تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

انقلاب ارتباطات در آستانه قرن بيست‌و‌يکم

4_season_media_01.jpg


سي آوريل ۱۹۹۳، روزي که شبکه جهاني اينترنت (WWW) براي استفاده همگاني در اختيار کاربران قرار گرفت، به عنوان سرفصل تاريخي پيدايش رسانه تازه اي شناخته شده است که به انقلاب ارتباطات شکل و شمايي تازه داد و مولفه هاي تعاملي ساختار شکني نظام سنتي گوينده/ شنونده را سرعت بخشيد يا شايد به پايان رساند.

سازمان اروپايي تحقيقات اتمي که اختصارا CERN ناميده مي شد و در ژنو سوئيس مستقر است، پس از سالها کار بر روي شبکه انتقال داده ها، در اواخر دهه هشتاد موفق شد اولين شبکه داخلي ارتباطات کامپيوتري در اروپا را در بزرگترين مرکز تحقيقات فيزيک اتمي جهان پديد آورد، مشابه چنين شبکه اي نيز در همان دوران در آمريکا و به ويژه پنتاگون مورد استفاده قرار مي گرفت.

اين پروژه در نيمه دوم دهه هشتاد توسط تيم برنرز لي که پدر اينترنت خوانده مي شود در اين سازمان با عنوان انکواير آغاز شد وي به همراه رابرت کايليائو با کار بر روي فن آوري هايپرتکست موفق شدند اولين سايت اينترنتي جهان را در سال 1990ايجاد کنند.

در سي ام آوريل 1993 سي ائي ار ان اعلام کرد فن آوري اينترنت براي استفاده همگان آزاد است. در همان سال به تدريج برخي از دولت ها و سازمان هاي بين المللي اولين وب سايت هاي خود را براي استفاده کارکنان خود و ارائه اطلاعات و اسناد مورد لزوم پديد آوردند.

اما چند سالي طول کشيد که اينترنت به واسطه امکان بهره برداري از خط تلفن عموميت يابد و دولت ها و سازمان ها نيز دريابند که مخاطبان احتمالي سايت هاي اينترنتي شان چه کساني هستند و اين رسانه تازه چه قابليت هايي دارد.

4_season_media_02.jpg


تاريخچه مختصر اينترنت

اوايل دهه هفتاد: آغاز به کار شبکه آرپانت توسط وزارت دفاع در آمريکا در پاسخ به پروژه موشک اسپوتنيک شوروي براي هدف قرار دادن مراکز مخابراتي و ارتباطي آمريکا

1987: آغاز شبکه يوزنت
1990: آغاز به کار اولين سرور وب و اولين سايت اينترنتي در سي ائي ار ان
1991: آغاز به کار اولين سرور اينترنت در خارج از سوئيس و اروپا
1992: اولين مرورگر اينترنتي در سيرن تکامل يافت
1993: آپل مک کينتاش براي اينترنت مرورگر آلفا را عرضه کرد و با عرضه اولين کامپيوترهاي خانگي اولين توليد کننده عمده کامپيوتر براي اينترنت لقب گرفت
1993: سي ائي ار ان بهره برداري از فن آوري شبکه جهاني وب را براي همگان آزاد اعلام کرد
1993: برخي از دولت ها و سازمان هاي جهاني اولين سايت هاي اينترنتي خود را منتشر کردند
1994: پيتزا هات سفارش گرفتن پيتزا از طريق وب سايتش را آغاز کرد
1994: ارائه اخبار بر روي اينترنت توسط خبرگزاريها و برخي از سايت هاي اوليه خبري آغاز شد
مي 1994: اولين کنفرانس جهاني اينترنت توسط سي ائي ار ان در ژنو برگزار شد
ژوئن 1994: شمار سرورهاي ثبت شده به 1500 رسيد
اول اکتبر 1994: کنسرسيوم شبکه جهاني اينترنت بنياد نهاده شد
1995: اينترنت موضوع اصلي مذاکرات سران دولت هاي هفت کشور صنعتي در بروکسل بود
1996: آغاز به کار سايت هاي اختصاصي خبري
1997: افشاي رسوايي جنسي کلينتون بر روي يک سايت اينترنتي خبري، براي نخستين بار اهميت اين رسانه تازه در خبررساني را براي همگان آشکار ساخت
1998: سرويس هاي اي ميل و پيام برهاي مجاني و لپ تاپ هاي قابل حمل عموميت يافتند
1999: گسترش شبکه اينترنت بي سيم
2000: شمار کاربران اينترنت در اروپا به بيش از سي و پنج درصد و در آمريکا به بيش از پنجاه درصد رسيد
2001: گسترش اينترنت پهن باند
2002: گسترش تلويزيون اينترنتي
2003: تسخير بازار جستجوگرها توسط موتوري جستجوي گوگل
2004: گسترش مفهوم شبکه هاي تعاملي و وب 2
2005: گسترش خدمات اينترنت بر روي موبايل
2006: افزايش سرعت اينترنت به بيش از صد برابر نسبت به ده سال قبل
2007: بهره وري بيش از يک ميليارد و سيصد ميليون نفر از اينترنت

4_season_media_03.jpg


اينترنت در ايران

آغاز اينترنت در ايران به سال 1370 بازمي گردد که صدا و سيما شبکه داخلي خود را براي واحد مرکزي خبر راه اندازي کرد اما مفهوم واقعي اينترنت دو سال بعد يعني همزمان با عموميت يافتن اينترنت در جهان توسط مرکز تحقيقات فيزيک نظري آغاز شد که به تدريج امکان استفاده از اي ميل و اينترنت را در اختيار دانشجويان برخي از دانشگاه ها قرار داد.

در سال 1373 موسسه ندارايانه به عنوان اولين شرکت ارائه دهنده خدمات اينترنتي در ايران آغاز به کار کرد، در همين سال نخستين وب سايت هاي فارسي زبان متولد مي شوند. در سال 1374 صدا و سيما سايت واحد مرکزي خبر را براي انتشار اخبار راه اندازي کرد و روزنامه همشهري به عنوان اولين روزنامه اينترنتي بر روي اينترنت منتشر شد. خبرگزاري ايرنا سايت اينترنتي خود را به تدريج راه اندازي کرد. در همين سال مسئوليت نظارت بر اينترنت توسط مجلس شوراي اسلامي به شرکت مخابرات سپرده شد. پنج سال بعد مجلس با تصويب لايحه دولت خاتمي فيلترکردن اينترنت را براساس تشخيص هيئتي مرکب از صدا و سيما، قوه قضاييه، شرکت مخابرات و وزارت اطلاعات تعيين مي کند.

در سال 1375 مراکز دولتي بيشتري به ايجاد سايت هاي اينترنتي روي مي آورند و شرکت هاي بيشتري براي ارائه خدمات اينترنتي وارد بازار مي شوند. بخش هاي خبر و معاونت سياسي صدا و سيما به شبکه اينترنت اختصاصي صدا و سيما متصل مي شوند.

در سال 1376 شمار موسسات دولتي و خصوصي مجهز به خطوط اينترنتي افزايش مي يابد اما استفاده از اينترنت براي همگان هنوز فراگير نشده است. در سال 1377 پروژه يونيکد فارسي آغاز مي شود و در سال 1378 همزمان با رخدادهاي مرتبط با خيزش تيرماه 1378 اولين سايت هاي خبري فارسي زبان در خارج از کشور راه اندازي مي شوند.

در سال 1379 خبرگزاري ايسنا به عنوان نخستين خبرگزاري تاسيس شده پس از استقرار جمهوري اسلامي با انتشار اخبار خود بر روي اينترنت آغاز به کار مي کند.

در سال 1380 بهره برداري از اينترنت براي مصارف خانگي با خط تلفن عموميت يافته، آمارها حاکي از وجود حدود ده ميليون کاربر اينترنت در کشور است و بهره برداري از خطوط فيبرنوري آغاز مي شود.
از سال 1380 تا کنون بر اساس آمارهاي رسمي شمار کاربران اينترنت در ايران به حدود بيست ميليون نفر رسيده و شمار سايت هاي فارسي در اينترنت از يک ميليون سايت تجاوز کرده است که بيش از شصت و پنج درصد آنها وبلاگ يا سايت هاي شخصي هستند، با اين حال سرعت اينترنت در ايران تغيير چنداني نکرده است و اتصال دايل آپ همچنان عمده ترين وسيله برقراري ارتباط است. جمهوري اسلامي در کنار چين بدترين کشور سانسور کننده اينترنت در جهان است که مردم را از دست يافتن به اطلاعات سياسي، علمي، فرهنگي و اخبار روز و برقراري ارتباط با ديگران بازمي دارد.

در حالي که بهره برداري از اينترنت بي سيم و اينترنت بر روي موبايل در ايران آغاز شده است اما سرعت اينترنت و محدود بودن خدمات اينترنتي و رشد نيافتن تجارت اينترنتي و ارتباط اينترنتي با مراکز دولتي يا خصوصي سبب شده است تا مردم از بخشي از کارآيي هاي اينترنت در زندگي روزمره محروم بمانند.

4_season_media_04.jpg


اينترنت و مفهوم تازه دمکراسي

ماهيت رسانه هاي جريان اصلي قرن بيستم مرکز گرا، عامه پسند، کلي نگر، تماميت خواه، سلطه جو و يک سويه نگر خوانده شده اند.

شايد از همين رو باشد که جز ويدئو که در اواخر دهه هشتاد به رسانه اي آلترناتيو بدل شده ولي هنوز جايي براي نمايش همگاني و قابل دسترسي براي همه نداشت، ظهور اينترنت در آخرين سالهاي قرن بيستم مفهوم انقلاب ارتباطات را در انديشه هاي نظريه پردازان ارتباطات با مولفه هاي پست مدرنيسم و پست مارکسيسم چپ نوين پيوند زد.

اگر در متون دهه هاي نود از رشد و گسترش رسانه هاي همگاني و دامنه تاثيرات اجتماعي/سياسي آنها به عنوان نشانه هاي انقلاب ارتباطات با مفاهيمي چون فرهنگ عامه در برابر فرهنگ رسمي و ارزش هاي خرده فرهنگ ها در برابر ارزش هاي سنتي فرهنگ غالب ياد شد که ويدئو آن چنان که گدار نيز اشاره مي کند به رسانه اي انقلابي براي حضور، مداخله و عينيت يافتن سينما/ويدئو در زندگي روزمره بدل مي شود اما اين انقلاب در آخرين سالهاي قرن بيستم بيش از آنکه مفهومي ايدئولوژيک داشته باشد خاستگاه هايي تکنولوژيک دارد که مي تواند با نشانه هايي چون پخش زنده، تلويزيون ماهواره اي، فرستنده هاي راديويي خانگي به سرعت به جريان اصلي رسانه هاي سرمايه داري وصل شود.

اما اينترنت شايد در تاريخ پانزده ساله خود تاکنون يگانه مفهوم رسانه آلترناتيو است که هر روز که مي گذرد بيش از قبل نقش آلترناتيو بودن خود را بهتر ايفا مي کند.

در برابر شبکه رسانه هاي غول آسا، اينترنت با اين که همچنان از ابزار سرکوب دولت ها و سازمان هاي تماميت خواه رنج مي برد اما همه ويژگي هاي اصلي رسانه پست مدرن يعني دگرگوني دروني، چند صدايي، تکثرگرايي، شخصي بودن، ساختارشکني و بي نظمي را در خود دارد.

شايد اگر پل سوئيزي اکنون زنده بود از اينترنت به عنوان مظهر تازه "بي نظمي نوين جهاني" در برابر نظم پيش ساخته رسانه هاي سرمايه داري ياد مي کرد که در ذات خود شورشي و انقلابي است.

مفهوم مداخله گري در جريان رخدادهاي روزمره که به بهترين شکل خود را در روزنامه نگار شهروند يا وبلاگ نويس نشان مي دهد براي نخستين بار جايگاه روزنامه نگار به عنوان داناي کل فخر فروش، راوي يگانه و قدرت مطلق نظام اطلاع رساني را به چالش کشيد.

و نه تنها چالش که ميليونها گزارشگر در همه جا پديد آورد و به اين ترتيب هم تمرکز و انحصار منابع را از ميان برد و هم رسانه هاي جريان اصلي را ناچار به بهره وري از محصولات خود ساخت.

جهاني که همه در آن مي بينند، نظر مي دهند، مي نويسند، نقد مي کنند، گزارش مي کنند و خبر مي دهند جهاني است که به آنچه انديشمندان نخستين يونان از دمکراسي ياد کرده اند بيشتر نزديک است تا مفهوم قرن نوزدهمي و بيستمي دمکراسي ليبرال.

دمکراسي قرن بيست ويکمي با اينترنت چيزي بيش از يک سرگرمي صرف است، مداخله در پديدارهاي سياسي/اقتصادي/ فرهنگي و اجتماعي زندگي و ارتقاء مردم از مصرف کننده خوراک اطلاعاتي به خالق اطلاعات.

در اين ميانه اينترنت با وجود آنکه عمرش به دو دهه نرسيده است بيش از هر پديدار فرهنگي ديگري زندگي اجتماعي بشر قرن بيست و يکمي يا حداقل بخشي از طبقه مالک آن را تغيير داده است و خود نيز تغيير کرده است.

دمکراسي ديجيتالي با اينکه مفهومي تازه در نظريه هاي ارتباطات است اما قابل پيش بيني است که تا پيش از پايان ربع اول اين قرن به شمايل تازه زندگي تعاملي(با رسانه هاي چند وجهي تازه اش) مردم در بسياري از کشورها بدل شود.

دو دهه بيشتر دانشمنداني که در آزمايشگاه هاي خود بر روي اين شبکه ارتباطاتي تازه کار مي کردند شايد نمي دانستند گستردگي و تاثير اين پديده تازه در کمتر از دو دهه تا کجا پيش خواهد رفت، برخي از نامه نگاريهاي آنها روشن مي سازد که تصور آنها از اين شبکه ارتباطي تازه حداکثر امکان ارتباط موسسات تحقيقاتي با يکديگر و انتقال سريع داده ها بوده است، عجيب است که چنين تصوري را گراهام بل، برادران لومير و ولادمير زورکين در مورد تلفن، سينما و تلويزيون هم داشتند. اما عجيب تر آن است که وقتي ما پانزده سال بعد اين نوشته را در باره پانزده سالگي اينترنت مي خوانيم پوزخند نزنيم.

منتشر شده در روز  ،  پنجشنبه 19 اردیبهشت 1387 [2008.05.08]

روزنامه اینترنتی روز

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:3  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

در حاشیه نمایش فیلم "ثریا" در تلویزیون های آلمان، اتریش و فرانسهاميد حبيبي نيا

زندگی خاندان سلطنتی و زوایای گوناگون آن که بیانگر جلال و عظمت قدرت اشرافی است، گاه گاه برای رسانه های جریان اصلی (Main Stream Media) سوژه خوبی است.به ویژه اگر سوژه فیلم سرگذشت یک شاهزاده زیبای غربی در کشوری عقب مانده باشد که دیگر بهتر!

چندی پیش شبکه های اصلی و دولتی سه کشور اتریش، آلمان و فرانسه بطور هم زمان یک فیلم تلویزیونی بسیار سطحی و از نظر پروداکشن تلویزیونی، در رده "ج"، به نام "ثریا" را نشان دادند؛ که نه تنها واقعیات مسلم تاریخی در باره وقایع دوران کودتای امپریالیستی 28 مرداد که مربوط به زمان حضور ثریا اسفندیاری در دربار به عنوان ملکه می شد تحریف کرده بود، بلکه توهینی آشکار به ایران و ایرانیان را دربرداشت و با وجود نمایش هم زمان آن از سه کانال پر بیننده در سه کشوری که شمار ایرانیان در آن نیز کم نیست، نگارنده پس از سه هفته مداقه هیچ صدای اعتراضی را در این باره نیافت و این نکته از نمایش این فیلم بی ارزش تاسف بارتر است!
"ثریا " داستان تحریف شده زندگی ثریا بختیاری اسفندیاری، ملکه سابق حکومت سرنگون شده پادشاهی در ایران، است. به روایت فیلم : دختری باهوش و غربی ( ثریا بهرحال آلمانی تبار قلمداد می شود)، حساس و روشنفکر که قربانی جنگ قدرت درباری نسبتا فاسد می شود؛ یعنی همان داستان شاه و پریان غربی با مخلوطی از کمپلکس سیندرلا!



از کیفیت نازل فیلم (که در دو قسمت یک هشتاد دقیقه ای در شبکه های سه کشور نمایش داده شد) که بگذریم، کارگردان و سناریست ها حتی همین کلیشه رایج و دستمالی شده شاهزاده خارجی (یعنی غربی) گرفتار در چنگال توطئه های دربار کشور میزبان را هم نتوانسته اند خوب از کار در بیاورند. از همین رو علیرغم تبلیغات کانال اول در آلمان این فیلم تلویزیونی مطلقا هیچ توجهی را جلب نکرد.
شخصیت پردازی های فیلم نیز بر اساس همین کلیشه بدون توجه به مستندات تاریخی سطحی و تک بعدی از آب در آمده است؛ محمد رضا پهلوی شخصیتی سمپاتیک با سیمایی مدرن است که سعی می کند جایگاه خود را در جنگ قدرت درونی و البته مبارزه با کمونیستها حفظ کند. مصدق نخست وزیری مزور است که با تکیه بر کمونیست ها می خواهد کشور را به بلوک شرق پیوند بزند. سمیرا و خانواده شاه نیز در پی حذف ثریا به عنوان غریبه ای مزاحم از قدرت هستند.
در عالم واقعیت اما نه محمد رضا پهلوی شخصیتی سمپاتیک بود و نه حتی مدرن، او تنها با تکیه بر زور اسلحه و ترور قدرت خود را حفظ می کرد. سمیرایی در عالم واقع وجود ندارد؛ بلکه اشرف خواهر دو قلوی شاه که گاه به طعنه می گفت اگر او مرد بود حکمران بهتری از شاه می شد ( البته سابقه فساد گسترده و قاچاق مواد مخدر وی، شیوه این حکمرانی بهتر را قابل تصور می کند!) بازیگردان اصلی حذف ثریا از قدرت بوده است.
حال این سوال پیش می آید که چرا نام اشرف در این فیلم که قرار است روایتی تاریخی از ملکه سابق حکومت شاهنشاهی ایران باشد به سمیرا تغییر می یابد؟؛ شاید قرار بوده تا با این تغییر نام وجهه شاهزاده اشرف در نزد مخاطبان غربی محفوظ بماند!
و اما مصدق مردی کوتاه قد ، چاق و مزور به روایت فیلم که نسخه بدل نخست وزیر حیله گر افسانه های شاه و پریان است می کوشد تا اساس نظام سلطنتی که باز به روایت فیلم محبوب مردم گرسنه و بیکار و عقب مانده است، را براندازد.
در عالم واقعیت اما دکتر محمد مصدق یک سیاستمدار ناسیونالیست بود که بر خلاف برخی از یارانش (مانند گرامی یاد دکتر حسین فاطمی) هیچ گاه خواستار القای سلطنت و تبدیل ایران به جمهوری نبود .

اشتباه تاریخی مصدق به خاطر جلوگیری از قدرت گرفتن حزب توده ( که هیچ گاه در تاریخ حیاتش نه تنها کمونیست نبود بلکه چپ به معنای عام کلمه هم نبود) برای عدم مقاومت عملی در برابر کودتای دوم سبب شد تا یک فرصت تاریخی برای دگرگونی های اصولی و ترقی در ایران از کف برود.
همدستی روحانیت که بیش از هرچیز مخالف قدرت گیری حزب توده بودند با دربار و بی عملی ملی گرایان در برابر کودتا سبب شد تا کار کودتاگران به رغم افشا شدن قصد و نیت آنان به راحتی با کمک مشتی بدکاره و لمپن به راحتی پیش برود.
از سوی دیگر خیانت تاریخی سران حزب توده که گویی منتظر فتوای برادر بزرگتر نشسته بود (توجیهاتی هم که پس از آن سران این حزب در باره بی عملی خود کردند عذر بدتر از گناه بود) نیز خیال کودتاگران را برای مقابله با مقاومت سازماندهی شده راحت کرد؛ برخی از کادرهای حزب توده خود به رکن دوم ارتش پیوستند و دستگاه جهنمی ساواک را برای شکار، تعقیب و ترور جوانان آزادیخواه راه انداختند و یا با نوشتن توبه نامه هایی مفتضح هم از زندان نجات یافتند و هم به آب و نانی رسیدند!
در همین حال جانفشانی های کسانی چون سرهنگ سیامک و سروان خسرو روزبه و ده ها تن دیگر که بدون توجه به تسلیم سران حزب توده، با مرگ پرافتخار خود برگ های تازه ای به جنبش ترقی خواهی و آزادی خواهی ایران افزودند، دهشت سفاکی کودتاگران را از یک سو و خیانت سران حزب توده را از سوی دیگر بیشتر نمایان می سازد.
روایت تحریف شده "ثریا " اما نشان می دهد که کمونیست ها با پرچم های سرخ خود سوار بر کامیون ها نظم شهر را بر هم میزنند، به نانوایی ها حمله می کنند و زنان چادری هم برای آنان هلهله می کنند !
پروداکشن درجه سه فیلم اما قادر به نمایش ابعاد این شورش خطرناک کمونیست ها نیست و تنها به چند نما از حمله به یک نانوایی و غارت نان های آن (که البته مانند همه چیز فیلم شباهتی به نان های متداول در ایران ندارد) خلاصه می شود!
بنابراین ارتشیان غیور البته با کمک CIA، شعبان بی مخ و سفیر آمریکا موفق می شوند این شورش را سرکوب و نظم(!) را مجددا برقرار کنند؛ البته آن ها کمی خشن به نظر می رسند ولی شاه قول می دهد که پس از مدتی همه را سر جای خودشان بنشاند!
به این ترتیب ملکه غربی فیلم پس از حذف یک رقیب، خود را رویاروی توطئه های تازه دربار می بیند و سرانجام در حالی که در دورانی خطیر با محمد رضا همراه بوده است، با ترک کشور و رفتن به سوئیس دربار را ترک می کند.


روایت فیلم اما برای آن که مخاطب غربی را بر اساس کلیشه های رایج به خوبی با افسانه سرایی های هالیوودی همراه سازد، پر است از تحریفات تاریخی و بازنمایی های توهین آمیز.
مثلا سربازان وفادار به مصدق یونیفورمی تیره به تن دارند که شبیه یونیفورم ارتش شوروی است و کودتاچیان یونیفورم های روشن .

زاهدی فرمانده ایی شجاع است که با هدایت مردم به جلوی خانه مصدق، فرمانده محافظان خانه وی را در حالی که سربازان از شلیک به سوی هم قطار های خود طفره می روند، وادار به اطاعت می کند. ( آیا شما مشابه این صحنه را در صدها فیلم دیگر درباره جنگ داخلی ندیده اید؟ ) در فیلم البته اشاره ای به جنایات و مقدمه چینی هایی که کودتاگران برای تدارک کودتا انجام می دهند، از جمله ترور سرتیپ افشار طوس، رئیس شهربانی دولت محمد مصدق و یا تطمیع کاشانی و روحانیون برای فراخواندن پیروان خود به مبارزه با کسانی که شعار جمهوری را سر می دادند نمی شود.
واقعیت این است که در فاصله چند روزه ناکام ماندن یک کودتا در 25 مرداد این خود مردم بودند که خواستار براندازی نظام شاهنشاهی و تبدیل کشور به جمهوری شدند و مجسمه های شاه را در سراسر کشور پائین کشیدند.
اما در فیلم چنان نشان داده می شود که تبدیل کشور به جمهوری به معنای پیوستن به بلوک شرق است و این در حالی بود که مصدق امیدوار بود با استفاده از رقابت آمریکا و انگلستان بتواند با توجه به ملی شدن نفت ،نظام مشروطه را در ایران مستقر کند؛ اما انگلستان و آمریکا البته خواهان مالکیت بی چون و چرا و بی دغدغه بر چاه های نفت ایران بودند؛ بنابراین بار دیگر شاه فراری را (که جرات بازگشت به کشور را نداشت و تقریبا به اجبار چند روزی پس از کودتا او را به ایران بازگرداندند) به زور سرنیزه به ایران برگرداندند.
در این فیلم اما هر بار که شاه و ملکه از کاخ خود بیرون می آیند مردم روستایی، زنان چادری و طرفداران شاه در دو سوی جاده صف کشیده اند و برای او ابراز احساسات می کنند!
اما واقعیت این است که بسیاری از زنان در آن زمان بدون چادر بودند و اگر چه برخی از هواداران حزب توده ( به عنوان همنوایی با زنان زحمتکش ) روسری بر سر داشتند ولی بر اساس عکس ها و فیلم هایی که از آن زمان موجود است، زنانی که در تظاهرات شرکت می کردند چادر نداشتند. اما پوشش چادر اصولا متعلق به اواخر سال 57 است که مذهبیون کوشیدند تا با همگانی کردن آن در برابر نیروهای چپ صف آرایی کنند و بعد از رسیدن به قدرت نیز آن را به عنوان حجاب برتر، اجباری کردند.
این فیلم که در مراکش تصویر برداری شده است نه تنها با فضای عربی ( مثلا در لوکیشن های کاخ که المان های عربی را نمایان می سازند) خود، تصور این که ایران یک کشور عربی است را در مخاطب نا آشنای غربی تقویت می کند، بلکه به نظر می رسد گروه تولید فیلم جز رعایت برخی ملاحظات (از جمله تغییر اسامی و ...) از مشاوره هیچ ایرانی ایی در فیلم بهره نگرفته است (حتی پلاکاردهایی که در دست مردم است نیز به جای فارسی تقریبا عربی نوشته شده اند!) تا حداقل فضا سازی های فیلم برای مخاطب آشنا با فرهنگ ( و نه حتی تاریخ ) ایران قابل قبول ( یا حداقل قابل تحمل ) به نظر برسد.
اما نمایان ساختن شخصیت های تک بعدی برای روایت کردن داستان شاه و پریانی و تخفیف دادن یک جنبش پرشور و گسترده دمکراسی در آن سال ها به یک بازی سیاسی درباری و ترسیم چهره ای عقب مانده و دنباله رو از مردمی که در ظرف چند روز از شعار جمهوری خواهی توسط کمونیست ها با شعار زنده باد شاه به خانه مصدق هجوم می برند توهینی آشکار به مردم ایران است.
اگر چه نوشتن در باره این فیلم بی ارزش نوعی وقت تلف کردن است، اما نباید از نظر دور داشت که به تازگی برخی کسانی که در سال 57 از بیم مجازات توسط مردم به خارج از کشور گریخته اند تلاش وسیعی را برای تحریف تاریخ با توجه با گستردگی جمعیت جوانان زیر سی سالی که به منابع تاریخی دسترسی چندانی ندارند و تحت بمباران تبلیغاتی رسانه های بیست و چهار ساعته آنان قرار دارند به خرج می دهند تا راه بازگشت خود را با کمک یک کودتا یا مداخله نظامی آمریکا ( که برای آن شمارش معکوس هم اعلام می کنند) هموار کنند و بار دیگر به غارت و چپاول سرمایه های کشور بپردازند، آغاز کرده اند. انتشار کتاب فرح دیبا و توری که او برای این کتاب شکست خورده (که هیچ توجهی را جلب نکرد) راه انداخت و برجسته سازی آن توسط ده ها رسانه سلطنت طلب لوس آنجلسی تنها یک نمونه است. نمونه سطحی تر آن البته شعبده بازی یکی از طرفداران شووینیست سلطنت طلب ها در پاریس است که چندی پیش مدعی شد دختر ثریا اسفندیاری را یافته است و البته چندان مشتری جلب نکرد!
شاید فیلم "ترمینال"استیون اسپیلبرگ پدرخوانده کارخانه رویاسازی هالیوود که روایتی تحریف شده از ماجرای یک پناه جوی ایرانی است، را نیزبتوان در کنار این جریان سازی رسانه های مسلط قرار داد (که در یادداشتی دیگر به آن نیز خواهم پرداخت).
واقعیت این است که جریان مسلط فرهنگی و رسانه ای سعی می کند با تک صدایی و انحصاری کردن وانموده های خود، چنین القا کند که بورژوازی مدرن غربی (از نوع غیر اسلامی یا کمتر اسلامی اش) ظاهری متمدانه تر دارد؛ البته برای این جریان، ظاهر اصولا مهم تر از ماهیت است. به همین دلیل است که زمانی برای خاتمی خندان هلهله می کرد و او را همتای گورباچف قلمداد می کرد و اکنون به دنبال یافتن آلترناتیوهای دیگری از درون رژیم ( چون شیرین عبادی ) است.
اگر فرض کنیم که ماهیت این جریان سازی ها نتیجه ای جز فیلم هایی از دست "ثریا"
به دست نمی دهد، اما هشیاری و آگاه سازی و یا اعتراض جامعه یک و نیم میلیون نفری ایرانیان خارج از کشور (یا حداقل دویست هزار نفری ساکن این سه کشوری که فیلم در کانال های دولتی آنها به نمایش در آمده است) سبب خواهد شد تا این جریان نتواند با خیال راحت هر خوراک مسمومی را به خورد مخاطب خود بدهد.

در حاشیه:
مشخصات فیلم
کارگردان:لودویکو گاسپارینی
فیلمانه : ژاکلین فیتر و دیوید سلتر
بازیگران : آنا والی( ثریا) ،اول ساندر(شاه ) ،ماتیلدار می ( شمس)،کلود براسوئر( مصدق )
فیلمبرداری:فابیو زامریون
موسیقی:آندره آ گوئرا
محصول:ایتالیا ، فرانسه ، آلمان 2004
معرفی فیلم در کانال تلویزیون اول دولتی آلمان
عکس هایی از ثریا اسفندیاری
عکس هایی از فیلم
زندگی نامه و کارنامه هنری- سینمایی ثریا اسفندیاری بختیاری به زبان ایتالیایی

Film on Soraya's life finished in Morrocco

29 خرداد 1383
ناکجاآبادی که وطن من نیست

منتشر شده در: خبرنامه گویا

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:26  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

روزنامه نگار ایرانی از رسانه‌های ایران و پوشش خبری ایران در آمریکا سخن می‌گوید 

شبکه بین المللی روزنامه نگارانسی و دو سال پیش در کارگاه موسیقی رادیو تلویزیون ملی ایران برای اجرای برنامه قصه گویی برای کودکان انتخاب شدم."

امید حبیبی نیا یک روزنامه نگار، محقق رسانه و منتقد سینما است که مانند بسیاری از روزنامه نگاران ایرانی به خاطر فضای بسته این کشور، آن را ترک کرده است. حبیبی نیا که سابقه طولانی درتلویزیون دارد ، از کارکنان سابق سازمان صدا و سیما است،  و هم اکنون ساکن سوئیس است. او مطالبش را در چند سایت مختلف چاپ می کند و همچنین وبلاگی به نام آینه های روبرو دارد و نوشته هایش را آنجا گردآوری می کند.  امید حبیبی نیا هنگامی که برای گرفتن دکترا در دانشگاه به تحصیل می پرداخت ، پس از فشارهای فراوان مجبور شد که  از ایران خارج شود. با این حال  او هم چنان نسبت به آینده  امیدوار است.  

حبیبی نیا به تازگی تحقیقی را درباره پوشش خبری شش رسانه فارسی زبان مستقر در آمریکا و اروپا به پایان رسانده است. حبیبی نیا در تحقیق خود محتوای خبری رسانه های فارسی زبان بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، رادیو فردا، رادیو صدای آلمان، رادیو زمانه و گویا نیوز را بررسی و تحلیل کرده است.

 

 vspace=

همان طور که در نمودار زیر دیده می شود، حجم اخبار فرهنگی صدای آمریکا و سایت گویا از داخل ایران کمتر از رادیو صدای آلمان و رادیو زمانه است. رنگ سبز در این نمودار بیانگر اخبار فرهنگی و رنگ نارنجی اخبار سیاسی است.G

تحقیق حبیبی نیا همچنین بیانگر اهمیت اخبار خارجی در ایران است. اخبار خارجی در صفحه نخست هر کدام از شش رسانه مورد تحقیق حبیبی نیا جایگاه مهمی دارد. بر اساس نتیجه تحقیقات حبیبی نیا، وب سایت بی بی سی فارسی به خاطر محتوا و ساختارش پرطرفدارترین در بین مخاطبان است.

حبیبی نیا که در ایران در زمینه فیلم سازی تحصیل کرده استG ، درباره سایر جنبه های رسانه های ایرانی هم تحقیق کرده است. او در سال 2006 در گزارشی با عنوان "تضاد در رسانه های ایران" که در وب سایت خبری اومهی نیوز کره جنوبی منتشر شد، نوشت: "در ده سال گذشته فرهنگ عامه تاثیر بیشتری بر رسانه های دولتی داشته است تا این رسانه ها بر فرهنگ مردم. شصت درصد جمعیت شهری در ایران بیننده شبکه های ماهواره ای است و این باعث شده تلویزیون دولتی به پخش فیلم ها و سریال های آمریکایی و غربی مجبور شود. از آنجایی که بسیاری از صحنه های این فیلم ها را نمی توان در تلویزیون اسلامی نشان داد، داستان فیلم را تغییر می دهند و یا با استفاده از جلوه های ویژه، فیلم را قابل پخش می کنند."

حبیبی نیا همچنین به تازگی تحقیق دیگری را با عنوان "رسانه و ارتباطات در ایران: از یکصد سالگی قانون مطبوعات تا پورنوگرافی" به پایان رسانده که تاریخ مطبوعات این کشور را از زمان تصویب نخستین قانون مربوط به آن در صد سال پیش بررسی می کند. G

آی جی نت با حبیبی نیا مصاحبه ای کرده که بخش هایی از سخنان او را در زیر می خوانید:

 
آی جی نت: تجربه شما به عنوان یک روزنامه نگار در ایران چه بود؟ موانع و چالش های پیش روی شما و دیگران چه بود؟

حبیبی نیا: تجربه چند ساله من در بخش خبرهای پژوهشی صدا و سیما که در قسمت اینترانت آن کار می کردمG و بعدها که تهیه کننده آن لاین و مولتی میدیا در بخش فارسی بی بی سی شدم و پیش زمینه تحقیقاتی ام نشان می دهد که رسانه های فارسی از ضعف شدید کار در زمینه مطالب چند رسانه ای، قالب و محتوا رنج می برند. سایت های خبری، رادیوها و تلویزیون های ایرانی ها در کنار روزنامه ها و نشریاتشان در خارج از کشور با وجود تنوع و کمیت شگفت آوری که دارند، به شدت غیر حرفه ای و ضعیف با امکانات و بضاعت کم هستند. به عنوان مثال حدود یکصد رادیو فارسی زبان و شصت تلویزیون فارسی زبان در خارج از ایران فعالیت می کنند. در حال حاضر بهترین آنها رسانه هایی هستند که توسط کشورهای دیگر برای ایرانی ها راه اندازی شده اند مثل بی بی سی، رادیو فردا و تا حدی رادیو زمانه.

روزنامه نگاران ایران در سالهای قبل کمتردانش آموخته ارتباطات، روزنامه نگاری یا رشته های مرتبط بودند و بیشتر بطور تجربی روزنامه نگاری را آموخته بودند. اما در سالهای اخیر با رشد رشته ارتباطات در ایران، بسیاری از روزنامه نگاران ایرانی دانش آموخته رشته  ارتباطات هستند و مبانی نظری کار رسانه ای را به خوبی می دانند. با این حال هنوز روزنامه نگاری در ایران بیشتر در قالب رسانه های چاپی معنا می شود.

آی جی نت: چرا شما از اتحادیه صنفی روزنامه نگاران که تنها سازمان حمایت کننده از روزنامه نگاران در ایران است، انتقاد دارید؟

حبیبی نیا: به نظر من روزنامه نگاران ایرانی فاقد یک تشکیلات منسجم و هماهنگی برای حمایت از آنها در موارد نیاز هستند. به خاطر وجود دیکتاتوری در طول تاریخ ایران، روزنامه نگاران این کشور هیچ گاه نتوانسته اند از یک تشکیلات قابل اعتماد و واقعی برخوردار شوند.

اتحادیه صنفی روزنامه نگاران ایران که اعضای آن از اعضای دولت سابق هستند، گردهمایهای پراکنده ای را در اینجا و آنجا برگزار می کند. اما زمانی که روزنامه نگاران بازداشت و زندانی می شوند، هیچ تشکیلات ملی برای حمایت از آنها وجود ندارد و اتحادیه از قدرت لازم برای حمایت از آنها برخوردار نیست. تنها کاری که اتحادیه انجام می دهد، صدور بیانیه است. ما به سازمانی نیاز داریم که برای روزنامه نگاران فعالیت کند و در مواقع نیاز از آنها به صورت منسجم و عملی حمایت کند.

امید حبیبی نیا

تمام مبارزه انجمن صنفی روزنامه نگاران که گردانندگان اصلی آن خود سابقه همکاری با حکومت را دارند،صرف برگزاری جلسات سخنرانی و اعتراض های نمادین می شود. با این حال روزنامه ها پیاپی توقیف می شوند، روزنامه نگاران بازداشت، ربوده یا احضار می شوند و هیچ اعتراض یک پارچه و منسجمی مانند یک اعتصاب سراسری و پیگیر رخ نمی دهد.

آی جی نت: عواملی که آینده روزنامه نگاری را در ایران مشخص می کنند، چه هستند؟

حبیبی نیا: به نظر من نسل جدید روزنامه نگارانی که ظرف هفت-هشت سال گذشته وارد این عرصه شده اند و اغلب جوانان تازه نفس تحصیل کرده هستند، به تدریج به این محافظه کاری تاریخی خاتمه می دهند. البته مانند هر کشور دیگری که رسانه ها در آن محدود هستند، فعالیت رسانه های مستقل در ایران هم مشکل است. 

حمایت سازمانهای بین المللی و انجمن های روزنامه نگاری و حامی آزادی بیان از روزنامه نگاران ایرانی سبب افرایش دلگرمی آنها می شود ولی وجود یک مرکز یا سایت اطلاع رسانی ویژه برای این کار  ضروری به نظر می رسد.

آی جی نت: با توجه به این که وضع فعلی در ایران برای برگزاری دوره ها و کارگاه های آموزشی موسسه های خارجی در ایران مناسب نیست، سازمان هایی مانند مرکز بین المللی خبرنگاران چگونه می توانند به همکاران ایرانی خود کمک کنند؟

حبیبی نیا: دروس آن لاین برای روزنامه نگاران ایرانی بسیار مفید خواهد بود نمونه آن در بی بی سی تراست تحت عنوان آی لرن نیز انجام شد که البته به گروهی خاص محدود ماند ولی با دوره های حضوری نیز همراه شد. دوره های آن لاین به ویژه اگر به صورت تعاملی و مشارکت گروهی باشد برای روزنامه نگاران ایرانی در زمینه های مختلف روزنامه نگاری امروز مفید خواهد بود به ویژه زمینه های تخصصی و مباحث مربوط به حقوق رسانه ها و گرایش های تازه در روزنامه نگاری.

روزنامه نگاران ایرانی به آشنایی با سازمان های رسانه ای بین المللی، کاربرد مولتی میدیا و روشهای نوین روزنامه نگاری نیاز دارند. در زمینه روزنامه نگاری آن لاین، رادیویی یا تلویزیونی روزنامه نگاران ایرانی هنوز تجربه و دانش زیادی ندارند و آموزش هایی در این زمینه ها برای آنها لازم است. به علاوه زمینه های تخصصی مانند روزنامه نگاری علمی، اقتصادی، سیاسی و بین المللی نیز هنوز در ایران خوب جا نیافتاده است و هنوز نیازمند روزنامه نگاران بیشتری هستیم که در این زمینه ها به صورت تخصصی کار کنند. روزنامه نگاری چند رسانه ای در حال حاضر به بخش مهمی از این صنعت در سراسر جهان تبدیل شده است و باید بیشتر از قبل به نقاط قوت و ضعف آن بپردازیم.

آی جی نت: به عنوان کسی که در اروپای غربی زندگی می کند، آیا به پوشش خبری رسانه های آمریکایی از رخدادهای ایران انتقادی دارید؟

حبیبی نیا: در مورد روزنامه نگاران آمریکایی من شخصا تجربه خوبی با برخی از آنها نداشته ام زیرا بارها از من نظر خواسته اند ولی چاپ نکرده اند. یک نمونه مربوط به یک مجله پرطرفدار بود که یک ایرانی با نام آمریکایی از من نیز در کنار روزنامه نگاران و فعالان سیاسی در باره عملکرد خاتمی نظر گرفت ولی در نهایت وقتی مقاله اش منتشر شد همگی به ستایش خاتمی پرداخته و کامنت من که در مخالفت با خاتمی بود منتشر نشده بود. این اتفاق در سالهای گذشته البته بارها توسط روزنامه نگاران آمریکایی یا اروپایی دیگر نیز تکرار شده است، آنها چیزی را که دوست دارند تو بگویی منتشر می کنند.

 این امر نه تنها در مورد روزنامه نگاران آمریکایی بلکه ایرانی ها یا ایرانی- آمریکایی هایی که در رسانه های آمریکایی کار می کنند نیز صادق است، اغلب آنها مطابق جریان اصلی و حاکم پیش می روند اگر یک روز طرفداری و بت سازی از خاتمی مد روز است، همه طرفدار خاتمی می شوند و اگر یک روز شیطان و اهریمن سازی از احمدی نژاد همگی ضد او می شوند. در اغلب تحلیل ها، گزارشها و مقالات روزنامه ها و یا گزارشهای تلویزیونی از آمریکا من نوعی دوری و عدم درک صحیح از ایران را می یابم و به نظرم بهترین راه برای آنکه به شناخت بهتری از ایران برسند رفتن به ایران است و گفتگو با همه است نه آنکه بروند ایران و فقط با چند سیاستمدار خارج از گود اصلاح طلب دیدار کنند، با دانشجوهای چپ، با خوانندگان زیرزمینی، با فعالان کارگری، با روزنامه نگاران محلی با مردم کوچه و خیابان تا دریابند واقعا در ایران چه می گذرد.

آی جی نت: برای بهبود وضع چه می شود کرد؟

حبیبی نیا: بیشتر از یک میلیون ایرانی در آمریکا زندگی می کنند و ایران مورد توجه خیلی از آمریکایی ها است. در 50 سال گذشته شاهد خوب و بدی های زیادی در روابط دو کشور بوده ایم. دوست دارم شاهد رابطه بهتری بین روزنامه نگاران ایرانی و آمریکایی باشم. مهم این است که در نهایت ایرانی ها و آمریکایی ها  به خوبی با هم کنار خواهند آمد و مهم نیست که دولت هایشان همراهی بکنند یا خیر.

منتشر شده در: شبکه بین المللی روزنامه‌نگارانشبکه بین المللی روزنامه‎‌نگاران

05/03/2008


چند توضیح: این مصاحبه از میان یک مصاحبه بسیار مفصل در باره وضعیت روزنامه نگاری و آزادی بیان در ایران در شبکه بین المللی روزنامه نگاران تنظیم شده است که اگر چه به اعتقاد من بخش مهمی از آن که در باره وضعیت کنونی رسانه های فارسی زبان در داخل و خارج از کشور بود می توانست برای سایر روزنامه نگاران آگاهی بخش باشد، اما در نهایت برای سردبیر بخش فارسی این بخش مهم تر به نظر رسیده است.

Bبه نظر من ترجمه نام IJNET شبکه بین المللی روزنامه نگاران است به همین دلیل از این عنوان به جای عنوانی که در بخش فارسی آن آمده است استفاده کرده ام.

Bمنظور از تحقیق در باره صدمین سالگرد قانون مطبوعات و... گزارشهای هفتگی در باره رخدادهای رسانه در سایت رادیو زمانه بود که هم اکنون انتشار آنها متوقف شده است.

Bمن علاوه بر سردبیری بخش اخبار پژوهشی در اینترانت معاونت سیاسی صدا و سیما، تهیه کننده برنامه های رادیویی و تلویزیونی، دبیر خبر شبکه خبر، معاون گروه تحقیقی رسانه ها، مدیر گروه Think Tank برنامه ریزی و مناسبت ها، کارشناس طرح و برنامه ریزی معاونت سیما و عضو گروه Think Tank ارتقا سطح کیفی خبرنگاران صدا و سیما نیز بودم.

Bمقاله تحقیقی در باره بررسی سایت های خبری فارسی در سایت رادیو زمانه در اینجا و اینجا منتشر شده است.

Bمن در ایران در رشته های تحقیق در علوم ارتباطات، کارگردانی سینما و روانشناسی بالینی تحصیل کرده ام.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 21:53  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

شکست صدا‌و‌سیمای جمهوری‌اسلامی در ایجاد همگرایی سیاسی در زمان انتخابات هفتم مجلس اسلامی

تحلیل شناختی/گفتمانی رسانه توتالیتار

 

 

در این بررسی برنامه های سیاسی و خبری صدا و سیما دو شبکه اول و دوم (که درحدود نود و پنج درصد از مناطق کشور قابل دریافت است و بیشترین مخاطب بالقوه را دارند) در فاصله روزهای بیست و پنجم بهمن ماه تا اول اسفند ماه مورد مطالعه قرار گرفته است.


اشاره:
این تحقیق ماه گذشته در حاشیه یک کارگاه آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی مدیریت ارتباطات ارائه شد، اما به دلیل آن که برای مخاطب متوسط چندان قابل استفاده نیست ، ضمن خلاصه کردن تا حدی ساده و بازنویسی شد که مخاطبان متوسط بتوانند از آن بهره بگیرند ، یاد آوری می کنم که نتایج این تحقیق که بخشی از تز دکترای پژوهشگر و بخشی از مقاله وی در بیست و پنجمین کنفرانس بین المللی پژوهشگران ارتباطات ( برزیل ، پرتو آلگره) است ، به زودی در یک فصلنامه علمی بین المللی ارتباطات سیاسی درج خواهد شد .


نقش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان رسانه انحصاری در زمنیه پخش برنامه های رادیویی و تلویزیونی برای پاسداری از مشروعیت سیاسی و همگرایی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی از طریق پروپاگاندا حیاتی به نظر می رسد.
از همین رو بررسی و تحلیل آن می تواند به دستیابی درک روشن تری از کارکردها و ناکارآیی های رویکرد های دگماتیک به رسانه و میزان نفوذ و نیز محتوای واقعی برنامه های سیاسی و سرگرم کننده آن کمک کند.
در این بررسی برنامه های سیاسی و خبری صدا و سیما دو شبکه اول و دوم (که درحدود نود و پنج درصد از مناطق کشور قابل دریافت است و بیشترین مخاطب بالقوه را دارند) در فاصله روزهای بیست و پنجم بهمن ماه تا اول اسفند ماه مورد مطالعه قرار گرفته است.
نتایج اولیه نشان می دهد که صدا و سیما در این یک هفته در این دو شبکه حدود پنجاه درصد از برنامه های خود را به تبلیغ آشکاربرای شرکت مردم در انتخابات اختصاص داده بود.( نمودار یک)


نمودار یک : فراوانی انواع برنامه های پخش شده توسط دو شبکه صدا و سیما در هفته منتهی به زمان انتخابات مجلس هفتم ( حبیبی نیا، امید؛1383)
آن چنان که این نمودار نشان می دهد حجم بالای این کارزار سیاسی نشانگر آن است که مدیران صدا وسیما با تمام توان برای بسیج و اقناع افکار عمومی به هرشکل ممکن کوشیده اند تا با استفاده از شیوه مرسوم بمباران تبلیغاتی و روش اشباع سازی مردم را به پای صندوق های رای که برای آزمون مشروعیت سیاسی رژیم اهمیت فراوانی داشت، فراخوانند.آن ها البته در این راه با درک نا کار آمدی شیوه های مرسوم دست به نوعی ساختار شکنی نیز زدند وبرخی از ترانه ها یا سرودهای محبوب مردمی را نیز در این میان پخش کردند.
به این ترتیب ما در این تحلیل با چند پارامتر رو در رو می شویم:
رسانه غالبM1=
مخاطب بالقوهA1=
مخاطب بالفعل A2=
رسانه آلتر ناتیو M2=
پویایی اجتماعی همسو شده( رسانه غالب)D1=
پویایی اجتماعی آلتر ناتیو ( رسانه آلتر ناتیو)D2=
از این قرار فرمول بندی این پروسه را می توان چنین توضیح داد:
M1.A1=D1
M2.A2=D2
به عبارت دیگر این معادله را می توان چنین تعریف کرد:
(M1.M2)(A1.A2)= D
اکنون با بهره گیری از رویکرد تحلیل شناختی به بررسی چند نمونه از روشهای القایی این برنامه ها می پردازیم. ( جدول یک )


جدول بررسی عناصر و مولفه های برجسته سازی شده توسط صدا و سیما ( ا. حبیبی نیا 1383)
آن چنان که جدول بالا نشان می دهد،رفتار رسانه ای صدا وسیما دقیقا مطابق با خصوصیات یک رسانه سلطه جوست که به جای ارائه اطلاعات دقیق به تفسیر های یکسویه و جزم گرایانه و به جای ایجاد زمینه های لازم برای مشارکت مخاطب به القای مستقیم می پردازد.
آن چنان که فیسک ( 1993) می گوید ما در اقناع با چند مولفه سر کار داریم:
- انتقال کامل پیام هدف
- ایجاد انگیزه برای دریافت (و به تعبیر پست مدرنیستها مصرف اطلاعات)
- درک نسبتا کامل از سوی مخاطب
- ایجاد همگرایی با پیام از سوی مخاطب
- روشن سازی هدفهای تغییر انگیزش و رفتار هدف
- انتظار برای ایجاد تغییر در مخاطب
اما واقعیت آن است که تئوری اقناع به ویژه اگر با شیوه های تزریقی و یکسویه ( بالا به پائین) همراه باشد در اغلب موارد منجر به انفعال مخاطب می شود و به طریق اولی به جای تغییر شناختی به واکنش شرطی مخاطب می انجامد.
این شرایط آن گاه وضعیتی نامتعادل تر به خود می گیرد که اولا رسانه غالب از محبوبیت چندانی در میان اکثریت جامعه بر خودار نباشد و ثانیا پیام های مخالف خوان از قابلیت های زیادی برای ایجاد تحرک و پویایی اجتماعی به سوی اهداف معارض برخوردار باشند.
به این ترتیب می توان با فرض آزمون معادله بالا از بررسی پارامتر های زیر به نتایجی برای ارائه تحلیل شناختی / گفتمانی دست یافت:

میزان تبلیغات مداوم صدا و سیما ( در این بررسی دو شبکه اصلی سیما ج.ا ) حدود پنجاه درصد ساعات اصلی پخش، میزان پراکنش پیام های مخالف خوان از طریق رسانه های معارض ( از طریق اینتر نت، رادیو های فارسی زبان و شبکه های ماهواره ای ) ، مخاطب بالقوه حدود چهل میلیون جمعیت حائز شرایط برای رای دادن، مخاطب بالفعل ( کسانی که به هر دو رسانه ها دسترسی دارند، کسانی که بیشترین میزان مشارکت را در مسائل سیاسی دارند) .
اکنون به آمار رسمی منتشره از میزان شرکت کنندگان در انتخابات می پردازیم:
بر اساس این آمار میزان شرکت کنندگان در 39885 شعبه اخذ رای حدود بیست میلیون نفر اعلام شد.
بر این اساس متوسط میزان رای دهندگان در هر شعبه کمتر از پانصد نفر بوده است ، به عبارت دیگر در هر ساعت تنها 45 نفر به هر شعبه رای گیری مراجعه کرده اند .
اما آمار غیر رسمی حاکی از آن است که میزان شرکت کنندگان دراین انتخابات حدود یازده تا پانزده میلیون نفر ( و درتهران حدود یک میلیون نفر بوده است ) به این ترتیب با مقایسه دو آمار می توان فرض کرد که میزان تقریبی شرکت کنندگان در این انتخابات حدود 16.5 میلیون نفر باشد.
با فرض قرار دادن این میزان معادله بالا را بار دیگر می توان با در نظر گرفتن این متغییر ها چنین پیگیری کرد:
-حجم برنامه های تبلیغی صدا وسیما ( پنجاه درصد از زمان پخش)
یعنی حدود هفتاد (ضربدر دو) ساعت برنامه ( از دو شبکه ی سیما) در ساعات اصلی پخش برنامه (PT :19 تا 23)با فرض همین میزان برنامه در سایر شبکه های رادیویی و تلویزیونی دیگر:حدود 550 ساعت برنامه رادیویی و تلویزیونی
- حجم تبلیغات رسانه های معارض: نامعلوم
- میزان دسترسی مردم به اینترنت: حدود سی درصد ( اغلب سایت های سیاسی و خبری توسط مخابرات جمهوری اسلامی فیلتر شده اند)( اغلب جوانان زیر سی سال)
- میزان دسترسی مردم به شبکه های ماهواره ای فارسی زبان: حدود پانزده درصد( اغلب خانواده های مرفه و نیمه مرفه)( اغلب افراد بالای سی و پنج سال)
- میزان مخاطب بالفعل رادیو های فارسی زبان: حدود ده درصد( اغلب افراد بالای سی سال)
- میزان رای دهندگان بالقوه: حدود چهل ملیون نفر
- میزان رای دهندگان بالفعل: حدود شانزده میلیون نفر (آمار رسمی حدود بیست میلیون نفر )
- میزان مخاطبان بافعل صدا وسیما ( اغلب برنامه های غیر سیاسی و سرگرم کننده ) حدود هفتاد درصد.
بر این اساس صدا وسیما تنها موفق شده است همگرایی سی و پنج درصد افراد جامعه را با تبلیغات سیاسی خود برای شرکت در انتخابات جلب کند و پیام های مخالف خوان شصت و پنج درصد دیگر جامعه را از شرکت در این انتخابات بازداشته است، به عبارت دیگر ” جنبش تحریم نمایش انتخاباتی” که از سوی مخالفان جمهوری اسلامی سازمان یافته بود موفق شد مخاطبان بیشتری را به پیام های خود جذب کند . در عوض رادیو و تلویزیون و دستگاههای تبلیغاتی انحصاری جمهوری اسلامی که با سانسور مستمر کوشیدند تا مردم را به شرکت در این انتخابات ترغیب کنند شکست خوردند.
به این ترتیب به نظر می رسد ، در آینده نزدیک ما باز هم شاهد رشد و گسترش رسانه های آلتر ناتیو از سویی و بی ثمر شدن سیاستهای رسانه ای دستگاههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی در مخاطب سازی های انبوه به ویژه در زمینه همگرایی سیاسی باشیم.
اکنون با توجه به جدول یک به زمینه های شناختی تبلیغات صدا و سیما در زمینه برجسته سازی انتخابات دقت کنیم.
رسانه ها ی عام گرا و دولتی معمولا برای برجسته سازی انتخابات از چهار تاکتیک بهره می گیرند:
- تشریح موضوعات مورد بحث
- افزایش میزان بازنمایی سوژه های مورد نظر
- قاب بندی متمایز برای مخاطب سازی
- بهره گیری از لحن و آوای همنوا با تمایلات اکثریت
با نگاهی به نمونه های مورد بررسی در این تحلیل به روشنی می توان دریافت که اگر چه سیاست گزاران صدا وسیما کوشیده اند تا حدودی از این راهکارها بهره گیرند اما به دلیل تفاوتهای ارزشی میان فرهنگ سیاسی ترویج داده شده توسط فرهنگ غالب و ارزش ها و فرهنگ واقعی جامعه این تمهیدات در اغلب مواقع بی اثر یا کم اثر باقی می ماند.
موضوعی که در تحلیل شناختی ما از این برنامه ها حائز اهمیت است ، ساز و کار پردازش اطلاعات در ذهن مخاطب است.
از آن جا که بمباران تبلیغاتی صدا و سیما بطور معمول به دلیل محدودیتهای کارکردی ش از مدت کوتاهی قبل از آغاز انتخاب شروع می شود ( هر چقدر زمان این تبلیغات طولانی تر باشد با واکنش منفی بیشتری روبرو می شود و از اثرمندی باز می ماند) در نتیجه این تبلیغات بیشتر متوجه اثر گذاری بر حافظه کوتاه مدت مخاطب (STM) است.
به عبارت ساده تر این تبلیغات می کوشد تا با شرطی سازی از نوع دوم مخاطب را آماده پذیرش القائات سیاسی سازد. تاکتیک اصلی در این شیوه مطابق سیاست رسانه توتالیتار منفعل کردن مخاطب و به حداقل رساندن زمینه های نا همخوانی نگرش ها و به طریق اولی رفتار اوست. تا آن جا که رفتار هدف ( در این جا شرکت در انتخابات مجلس اسلامی ) بروز یابد.
اما بهره برداری از تاکتیک تاثیر گذاری بر حافظه کوتاه مدت مخاطب برای ترغیب وی به بروز رفتار سیاسی مورد نظر ،به دلیل ضعف های ساختاری و به لحاظ ماهیت ذاتی صدا و سیما سبب ناکارآمدی های فراوانی می شود که در این جا به چند نمونه از آن با توجه به نمونه هایی که در این جا از شیوه تبلیغات دو شبکه تلویزیونی ذکر کردیم اشاره می کنیم:
- اثر گذاری بر حافظه کوتاه مدت تنها معطوف تغییر رو ساخت نگرش و رفتار قالبی ست و نه زیر ساخت ها و پایه های نگرشهای شناختی افراد و جامعه، از همین رو تکیه بر آن برای ایجاد یک کارزار سیاسی بدون بهره برداری از مشوق ها و مکانیسم های در برگیرنده کامروایی اجتماعی که در مظاهر پویایی های اجتماعی نمود می یابد دارای ریسک بالایی ست و با محدودیتهای فراوانی روبروست.
- عوامل تاثیر گذار بر حافظه کوتاه مدت مخاطبان از تنوع بسیار زیادی برخوردار هستند و به همان میزان که می توان با بمباران تبلیغی ذهن مخاطب را درگیر پیام های هدف کرد ، به همان میزان نیز ریسک تاثیر گذاری پیام های مخالف در همین زمان و با کانالهای متفاوت نیز وجود دارد.
- اگر چه به دلیل عدم توانایی دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی برای اقناع سازی توده ها ، بهره گیری از روش تاثیر گذاری بر حافظه کوتاه مدت برای آنها به صرفه تر است ، زیرا به جای اثر گذاری بر ارزش های نهادینه جامعه ( که در بیست و پنج سال گذشته در این زمینه ناکام ما نده اند) تنها رفتار سیاسی موردنظر خود از مخاطب در یک مقطع زمانی بسیار کوتاه انتظار دارد، اما به دلیل افزایش شکاف ارزشی ( Value Gaps) میان مخاطب و این رسانه ها و عدم مشروعیت و اعتبار پیام های سیاسی این رسانه ها و ویژگی بالا به پائین و دیکته وار رسانه توتالیتار روز به روز از دامنه تاثیر گذاری آن کاسته می شود.
- پایه ریزی سیاست تبلیغ با محوریت حافظه کوتاه مدت زمانی موثر است که رسانه قبلا موفق شده باشد با جلب توجه مخاطب ، مخاطب سازی کرده باشد ، به عبارت ساده تر در این روش ،مطابق رهیافتهای تئوری یادگیری اجتماعی بندورا ( 1977) ابتدا باید توجه مخاطب را به موضوع معطوف کرد و سپس زمینه های انگیزشی این توجه را به سوی رفتار هدف با ترسیم مشوقهای لازم تقویت کرد .اما صدا و سیما به دلایل گوناگون و از جمله خصلت ایدئولوژیک خود که متاثر از تئوری های منسوخ شده اثر گذاری سوزنی ست تصور می کند مخاطب لاجرم به برنامه های سیاسی ش توجه می کند و یا از آن تاثیر می پذیرد.
با تمام این احوال نمی توان تاثیر ثانوی این برنامه ها را نادیده گرفت ، زیرا تعبیر گروهی این برنامه ها در محیط گروه های اجتماعی سبب می شود تا یک دامنه از برخورد های همسو یا نا همسو پدید آیند. به عنوان مثال در این نمونه مورد بررسی اخبار و برنامه های صدا وسیما چنین وانمود می کردند که علیرغم رد صلاحیت شدن تعداد زیادی از کاندیداهای متعلق به جناح موسوم به جناح ” اصلاح طلب” ( که دقیقا همین اصطلاح برای آن ها از سوی صدا و سیما به کار می رفت ) اکثریت نامزدها ی مجلس هفتم را همین افراد تشکیل می دهند.
به عبارت دیگر صدا وسیما بر ای فراخواندن مردم به شرکت در انتخابات روی منفور بودن جناح مقابل یا خودی ( که برخی از منفورترین چهر ه هایش چون فرهاد نظری عامل حمله به کوی دانشگاه تهران را به میدان آورده بود) حساب باز کرده بود!
پیام ضمنی این تبلیغات صدا و سیما چنین بود که بر خلاف آن چه گفته می شود اگر چه صلاحیت برخی از کاندیدا های جناح خاتمی رد شده است اما تعداد بسیاری از کاندیدا های این جناح در این انتخابات شرکت دارند و انتخابات به هیچ وجه یک جانبه نیست.
مفهومی که از سوی برخی از مردم از این پیام صدا و سیما با تاکید بی سابقه بر حضور جناح خاتمی در انتخابت تعبیر می شد آن بود که : “برای آن که جناح مقابل رای نیاورد در انتخابات شرکت کنیم !”
به عبارت دیگر صدا و سیما بر دو گروه از مخاطبان تاکید کرد: گروه میانی طبقه متوسط که به دلایل گوناگون با دستگاههای دولتی سر و کار می یافتند ( و اغلب رای های باطله متعلق به آن ها بود) و طرفداران فعلی نظام اسلامی که بر اساس نظر سنجی های مرکز تحقیقات صدا وسیما حدود پانزده درصد جمعیت جامعه را تشکیل می دهند و از میان آن ها نیز تعداد زیادی هنوز به اصلاح پذیری نظام اعتقاد دارند .
به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که تبلیغات صدا و سیما در ترغیب حدود چهل درصد افرادی که در این انتخابات شرکت کردند از اثر گذاری چندانی برخوردار نبوده زیرا این افراد یا متعلق به گروه دنباله روی میانه بوده اند یا اقلیت شش درصدی ( به اضافه نه درصدی که صدا و سیما آن ها را طرفداران اصلاح طلبان می خواند و جز پانزده درصد طرفداران دائمی حکومت محسوب می کند) پیروان حکومت اسلامی بوده اند.

با توجه به معادله بالا (D1= 40% > D2= 60 % ) می توان گفت صدا و سیما ی جمهوری اسلامی با وجود انحصار ، بهر ه گیری از اتاق های فکر و مشاوران ارتباطاتی ، تجربه و نیروهای حرفه ای و سرانجام انتشار دهنده گرایش همگرایی سیاسی در جامعه ( با حکومت ) در ترغیب مخاطبان به شرکت در رفتار سیاسی مورد نظر ( شرکت در انتخابات مجلس هفتم اسلامی ) شکست خورده است و این شکست در مراحل بعدی سبب انزوای هر چه بیشتر برنامه های سیاسی ، کاسته شدن از دامنه نفوذ و القای سیاسی و کاهش روز افزون مخاطبان میانه و دنباله رو ( خرده بورژوازی مرفه ) و حتی افزایش گریز مخاطبان سنتی خود ( لایه های مذهبی و یا طرفدار حاکمیت ) خواهد شد. به این ترتیب چشم انداز های تازه ای برای رشد و گسترش رسانه های برانداز و افزایش پویایی اجتماعی و سمت گیری آن به سمت سرنگون سازی جمهوری اسلامی از طریق نفوذ و رهبری پتانسیل های اجتماعی ( جوانان ، زنان ، دانشجویان ، کارگران ، معلمان ، پرستاران ،بیکاران و …) پدیدار خواهد شد.

□ضمائم:
یک :
صدا وسیما در این قبیل موارد یک ستاد تبلیغی برای تبیین و اجرای سیاستهای تبلیغی خود ایجاد می کند.
این ستاد که عمدتا در معاونت سیاسی صدا و سیما از چند ماه قبل از انتخابات آغاز می شود با مشارکت مستقیم اداره کل پژوهش معاونت سیاسی با هماهنگی با حوزه مشاوران و اداره کل برنامه ها و تفاسیر سیاسی و نیز اداره کل اخبار داخلی فعال می شود که در ارتباط مستقیم با شورای معاونان صدا وسیما و معاون صدا و سیما ( آقامحمدی) و ریاست سازمان صدا وسیما قرار می گیرد و از طریق مجاری مرتبط نظیر معاونت حقوقی و پارلمانی و ستاد انتخابات صدا وسیما با ستاد انتخابات وزارت کشور مرتبط است.
وظیفه ستاد انتخابات صدا وسیما تهیه برنامه های تبلیغی برای جلب هرچه بیشتر مشارکت مردم به انتخابات و در وحله بعدی ارائه اطلاعات مرتبط با انتخابات است. این ستاد معمولا از نظرات برخی از اساتید ارتباطات و علوم سیاسی نظیر پرفسور حمید مولانا( رئیس دپارتمان ارتباطات سیاسی در دانشگاه واشنگتن و از همیاران و مقاله نویسان روزنامه کیهان ) بهر ه گیری می کند و نیروهای مختلف معاونت سیاسی به ویژه اداره کل پژوهش این معاونت مسئولیت تدوین سیاستها ، راهبردها ، ارزیابی ، نقد و ارائه راهکارهای مرتبط و مداخله فوری در جریان تبلیغی را دارند.
اما با وجود آن که قانون انتخابات جمهوری اسلامی که با حضور نماینده صدا وسیما در ستاد انتخابات کشور که در این زمینه رحمانی فضلی ( معاون سیاسی) یا نماینده وی در این ستاد مسئول اجرای بهینه آن در صدا وسیما هستند باید سرلوحه کار صدا وسیما قرار گیرد اما به دلیل آن که قانون انتخابات در زمینه تخلف صدا وسیما از مواد آن با توجه به قانون نحوه اداره صدا و سیما فاقد ضمانت اجرایی ست ، ستاد انتخابات کشور عملا نمی تواند شکایت از صدا وسیما در باره تبلیغات یکسویه را پیگیری کند .
از سوی دیگر به دلیل آن که شورای نظارت بر صدا وسیما نیز فاقد ابزار عملی مداخله برای بازخواست از مدیران صدا وسیما ست ، این شورا نیز که اغلب اعضای آن از سوی رهبری جمهوری اسلامی انتصاب می شوند فاقد ابزار های کنترل برای مداخله در روند تبلیغات صدا وسیماست.
به این ترتیب با این که فراگیر ترین ( اما نه موثرترین ) رسانه کشور در انحصار یک جناح حکومتی قرار دارد ، عملا تبلیغات سیاسی صدا و سیما نیز با تغییر شرایط و موازنه رسانه ای در داخل کشور کم اثر باقی مانده است و به طور یقین می توان گفت که تاثیر صدا وسیما تنها در مخاطبان بالفعل آن از نظر سیاسی یعنی بخشی از شرکت کنندگان در انتخابات شوراهای اسلامی سال 1380 ( حدود هفت درصد رای دهندگان بالقوه ) قابل مطالعه است.
از سوی دیگر هنگامی که به بدیهات ابتدایی برجسته سازی انتخابات که باید از سوی رسانه ها مورد توجه قرار گیرد توجه کنیم در می یابیم که صدا وسیما به دلیل سیاست دروازده بانی رسانه ای خود که با ملاحظات و جزم اندیشی های ذاتی همراه است اصولا نمی تواند چینین مواردی را پوشش دهد:
- ارائه آموزشهای لازم برای جلب مشارکت دمکراتیک مردم در مسائل سیاسی
- ارائه گزارشهای بی طرفانه از روند کارزار انتخاباتی
- ارائه چارچوبهای ساده برای تسهیل برقراری ارتباط احزاب سیاسی با رای دهندگان
- برقراری امکان مناظره و مباحثه احزاب سیاسی با یکدیگر
- ارائه گزارشهای مرتبط با شمارش آرا و اعلام نتایج
اگر چه در وحله اول به نظر می رسد که صدا وسیما بخشی از این راهبردهای رسانه ای را در انتخابات انجام می دهد اما عملا به دلیل آن که صدا و سیما در برابر انتخابات و کاندیدا ها یا جناح ها موضعی بی طرف ندارد ، خبر رسانی و برجسته سازی آن با مقاومت مخاطب روبرو می شود.
به عنوان نمونه مناظرات مربوط به انتخابات در برنامه گفتگوی خبری شبکه دوم صدا وسیما تا کنون بطور میانگین بیش از شانزده درصد مخاطب نداشته است
دو :
رسانه عمومی باید در زمان انتخابات از طریق سیاست های زیر ، مخاطب را برای مشارکت ترغیب کند:
- ترغیب مخاطب برای کسب اطلاعات کامل برای برگزیدن بهترین انتخاب.
- عرضه تریبون به کاندیداها و احزاب برای ارائه تبلیغات و ترسیم محورهای اصلی سیاستهای خود
- حق رسانه برای گزارش (بدون مداخله حکومت ) روند انتخابات و بازتاب نظرات افکار عمومی در باره آن.
اما صدا و سیما به عنوان رسانه توتالیتار تنها به تبلیغ سیاسی برای حاکمیت می پردازد بی آنکه بتواند مخاطب را در فرایند آگاه سازی ، فعال سازی و سمت دهی و همگرایی به پویایی بر انگیزد.
سه:
برای مطالعه روشهای مدیریت بحران در رسانه ها نگاه کنید به :
Donersfield,J: Media Managments In coflicts ( Miniapolis2004)
برای مطالعه روشهای برجسته سازی در رسانه ها و دمکراسی نگاه کنید به :
Maxwell.MShaw.D, Weaver.D (Ed.)Communication and Democracy (Lawrence1997)
برای آشنایی با تئوریهای شناختی ارتباطات نگاه کنید به :
Woodall,G ; Information Processing Theory and Television News in Public Opinon Quartly 24 (1986)
McQual.D; Mass Communication Theory (Sage 2003)
چهار:
برای بازخوانی نوشته و مصاحبه های نگارنده در زمان انتخابات نگاه کنید به:
- انتخابات مجلس هفتم و صدا و سیما
- سیاست تبلیغی صدا و سیما از دید پژوهشگر سابق معاونت سیاسی صدا و سیما
پپنج :
بر اساس تحلیلی که اخیرا مرکز تحقیقات صدا و سیما بر اساس نظر سنجی های خود منتشر کرده است ، حدود هفتاد درصد مخاطبان تبلیغات صدا و سیما را قابل توجه ارزیابی کرده اند - گذشته از دستکاریها و تحلیل های یکسویه و ناقصی که عموما در این گزارشها ( که برای مراکز سیاست گذاری حکومتی نیز ارسال می شود) وجود دارد- اما الزاما زیاد و قابل توجه ارزیابی کردن تبلیغات صدا و سیما در زمان انتخابات با ” پذیرش ” آن از سوی مخاطب متفاوت است زیرا اگر چنین بود باید درصد شرکت کنندگان در تهران به جای ده تا دوازده درصد، هفتادو پنج درصد می بود!
این گزارش همچنین می افزاید که مخاطبان از تنوع تبلیغاتی که صدا و سیما از آن ها بهره گرفته راضی بوده اند ، حال آن که تنها تفاوتی که تبلیغات صدا و سیما با موارد مشابه قبلی داشت بهره برداری بیشتر و مداوم تر از ترانه ها و سرودهای محبوب مردمی بوده است.
شش:
نمونه ای از اخبار پخش شده درسی بهمن 1382 از شبکه اول ساعت 21:
- روح الله خمینی: شرکت کنید در انتخابات! 1 دقیقه
- گفتار مجری: مردم ایران فردا در انتخابات شرکت می کنند!
مراجع عظام: وظیفه شرعی و ملی ست!
رئیس جمهور،
ائتلاف ها ، احزاب ، ایرانیان خارج از کشور ،
مردم را به شرکت در انتخابات فرا خوانند.
- دولت آمریکا از ایرانیان خواست تا با عدم شرکت در انتخابات منافع آمریکا را تامین کنند!
- 320 خبرنگار خارجی از حضور مردم در پای صندوقهای رای خبر تهیه می کنند.
قسمت هایی از پیام ” رهبر معظم انقلاب اسلامی ” 3 دقیقه
پخش کلیپ با آهنگ یانی با تصاویری از خامنه ای ، پرچم جمهوری اسلامی ، روزهای انقلاب ، با برجسته سازی صندوقهای رای ، خمینی ، خاتمی ، پاسداران و … 2 دقیقه
بخش هایی از مصاحبه های خیابانی گزینش و چیده شده از شهر ستانها : همگی در انتخابات باید شرکت کنند تا مشت محکمی بر دهان …! 5 دقیقه
سخنان خامنه ای در باره لزوم شرکت در انتخابات ا دقیقه
گفتار مجری ( بابان ) : سرود ای ایران را به خاطر دارید؟
5 دقیقه

هفت:
یک مطالعه ابتدایی نشان می دهد که مجری و گزارشگر نود و پنج درصد برنامه های سیاسی و خبری پخش شده در دو شبکه مورد بررسی صدا وسیما در این زمان مرد بوده اند.

بهر ه گیری از یافته های این تحقیق با ذکر منبع برای تمام دانشجویان و پژوهشگران ارتباطات ، علوم سیاسی و سایر رشته های مرتبط و نیز رسانه ها آزاد است.

امید حبیبی نیا
پژوهشگر ارتباطات سیاسی

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/7023

توضیح: به دلیل اینکه مطلب فوق از سایت قبلی خبرنامه گویا برداشته شده، جدول ها و نمودارها در دسترس نیستند، تلاش می کنم تا با مکاتبه با خبرنامه گویا از امکان دسترس بودن مطلب باخبر شوم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 22:0  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

عراق ، دختران تلفنی فیس بوک و سوانح موبایلی





رخدادهای رسانه‌ها و ارتباطات مرور هفتگی تازه‌ای در رادیو زمانه است که در دو بخش ایران و جهان به‌طور گذرا به خبرهای شاخص در این حوزه خواهد پرداخت، تحولاتی که به نوعی زندگی ما در سال‌های پایانی دهه اول قرن بیست و یکم در عصر ارتباطات را تحت تاثیر قرار می‌دهد و قرار است به همه جنبه‌های ارتباطات از منظر سیاسی، فن‌آوری و روانشناختی بنگرد و مخاطب علاقه‌مند به تحولات رسانه‌ای را در جریان رخدادها، نظریه‌ها و چشم‌اندازهای روز قرار دهد.

عراق، اولین قتلگاه روزنامه‌نگاران

با گذشت پنج سال از اشغال عراق، این کشور هنوز خطرناک ترین کشور جهان برای رسانه های خبری محسوب می شود.

در طول پنج سال گذشته 127 روزنامه نگار در این کشور جان باخته اند که اغلب آنها هدف حملات تروریستی قرار گرفته اند.

دهها روزنامه نگار دیگر نیز توسط گروه های اسلامگرا ربوده و به گروگان گرفته شده اند. وضعیت روزنامه نگاران عراقی در این میان بدتر از روزنامه نگاران خارجی است زیرا از حمایت چندانی برخوردار نیستند.

با وجود آنکه در عراق هم اکنون مطبوعات در حال تجربه کردن آزادی هستند ولی سایه ترور و وحشت و یا کینه توزی گروههای مسلح سنی و شیعه و یا دولتمردان همواره روزنامه نگاران را تهدید می کنند و آنها را از انتقادات صریح و آشکار از مراجع متعدد قدرت رسمی و غیر رسمی در این کشور باز می دارد.

از سوی دیگر روزنامه نگاران خارجی نیز در عراق علاوه بر تهدیدها و خطر گروه های تروریستی، در معرض فشار از سوی اشغالگران آمریکایی نیز هستند. در اوایل آغاز حمله به عراق حتی برخی حملات به هتل محل استقرار روزنامه نگاران یا دفتر تلویزیون الجزیره در بغداد از سوی نیروهای ائتلاف سبب شد تا روزنامه نگاران در یابند که در این جنگ داخلی از هر دو سو زیر آتش قرار گرفته اند.


رسانه های غربی و بین المللی در پنج سال گذشته شاهد موفقیت ها و ضعف های بسیاری در آشکار کردن چهره واقعی جنگ در عراق بوده اند، گزارشهای آنها از وضعیت زندان ابوغریب به یک رسوایی بی سابقه برای ارتش آمریکا بدل شد و در مواردی نیز از جمله اعلام آمار سربازان کشته شده در جنگ تحت فشار مستقیم پنتاگون ناچار به سکوت موقت شدند.

بنا بر گزارش کمیته حمایت از روزنامه نگاران در هر یک از سالهای 2006 و 2007 سی و دو روزنامه نگار کشته شده اند که این تلفات به نسبت سه سال قبل افزایش بیشتری یافته است.

در دو ماهه اخیر نیز دو روزنامه نگار در عراق کشته شده اند، شهاب التمیمی رئیس سندیکای روزنامه نگاران عراق که در 27 فوریه ترور شد و الا عبدالکریم الفرتوسی تصویربردار شبکه الفرات که در اثر انفجار بمب کار گذاشته شده بر روی جاده کشته شد.

از میان روزنامه نگاران کشته شده نیز روزنامه نگاران عراقی بیشترین تلفات را داشته اند، 105 روزنامه نگار عراقی(شامل یک روزنامه نگار دارای تابعیت دوگانه) در پنج سال گذشته جان باخته اند، پانزده روزنامه نگار اروپایی، 2 روزنامه نگار آمریکایی، 3 روزنامه نگار از کشورهای عربی و پنج روزنامه نگار از سایر کشورها.

ده روزنامه نگار زن نیز در میان کشته شدگان هستند و هشتاد و هشت نفر جان باختگان در اثر حملات تروریستی و 44 نفر باقیمانده در میدان جنگ کشته شده اند.

98 نفر از جان باختگان در جریان جنگ و آتش نیروهای شورشی یا ترور کشته شده اند و 16 نفر در اثر آتش نیروهای آمریکایی کشته شده اند. سهم خبرنگاران و سردبیران خبر با 79 کشته بیش از سایر کشته شدگان بوده است در حالی که عکاسان خبری و تصویربرداران 32 نفر تلفات داده اند.

9 تهیه کننده و 7 تکنسین نیز در میان کشته شدگان وجود دارند و اغلب روزنامه نگاران(74 نفر) در بغداد کشته شده اند.

هفتاد و هشت نفر از روزنامه نگاران جان باخته نیز برای رسانه های عراقی کار می کردند.

در مقایسه با جنگ بیست ساله ویتنام با 71 کشته و ترور و هدف قرار گرفتن روزنامه نگاران در دوران دیکتاتوری آرژانتین با 98 کشته، جنگ داخلی در آمریکای مرکزی در دهه 80 با 89 کشته، حملات تروریستی به روزنامه‌نگاران در الجزیره در اوایل دهه 90با 58 کشته، جنگ عراق تا کنون پرتلفات ترین جنگ برای روزنامه‌نگاران بوده است.

شمار روزنامه نگاران کشته شده در جنگ جهانی دوم رسما 68 نفر و در جنگ جهانی اول 2 نفر برآورد می شود.

علاوه بر 127 روزنامه نگاری که در پنج سال گذشته در عراق جان باخته 50 نفر از همکاران آنها از جمله راننده، کارمند فنی، محافظ و راهنما یا مترجم نیز کشته شده اند که جز یک نفر همگی عراقی بوده اند.


جنگ در جبهه اینترنت

در حالی که نبرد در جبهه اینترنت بین بنیادگرایان اسلامی و سازمانهای اطلاعاتی غرب به شدت در جریان است، یک گزارش تازه نشانگر از قابلیت های چشمگیر"تروریستهای اینترنتی" برای حمله به پایگاه های اطلاع رسانی آمریکا و غرب و ایجاد اختلال شدید در فعالیت های تجاری و خدمات عمومی است.

آرون وایزبرد مدیر جامعه تحقیقات اینترنت به سی ان ان گفته است که او به دلیل ردیابی های خود در خط مقدم نبرد اینترنتی با القاعده قرار گرفته است.

وایزبرد با استفاده از شبکه خود قادر است تا صدها سایت وابسته به حزب الله و حماس و گروه های اسلامی تروریستی در کشورهای مختلف را از کار بیاندازد. وی که اخیرا در کنفرانسی در باره مبارزه با تروریسم در اسرائیل شرکت کرده بود خطر جنگ اینترنتی را مهیب تر از جنگ فیزیکی دانسته است.

وایزبرد می گوید پس از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر مساعی خود را متوجه ردیابی اینترنتی تروریست ها در "سوی تاریک اینترنت" کرده است.

وی می گوید برای ردیابی بنیادگرایان حتی از جا زدن خود به عنوان یک بنیادگرا و شرکت در گروه های اینترنتی آنان نیز استفاده کرده است.

گزارش تحقیقی آنها نشان می دهد که شمار پایگاه های اینترنتی مظنون به هواداری از عملیات تروریستی اکنون به بیش از 5000 رسیده است در حالی که در ابتدای این تحقیق تنها دوازده سایت شناسایی شده بودند.

پس از ارائه شکایت های بسیار درباره استفاده هواداران بنیادگرایان اسلامی در خاورمیانه از سرویس بلاگ اسپات گوگل، این شرکت بر روی وبلاگ های مظنون نوشته هشدار آمیزی الحاق کرده است، اما از قرار معلوم این امر مورد سوء استفاده برخی از افراد نیز قرار گرفته است و با شکایت به وبلاگ های مخالف خود سبب الحاق چنین نوشته ای به روی وبلاگ های مورد نظر از جمله چند وبلاگ فارسی که از اتفاق علیه بنیادگرایی اسلامی هستند، شده اند.

وایزبرد می گوید در صورت بروز هرگونه جنگ یا درگیری نظامی گسترده بین ایران، آمریکا و اسرائیل، تروریستهای اینترنتی هوادار حماس و حزب الله قادر به مختل کردن بخش وسیعی از شبکه اینترنت کشورهای غربی هستند و این خطری است که هر لحظه بیشتر چهره خود را نمایان می سازد.


سوانح موبایلی در لندن

در یکی از بحث برانگیزترین و در عین حال طنزآمیز ترین رخدادهای مرتبط با سوانح خیابانی در لندن، اس ام اس و موبایل متهمان اصلی قلمداد شده اند.

در خیابان تنگ و باریک بریک لین واقع در شرق لندن، رستورانهای آسیایی بسیاری واقع شده است، این خیابان از سویی به دلیل نزدیکی به مناطق تجاری مرکز لندن و از سوی دیگر رستورانهای آسیایی یکی از خیابانهای پر رفت و آمد شرق لندن محسوب می شود اما هر روز در این خیابان موارد بسیاری از جراحت و صدمات بدنی که گاه منجر به حضور پلیس و آمبولانس می شد، رخ می داد.

علت این سوانح، فرستادن اس ام اس در طی راه رفتن در این پیاده روی آکنده از تابلوی تجاری و راهنمایی است که سبب اصابت سر به میله های آنها و مجروح شدن عابران می شود.

ماه گذشته آمار مصدومان در این خیابان آن چنان بالا رفت که به عنوان پرحادثه ترین خیابان لندن مورد توجه رسانه ها قرار گرفت، شهردار این منطقه به تلویزیون بی بی سی لندن گفت که به دلیل پرداخت هزینه سنگین حضور آمبولانس و سرویس های اورژانس در این خیابان تصمیم به چاره اندیشی گرفته است.

چاره اندیشی مورد نظر چیزی نبود جز پوشاندن همه میله ها، تیرهای چراغ برق و موانع فلزی پیاده رو با لایه ای از بالشتک که از اصابت سر کسانی که در حین پیاده روی در حال نوشتن و فرستادن پیام های کوتاه هستند به این میله ها جلوگیری به عمل آید.

خبر اینکه این خیابان به این دلیل دارای بیشترین آمار سوانح عابران در لندن شده است و تمهید شهرداری منطقه رسانه های بریتانیایی را بر سر ذوق آورد و نشریه مترو با ذکر آماری از کسانی که سال گذشته در حین راه رفتن و نوشتن و فرستادن پیامک دچار سانحه شده اند، نوشت: پنجاه و هشت هزار احمق در پیاده روها!

شهرداری منطقه علاوه بر این تیرهای خیابان سایر خیابانهای منشعب که به خیابانهای اصلی منطقه مرکزی لندن از جمله آکسفورد استریت راه دارد را نیز با این بالشتک ها پوشانده است. در یک مطالعه اخیر از هر ده بریتانیایی یک نفر در هنگام نوشتن پیامک در پیاده رو دچار سانحه و جراحت شده است. دو سوم افراد مورد مصاحبه در این تحقیق در هنگام نوشتن پیامک با دیگران یا تیرچراغ برق تصادم کرده اند.

در همین حال ایده ظاهرا ابلهانه ایجاد خط عابر پیاده ویژه ای برای کسانی که می خواهند در هنگام پیاده روی اس ام اس بفرستند نیز طرفداران بیشتری یافته است.

در این تحقیق مشخص شده است که در سال گذشته بیش از 68 هزار نفر در بریتانیا در هنگام ارسال پیامک دچار سانحه شده اند که این سوانح منجر به جراحت هایی از زخم های کوچک تا شکستگی جمجمه شده است.

روزنامه های بریتانیا به طنز نام این نوع سانحه جدید را سوانح راه رفتن و پیام فرستادن گذارده اند.

گزارش ای تی ان را ببینید


زنان با موبایل احساس امنیت می‌کنند

زمانی بود که همراه داشتن یک اسپری اشک آور یا وسیله ای دفاعی سبب می شد تا زنان در برخی نقاط پرخطر شهرهای بزرگ احساس امنیت بیشتری کنند اما اکنون موبایل جای این وسایل دفاعی را گرفته است.

براساس یک تحقیق تازه در آمریکا، اما این احساس امنیت در شهرهای شلوغ گاهی می تواند احساسی کاذب باشد زیرا آنها را در معرض خطری بالقوه قرار می دهد. 42 درصد از زنان گفته اند حاضرند پس از نیمه شب به تنهایی و با به همراه داشتن موبایل به منزل خود بروند و به همین میزان نیز با اتکاء به موبایل وارد مناطق خطرزا می شوند.

در همین حال 48 درصد از زنان درحالی از خیابانها و اتوبانهای شلوغی که محل رفت و آمد کامیونها و اتوبوسها است می گذرند که مشغول استفاده از موبایل خود هستند.

تقریبا همه زنانی که مورد پرسش قرار گرفته اند اظهار داشته اند که با به همراه داشتن یک موبایل احساس امنیت بیشتری می کنند.

پرفسور جک ناصر از دانشگاه اوهایو که این تحقیق را سرپرستی کرده است می گوید شواهد کمی از نقش بازدارنده موبایل برای زنانی که ممکن است در معرض خشونتهای مجرمانه قرار گیرند وجود دارد.

وی پس از تحقیق بر روی 170 دانشجوی زن گفت: این دانشجویان احساس می کنند با به همراه داشتن یک موبایل کمتر آسیب پذیر هستند ولی برخلاف این نظر، آنها به این ترتیب کمتر به محیط اطراف خود توجه می کنند.

در همین حال تحقیق پژوهشگران در دانشگاه های مختلف حاکی است که مردان احتیاط بیشتری به خرج می دهند و تنها سی درصد از مردان گفته اند که حاضرند شبانگاه به تنهایی و با اتکاء به موبایل به منزل بروند.

پرفسور فیلیپ کور، استاد روانشناسی اجتماعی دانشگاه سوانسا هشدار داده است که موبایل احساس امنیت کاذبی به زنان و مردان می بخشد که آنها را از پاییدن محیط اطرافشان بازمی دارد.

هشت سال پیش کاترین جنکینز خواننده ای که در آن زمان نوزده ساله بود، در حالی که از سوی مرد ناشناسی در منطقه پدینگتون در لندن تحت تعقیب قرار گرفته بود به همخانه ای خود زنگ زد و درحالی که مورد حمله قرار گرفته بود دوستانش که صدای استمداد وی را از موبایل می شنیدند برای نجات وی سر رسیدند و متجاوز را متواری ساختند.


رد یابی دختران تلفنی فرماندار در فیس بوک

آشلی الکساندرا دوپر، ظرف سه روز از دختر گمنام علاقمند به موسیقی به یکی از پنج نامی که بیش از همه در گوگل جستجو شده بود، بدل شد.

روزنامه نگاران نیویورک تایمز با جستجو در سایت های تعاملی مای اسپیس و فیس بوک به پروفایل یکی از جنجال برانگیز ترین دختران نیویورک دست یافتند.

پس از برملا شدن رسوایی ارتباط جنسی فرماندار نیویورک با دختران تلفنی وی کوشیده بود تا نام همه دوستانش در این دو سایت را که به نوعی ممکن بود رد وی را به روزنامه نگاران بدهند حذف کند ولی پس از آنکه نام و عکسهایش در این سایت ها در صفحه اول نیویورک تایمز چاپ شد، هر دو پروفایل خود را حذف کرد.

این دو سایت یکی از منابع اطلاعاتی بسیار سودمند برای روزنامه نگاران و رسانه ها بدل شده اند و از طریق شبکه تعاملی می توان رد بسیاری از افراد مورد نظر را به دست آورد.

براثر افشای ارتباط جنسی فرماندار نیویورک با دختران تلفنی و صرف هزینه های گزاف در این زمینه، وی ناچار شد از شغل خود استعفاء دهد.


اینترنت و روزنامه نگاری آینده

در یک تحقیق تازه دوسوم مخاطبان از کیفیت روزنامه نگاری در آمریکا ناراضی بوده اند.

براساس نظرسنجی موسسه وی میدیا/ زوگبی 67 درصد از آمریکایی ها معتقدند که کیفیت روزنامه نگاری در سالهای اخیر پایین آمده است، نیمی از این مخاطبان از اینترنت به عنوان منبع اصلی کسب خبر استفاده می کنند.

براساس این نظرسنجی افراد زیر سی سال استفاده از اینترنت برای کسب خبر را به خواندن اخ