پیش مدعی شد دختر ثریا اسفندیاری را یافته است و البته چندان مشتری جلب نکرد!
شاید فیلم "ترمینال"استیون اسپیلبرگ پدرخوانده کارخانه رویاسازی هالیوود که روایتی تحریف شده از ماجرای یک پناه جوی ایرانی است، را نیزبتوان در کنار این جریان سازی رسانه های مسلط قرار داد (که در یادداشتی دیگر به آن نیز خواهم پرداخت).
واقعیت این است که جریان مسلط فرهنگی و رسانه ای سعی می کند با تک صدایی و انحصاری کردن وانموده های خود، چنین القا کند که بورژوازی مدرن غربی (از نوع غیر اسلامی یا کمتر اسلامی اش) ظاهری متمدانه تر دارد؛ البته برای این جریان، ظاهر اصولا مهم تر از ماهیت است. به همین دلیل است که زمانی برای خاتمی خندان هلهله می کرد و او را همتای گورباچف قلمداد می کرد و اکنون به دنبال یافتن آلترناتیوهای دیگری از درون رژیم ( چون شیرین عبادی ) است.
اگر فرض کنیم که ماهیت این جریان سازی ها نتیجه ای جز فیلم هایی از دست "ثریا"
به دست نمی دهد، اما هشیاری و آگاه سازی و یا اعتراض جامعه یک و نیم میلیون نفری ایرانیان خارج از کشور (یا حداقل دویست هزار نفری ساکن این سه کشوری که فیلم در کانال های دولتی آنها به نمایش در آمده است) سبب خواهد شد تا این جریان نتواند با خیال راحت هر خوراک مسمومی را به خورد مخاطب خود بدهد.

در حاشیه:
مشخصات فیلم
کارگردان:لودویکو گاسپارینی
فیلمانه : ژاکلین فیتر و دیوید سلتر
بازیگران : آنا والی( ثریا) ،اول ساندر(شاه ) ،ماتیلدار می ( شمس)،کلود براسوئر( مصدق )
فیلمبرداری:فابیو زامریون
موسیقی:آندره آ گوئرا
محصول:ایتالیا ، فرانسه ، آلمان 2004
معرفی فیلم در کانال تلویزیون اول دولتی آلمان
عکس هایی از ثریا اسفندیاری
عکس هایی از فیلم
زندگی نامه و کارنامه هنری- سینمایی ثریا اسفندیاری بختیاری به زبان ایتالیایی

Film on Soraya's life finished in Morrocco

29 خرداد 1383
ناکجاآبادی که وطن من نیست

منتشر شده در: خبرنامه گویا

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:26  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

روزنامه نگار ایرانی از رسانه‌های ایران و پوشش خبری ایران در آمریکا سخن می‌گوید 

شبکه بین المللی روزنامه نگارانسی و دو سال پیش در کارگاه موسیقی رادیو تلویزیون ملی ایران برای اجرای برنامه قصه گویی برای کودکان انتخاب شدم."

امید حبیبی نیا یک روزنامه نگار، محقق رسانه و منتقد سینما است که مانند بسیاری از روزنامه نگاران ایرانی به خاطر فضای بسته این کشور، آن را ترک کرده است. حبیبی نیا که سابقه طولانی درتلویزیون دارد ، از کارکنان سابق سازمان صدا و سیما است،  و هم اکنون ساکن سوئیس است. او مطالبش را در چند سایت مختلف چاپ می کند و همچنین وبلاگی به نام آینه های روبرو دارد و نوشته هایش را آنجا گردآوری می کند.  امید حبیبی نیا هنگامی که برای گرفتن دکترا در دانشگاه به تحصیل می پرداخت ، پس از فشارهای فراوان مجبور شد که  از ایران خارج شود. با این حال  او هم چنان نسبت به آینده  امیدوار است.  

حبیبی نیا به تازگی تحقیقی را درباره پوشش خبری شش رسانه فارسی زبان مستقر در آمریکا و اروپا به پایان رسانده است. حبیبی نیا در تحقیق خود محتوای خبری رسانه های فارسی زبان بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، رادیو فردا، رادیو صدای آلمان، رادیو زمانه و گویا نیوز را بررسی و تحلیل کرده است.

 

 vspace=

همان طور که در نمودار زیر دیده می شود، حجم اخبار فرهنگی صدای آمریکا و سایت گویا از داخل ایران کمتر از رادیو صدای آلمان و رادیو زمانه است. رنگ سبز در این نمودار بیانگر اخبار فرهنگی و رنگ نارنجی اخبار سیاسی است.G

تحقیق حبیبی نیا همچنین بیانگر اهمیت اخبار خارجی در ایران است. اخبار خارجی در صفحه نخست هر کدام از شش رسانه مورد تحقیق حبیبی نیا جایگاه مهمی دارد. بر اساس نتیجه تحقیقات حبیبی نیا، وب سایت بی بی سی فارسی به خاطر محتوا و ساختارش پرطرفدارترین در بین مخاطبان است.

حبیبی نیا که در ایران در زمینه فیلم سازی تحصیل کرده استG ، درباره سایر جنبه های رسانه های ایرانی هم تحقیق کرده است. او در سال 2006 در گزارشی با عنوان "تضاد در رسانه های ایران" که در وب سایت خبری اومهی نیوز کره جنوبی منتشر شد، نوشت: "در ده سال گذشته فرهنگ عامه تاثیر بیشتری بر رسانه های دولتی داشته است تا این رسانه ها بر فرهنگ مردم. شصت درصد جمعیت شهری در ایران بیننده شبکه های ماهواره ای است و این باعث شده تلویزیون دولتی به پخش فیلم ها و سریال های آمریکایی و غربی مجبور شود. از آنجایی که بسیاری از صحنه های این فیلم ها را نمی توان در تلویزیون اسلامی نشان داد، داستان فیلم را تغییر می دهند و یا با استفاده از جلوه های ویژه، فیلم را قابل پخش می کنند."

حبیبی نیا همچنین به تازگی تحقیق دیگری را با عنوان "رسانه و ارتباطات در ایران: از یکصد سالگی قانون مطبوعات تا پورنوگرافی" به پایان رسانده که تاریخ مطبوعات این کشور را از زمان تصویب نخستین قانون مربوط به آن در صد سال پیش بررسی می کند. G

آی جی نت با حبیبی نیا مصاحبه ای کرده که بخش هایی از سخنان او را در زیر می خوانید:

 
آی جی نت: تجربه شما به عنوان یک روزنامه نگار در ایران چه بود؟ موانع و چالش های پیش روی شما و دیگران چه بود؟

حبیبی نیا: تجربه چند ساله من در بخش خبرهای پژوهشی صدا و سیما که در قسمت اینترانت آن کار می کردمG و بعدها که تهیه کننده آن لاین و مولتی میدیا در بخش فارسی بی بی سی شدم و پیش زمینه تحقیقاتی ام نشان می دهد که رسانه های فارسی از ضعف شدید کار در زمینه مطالب چند رسانه ای، قالب و محتوا رنج می برند. سایت های خبری، رادیوها و تلویزیون های ایرانی ها در کنار روزنامه ها و نشریاتشان در خارج از کشور با وجود تنوع و کمیت شگفت آوری که دارند، به شدت غیر حرفه ای و ضعیف با امکانات و بضاعت کم هستند. به عنوان مثال حدود یکصد رادیو فارسی زبان و شصت تلویزیون فارسی زبان در خارج از ایران فعالیت می کنند. در حال حاضر بهترین آنها رسانه هایی هستند که توسط کشورهای دیگر برای ایرانی ها راه اندازی شده اند مثل بی بی سی، رادیو فردا و تا حدی رادیو زمانه.

روزنامه نگاران ایران در سالهای قبل کمتردانش آموخته ارتباطات، روزنامه نگاری یا رشته های مرتبط بودند و بیشتر بطور تجربی روزنامه نگاری را آموخته بودند. اما در سالهای اخیر با رشد رشته ارتباطات در ایران، بسیاری از روزنامه نگاران ایرانی دانش آموخته رشته  ارتباطات هستند و مبانی نظری کار رسانه ای را به خوبی می دانند. با این حال هنوز روزنامه نگاری در ایران بیشتر در قالب رسانه های چاپی معنا می شود.

آی جی نت: چرا شما از اتحادیه صنفی روزنامه نگاران که تنها سازمان حمایت کننده از روزنامه نگاران در ایران است، انتقاد دارید؟

حبیبی نیا: به نظر من روزنامه نگاران ایرانی فاقد یک تشکیلات منسجم و هماهنگی برای حمایت از آنها در موارد نیاز هستند. به خاطر وجود دیکتاتوری در طول تاریخ ایران، روزنامه نگاران این کشور هیچ گاه نتوانسته اند از یک تشکیلات قابل اعتماد و واقعی برخوردار شوند.

اتحادیه صنفی روزنامه نگاران ایران که اعضای آن از اعضای دولت سابق هستند، گردهمایهای پراکنده ای را در اینجا و آنجا برگزار می کند. اما زمانی که روزنامه نگاران بازداشت و زندانی می شوند، هیچ تشکیلات ملی برای حمایت از آنها وجود ندارد و اتحادیه از قدرت لازم برای حمایت از آنها برخوردار نیست. تنها کاری که اتحادیه انجام می دهد، صدور بیانیه است. ما به سازمانی نیاز داریم که برای روزنامه نگاران فعالیت کند و در مواقع نیاز از آنها به صورت منسجم و عملی حمایت کند.

امید حبیبی نیا

تمام مبارزه انجمن صنفی روزنامه نگاران که گردانندگان اصلی آن خود سابقه همکاری با حکومت را دارند،صرف برگزاری جلسات سخنرانی و اعتراض های نمادین می شود. با این حال روزنامه ها پیاپی توقیف می شوند، روزنامه نگاران بازداشت، ربوده یا احضار می شوند و هیچ اعتراض یک پارچه و منسجمی مانند یک اعتصاب سراسری و پیگیر رخ نمی دهد.

آی جی نت: عواملی که آینده روزنامه نگاری را در ایران مشخص می کنند، چه هستند؟

حبیبی نیا: به نظر من نسل جدید روزنامه نگارانی که ظرف هفت-هشت سال گذشته وارد این عرصه شده اند و اغلب جوانان تازه نفس تحصیل کرده هستند، به تدریج به این محافظه کاری تاریخی خاتمه می دهند. البته مانند هر کشور دیگری که رسانه ها در آن محدود هستند، فعالیت رسانه های مستقل در ایران هم مشکل است. 

حمایت سازمانهای بین المللی و انجمن های روزنامه نگاری و حامی آزادی بیان از روزنامه نگاران ایرانی سبب افرایش دلگرمی آنها می شود ولی وجود یک مرکز یا سایت اطلاع رسانی ویژه برای این کار  ضروری به نظر می رسد.

آی جی نت: با توجه به این که وضع فعلی در ایران برای برگزاری دوره ها و کارگاه های آموزشی موسسه های خارجی در ایران مناسب نیست، سازمان هایی مانند مرکز بین المللی خبرنگاران چگونه می توانند به همکاران ایرانی خود کمک کنند؟

حبیبی نیا: دروس آن لاین برای روزنامه نگاران ایرانی بسیار مفید خواهد بود نمونه آن در بی بی سی تراست تحت عنوان آی لرن نیز انجام شد که البته به گروهی خاص محدود ماند ولی با دوره های حضوری نیز همراه شد. دوره های آن لاین به ویژه اگر به صورت تعاملی و مشارکت گروهی باشد برای روزنامه نگاران ایرانی در زمینه های مختلف روزنامه نگاری امروز مفید خواهد بود به ویژه زمینه های تخصصی و مباحث مربوط به حقوق رسانه ها و گرایش های تازه در روزنامه نگاری.

روزنامه نگاران ایرانی به آشنایی با سازمان های رسانه ای بین المللی، کاربرد مولتی میدیا و روشهای نوین روزنامه نگاری نیاز دارند. در زمینه روزنامه نگاری آن لاین، رادیویی یا تلویزیونی روزنامه نگاران ایرانی هنوز تجربه و دانش زیادی ندارند و آموزش هایی در این زمینه ها برای آنها لازم است. به علاوه زمینه های تخصصی مانند روزنامه نگاری علمی، اقتصادی، سیاسی و بین المللی نیز هنوز در ایران خوب جا نیافتاده است و هنوز نیازمند روزنامه نگاران بیشتری هستیم که در این زمینه ها به صورت تخصصی کار کنند. روزنامه نگاری چند رسانه ای در حال حاضر به بخش مهمی از این صنعت در سراسر جهان تبدیل شده است و باید بیشتر از قبل به نقاط قوت و ضعف آن بپردازیم.

آی جی نت: به عنوان کسی که در اروپای غربی زندگی می کند، آیا به پوشش خبری رسانه های آمریکایی از رخدادهای ایران انتقادی دارید؟

حبیبی نیا: در مورد روزنامه نگاران آمریکایی من شخصا تجربه خوبی با برخی از آنها نداشته ام زیرا بارها از من نظر خواسته اند ولی چاپ نکرده اند. یک نمونه مربوط به یک مجله پرطرفدار بود که یک ایرانی با نام آمریکایی از من نیز در کنار روزنامه نگاران و فعالان سیاسی در باره عملکرد خاتمی نظر گرفت ولی در نهایت وقتی مقاله اش منتشر شد همگی به ستایش خاتمی پرداخته و کامنت من که در مخالفت با خاتمی بود منتشر نشده بود. این اتفاق در سالهای گذشته البته بارها توسط روزنامه نگاران آمریکایی یا اروپایی دیگر نیز تکرار شده است، آنها چیزی را که دوست دارند تو بگویی منتشر می کنند.

 این امر نه تنها در مورد روزنامه نگاران آمریکایی بلکه ایرانی ها یا ایرانی- آمریکایی هایی که در رسانه های آمریکایی کار می کنند نیز صادق است، اغلب آنها مطابق جریان اصلی و حاکم پیش می روند اگر یک روز طرفداری و بت سازی از خاتمی مد روز است، همه طرفدار خاتمی می شوند و اگر یک روز شیطان و اهریمن سازی از احمدی نژاد همگی ضد او می شوند. در اغلب تحلیل ها، گزارشها و مقالات روزنامه ها و یا گزارشهای تلویزیونی از آمریکا من نوعی دوری و عدم درک صحیح از ایران را می یابم و به نظرم بهترین راه برای آنکه به شناخت بهتری از ایران برسند رفتن به ایران است و گفتگو با همه است نه آنکه بروند ایران و فقط با چند سیاستمدار خارج از گود اصلاح طلب دیدار کنند، با دانشجوهای چپ، با خوانندگان زیرزمینی، با فعالان کارگری، با روزنامه نگاران محلی با مردم کوچه و خیابان تا دریابند واقعا در ایران چه می گذرد.

آی جی نت: برای بهبود وضع چه می شود کرد؟

حبیبی نیا: بیشتر از یک میلیون ایرانی در آمریکا زندگی می کنند و ایران مورد توجه خیلی از آمریکایی ها است. در 50 سال گذشته شاهد خوب و بدی های زیادی در روابط دو کشور بوده ایم. دوست دارم شاهد رابطه بهتری بین روزنامه نگاران ایرانی و آمریکایی باشم. مهم این است که در نهایت ایرانی ها و آمریکایی ها  به خوبی با هم کنار خواهند آمد و مهم نیست که دولت هایشان همراهی بکنند یا خیر.

منتشر شده در: شبکه بین المللی روزنامه‌نگارانشبکه بین المللی روزنامه‎‌نگاران

05/03/2008


چند توضیح: این مصاحبه از میان یک مصاحبه بسیار مفصل در باره وضعیت روزنامه نگاری و آزادی بیان در ایران در شبکه بین المللی روزنامه نگاران تنظیم شده است که اگر چه به اعتقاد من بخش مهمی از آن که در باره وضعیت کنونی رسانه های فارسی زبان در داخل و خارج از کشور بود می توانست برای سایر روزنامه نگاران آگاهی بخش باشد، اما در نهایت برای سردبیر بخش فارسی این بخش مهم تر به نظر رسیده است.

Bبه نظر من ترجمه نام IJNET شبکه بین المللی روزنامه نگاران است به همین دلیل از این عنوان به جای عنوانی که در بخش فارسی آن آمده است استفاده کرده ام.

Bمنظور از تحقیق در باره صدمین سالگرد قانون مطبوعات و... گزارشهای هفتگی در باره رخدادهای رسانه در سایت رادیو زمانه بود که هم اکنون انتشار آنها متوقف شده است.

Bمن علاوه بر سردبیری بخش اخبار پژوهشی در اینترانت معاونت سیاسی صدا و سیما، تهیه کننده برنامه های رادیویی و تلویزیونی، دبیر خبر شبکه خبر، معاون گروه تحقیقی رسانه ها، مدیر گروه Think Tank برنامه ریزی و مناسبت ها، کارشناس طرح و برنامه ریزی معاونت سیما و عضو گروه Think Tank ارتقا سطح کیفی خبرنگاران صدا و سیما نیز بودم.

Bمقاله تحقیقی در باره بررسی سایت های خبری فارسی در سایت رادیو زمانه در اینجا و اینجا منتشر شده است.

Bمن در ایران در رشته های تحقیق در علوم ارتباطات، کارگردانی سینما و روانشناسی بالینی تحصیل کرده ام.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 21:53  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

شکست صدا‌و‌سیمای جمهوری‌اسلامی در ایجاد همگرایی سیاسی در زمان انتخابات هفتم مجلس اسلامی

تحلیل شناختی/گفتمانی رسانه توتالیتار

 

 

در این بررسی برنامه های سیاسی و خبری صدا و سیما دو شبکه اول و دوم (که درحدود نود و پنج درصد از مناطق کشور قابل دریافت است و بیشترین مخاطب بالقوه را دارند) در فاصله روزهای بیست و پنجم بهمن ماه تا اول اسفند ماه مورد مطالعه قرار گرفته است.


اشاره:
این تحقیق ماه گذشته در حاشیه یک کارگاه آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی مدیریت ارتباطات ارائه شد، اما به دلیل آن که برای مخاطب متوسط چندان قابل استفاده نیست ، ضمن خلاصه کردن تا حدی ساده و بازنویسی شد که مخاطبان متوسط بتوانند از آن بهره بگیرند ، یاد آوری می کنم که نتایج این تحقیق که بخشی از تز دکترای پژوهشگر و بخشی از مقاله وی در بیست و پنجمین کنفرانس بین المللی پژوهشگران ارتباطات ( برزیل ، پرتو آلگره) است ، به زودی در یک فصلنامه علمی بین المللی ارتباطات سیاسی درج خواهد شد .


نقش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان رسانه انحصاری در زمنیه پخش برنامه های رادیویی و تلویزیونی برای پاسداری از مشروعیت سیاسی و همگرایی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی از طریق پروپاگاندا حیاتی به نظر می رسد.
از همین رو بررسی و تحلیل آن می تواند به دستیابی درک روشن تری از کارکردها و ناکارآیی های رویکرد های دگماتیک به رسانه و میزان نفوذ و نیز محتوای واقعی برنامه های سیاسی و سرگرم کننده آن کمک کند.
در این بررسی برنامه های سیاسی و خبری صدا و سیما دو شبکه اول و دوم (که درحدود نود و پنج درصد از مناطق کشور قابل دریافت است و بیشترین مخاطب بالقوه را دارند) در فاصله روزهای بیست و پنجم بهمن ماه تا اول اسفند ماه مورد مطالعه قرار گرفته است.
نتایج اولیه نشان می دهد که صدا و سیما در این یک هفته در این دو شبکه حدود پنجاه درصد از برنامه های خود را به تبلیغ آشکاربرای شرکت مردم در انتخابات اختصاص داده بود.( نمودار یک)


نمودار یک : فراوانی انواع برنامه های پخش شده توسط دو شبکه صدا و سیما در هفته منتهی به زمان انتخابات مجلس هفتم ( حبیبی نیا، امید؛1383)
آن چنان که این نمودار نشان می دهد حجم بالای این کارزار سیاسی نشانگر آن است که مدیران صدا وسیما با تمام توان برای بسیج و اقناع افکار عمومی به هرشکل ممکن کوشیده اند تا با استفاده از شیوه مرسوم بمباران تبلیغاتی و روش اشباع سازی مردم را به پای صندوق های رای که برای آزمون مشروعیت سیاسی رژیم اهمیت فراوانی داشت، فراخوانند.آن ها البته در این راه با درک نا کار آمدی شیوه های مرسوم دست به نوعی ساختار شکنی نیز زدند وبرخی از ترانه ها یا سرودهای محبوب مردمی را نیز در این میان پخش کردند.
به این ترتیب ما در این تحلیل با چند پارامتر رو در رو می شویم:
رسانه غالبM1=
مخاطب بالقوهA1=
مخاطب بالفعل A2=
رسانه آلتر ناتیو M2=
پویایی اجتماعی همسو شده( رسانه غالب)D1=
پویایی اجتماعی آلتر ناتیو ( رسانه آلتر ناتیو)D2=
از این قرار فرمول بندی این پروسه را می توان چنین توضیح داد:
M1.A1=D1
M2.A2=D2
به عبارت دیگر این معادله را می توان چنین تعریف کرد:
(M1.M2)(A1.A2)= D
اکنون با بهره گیری از رویکرد تحلیل شناختی به بررسی چند نمونه از روشهای القایی این برنامه ها می پردازیم. ( جدول یک )


جدول بررسی عناصر و مولفه های برجسته سازی شده توسط صدا و سیما ( ا. حبیبی نیا 1383)
آن چنان که جدول بالا نشان می دهد،رفتار رسانه ای صدا وسیما دقیقا مطابق با خصوصیات یک رسانه سلطه جوست که به جای ارائه اطلاعات دقیق به تفسیر های یکسویه و جزم گرایانه و به جای ایجاد زمینه های لازم برای مشارکت مخاطب به القای مستقیم می پردازد.
آن چنان که فیسک ( 1993) می گوید ما در اقناع با چند مولفه سر کار داریم:
- انتقال کامل پیام هدف
- ایجاد انگیزه برای دریافت (و به تعبیر پست مدرنیستها مصرف اطلاعات)
- درک نسبتا کامل از سوی مخاطب
- ایجاد همگرایی با پیام از سوی مخاطب
- روشن سازی هدفهای تغییر انگیزش و رفتار هدف
- انتظار برای ایجاد تغییر در مخاطب
اما واقعیت آن است که تئوری اقناع به ویژه اگر با شیوه های تزریقی و یکسویه ( بالا به پائین) همراه باشد در اغلب موارد منجر به انفعال مخاطب می شود و به طریق اولی به جای تغییر شناختی به واکنش شرطی مخاطب می انجامد.
این شرایط آن گاه وضعیتی نامتعادل تر به خود می گیرد که اولا رسانه غالب از محبوبیت چندانی در میان اکثریت جامعه بر خودار نباشد و ثانیا پیام های مخالف خوان از قابلیت های زیادی برای ایجاد تحرک و پویایی اجتماعی به سوی اهداف معارض برخوردار باشند.
به این ترتیب می توان با فرض آزمون معادله بالا از بررسی پارامتر های زیر به نتایجی برای ارائه تحلیل شناختی / گفتمانی دست یافت:

میزان تبلیغات مداوم صدا و سیما ( در این بررسی دو شبکه اصلی سیما ج.ا ) حدود پنجاه درصد ساعات اصلی پخش، میزان پراکنش پیام های مخالف خوان از طریق رسانه های معارض ( از طریق اینتر نت، رادیو های فارسی زبان و شبکه های ماهواره ای ) ، مخاطب بالقوه حدود چهل میلیون جمعیت حائز شرایط برای رای دادن، مخاطب بالفعل ( کسانی که به هر دو رسانه ها دسترسی دارند، کسانی که بیشترین میزان مشارکت را در مسائل سیاسی دارند) .
اکنون به آمار رسمی منتشره از میزان شرکت کنندگان در انتخابات می پردازیم:
بر اساس این آمار میزان شرکت کنندگان در 39885 شعبه اخذ رای حدود بیست میلیون نفر اعلام شد.
بر این اساس متوسط میزان رای دهندگان در هر شعبه کمتر از پانصد نفر بوده است ، به عبارت دیگر در هر ساعت تنها 45 نفر به هر شعبه رای گیری مراجعه کرده اند .
اما آمار غیر رسمی حاکی از آن است که میزان شرکت کنندگان دراین انتخابات حدود یازده تا پانزده میلیون نفر ( و درتهران حدود یک میلیون نفر بوده است ) به این ترتیب با مقایسه دو آمار می توان فرض کرد که میزان تقریبی شرکت کنندگان در این انتخابات حدود 16.5 میلیون نفر باشد.
با فرض قرار دادن این میزان معادله بالا را بار دیگر می توان با در نظر گرفتن این متغییر ها چنین پیگیری کرد:
-حجم برنامه های تبلیغی صدا وسیما ( پنجاه درصد از زمان پخش)
یعنی حدود هفتاد (ضربدر دو) ساعت برنامه ( از دو شبکه ی سیما) در ساعات اصلی پخش برنامه (PT :19 تا 23)با فرض همین میزان برنامه در سایر شبکه های رادیویی و تلویزیونی دیگر:حدود 550 ساعت برنامه رادیویی و تلویزیونی
- حجم تبلیغات رسانه های معارض: نامعلوم
- میزان دسترسی مردم به اینترنت: حدود سی درصد ( اغلب سایت های سیاسی و خبری توسط مخابرات جمهوری اسلامی فیلتر شده اند)( اغلب جوانان زیر سی سال)
- میزان دسترسی مردم به شبکه های ماهواره ای فارسی زبان: حدود پانزده درصد( اغلب خانواده های مرفه و نیمه مرفه)( اغلب افراد بالای سی و پنج سال)
- میزان مخاطب بالفعل رادیو های فارسی زبان: حدود ده درصد( اغلب افراد بالای سی سال)
- میزان رای دهندگان بالقوه: حدود چهل ملیون نفر
- میزان رای دهندگان بالفعل: حدود شانزده میلیون نفر (آمار رسمی حدود بیست میلیون نفر )
- میزان مخاطبان بافعل صدا وسیما ( اغلب برنامه های غیر سیاسی و سرگرم کننده ) حدود هفتاد درصد.
بر این اساس صدا وسیما تنها موفق شده است همگرایی سی و پنج درصد افراد جامعه را با تبلیغات سیاسی خود برای شرکت در انتخابات جلب کند و پیام های مخالف خوان شصت و پنج درصد دیگر جامعه را از شرکت در این انتخابات بازداشته است، به عبارت دیگر ” جنبش تحریم نمایش انتخاباتی” که از سوی مخالفان جمهوری اسلامی سازمان یافته بود موفق شد مخاطبان بیشتری را به پیام های خود جذب کند . در عوض رادیو و تلویزیون و دستگاههای تبلیغاتی انحصاری جمهوری اسلامی که با سانسور مستمر کوشیدند تا مردم را به شرکت در این انتخابات ترغیب کنند شکست خوردند.
به این ترتیب به نظر می رسد ، در آینده نزدیک ما باز هم شاهد رشد و گسترش رسانه های آلتر ناتیو از سویی و بی ثمر شدن سیاستهای رسانه ای دستگاههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی در مخاطب سازی های انبوه به ویژه در زمینه همگرایی سیاسی باشیم.
اکنون با توجه به جدول یک به زمینه های شناختی تبلیغات صدا و سیما در زمینه برجسته سازی انتخابات دقت کنیم.
رسانه ها ی عام گرا و دولتی معمولا برای برجسته سازی انتخابات از چهار تاکتیک بهره می گیرند:
- تشریح موضوعات مورد بحث
- افزایش میزان بازنمایی سوژه های مورد نظر
- قاب بندی متمایز برای مخاطب سازی
- بهره گیری از لحن و آوای همنوا با تمایلات اکثریت
با نگاهی به نمونه های مورد بررسی در این تحلیل به روشنی می توان دریافت که اگر چه سیاست گزاران صدا وسیما کوشیده اند تا حدودی از این راهکارها بهره گیرند اما به دلیل تفاوتهای ارزشی میان فرهنگ سیاسی ترویج داده شده توسط فرهنگ غالب و ارزش ها و فرهنگ واقعی جامعه این تمهیدات در اغلب مواقع بی اثر یا کم اثر باقی می ماند.
موضوعی که در تحلیل شناختی ما از این برنامه ها حائز اهمیت است ، ساز و کار پردازش اطلاعات در ذهن مخاطب است.
از آن جا که بمباران تبلیغاتی صدا و سیما بطور معمول به دلیل محدودیتهای کارکردی ش از مدت کوتاهی قبل از آغاز انتخاب شروع می شود ( هر چقدر زمان این تبلیغات طولانی تر باشد با واکنش منفی بیشتری روبرو می شود و از اثرمندی باز می ماند) در نتیجه این تبلیغات بیشتر متوجه اثر گذاری بر حافظه کوتاه مدت مخاطب (STM) است.
به عبارت ساده تر این تبلیغات می کوشد تا با شرطی سازی از نوع دوم مخاطب را آماده پذیرش القائات سیاسی سازد. تاکتیک اصلی در این شیوه مطابق سیاست رسانه توتالیتار منفعل کردن مخاطب و به حداقل رساندن زمینه های نا همخوانی نگرش ها و به طریق اولی رفتار اوست. تا آن جا که رفتار هدف ( در این جا شرکت در انتخابات مجلس اسلامی ) بروز یابد.
اما بهره برداری از تاکتیک تاثیر گذاری بر حافظه کوتاه مدت مخاطب برای ترغیب وی به بروز رفتار سیاسی مورد نظر ،به دلیل ضعف های ساختاری و به لحاظ ماهیت ذاتی صدا و سیما سبب ناکارآمدی های فراوانی می شود که در این جا به چند نمونه از آن با توجه به نمونه هایی که در این جا از شیوه تبلیغات دو شبکه تلویزیونی ذکر کردیم اشاره می کنیم:
- اثر گذاری بر حافظه کوتاه مدت تنها معطوف تغییر رو ساخت نگرش و رفتار قالبی ست و نه زیر ساخت ها و پایه های نگرشهای شناختی افراد و جامعه، از همین رو تکیه بر آن برای ایجاد یک کارزار سیاسی بدون بهره برداری از مشوق ها و مکانیسم های در برگیرنده کامروایی اجتماعی که در مظاهر پویایی های اجتماعی نمود می یابد دارای ریسک بالایی ست و با محدودیتهای فراوانی روبروست.
- عوامل تاثیر گذار بر حافظه کوتاه مدت مخاطبان از تنوع بسیار زیادی برخوردار هستند و به همان میزان که می توان با بمباران تبلیغی ذهن مخاطب را درگیر پیام های هدف کرد ، به همان میزان نیز ریسک تاثیر گذاری پیام های مخالف در همین زمان و با کانالهای متفاوت نیز وجود دارد.
- اگر چه به دلیل عدم توانایی دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی برای اقناع سازی توده ها ، بهره گیری از روش تاثیر گذاری بر حافظه کوتاه مدت برای آنها به صرفه تر است ، زیرا به جای اثر گذاری بر ارزش های نهادینه جامعه ( که در بیست و پنج سال گذشته در این زمینه ناکام ما نده اند) تنها رفتار سیاسی موردنظر خود از مخاطب در یک مقطع زمانی بسیار کوتاه انتظار دارد، اما به دلیل افزایش شکاف ارزشی ( Value Gaps) میان مخاطب و این رسانه ها و عدم مشروعیت و اعتبار پیام های سیاسی این رسانه ها و ویژگی بالا به پائین و دیکته وار رسانه توتالیتار روز به روز از دامنه تاثیر گذاری آن کاسته می شود.
- پایه ریزی سیاست تبلیغ با محوریت حافظه کوتاه مدت زمانی موثر است که رسانه قبلا موفق شده باشد با جلب توجه مخاطب ، مخاطب سازی کرده باشد ، به عبارت ساده تر در این روش ،مطابق رهیافتهای تئوری یادگیری اجتماعی بندورا ( 1977) ابتدا باید توجه مخاطب را به موضوع معطوف کرد و سپس زمینه های انگیزشی این توجه را به سوی رفتار هدف با ترسیم مشوقهای لازم تقویت کرد .اما صدا و سیما به دلایل گوناگون و از جمله خصلت ایدئولوژیک خود که متاثر از تئوری های منسوخ شده اثر گذاری سوزنی ست تصور می کند مخاطب لاجرم به برنامه های سیاسی ش توجه می کند و یا از آن تاثیر می پذیرد.
با تمام این احوال نمی توان تاثیر ثانوی این برنامه ها را نادیده گرفت ، زیرا تعبیر گروهی این برنامه ها در محیط گروه های اجتماعی سبب می شود تا یک دامنه از برخورد های همسو یا نا همسو پدید آیند. به عنوان مثال در این نمونه مورد بررسی اخبار و برنامه های صدا وسیما چنین وانمود می کردند که علیرغم رد صلاحیت شدن تعداد زیادی از کاندیداهای متعلق به جناح موسوم به جناح ” اصلاح طلب” ( که دقیقا همین اصطلاح برای آن ها از سوی صدا و سیما به کار می رفت ) اکثریت نامزدها ی مجلس هفتم را همین افراد تشکیل می دهند.
به عبارت دیگر صدا وسیما بر ای فراخواندن مردم به شرکت در انتخابات روی منفور بودن جناح مقابل یا خودی ( که برخی از منفورترین چهر ه هایش چون فرهاد نظری عامل حمله به کوی دانشگاه تهران را به میدان آورده بود) حساب باز کرده بود!
پیام ضمنی این تبلیغات صدا و سیما چنین بود که بر خلاف آن چه گفته می شود اگر چه صلاحیت برخی از کاندیدا های جناح خاتمی رد شده است اما تعداد بسیاری از کاندیدا های این جناح در این انتخابات شرکت دارند و انتخابات به هیچ وجه یک جانبه نیست.
مفهومی که از سوی برخی از مردم از این پیام صدا و سیما با تاکید بی سابقه بر حضور جناح خاتمی در انتخابت تعبیر می شد آن بود که : “برای آن که جناح مقابل رای نیاورد در انتخابات شرکت کنیم !”
به عبارت دیگر صدا و سیما بر دو گروه از مخاطبان تاکید کرد: گروه میانی طبقه متوسط که به دلایل گوناگون با دستگاههای دولتی سر و کار می یافتند ( و اغلب رای های باطله متعلق به آن ها بود) و طرفداران فعلی نظام اسلامی که بر اساس نظر سنجی های مرکز تحقیقات صدا وسیما حدود پانزده درصد جمعیت جامعه را تشکیل می دهند و از میان آن ها نیز تعداد زیادی هنوز به اصلاح پذیری نظام اعتقاد دارند .
به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که تبلیغات صدا و سیما در ترغیب حدود چهل درصد افرادی که در این انتخابات شرکت کردند از اثر گذاری چندانی برخوردار نبوده زیرا این افراد یا متعلق به گروه دنباله روی میانه بوده اند یا اقلیت شش درصدی ( به اضافه نه درصدی که صدا و سیما آن ها را طرفداران اصلاح طلبان می خواند و جز پانزده درصد طرفداران دائمی حکومت محسوب می کند) پیروان حکومت اسلامی بوده اند.

با توجه به معادله بالا (D1= 40% > D2= 60 % ) می توان گفت صدا و سیما ی جمهوری اسلامی با وجود انحصار ، بهر ه گیری از اتاق های فکر و مشاوران ارتباطاتی ، تجربه و نیروهای حرفه ای و سرانجام انتشار دهنده گرایش همگرایی سیاسی در جامعه ( با حکومت ) در ترغیب مخاطبان به شرکت در رفتار سیاسی مورد نظر ( شرکت در انتخابات مجلس هفتم اسلامی ) شکست خورده است و این شکست در مراحل بعدی سبب انزوای هر چه بیشتر برنامه های سیاسی ، کاسته شدن از دامنه نفوذ و القای سیاسی و کاهش روز افزون مخاطبان میانه و دنباله رو ( خرده بورژوازی مرفه ) و حتی افزایش گریز مخاطبان سنتی خود ( لایه های مذهبی و یا طرفدار حاکمیت ) خواهد شد. به این ترتیب چشم انداز های تازه ای برای رشد و گسترش رسانه های برانداز و افزایش پویایی اجتماعی و سمت گیری آن به سمت سرنگون سازی جمهوری اسلامی از طریق نفوذ و رهبری پتانسیل های اجتماعی ( جوانان ، زنان ، دانشجویان ، کارگران ، معلمان ، پرستاران ،بیکاران و …) پدیدار خواهد شد.

□ضمائم:
یک :
صدا وسیما در این قبیل موارد یک ستاد تبلیغی برای تبیین و اجرای سیاستهای تبلیغی خود ایجاد می کند.
این ستاد که عمدتا در معاونت سیاسی صدا و سیما از چند ماه قبل از انتخابات آغاز می شود با مشارکت مستقیم اداره کل پژوهش معاونت سیاسی با هماهنگی با حوزه مشاوران و اداره کل برنامه ها و تفاسیر سیاسی و نیز اداره کل اخبار داخلی فعال می شود که در ارتباط مستقیم با شورای معاونان صدا وسیما و معاون صدا و سیما ( آقامحمدی) و ریاست سازمان صدا وسیما قرار می گیرد و از طریق مجاری مرتبط نظیر معاونت حقوقی و پارلمانی و ستاد انتخابات صدا وسیما با ستاد انتخابات وزارت کشور مرتبط است.
وظیفه ستاد انتخابات صدا وسیما تهیه برنامه های تبلیغی برای جلب هرچه بیشتر مشارکت مردم به انتخابات و در وحله بعدی ارائه اطلاعات مرتبط با انتخابات است. این ستاد معمولا از نظرات برخی از اساتید ارتباطات و علوم سیاسی نظیر پرفسور حمید مولانا( رئیس دپارتمان ارتباطات سیاسی در دانشگاه واشنگتن و از همیاران و مقاله نویسان روزنامه کیهان ) بهر ه گیری می کند و نیروهای مختلف معاونت سیاسی به ویژه اداره کل پژوهش این معاونت مسئولیت تدوین سیاستها ، راهبردها ، ارزیابی ، نقد و ارائه راهکارهای مرتبط و مداخله فوری در جریان تبلیغی را دارند.
اما با وجود آن که قانون انتخابات جمهوری اسلامی که با حضور نماینده صدا وسیما در ستاد انتخابات کشور که در این زمینه رحمانی فضلی ( معاون سیاسی) یا نماینده وی در این ستاد مسئول اجرای بهینه آن در صدا وسیما هستند باید سرلوحه کار صدا وسیما قرار گیرد اما به دلیل آن که قانون انتخابات در زمینه تخلف صدا وسیما از مواد آن با توجه به قانون نحوه اداره صدا و سیما فاقد ضمانت اجرایی ست ، ستاد انتخابات کشور عملا نمی تواند شکایت از صدا وسیما در باره تبلیغات یکسویه را پیگیری کند .
از سوی دیگر به دلیل آن که شورای نظارت بر صدا وسیما نیز فاقد ابزار عملی مداخله برای بازخواست از مدیران صدا وسیما ست ، این شورا نیز که اغلب اعضای آن از سوی رهبری جمهوری اسلامی انتصاب می شوند فاقد ابزار های کنترل برای مداخله در روند تبلیغات صدا وسیماست.
به این ترتیب با این که فراگیر ترین ( اما نه موثرترین ) رسانه کشور در انحصار یک جناح حکومتی قرار دارد ، عملا تبلیغات سیاسی صدا و سیما نیز با تغییر شرایط و موازنه رسانه ای در داخل کشور کم اثر باقی مانده است و به طور یقین می توان گفت که تاثیر صدا وسیما تنها در مخاطبان بالفعل آن از نظر سیاسی یعنی بخشی از شرکت کنندگان در انتخابات شوراهای اسلامی سال 1380 ( حدود هفت درصد رای دهندگان بالقوه ) قابل مطالعه است.
از سوی دیگر هنگامی که به بدیهات ابتدایی برجسته سازی انتخابات که باید از سوی رسانه ها مورد توجه قرار گیرد توجه کنیم در می یابیم که صدا وسیما به دلیل سیاست دروازده بانی رسانه ای خود که با ملاحظات و جزم اندیشی های ذاتی همراه است اصولا نمی تواند چینین مواردی را پوشش دهد:
- ارائه آموزشهای لازم برای جلب مشارکت دمکراتیک مردم در مسائل سیاسی
- ارائه گزارشهای بی طرفانه از روند کارزار انتخاباتی
- ارائه چارچوبهای ساده برای تسهیل برقراری ارتباط احزاب سیاسی با رای دهندگان
- برقراری امکان مناظره و مباحثه احزاب سیاسی با یکدیگر
- ارائه گزارشهای مرتبط با شمارش آرا و اعلام نتایج
اگر چه در وحله اول به نظر می رسد که صدا وسیما بخشی از این راهبردهای رسانه ای را در انتخابات انجام می دهد اما عملا به دلیل آن که صدا و سیما در برابر انتخابات و کاندیدا ها یا جناح ها موضعی بی طرف ندارد ، خبر رسانی و برجسته سازی آن با مقاومت مخاطب روبرو می شود.
به عنوان نمونه مناظرات مربوط به انتخابات در برنامه گفتگوی خبری شبکه دوم صدا وسیما تا کنون بطور میانگین بیش از شانزده درصد مخاطب نداشته است
دو :
رسانه عمومی باید در زمان انتخابات از طریق سیاست های زیر ، مخاطب را برای مشارکت ترغیب کند:
- ترغیب مخاطب برای کسب اطلاعات کامل برای برگزیدن بهترین انتخاب.
- عرضه تریبون به کاندیداها و احزاب برای ارائه تبلیغات و ترسیم محورهای اصلی سیاستهای خود
- حق رسانه برای گزارش (بدون مداخله حکومت ) روند انتخابات و بازتاب نظرات افکار عمومی در باره آن.
اما صدا و سیما به عنوان رسانه توتالیتار تنها به تبلیغ سیاسی برای حاکمیت می پردازد بی آنکه بتواند مخاطب را در فرایند آگاه سازی ، فعال سازی و سمت دهی و همگرایی به پویایی بر انگیزد.
سه:
برای مطالعه روشهای مدیریت بحران در رسانه ها نگاه کنید به :
Donersfield,J: Media Managments In coflicts ( Miniapolis2004)
برای مطالعه روشهای برجسته سازی در رسانه ها و دمکراسی نگاه کنید به :
Maxwell.MShaw.D, Weaver.D (Ed.)Communication and Democracy (Lawrence1997)
برای آشنایی با تئوریهای شناختی ارتباطات نگاه کنید به :
Woodall,G ; Information Processing Theory and Television News in Public Opinon Quartly 24 (1986)
McQual.D; Mass Communication Theory (Sage 2003)
چهار:
برای بازخوانی نوشته و مصاحبه های نگارنده در زمان انتخابات نگاه کنید به:
- انتخابات مجلس هفتم و صدا و سیما
- سیاست تبلیغی صدا و سیما از دید پژوهشگر سابق معاونت سیاسی صدا و سیما
پپنج :
بر اساس تحلیلی که اخیرا مرکز تحقیقات صدا و سیما بر اساس نظر سنجی های خود منتشر کرده است ، حدود هفتاد درصد مخاطبان تبلیغات صدا و سیما را قابل توجه ارزیابی کرده اند - گذشته از دستکاریها و تحلیل های یکسویه و ناقصی که عموما در این گزارشها ( که برای مراکز سیاست گذاری حکومتی نیز ارسال می شود) وجود دارد- اما الزاما زیاد و قابل توجه ارزیابی کردن تبلیغات صدا و سیما در زمان انتخابات با ” پذیرش ” آن از سوی مخاطب متفاوت است زیرا اگر چنین بود باید درصد شرکت کنندگان در تهران به جای ده تا دوازده درصد، هفتادو پنج درصد می بود!
این گزارش همچنین می افزاید که مخاطبان از تنوع تبلیغاتی که صدا و سیما از آن ها بهره گرفته راضی بوده اند ، حال آن که تنها تفاوتی که تبلیغات صدا و سیما با موارد مشابه قبلی داشت بهره برداری بیشتر و مداوم تر از ترانه ها و سرودهای محبوب مردمی بوده است.
شش:
نمونه ای از اخبار پخش شده درسی بهمن 1382 از شبکه اول ساعت 21:
- روح الله خمینی: شرکت کنید در انتخابات! 1 دقیقه
- گفتار مجری: مردم ایران فردا در انتخابات شرکت می کنند!
مراجع عظام: وظیفه شرعی و ملی ست!
رئیس جمهور،
ائتلاف ها ، احزاب ، ایرانیان خارج از کشور ،
مردم را به شرکت در انتخابات فرا خوانند.
- دولت آمریکا از ایرانیان خواست تا با عدم شرکت در انتخابات منافع آمریکا را تامین کنند!
- 320 خبرنگار خارجی از حضور مردم در پای صندوقهای رای خبر تهیه می کنند.
قسمت هایی از پیام ” رهبر معظم انقلاب اسلامی ” 3 دقیقه
پخش کلیپ با آهنگ یانی با تصاویری از خامنه ای ، پرچم جمهوری اسلامی ، روزهای انقلاب ، با برجسته سازی صندوقهای رای ، خمینی ، خاتمی ، پاسداران و … 2 دقیقه
بخش هایی از مصاحبه های خیابانی گزینش و چیده شده از شهر ستانها : همگی در انتخابات باید شرکت کنند تا مشت محکمی بر دهان …! 5 دقیقه
سخنان خامنه ای در باره لزوم شرکت در انتخابات ا دقیقه
گفتار مجری ( بابان ) : سرود ای ایران را به خاطر دارید؟
5 دقیقه

هفت:
یک مطالعه ابتدایی نشان می دهد که مجری و گزارشگر نود و پنج درصد برنامه های سیاسی و خبری پخش شده در دو شبکه مورد بررسی صدا وسیما در این زمان مرد بوده اند.

بهر ه گیری از یافته های این تحقیق با ذکر منبع برای تمام دانشجویان و پژوهشگران ارتباطات ، علوم سیاسی و سایر رشته های مرتبط و نیز رسانه ها آزاد است.

امید حبیبی نیا
پژوهشگر ارتباطات سیاسی

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/7023

توضیح: به دلیل اینکه مطلب فوق از سایت قبلی خبرنامه گویا برداشته شده، جدول ها و نمودارها در دسترس نیستند، تلاش می کنم تا با مکاتبه با خبرنامه گویا از امکان دسترس بودن مطلب باخبر شوم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 22:0  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

عراق ، دختران تلفنی فیس بوک و سوانح موبایلی





رخدادهای رسانه‌ها و ارتباطات مرور هفتگی تازه‌ای در رادیو زمانه است که در دو بخش ایران و جهان به‌طور گذرا به خبرهای شاخص در این حوزه خواهد پرداخت، تحولاتی که به نوعی زندگی ما در سال‌های پایانی دهه اول قرن بیست و یکم در عصر ارتباطات را تحت تاثیر قرار می‌دهد و قرار است به همه جنبه‌های ارتباطات از منظر سیاسی، فن‌آوری و روانشناختی بنگرد و مخاطب علاقه‌مند به تحولات رسانه‌ای را در جریان رخدادها، نظریه‌ها و چشم‌اندازهای روز قرار دهد.

عراق، اولین قتلگاه روزنامه‌نگاران

با گذشت پنج سال از اشغال عراق، این کشور هنوز خطرناک ترین کشور جهان برای رسانه های خبری محسوب می شود.

در طول پنج سال گذشته 127 روزنامه نگار در این کشور جان باخته اند که اغلب آنها هدف حملات تروریستی قرار گرفته اند.

دهها روزنامه نگار دیگر نیز توسط گروه های اسلامگرا ربوده و به گروگان گرفته شده اند. وضعیت روزنامه نگاران عراقی در این میان بدتر از روزنامه نگاران خارجی است زیرا از حمایت چندانی برخوردار نیستند.

با وجود آنکه در عراق هم اکنون مطبوعات در حال تجربه کردن آزادی هستند ولی سایه ترور و وحشت و یا کینه توزی گروههای مسلح سنی و شیعه و یا دولتمردان همواره روزنامه نگاران را تهدید می کنند و آنها را از انتقادات صریح و آشکار از مراجع متعدد قدرت رسمی و غیر رسمی در این کشور باز می دارد.

از سوی دیگر روزنامه نگاران خارجی نیز در عراق علاوه بر تهدیدها و خطر گروه های تروریستی، در معرض فشار از سوی اشغالگران آمریکایی نیز هستند. در اوایل آغاز حمله به عراق حتی برخی حملات به هتل محل استقرار روزنامه نگاران یا دفتر تلویزیون الجزیره در بغداد از سوی نیروهای ائتلاف سبب شد تا روزنامه نگاران در یابند که در این جنگ داخلی از هر دو سو زیر آتش قرار گرفته اند.


رسانه های غربی و بین المللی در پنج سال گذشته شاهد موفقیت ها و ضعف های بسیاری در آشکار کردن چهره واقعی جنگ در عراق بوده اند، گزارشهای آنها از وضعیت زندان ابوغریب به یک رسوایی بی سابقه برای ارتش آمریکا بدل شد و در مواردی نیز از جمله اعلام آمار سربازان کشته شده در جنگ تحت فشار مستقیم پنتاگون ناچار به سکوت موقت شدند.

بنا بر گزارش کمیته حمایت از روزنامه نگاران در هر یک از سالهای 2006 و 2007 سی و دو روزنامه نگار کشته شده اند که این تلفات به نسبت سه سال قبل افزایش بیشتری یافته است.

در دو ماهه اخیر نیز دو روزنامه نگار در عراق کشته شده اند، شهاب التمیمی رئیس سندیکای روزنامه نگاران عراق که در 27 فوریه ترور شد و الا عبدالکریم الفرتوسی تصویربردار شبکه الفرات که در اثر انفجار بمب کار گذاشته شده بر روی جاده کشته شد.

از میان روزنامه نگاران کشته شده نیز روزنامه نگاران عراقی بیشترین تلفات را داشته اند، 105 روزنامه نگار عراقی(شامل یک روزنامه نگار دارای تابعیت دوگانه) در پنج سال گذشته جان باخته اند، پانزده روزنامه نگار اروپایی، 2 روزنامه نگار آمریکایی، 3 روزنامه نگار از کشورهای عربی و پنج روزنامه نگار از سایر کشورها.

ده روزنامه نگار زن نیز در میان کشته شدگان هستند و هشتاد و هشت نفر جان باختگان در اثر حملات تروریستی و 44 نفر باقیمانده در میدان جنگ کشته شده اند.

98 نفر از جان باختگان در جریان جنگ و آتش نیروهای شورشی یا ترور کشته شده اند و 16 نفر در اثر آتش نیروهای آمریکایی کشته شده اند. سهم خبرنگاران و سردبیران خبر با 79 کشته بیش از سایر کشته شدگان بوده است در حالی که عکاسان خبری و تصویربرداران 32 نفر تلفات داده اند.

9 تهیه کننده و 7 تکنسین نیز در میان کشته شدگان وجود دارند و اغلب روزنامه نگاران(74 نفر) در بغداد کشته شده اند.

هفتاد و هشت نفر از روزنامه نگاران جان باخته نیز برای رسانه های عراقی کار می کردند.

در مقایسه با جنگ بیست ساله ویتنام با 71 کشته و ترور و هدف قرار گرفتن روزنامه نگاران در دوران دیکتاتوری آرژانتین با 98 کشته، جنگ داخلی در آمریکای مرکزی در دهه 80 با 89 کشته، حملات تروریستی به روزنامه‌نگاران در الجزیره در اوایل دهه 90با 58 کشته، جنگ عراق تا کنون پرتلفات ترین جنگ برای روزنامه‌نگاران بوده است.

شمار روزنامه نگاران کشته شده در جنگ جهانی دوم رسما 68 نفر و در جنگ جهانی اول 2 نفر برآورد می شود.

علاوه بر 127 روزنامه نگاری که در پنج سال گذشته در عراق جان باخته 50 نفر از همکاران آنها از جمله راننده، کارمند فنی، محافظ و راهنما یا مترجم نیز کشته شده اند که جز یک نفر همگی عراقی بوده اند.


جنگ در جبهه اینترنت

در حالی که نبرد در جبهه اینترنت بین بنیادگرایان اسلامی و سازمانهای اطلاعاتی غرب به شدت در جریان است، یک گزارش تازه نشانگر از قابلیت های چشمگیر"تروریستهای اینترنتی" برای حمله به پایگاه های اطلاع رسانی آمریکا و غرب و ایجاد اختلال شدید در فعالیت های تجاری و خدمات عمومی است.

آرون وایزبرد مدیر جامعه تحقیقات اینترنت به سی ان ان گفته است که او به دلیل ردیابی های خود در خط مقدم نبرد اینترنتی با القاعده قرار گرفته است.

وایزبرد با استفاده از شبکه خود قادر است تا صدها سایت وابسته به حزب الله و حماس و گروه های اسلامی تروریستی در کشورهای مختلف را از کار بیاندازد. وی که اخیرا در کنفرانسی در باره مبارزه با تروریسم در اسرائیل شرکت کرده بود خطر جنگ اینترنتی را مهیب تر از جنگ فیزیکی دانسته است.

وایزبرد می گوید پس از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر مساعی خود را متوجه ردیابی اینترنتی تروریست ها در "سوی تاریک اینترنت" کرده است.

وی می گوید برای ردیابی بنیادگرایان حتی از جا زدن خود به عنوان یک بنیادگرا و شرکت در گروه های اینترنتی آنان نیز استفاده کرده است.

گزارش تحقیقی آنها نشان می دهد که شمار پایگاه های اینترنتی مظنون به هواداری از عملیات تروریستی اکنون به بیش از 5000 رسیده است در حالی که در ابتدای این تحقیق تنها دوازده سایت شناسایی شده بودند.

پس از ارائه شکایت های بسیار درباره استفاده هواداران بنیادگرایان اسلامی در خاورمیانه از سرویس بلاگ اسپات گوگل، این شرکت بر روی وبلاگ های مظنون نوشته هشدار آمیزی الحاق کرده است، اما از قرار معلوم این امر مورد سوء استفاده برخی از افراد نیز قرار گرفته است و با شکایت به وبلاگ های مخالف خود سبب الحاق چنین نوشته ای به روی وبلاگ های مورد نظر از جمله چند وبلاگ فارسی که از اتفاق علیه بنیادگرایی اسلامی هستند، شده اند.

وایزبرد می گوید در صورت بروز هرگونه جنگ یا درگیری نظامی گسترده بین ایران، آمریکا و اسرائیل، تروریستهای اینترنتی هوادار حماس و حزب الله قادر به مختل کردن بخش وسیعی از شبکه اینترنت کشورهای غربی هستند و این خطری است که هر لحظه بیشتر چهره خود را نمایان می سازد.


سوانح موبایلی در لندن

در یکی از بحث برانگیزترین و در عین حال طنزآمیز ترین رخدادهای مرتبط با سوانح خیابانی در لندن، اس ام اس و موبایل متهمان اصلی قلمداد شده اند.

در خیابان تنگ و باریک بریک لین واقع در شرق لندن، رستورانهای آسیایی بسیاری واقع شده است، این خیابان از سویی به دلیل نزدیکی به مناطق تجاری مرکز لندن و از سوی دیگر رستورانهای آسیایی یکی از خیابانهای پر رفت و آمد شرق لندن محسوب می شود اما هر روز در این خیابان موارد بسیاری از جراحت و صدمات بدنی که گاه منجر به حضور پلیس و آمبولانس می شد، رخ می داد.

علت این سوانح، فرستادن اس ام اس در طی راه رفتن در این پیاده روی آکنده از تابلوی تجاری و راهنمایی است که سبب اصابت سر به میله های آنها و مجروح شدن عابران می شود.

ماه گذشته آمار مصدومان در این خیابان آن چنان بالا رفت که به عنوان پرحادثه ترین خیابان لندن مورد توجه رسانه ها قرار گرفت، شهردار این منطقه به تلویزیون بی بی سی لندن گفت که به دلیل پرداخت هزینه سنگین حضور آمبولانس و سرویس های اورژانس در این خیابان تصمیم به چاره اندیشی گرفته است.

چاره اندیشی مورد نظر چیزی نبود جز پوشاندن همه میله ها، تیرهای چراغ برق و موانع فلزی پیاده رو با لایه ای از بالشتک که از اصابت سر کسانی که در حین پیاده روی در حال نوشتن و فرستادن پیام های کوتاه هستند به این میله ها جلوگیری به عمل آید.

خبر اینکه این خیابان به این دلیل دارای بیشترین آمار سوانح عابران در لندن شده است و تمهید شهرداری منطقه رسانه های بریتانیایی را بر سر ذوق آورد و نشریه مترو با ذکر آماری از کسانی که سال گذشته در حین راه رفتن و نوشتن و فرستادن پیامک دچار سانحه شده اند، نوشت: پنجاه و هشت هزار احمق در پیاده روها!

شهرداری منطقه علاوه بر این تیرهای خیابان سایر خیابانهای منشعب که به خیابانهای اصلی منطقه مرکزی لندن از جمله آکسفورد استریت راه دارد را نیز با این بالشتک ها پوشانده است. در یک مطالعه اخیر از هر ده بریتانیایی یک نفر در هنگام نوشتن پیامک در پیاده رو دچار سانحه و جراحت شده است. دو سوم افراد مورد مصاحبه در این تحقیق در هنگام نوشتن پیامک با دیگران یا تیرچراغ برق تصادم کرده اند.

در همین حال ایده ظاهرا ابلهانه ایجاد خط عابر پیاده ویژه ای برای کسانی که می خواهند در هنگام پیاده روی اس ام اس بفرستند نیز طرفداران بیشتری یافته است.

در این تحقیق مشخص شده است که در سال گذشته بیش از 68 هزار نفر در بریتانیا در هنگام ارسال پیامک دچار سانحه شده اند که این سوانح منجر به جراحت هایی از زخم های کوچک تا شکستگی جمجمه شده است.

روزنامه های بریتانیا به طنز نام این نوع سانحه جدید را سوانح راه رفتن و پیام فرستادن گذارده اند.

گزارش ای تی ان را ببینید


زنان با موبایل احساس امنیت می‌کنند

زمانی بود که همراه داشتن یک اسپری اشک آور یا وسیله ای دفاعی سبب می شد تا زنان در برخی نقاط پرخطر شهرهای بزرگ احساس امنیت بیشتری کنند اما اکنون موبایل جای این وسایل دفاعی را گرفته است.

براساس یک تحقیق تازه در آمریکا، اما این احساس امنیت در شهرهای شلوغ گاهی می تواند احساسی کاذب باشد زیرا آنها را در معرض خطری بالقوه قرار می دهد. 42 درصد از زنان گفته اند حاضرند پس از نیمه شب به تنهایی و با به همراه داشتن موبایل به منزل خود بروند و به همین میزان نیز با اتکاء به موبایل وارد مناطق خطرزا می شوند.

در همین حال 48 درصد از زنان درحالی از خیابانها و اتوبانهای شلوغی که محل رفت و آمد کامیونها و اتوبوسها است می گذرند که مشغول استفاده از موبایل خود هستند.

تقریبا همه زنانی که مورد پرسش قرار گرفته اند اظهار داشته اند که با به همراه داشتن یک موبایل احساس امنیت بیشتری می کنند.

پرفسور جک ناصر از دانشگاه اوهایو که این تحقیق را سرپرستی کرده است می گوید شواهد کمی از نقش بازدارنده موبایل برای زنانی که ممکن است در معرض خشونتهای مجرمانه قرار گیرند وجود دارد.

وی پس از تحقیق بر روی 170 دانشجوی زن گفت: این دانشجویان احساس می کنند با به همراه داشتن یک موبایل کمتر آسیب پذیر هستند ولی برخلاف این نظر، آنها به این ترتیب کمتر به محیط اطراف خود توجه می کنند.

در همین حال تحقیق پژوهشگران در دانشگاه های مختلف حاکی است که مردان احتیاط بیشتری به خرج می دهند و تنها سی درصد از مردان گفته اند که حاضرند شبانگاه به تنهایی و با اتکاء به موبایل به منزل بروند.

پرفسور فیلیپ کور، استاد روانشناسی اجتماعی دانشگاه سوانسا هشدار داده است که موبایل احساس امنیت کاذبی به زنان و مردان می بخشد که آنها را از پاییدن محیط اطرافشان بازمی دارد.

هشت سال پیش کاترین جنکینز خواننده ای که در آن زمان نوزده ساله بود، در حالی که از سوی مرد ناشناسی در منطقه پدینگتون در لندن تحت تعقیب قرار گرفته بود به همخانه ای خود زنگ زد و درحالی که مورد حمله قرار گرفته بود دوستانش که صدای استمداد وی را از موبایل می شنیدند برای نجات وی سر رسیدند و متجاوز را متواری ساختند.


رد یابی دختران تلفنی فرماندار در فیس بوک

آشلی الکساندرا دوپر، ظرف سه روز از دختر گمنام علاقمند به موسیقی به یکی از پنج نامی که بیش از همه در گوگل جستجو شده بود، بدل شد.

روزنامه نگاران نیویورک تایمز با جستجو در سایت های تعاملی مای اسپیس و فیس بوک به پروفایل یکی از جنجال برانگیز ترین دختران نیویورک دست یافتند.

پس از برملا شدن رسوایی ارتباط جنسی فرماندار نیویورک با دختران تلفنی وی کوشیده بود تا نام همه دوستانش در این دو سایت را که به نوعی ممکن بود رد وی را به روزنامه نگاران بدهند حذف کند ولی پس از آنکه نام و عکسهایش در این سایت ها در صفحه اول نیویورک تایمز چاپ شد، هر دو پروفایل خود را حذف کرد.

این دو سایت یکی از منابع اطلاعاتی بسیار سودمند برای روزنامه نگاران و رسانه ها بدل شده اند و از طریق شبکه تعاملی می توان رد بسیاری از افراد مورد نظر را به دست آورد.

براثر افشای ارتباط جنسی فرماندار نیویورک با دختران تلفنی و صرف هزینه های گزاف در این زمینه، وی ناچار شد از شغل خود استعفاء دهد.


اینترنت و روزنامه نگاری آینده

در یک تحقیق تازه دوسوم مخاطبان از کیفیت روزنامه نگاری در آمریکا ناراضی بوده اند.

براساس نظرسنجی موسسه وی میدیا/ زوگبی 67 درصد از آمریکایی ها معتقدند که کیفیت روزنامه نگاری در سالهای اخیر پایین آمده است، نیمی از این مخاطبان از اینترنت به عنوان منبع اصلی کسب خبر استفاده می کنند.

براساس این نظرسنجی افراد زیر سی سال استفاده از اینترنت برای کسب خبر را به خواندن اخبار در روزنامه ها یا مشاهده آن در تلویزیون ترجیح می دهند. میزان کسانی که اینترنت را به عنوان منبع اصلی خبر خود ذکر کرده اند نسبت به سال قبل هشت درصد افزایش یافته است. در حالی که تنها 29 درصد از تلویزیون به عنوان منبع اصلی دریافت اخبار یاد کرده اند. یازده درصد رادیو و ده درصد نیز روزنامه ها را منبع اصلی اخبار خود اعلام کرده اند.

38 درصد افراد نیز از وبلاگ ها به عنوان یکی از منابع مهم خبری یاد کرده اند.

این تحقیق ماه گذشته با درصدخطای کم بر روی نزدیک به دوهزار نفر آمریکایی درسراسر کشور انجام شده است و می تواند نمونه ای از جامعه آمریکایی محسوب شود که در مجمع وی مدیا که توسط دانشکده ارتباطات میامی برگزار می شود ارائه شده است.

77 درصد از آمریکایی ها روزنامه نگاری شهروندی و 59 درصد وبلاگ نویسی را از ارکان آتی روزنامه نگاری به شمار می آورند و سه چهارم آنها معتقدند که اینترنت تاثیر مثبتی در ارتقای کیفیت روزنامه نگاری برجای گذاشته است.


ایران در رده نهم خبرسازهای سال گذشته

براساس آمار گوگل، نام ایران یکی از ده نام مورد جستجوی میلیونها کاربراینترنت در سال 2007 بوده است، ایران پس از نامهای: سریال آمریکن آیدل، یوتیوب، بریتنی اسپرز، مسابقات جهانی کریکت، کریس بنویت (قهرمان کشتی کچ)، آی فون، آنا نیکول اسمیت (ستاره پلی بوی و بازیگر) و پاریس هیلتون در جایگاه نهم قرار دارد وپس از آن ونسا هادنس (بازیگر و خواننده) قرار دارد.

این نامها براساس خبرسازی آنها مورد توجه کاربران اینترنت قرار گرفته اند. در بخش سرگرمی فیلم های تبدیل کنندگان، سیصد و فیلم سیمپسون ها بیشترین موارد جستجو را به خود اختصاص داده اند.

گوگل در بخش دیگری تحت عنوان بیشترین سوالهای مورد جستجو ، آمار این موارد را نیز ردیف کرده است که از جمله: خدا کیست؟ عشق چیست؟ و چطور باید بوسید؟ درصدر این گونه جستجوها هستند.


مانع تازه در برابر فیلم ضد اسلامی

پس از ناکامی خیرت ویلدرس، سیاستمدار راست گرای هلندی از نمایش عمومی فیلمش، وی وعده داد تا این فیلم را بر روی اینترنت و سایت اختصاصی آن به نام فتنه به نمایش درخواهد آورد.

اما پیش از این کار شرکت آمریکایی میزبان سایت، این سایت را مسدود کرد و در بر روی این سایت اعلانی قرار داد که حاکی از بررسی محتوای این سایت در زمینه تخطی از قوانین این شرکت است.

ماه گذشته مقامات پاکستان پس از پخش شایعه ای مبنی بر قرار گرفتن فیلم فتنه بر روی یوتیوب دست به خرابکاری ناخواسته در سرور این سایت زدند که برای یک روز آن را دچار اختلال کرد.

خیرت ویلدرس در فیلم خود اسلام را دشمن آزادی دانسته است و قرآن را با کتاب نبرد من آدولف هیتلر مشابه خوانده است.

ویلدرس روز شنبه در مقاله ای در روزنامه فولکس کرانت تصریح کرد که فیلم او نه در باره مسلمانان بلکه در باره اسلام و ایدئولوژی است. وی نوشت: فتنه آخرین هشدار برای غرب است، نبرد برای آزادی تازه آغاز شده است. این سیاستمدار هلندی از زمان ترور تئو ون گوگ فیلمساز هلندی دیگری که با فیلم تسلیم به نقد اسلام پرداخته بود تحت محافظت پلیس قرار دارد.


بهترین ویدئوهای یو‌تیوب در سال 2007

براساس رای گیری کاربران یوتیوب، بهترین ویدئوهای سال گذشته یوتیوب مشخص شدند: کودک خندان در رده بندی قابل تقدیر، در رده گزارشگری مرگ دختر تنهای پانزده ساله و در گروه سیاست، به نبرد تمدن ها خاتمه دهید برگزیده شدند.

تقریبا اغلب این ویدئوها برای کاربران یوتیوب و یا سایت های تعاملی شناخته شده بود ولی در رشته شاهد ظاهرا ویدئوی نجات دادن یک بوفالوی کوچک توسط گله بوفالوها از چنگال شیرهای گرسنه بی رقیب بوده است، نکته قابل توجه آنکه به دلیل آنکه هنوز تعداد کاربران ایرانی یوتیوب چندان زیاد نیست، با وجود تعداد بسیاری ویدئو که در این گروه از کاربران ایرانی وجود داشت، هیچ یک نامزد نشدند.

در بخش سیاست ویدئوکلیپ های طرفداران هر دو نامزد دمکرات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز نامزد شده بودند.

کاربران یوتیوب به شش نامزدهای درگروه های: گزارشگری، شاهد، سیاست، ورزش، کمدی، موسیقی، فیلم کوتاه، دستورالعمل، الهام، خلاقیت، سریال و قابل تقدیر رای دادند.

اوباما گرل یا آمبر لی اتینگر که ویدئو کلیپ ش بیش از هفت میلیون بار دیده شده با وجود آنکه در میان نامزدهای گروه سیاست بود ولی این جایزه به کلیپ به نبرد تمدن ها خاتمه دهید تعلق گرفت.

یوتیوب که در حال حاضر روزانه میلیونها بازدید کننده دارد درحال امضای قرارداد با برخی شرکتهای تلویزیونی برای پخش ویدئوهایش از شبکه های تلویزیونی است، در همین حال شبکه های تلویزیونی تازه ای نیز در حال تاسیس است که براساس ویدئوهای کاربران شکل خواهند گرفت.

مطالب مرتبط:
زنان مدیر رسانه و شکار تروریست در اینترنت

تنور انتخابات و فیلم بحث‌برانگیز نیروی‌انتظامی

شرط‌‌‍‌ بندی اسکار و نبردهای وبلاگی

سکس، آزادی بیان و ویدئوهای اینترنتی

اسکار و دیگر هیچ


منتشر شده در: زمانه              
تاریخ انتشار: ۶ فروردین ۱۳۸۷ • چاپ کنید  

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 21:43  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

تنور انتخابات و فیلم بحث‌برانگیز نیروی‌انتظامی




رخدادهای رسانه‌ها و ارتباطات مرور هفتگی تازه‌ای در رادیو زمانه است که در دو بخش ایران و جهان به‌طور گذرا به خبرهای شاخص در این حوزه خواهد پرداخت، تحولاتی که به نوعی زندگی ما در سال‌های پایانی دهه اول قرن بیست و یکم در عصر ارتباطات را تحت تاثیر قرار می‌دهد و قرار است به همه جنبه‌های ارتباطات از منظر سیاسی، فن‌آوری و روانشناختی بنگرد و مخاطب علاقه‌مند به تحولات رسانه‌ای را در جریان رخدادها، نظریه‌ها و چشم‌اندازهای روز قرار دهد.
حمایت از اصلاح طلبان یا تکذیب، مسئله این است

در حالی که به نظر می رسد تنور تبلیغات انتخاباتی به ویژه با توجه به وضع قواعد تازه برای تبلیغات از گرمای کافی برخوردار نیست، سایت های خبری اصلاح طلب و محافظه کار اخباری از تایید یا تکذیب حمایت سینماگران از نامزدهای اصلاح طلب را منتشر می کنند.

در پی انتشار بیانیه 170 سینماگر از فهرست ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات مجلس، صدا و سیما و برخی از خبرگزاریها نظیر فارس با اعلام تکذیب برخی از امضا کنندگان مدعی جعلی بودن این بیانیه شدند.


اما بهاره رهنما بازیگر سینما و تلویزیون که گویا قبلا از قول وی حمایتش از فهرست اصلاح طلبان تکذیب شده بود با انتشار نامه سرگشاده ای ضمن اعلام حمایت مجدد خود از این جناح از بازخواست خود به دلیل امضای این بیانیه خبر داده است.

در همین حال خبرگزاری فارس با سوء استفاده ابزاری خواندن ائتلاف اصلاح طلبان از نام سینماگران از تکذیب برخی از کسانی که نام آنها در بیانیه مذکور آمده است سخن رانده، از جمله این افراد آهو خردمند، رسول صدرعاملی، بیژن میرباقری، فرزانه کابلی، هادی مرزبان، جهانگیر کوثری، پانته آ بهرام و علی ژکان هستند. برخی از سایت های اصلاح طلب مدعی شده اند که پس از انتشار این بیانیه حراست صدا و سیما در تماس با سینماگران خواستار تکذیب امضای بیانیه شده است.

ویدئوی بحث برانگیز از خشونت نیروی انتظامی

انتشار ویدئویی از اعمال خشونت بار و توهین آمیز علیه یک جوان بازداشت شده در یوتیوب و بازانتشار آن در سایت ناظران کانال خبری فرانسه به بحث و جدل های بسیاری در میان وبلاگ های فارسی دامن زد.


برخی از وبلاگ نویسان با تحلیل این قطعه ویدئویی و منبع انتشار اولیه آن معتقدند که این ویدئو جعلی است و سلطنت طلب ها برای استفاده از مقاصد سیاسی خود اقدام به تولید آن کرده اند.

برخی از حامیان حاکمیت نیز این ویدئو را حاصل نمایش دو بازیگر آماتور با لباس نیروی انتظامی و توطئه علیه نظام خوانده اند.

در همین حال برخی وبلاگ ها نیز مستند بودن این ویدئو را زیر سوال برده اند از جمله نویسنده یک وبلاگ با بررسی زبان بدن فرد تحت شکنجه در این ویدئو به این نتیجه رسیده است که رفتار وی تناسبی با خشونتی که در مورد وی در حین وقوع است ندارد.

در همین حال در صفحه مربوط به این ویدئو در کانال فرانس 24 مسئولین سایت تاکید کرده اند علیرغم نظرات مخالف هیچ مدرکی دال بر جعلی بودن این ویدئو ارائه نشده است.

در این ویدئوی یک دقیقه و نوزده ثانیه ای بی صدا دو استوار نیروی انتظامی ظاهرا جوانی را که به دلیلی نامعلوم بازداشت شده تحت بدرفتاری و شکنجه قرار می دهند.

دو درجه دار نیروی انتظامی که ظاهرا از کار خود برای سوزاندن موی این جوان لذت می برند در حالی مبادرت به این کار می کنند که هیچ گونه مقاومتی از سوی جوان بازداشت شده به چشم نمی خورد.

در صحنه پایانی نیز نفر سوم که در حال ضبط این صحنه با دوربین موبایل خود است دست ماموری را که در حال آتش زدن موی جوان است پایین نگه می دارد تا بتواند این صحنه را به خوبی ضبط کند.

ارسال کننده این ویدئو در یوتیوب که تصویری از رضا پهلوی را به عنوان تصویر خود برگزیده است ویدئوهای دیگری در زمینه پخش عکس های رضا پهلوی با استفاده از بادکنک نیز در یوتیوب گذارده است.

با این حال ویدئوی اخیر وی تاکنون نزدیک به شصت و شش هزار بیننده داشته است و پاسخی است به ویدئوی دیگری با عنوان حماقت حمله به ایران .

اینترنت بر روی موبایل در تهران

در حالی که بخش مهمی از سایت های خبری، علمی و اطلاع رسانی در ایران فیلتر شده است، شرکت ارتباطات سیار خبر از آغاز عرضه اینترنت بر روی موبایل های مشترکان تهرانی تا پایان اسفند ماه داده است.

در این صورت مشترکان تلفن همراه در ایران با فاصله نسبتا کمی از کشورهای دیگر غربی و آسیایی از امکان بهره برداری از اینترنت بر روی موبایل برخوردار می شوند.


میلیونها نفر در تهران مشترک تلفن همراه هستند، عکس از راحله عسگری زاده، زمانه

عرضه اینترنت بر روی موبایل با آنکه از چند سال پیش آغاز شده بود ولی منحصر به کاربران مخصوص باقی مانده بود و عملا از سال 2006 با ورود موبایل های نسل سوم به بازار که موبایل های چند رسانه ای و سازگار با شبکه وب بودند همه گیر شد و هم اکنون میلیونها نفر در اروپا، آمریکا و آسیای دور از امکانات مختلف اینترنت از جمله دسترسی به ای میل یا مدیریت محتوای سایت و مرور اینترنت بر روی موبایل خود استفاده می کنند.

با اینکه سرعت اینترنت با استفاده از خط تلفن در ایران بسیار پایین و در سطح کشورهای عقب مانده در زمینه بهره وری اینترنت است، هنوز معلوم نیست کیفیت و کارآیی عرضه اینترنت بر روی موبایل ها چگونه باشد.


تکذیب، آماده باش و حمله

وزیر کشور جمهوری اسلامی شایعه قطع اینترنت یا مسدود کردن سایت های خبری در زمان برگزاری انتخابات را تکذیب کرد و گفت: نمی دانم این خبرها را از کجا می آورند!

این در حالی است که تقریبا همه سایت های خبری و حتی وبلاگ های مخالف در ایران فیلتر شده است، از سوی دیگر روزنامه ایران خبر داده است که وزارت اطلاعات و شرکت مخابرات تصمیم گرفته اند در روزهای انتخابات از "انتشار پيامك هاى تخريبى جلوگيرى به عمل آورند" و سریعا نسبت به رد گیری و انسداد مسیرهای انتشار اقدام کنند. گفته می شود این امر به منظور جلوگیری از پیام هایی مبنی بر تحریم انتخابات صورت گرفته است.

در هفته گذشته همچنین از نواحی مختلف تهران نیز خبر می رسید که بار دیگر ماموران نیروی انتظامی برای از بین بردن دیش های ماهواره به منازل مردم هجوم برده اند. احمدی نژاد در کنفرانس خبری خود در نیویورک مدعی شده بود که مردم ایران به شبکه های ماهواره ای و اخبار روز دسترسی دارند و دولت از این امر بطور جدی جلوگیری نمی کند.


بار دیگر "پاکسازی" کتابخانه ها

دبیرکل نهاد کتابخانه ها در ایران خبر از پاکسازی مجدد کتابخانه ها از کتاب هایی به زعم وی "منفی" داده است.

به گفته وی این کتابها که در گذشته وارد کتابخانه ها شده اند جمع آوری خواهند شد. در جمهوری اسلامی همه کتاب ها با مجوز وزارت ارشاد چاپ و توزیع می شوند و معلوم نیست منظور این مسئول مربوطه کدام و یا چه نوع کتابهایی است.

با این حال به نظر می آید به دنبال طرح بحث هایی در زمینه تهیه کتابهای درسی متفاوت برای دانش آموزان دختر و پسر، اینک باردیگر کتابخانه های عمومی کانون توجه مسئولان قرار گرفته اند. در سالهای گذشته به دفعات مختلف کتابهای کتابخانه های کشور پاکسازی شده و کلیه کتابهای علوم انسانی و هنر که به نوعی مغایر با اندیشه های مذهبی حاکم بوده اند از این کتابخانه ها خارج و گاه بدل به خمیر شده اند.


خط سیاه وزارت اطلاعات

با وجود زندانی بودن سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر به اتهام انتشار نشریات توهین آمیز، وزارت اطلاعات اخیرا دست به توزیع گسترده فیلمی تحت عنوان خط سیاه زده است.

در این فیلم که گفته می شود در آن اعترافات احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان، مدیران مسئول سه نشریه دانشجویی با استفاده از بازجویی تحت فشار و شکنجه ضبط شده است ادعا شده که نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیر به قصد توطئه در جهت تهاجم فرهنگی اقدام به توهین به مقدسات اسلامی کرده اند.

با این حال دانشجویان بازداشت شده ضمن اعلام آنکه اعترافات اخذ شده از آنان زیر شکنجه بوده و ارزش حقوقی نداشته، انتشار نشریات جعلی با لوگوی نشریات خود را توطئه عواملی در خارج از دانشگاه و مقدمه ای برای بهانه جویی جهت تسویه حساب با جنبش دانشجویی خوانده بودند.

در مهرماه گذشته خانواده های این دانشجویان با برشمردن دهها مورد از شکنجه های روانی و جسمانی قابل ذکر، خواستار رسیدگی مقامات قضایی به وضعیت نگران کننده آنها شدند از جمله این شکنجه ها ضرب و شتم همزمان توسط هفت بازجو، شلاق زدن با کابل، گرسنگی دادن و محروم کردن از خواب بوده است. دادگاه انقلاب اسلامی این دانشجویان را به سه تا دو سال زندان محکوم کرده است.

برخی از ناظران معتقدند جعل ناشیانه این نشریات سناریویی برای حمله به دانشگاه ها و دستگیریهای گسترده با دخالت برخی از کارشناسان وزارت اطلاعات که سابقه سناریونویسی و اجرای آن در موارد پیشین را نیز داشته، بوده است که به علت عملکرد ناشیانه دستگاه امنیتی و وجود شواهد بسیاری مبنی بر دست داشتن عوامل امنیتی در جعل این نشریات دانشجویی، با ناکامی روبرو شد.

معاونت فرهنگی وزارت اطلاعات با هماهنگی معاون سیاسی صدا و سیما وظیفه تهیه این گونه فیلم ها را دارد ولی گفته می شود این فیلم تازه به دلیل نمایش صحنه های بازجویی از این دانشجویان قابل نمایش از تلویزیون نیست.


آیین نامه اکران "فردا" ابلاغ می شود!

در حالی که نوزدهم اسفند ماه اعلام شد آیین نامه جدید اکران فیلم های سینمایی فردای آن روز اعلام خواهد شد، این زمان هنوز سر نرسیده است و خبرگزاری فارس از تعویق جلسه شورای صنفی اکران فیلم خبر داد، این درحالی است که هنوز تکلیف همه فیلم های اکران نوروزی رسما اعلام نشده است.

معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پیش تر حمایت از مخاطبان را از برنامه های سال آینده مدیریت سینمای کشور خوانده و از "تزریق" رویکرد امیدبخشی به سینما یادکرده است، بر این اساس به نظر می آید معاونت سینمایی تلویحا خواستار حذف فیلم های بیانگر واقعیت های اجتماعی باشد زیرا علنا خواستار "سینمای مبتنی برامید و پرداخت بصری به پیشرفت های كشور در حوزه های مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی و فناوری در رسانه سینما و برجسته سازی نقاط قوت و تاكید بر رفع كمبودها در مسیر ایجاد نشاط نزد مخاطب، به‌ویژه خانواده ها از جمله رویكردهای مدیریت سینما در جهت حمایت از مخاطبان" شده است.

معاونت سینمایی همچنین مدعی است "به عقیده بسیاری از كارشناسان ، تزریق این رویكرد در سینما از عوامل رونق نسبی سینماها در طول دو سال گذشته و افزایش ضریب اطمینان خانواده ها برای حضور در سالنهای نمایش فیلم قلمداد می شود" این در حالی است که در حال حاضر اغلب فیلم های ایرانی در اکران خود با کمبود مخاطب روبرو هستند و برخی از کارشناسان رسانه از مرگ سینمای ایران سخن می گویند.

ششمین جشنواره سینمای در تبعید در پاریس

انجمن هنر در تبعید، ششمین جشنواره سینمای در تبعید را از سوم تا ششم آوریل در پاریس برگزار خواهد کرد. این جشنواره یکی از معدود جشنواره های مستقل فیلم ایران است که به نمایش آثار سینماگران تبعیدی ایرانی در خارج از کشور می پردازد و خبرهای آن کم و بیش در رسانه ها منعکس می شود.

اما جواد دادستان بانی و مدیر آن می گوید با وجود استقبال خوب ایرانیان مقیم پاریس و حتی سایر کشورها از این جشنواره، سازمان های اپوزیسیون ایرانی چندان به حمایت از آن واقف نشده اند. در سایت اینترنتی انجمن هنر در تبعید وی این امر را نشانه استقلال انجمن دانسته است و دوران کاری انجمن با برگزاری پانزده جشنواره فیلم و تئاتر را بسیار پربار خوانده است.

مطالب مرتبط:
تله تکست، احمدی‌نژاد و بلوتوث

انتخابات، روزنامه‌نگاران فمنیست و سنتوری

رتبه ایران در آزادی بیان: چهارمی از آخر

یک بقچه خبر از دنیای این هفته رسانه‌ها

زنان مدیر رسانه و شکار تروریست در اینترنت



 منتشر شده در:زمانه

تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ • چاپ کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 1:54  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

زنان مدیر رسانه و شکار تروریست در اینترنت


رخدادهای رسانه‌ها و ارتباطات مرور هفتگی تازه‌ای در رادیو زمانه است که در دو بخش ایران و جهان به‌طور گذرا به خبرهای شاخص در این حوزه خواهد پرداخت، تحولاتی که به نوعی زندگی ما در سال‌های پایانی دهه اول قرن بیست و یکم در عصر ارتباطات را تحت تاثیر قرار می‌دهد و قرار است به همه جنبه‌های ارتباطات از منظر سیاسی، فن‌آوری و روانشناختی بنگرد و مخاطب علاقه‌مند به تحولات رسانه‌ای را در جریان رخدادها، نظریه‌ها و چشم‌اندازهای روز قرار دهد.

رشد جهشی زنان در مدیریت رسانه‌ها

براساس مطالعه مرکز تحقیقات تجاری زنان، در طول یک دهه گذشته سیمای رسانه ها به تدریج ظاهر مردانه خود را از دست داده و بسیاری از زنان در مشاغل م