تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

 

کلاف سردرگم

اشاره: با نگاهی به فرم و محتوای سایت‌های خبری فارسی عمده مستقر در خارج از کشور می‌توان ضمن برشمردن برخی از نقاط ضعف و قوت آن‌ها، به مشخصه‌های رسانه‌شناختی آن‌ها نیز اشاره کرد. در این بررسی مختصر و محدود، تنها برخی از ویژگی‌های این تارنماها با توجه به صفحه اصلی آن‌ها مورد توجه قرار گرفته است. در بخش اول این مطلب نگاهی به فرم ارائه مطالب این سایت‌ها می‌اندازیم و در بخش بعدی نیز که در روزهای آینده از نظر شما خواهد گذشت، به تفاوت‌های محتوایی آن‌ها خواهیم پرداخت.

عمر تارنماهای خبری فارسی به حدود یک دهه رسیده است؛ اما بررسی و تحقیق درباره آن‌ها همچنان در ابتدای راه مانده است.

بر طبق آمارهای موجود بیش از ۱۲ میلیون کاربر اینترنت در ایران وجود دارد که آگاهی از اخبار و اطلاعات لازم برای اغلب آن‌ها یک مشغله اصلی به حساب آمده و در بسیاری از تحقیقات اخیر نیز استفاده از اینترنت برای کسب اخبار و میزان اعتماد به آن، بخش مهمی از رفتار مخاطبان ایرانی را شکل داده است.

با توجه به آن‌که تارنماهای خبری فارسی بسیاری از مخاطبان بالقوه اینترنت به زبان فارسی را متوجه خود می‌سازد، در این بررسی به برخی مشخصه‌های این تارنماها با نگاهی تطبیقی پرداخته‌ایم تا شاید برخی نقاط ضعف و یا قوت آن‌ها در یک نگاه اجمالی به همراه ویژگی‌های رسانه‌ای آن‌ها برای شناخت مفاهیمی چون سیاست‌ها، دروازه‌بانی و شیوه برجسته‌سازی خبری روشن‌تر شده؛ راه برای تحلیل‌های عمیق‌تر و تخصصی‌تر باز شود.

این بررسی محدود به نگاهی اجمالی به سایت‌های خبری عمده فارسی زبان وابسته به بودجه دولتی و یا نسبتاً مستقل مستقر در خارج از کشور شده است و به این ترتیب تارنماهای بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، رادیو فردا، صدای آلمان، رادیو فرانسه، خبرنامه گویا و رادیو زمانه مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

در زمان مورد بررسی یعنی پنجشنبه هشتم آذرماه ۱۳۸۶ (برابر با ۲۹ نوامبر) هر هفت تارنما در دو زمان مورد مشاهده دقیق قرار گرفتند و سپس بر اساس محتوای آن‌ها در ساعت ۲۴ همان روز تحلیل و مقایسه شدند.

در این میان سایت رادیو فرانسه به دلیل آن‌که عملاً یک تارنمای خبری نیست، از بررسی تطبیقی کنار گذاشته شد؛ اما به دلیل آن که در میان تارنماهای وابسته به بودجه اختصاص‌یافته دولت‌ها قرار داشت، ناچار به ذکر آن بودیم و در مورد نحوه فعالیت آن نیز اشاره شده است.


سایت بی‌بی‌سی در روز مورد بررسی

بی‌بی‌سی: تارنمای فارسی بی‌بی‌سی یکی از اولین تارنماهای خبری به زبان فارسی است که از سوی یک دولت خارجی برای فارسی‌زبانان تأسیس شد و زمان آغاز به کار آن به حدود هفت سال پیش باز می‌گردد.

این تارنما که تقریباً در تمام ساعات، به‌روز می‌شود، پرمخاطب‌ترین تارنمای خبری فارسی به شمار می‌رود که گفته می‌شود میانگین بازدیدکنندگان ماهانه آن از تمام تارنماهای خبری فارسی زبان بیشتر برآورد می‌شود. این در حالی است که از حدود دو سال پیش، این سایت در ایران فیلتر شده است و میزان بازدیدکنندگان آن از ایران بسیار کمتر از قبل شده است.

در روز مورد بررسی در ساعت ۱۵:۳۰ تیتر خبرهای اول تا سوم این تارنما، به ترتیب، به شرح زیر بودند:
● سرکوب شورشیان فلیپین
● «مذاکرات هسته‌ای ایران و اروپا برگزار می‌شود»
● اولمرت نسبت به «پایان اسرائیل» هشدار داد

در ساعت ۲۴ همان روز تیتر خبرهای اول تا سوم این تارنما به ترتیب، عبارت بودند از:
● مشرف: وضعیت فوق‌العاده تمام می‌شود
● حبس آموزگار بریتانیایی به اتهام توهین به اسلام
● ورود مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران به لندن

نگاهی به نیم‌صفحه نخست این تارنما آشکار می‌سازد که تقریباً تمام عناوین و مطالب آن در ساعات پایانی شب تغییر یافته و به‌روز شده‌اند.

به علاوه در سایت فارسی بی‌بی‌سی، تنوع مطالب و بخش‌بندی مناسب آن، سبب شده است که مخاطب نسبتاً به آسانی به مطالب مورد علاقه خود دسترسی داشته باشد.


سایت صدای آلمان در روز مورد بررسی

دویچه‌وله (صدای آلمان): سایت فارسی صدای آلمان بیش از پنج سال پیش، آغاز به کار کرد و به تدریج شکل مستقل‌تری از رادیو به خود گرفت که در ماه‌های گذشته با ظاهر و ترکیب جدید، چهره‌اش به تارنماهای خبری بیشتر نزدیک شده است.

با این حال این تارنما به عنوان بخشی از بخش جهانی صدای آلمان، همان سیاست رسانه‌ای معرفی وجوه مختلف آلمان به مخاطبان را ایفا می‌کند.

خبرهای اول تا سوم این تارنما در ساعت ۱۵:۳۰ روز مورد بررسی به ترتیب عبارت بودند از:
● «جاسوس هسته‌ای» و پرونده ی جدال قدرت
● خبری درباره روسیه
● و خبری درباره اتحادیه اروپا

در حوالی نیمه‌شب تنها تیتر خبر اول و دوم این تارنما، تغییر کرده بود:
● حکومت ایران از اعدام کودکان و نوجوانان خودداری کند
● کودتای نافرجام در فلیپین

آرایه نیم‌صفحه نخست این تارنما، اگر چه با استفاده افراطی از رنگ آبی، کمی متفاوت به نظر می‌رسد، اما در مجموع به خوبی می‌تواند مخاطب را به سوی عناوین مورد نظر جلب کند.

رادیو فرانسه: با وجود آن‌که ۱۶ سال از آغاز به کار رادیوی فارسی RFI می‌گذرد، اما این رسانه همچنان ترجیح داده است که به رادیو بسنده کند و در سایت آن علاوه بر آرشیو دو برنامه رادیویی روزانه ش و یک توضیح مختصر، هیچ نشان دیگری از یک تارنمای فارسی در آن نیست، نکته جالب درباره این تارنما آن است که تنها تارنمای وابسته به بودجه عمومی است که در آن آگهی وجود دارد.

به علاوه آرایه همین تنها صفحه موجود نیز با ابتدایی روش ممکن و بدون هیچ تمهید روزنامه‌نگارانه یا زیبایی‌شناسانه‌ای در طراحی سایت‌های خبری شکل گرفته است. در قسمت عنوان صفحه اینترنتی نیز در کنار نام فارسی، داخل پرانتز «افغانی» آورده شده است.


سایت رادیو فردا در روز مورد بررسی

رادیو فردا: سایت رادیو فردا همزمان با آغاز به کار این رادیو در سال ۱۳۸۲ آغاز به کار کرد؛ ولی تا حدود یک سال پیش همواره به صورت تابعی از رادیو بود و بیشتر مطالب پخش‌شده در رادیو در آن منتشر می‌شد. اما با تغییر و تحولات اخیر شکل و شمایل یک تارنمای خبری مستقل از رادیو را به خود گرفته است.

تیتر خبرهای این تارنما در روز مورد بررسی در ساعت ۱۴:۳۰ عبارت بودند از:
● انتقاد رایس از موضع ایران در قبال مذاکرات صلح
● وام ۱.۵ میلیون دلاری ایران به سریلانکا
● مشرف در مقام ریاست جمهوری سوگند یاد کرد

عناوین سه خبر اول این تارنما در ساعت ۲۴ همان روز چنین بود:
● ابراز تردید ایتالیا درباره تأثیر تحریم‌های اروپا علیه ایران
● مشرف: وضعیت فوق‌العاده لغو می‌شود
● «با خواننده‌های غیر مجاز رپ برخورد می‌شود»

تناسب خوب در آرایه نیم‌صفحه نخست سایت و انتخاب قالب مناسب برای ارائه اخبار و مطالب مهم سبب شده است تا مخاطب به راحتی بتواند از آن بهره‌برداری کند.


سایت رادیو زمانه در روز مورد بررسی

رادیو زمانه: از حدود یک سال و نیم پیش کار خود را آغاز کرده است و با طراحی متفاوتش، با وجود آن که از سایت‌های دیگر تازه‌کارتر است، مخاطبان بسیاری برای خود دست و پا کرده است.

تیترهای اصلی خبرهای این تارنما در ساعت ۱۵:۳۰ چنین بود:
● جلیلی برای دیدار با سولانا به لندن رفت
● «دولت به دنبال حذف جریان‌های فرهنگی موازی در خارج از کشور است»
● زلزله در اسلام‌آباد غرب

عناوین سه خبر اول تارنمای زمانه در ساعت ۲۴ همان روز چنین بود:
● مشرف وضعیت فوق‌العاده را لغو خواهم کرد
● «شمار زیادی خواننده غیرمجاز رپ در کشور شناسایی شده‌اند»
● جلیلی برای دیدار با سولانا به لندن رفت.

با این که شکل ظاهری این سایت به ویژه با قرار دادن لینک وبلاگ‌های به روز شده، متفاوت به نظر می‌رسد، اما با تکیه بر عناصر جذاب در صفحه اول خود، مخاطب را برای مرور بیشتر مطالبش ترغیب می‌کند.


سایت خبرنامه گویا در روز مورد بررسی

خبرنامه گویا: از حدود هفت سال پیش آغاز به کار کرده است و با وجود آن‌که تقریباً تمام مطالب آن غیرتولیدی است؛ اما موفق شده است مخاطبان بسیاری را که گرایش‌های کم و بیش مشابهی با نویسندگانش دارند یا برای اطلاع از وقایع روز به آن سر می‌زنند، به خود جلب کند.

مطالب نیم‌صفحه اول این تارنما در ساعت 15:30 را این عناوین تشکیل می‌دهند:
● اطلاعیه‌ای درباره نهمین سالگرد قتل پوینده و مختاری
● گزارش‌گران بدون مرز بازداشت رضا ولی‌زاده را محکوم کرد
● کشکول خبری هفته
● ما، گویا، سیا
● «میراث غفلت، ای سرزمین من!» محمد مختاری در آمریکا
● حقوق بشر

اغلب مطالب نیم‌صفحه اول این تارنما در ساعت ۲۴ همان روز ثابت باقی مانده‌اند؛ تنها سه خبر بخش حقوق بشر در این نیم‌صفحه تغییر کرده‌اند. خبرنامه گویا به عنوان بازنمایان‌گر اخبار و مطالب تولید شده توسط دیگران و یا در برخی موارد خاص تهیه شده توسط گردانندگانش، بخشی از نیاز اطلاعاتی طیف‌هایی از جامعه را پوشش داده است.


سایت صدای آمریکا در روز مورد بررسی

صدای آمریکا: تارنمای صدای آمریکا، در چند سال اخیر با تغییراتی که همزمان با افرایش ساعات پخش تلویزیون فارسی صدای آمریکا بود به عنوان سایتی برای دسترسی به برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی نیز مورد استفاده کاربران قرار گرفته است.

عناوین خبرهای اصلی تارنمای صدای آمریکا در ساعت ۱۵:۳۰ عبارت بود از:
● بوش : آمریکا فعالانه در فرایند صلح خاورمیانه مشارکت خواهد کرد
● ترکیه: آلمان دو شورشی کرد تحت پیگیرد را استرداد کرد
● شورش سربازان فلیپینی خواستار استعفای رییس‌جمهوری سرکوب شد

تیترهای اصلی خبرهای این تارنما در ساعت ۲۴ عبارت بودند از:
● مشرف ریاست جمهوری غیرنظامی در پاکستان را با تاریخ لغو وضعیت اضطراری آغاز کرد
● آلمان یک مرد ایرانی را به ظن تلاش برای فرستادن اقلام ممنوعه به تهران توقیف کرد
● احمدی‌نژاد گزارش آژانس انرژی اتمی را پیروزی بزرگی برای تهران دانست

ترکیب کلی تارنمای صدای آمریکا بر روی خبر اول و برنامه‌های دیگر رادیو و تلویزیونی است. به این ترتیب نگاه مخاطب در لحظه نخست کمتر بر روی اخبار دیگر هدایت می‌شود.


بیش از ۱۲ میلیون کاربر در ایران از اینترنت برای کسب اخبار، اطلاعات بهره می‌گیرند (عکس از راحله عسگری‌زاده، زمانه)

آرایه نیم‌صفحه‌ها: از شلوغی تا ایستایی

تحقیق درباره زیبایی‌شناسی تارنماهای اینترنتی از قدمت چندانی برخوردار نیست. ولی از آن‌جا که این تارنماها بخش مهمی از بازار اطلاعات، سرگرمی و اقتصاد جهانی را در بر می‌گیرند، ارزیابی و بررسی‌های بازاریابی درباره آن‌ها به کار روزمره برخی مؤسسات بازاریابی و توسعه بدل شده است.

با این حال به نظر می‌رسد یک تعریف کلی درباره تارنماهای اینترنتی خبری وجود داشته باشد که سعی می‌کنیم آن را به این شکل خلاصه کنیم:
● ارائه خبر بر مبنای ارزش‌ها و برجسته‌سازی مختص به خود
● هدایت مخاطب به نقاط هدف در تارنما
● درگیرکردن مخاطب با اطلاعات مورد نیازش
● برانگیختن حس کنجکاوی مخاطب برای سر زدن به سایر بخش‌ها
● جلب توجه مخاطب برای دیدن بخش‌های زیرین
● دسته‌بندی موضوعی و موردی
● تنوع و گستردگی متناسب
● هنجار قالب و ترکیب دینامیک
● امکان مشارکت مخاطب
● استفاده مناسب از عکس و مولتی‌مدیا
● دسترسی آسان به بخش‌های مختلف
● ارائه سرویس‌های جانبی

بسیاری معتقدند که نخستین دقیقه روبه‌رو شدن مخاطب با یک تارنما دارای اهمیت فراوانی است. در همین لحظه است که وی تصمیم می‌گیرد که آیا محتوا و ظاهر این تارنما با علائق و پیش‌انگاره‌های وی سازگار است یا خیر و یا آیا اطلاعات این تارنما برای وی قابل استفاده است؟

پس از این نخستین نگاه، او تصمیم می‌گیرد که روی لینک‌های تارنما کلیک کند یا نیم‌صفحه پایینی را هم ببنید. بازگشت مجدد او به تارنمای مورد نظر بستگی به میزان کامیابی وی از مطالب و ظاهر تارنما دارد.

مخاطب باید به سرعت دریابد که خبر برجسته‌سازی شده در تارنمای مورد نظر، کدام است و ترتیب اهمیت سایر مطالب به چه ترتیب است. اگر نگاه وی برای درک همین امر بیش از ۲۰ ثانیه سرگردان باشد، ممکن است پنجره مربوط به سایت مورد نظر را ببندد.

برای آن‌که دریابیم چگونه می‌توان از این منظر به هفت تارنمای مورد بحث در این‌جا پرداخت، شش عامل را در نظر گرفته‌ایم:
هنجار: آیا ترکیب کلی سایت از یک هنجار زیبایی‌شناختی مرتبط برخوردار است؟
برجسته‌سازی محتوا: آیا سایت توانسته است اولویت‌های هدف را برای مخاطب در نگاه نخست روشن سازد؟
چیدمان مناسب: آیا سایت از عوامل و مشخصه‌های مناسب برای جای دادن محتوا به بهترین شکل بهره برده است؟
تصویر و مولتی‌مدیا: آیا سایت با استفاده بهینه از عکس و یا سایر رسانه‌های دیداری و شنیداری توانسته است توجه بیشتر مخاطب را جلب کند؟
تناسب و درک آسان: آیا مخاطب اتفاقی می‌تواند در نگاه نخست به درکی کلی از محتوای سایت دست یابد؟
تعامل با مخاطب: میزان به مشارکت طلبیدن مخاطب و تعامل او با سایت چه قدر قابل مشاهده است؟

به همین منظور سایت‌های مورد بررسی در یک دسته‌بندی بر مبنای فراوانی این موارد (بر اساس یک رتبه هفت‌گانه) مورد ارزیابی قرار گرفتند. (جدول یک)


جدول یک- ارزیابی تارنماهای خبری از نظر فرم ارائه صفحه اصلی؛ ا.ح، ۱۳۸۶ (نسخه بزرگ‌تر)

در میان سایت‌های مورد بررسی، تنها سایت فارسی بی‌بی‌سی موقعیت ویژه‌ای دارد که تقریباً از نظر امکانات پشتیبانی و تحریریه قابل مقایسه با سایر سایت‌های خبری عمده نیست. اما با وجود امکانات مختلف، سایت‌های دیگر خبری مورد بررسی هنوز می‌توانند به عنوان رقبای این سایت مطرح باشند؛ زیرا دامنه پوشش و نیز مخاطب‌سازی آن‌ها متفاوت است.

در نیم‌صفحه و صفحه اصلی سایت بی‌بی‌سی در روز مورد بررسی تنوع و فراوانی قابل ملاحظه‌ای به چشم می‌خورد که با بخش‌های مجزای ویدئو و صدا نیز بیشتر رخ می‌نماید.

اما در ترکیب کلی صفحه، نیم‌صفحه اول، بر خلاف سایت رادیو زمانه کاملاً قابل تفکیک نیست؛ اما این امر به خودی خود نقطه ضعف قابل توجهی به شمار نمی‌رود؛ اما به جز رادیو زمانه در بقیه سایت‌ها به چشم نمی‌خورد.

سایت صدای آلمان از نظر ترکیب‌بندی قالب، در میان سایت‌های مورد بررسی منحصر به فرد است. زیرا خبر اصلی خود را در جایی پایین تر از نقطه دید معمول و تقریباً در وسط قرار داده است. طراحی متفاوت این سایت با استفاده از کادرهای افقی پهن، برای مخاطب اتفاقی ممکن است کمی غیرمنتظره به نظر بیاید؛ اما شاید سبب توجه بیشتر به عناوین مرتبط نیز بشود.

سایت رادیو فردا که نیم صفحه اول آن تا حدودی به سایت فارسی بی‌بی‌سی شباهت دارد، همانند آن سایت از رنگ مشخصی برای متمایز کردن خود و عادت بخشیدن به مخاطب بهره گرفته است. رنگ نارنجی قالب، شاید با توجه به مخاطب جوان این سایت برای این سایت مناسب به نظر برسد؛ زیرا تحرک و پویایی بسیاری را القا می‌کند. در حالی که رنگ آبی در سایت بی‌بی‌سی که تقریباً در سایر سایت‌های غیرانگلیسی‌زبان وابسته به بی‌بی‌سی نیز تکرار شده است، بیشتر به آرامش و تأمل گرایش دارد.

در خبرنامه گویا در عوض با توجه به آن‌که اغلب مطالب آن غیرتولیدی است و بیشتر جنبه اطلاع‌رسانی دارد، اغلب طرح‌های بالای کادر برای برجسته‌سازی یک رخداد یا یک موضوع روز به خوبی خود را نشان می‌دهند. با این حال، شیوه ردیف کردن لینک‌ها پشت سر هم کمی ملال‌آور به نظر می‌رسد. هر چند که برای سایتی که قصدش اطلاع‌رسانی و نه تولید خبر است، شاید این روش مقرون به صرفه‌تر باشد.

سایت صدای آمریکا در نگاه نخست چندان جذاب به نظر نمی‌رسد و طراحی تخت و ایستای آن کمتر می‌تواند علاقه مخاطب اتفاقی را برای سر زدن متوالی به آن برانگیزد. با این حال گنجاندن نظرسنجی در بالای کادر می‌تواند توجه مخاطب را جلب کند.

سایت رادیو زمانه به عنوان تارنمایی که قصدش جلب تعامل مخاطب است، با سایر سایت‌های مورد بررسی متفاوت به نظر می‌رسد؛ زیرا تنها سایتی است که مخاطب امکان ثبت نظرش را درباره هر خبر، مطلب و یا برنامه دیداری و شنیداری دارد. به علاوه فرم طراحی این سایت در نیم‌صفحه نخست به خوبی توجه مخاطب را جلب می‌کند.

به این ترتیب به نظر می‌رسد که هر یک از این تارنماها با توجه به مخاطب هدف خود ظاهر و قالب خاصی برای خود برگزیده‌اند. اما گذشته از آن‌که بررسی میزان موفقیت آن‌ها در این امر مستلزم یک تحقیق پیمایشی است، می‌توان در نگاهی کلی دریافت که تارنماهای خبری فارسی‌زبان هویت و قالب‌های متفاوت و منحصر به فردی برای خود یافته‌اند که قابل تمایز از یکدیگر است؛ با این حال هنوز به نسبت سایت‌های خبری بین‌المللی عقب‌مانده‌تر به نظر می‌آیند.

در بخش بعدی این تحلیل، به اختصار به بررسی محتوای این سایت‌ها با توجه به نمونه مورد بحث خواهیم پرداخت.

‌ ‌


مطالب مرتبط:
«ملال در صبحگاه» نگاهی به برنامه صبحگاهی رادیو صدای آمریکا
«خبرهای داغ؟» نگاهی به اخبار ۲۰:۳۰ شبکه دوم
مخاطب رسانه‌های ایران مردان‌اند
موبایل، رسانه‌ای برای گزارش‌گری در ایران
برترین اخبار جعلی ایران در سال ۱۳۸۴

منتشر شده در : زمانه  رادیو زمانه

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 2:2  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

آلبرت بندورا، روان‌شناسی برای همه فصول

درک چگونگی آموختن رفتارهای تازه، یکی از جذاب‌ترین و در عین حال ریشه‌ای‌ترین زمینه‌های تحقیق در روان‌شناسی بوده است که پیشینه نظریه‌پردازی درباره آن به قرن‌ها پیش باز می‌گردد.

چگونه یاد می‌گیریم که با دیگران رفتار کنیم؟ قوانین و ارزش‌های اجتماعی چگونه در انسان نهادینه می‌شوند؟ و رفتارهای جدید چگونه شکل می‌گیرند؟


آلبرت بندورا، چهارمین روان‌شناس تأثیرگذار در تاریخ این علم خوانده شده است

آلبرت بندورا با نظریه «یادگیری اجتماعی» (Social Learning) خود به پرسش‌هایی کلیدی در روان‌شناسی پاسخ گفت که اکنون پس از چند دهه به یکی از پایه‌های روان‌شناسی نوین بدل شده است.

به دلیل همین تحقیقات و نظریات برجسته، وی روز چهارشنبه گذشته به عنوان برنده جایزه روان‌شناسی گراومیر که هر سال به یکی از روان‌شناسان برجسته تعلق می‌گیرد، اعلام شد.

جایزه سال ۲۰۰۸ روان‌شناسی گراومیر در حالی به وی تعلق گرفت که از وی به عنوان برجسته‌ترین نظریه‌پرداز روان‌شناسی معاصر که در قید حیات است، یاد می‌شود.

این جایزه که در سال ۱۹۸۴ در دانشگاه لوییز ویل در شرق آمریکا پایه‌گذاری شده است، به کسانی که در رشته‌های مختلف علوم انسانی به گونه‌ای برجسته فعالیت داشته‌اند، اهدا می‌شود.

از جمله برندگان سال‌های پیشین این جایزه می‌توان به آرون بک، پایه‌گذار مکتب شناخت درمانی اشاره کرد که ۴۵۰ مقاله علمی و ۱۷ کتاب در این زمینه از وی منتشر شده است.

جایزه ۲۰۰ هزار دلاری سال ۲۰۰۸ گراومیر از میان ۳۱ نامزد از پنج کشور جهان به آلبرت بندورا روان‌شناس کانادایی که بیش از نیم‌قرن است ساکن آمریکا است، تعلق گرفت. وی در رده‌بندی که در سال ۲۰۰۲ انتشار یافت، چهارمین روان‌شناس برجسته تاریخ این علم پس از ب.اف.اسکینر، ژان پیاژه و زیگموند فروید نام گرفت.


آلبرت بندورا در دهه ۷۰ هنگامی که با نظریه یادگیری اجتماعی خود انقلاب شناختی را فراگیر کرد

آلبرت بندورا که به خاطر ارائه نظریه یادگیری اجتماعی‌اش در دهه ۷۰ شهرت یافت، با این نظریه رفتارگرایی را به شناخت‌درمانی که به تازگی ارائه شده بود، پیوند زد و یکی از مهم‌ترین رویکردهای روان‌شناسی در اواخر قرن بیستم را شکل داد که پیدایش رفتاردرمانی شناختی را در پی آورد، مکتبی که امروزه از هر سه روان‌شناس بالینی در آمریکا، دو نفر خود را متکی به آن می‌بینند.

به اعتقاد بندورا، آموزش و فراگیری رفتارهای جدید در انسان، بیشتر از آن که از طریق یادگیری مستقیم و کلاسیک رخ دهد، از طریق الگوسازی از روی رفتارهای دیگران رخ می‌دهد.

آزمایش مشهور او در دهه ۶۰ با «عروسک بوبو» امروز به یکی از متون کلاسیک روان‌شناسی بدل شده است، او در این سلسله آزمایش‌ها، به کودکان فیلمی را نشان می‌داد که مربی مهدکودک، در حال کتک زدن عروسکی به نام بوبو بود. پس از تماشای فیلم، کودکان در ضمن بازی خود، به طور مرتب همین عروسک را کتک می‌زدند.

وی به این ترتیب نظریه «یادگیری مشاهده‌ای» (observation learning) خود را مطرح کرد و گفت که این شیوه یادگیری، یکی از مؤثرترین و فراگیرترین روش‌های یادگیری رفتاری است که به ویژه از طریق رسانه‌هایی چون تلویزیون و سینما شکل می‌گیرند.


صحنه‌ای از آزمایش مشهور عروسک بوبو

بندورا بر خلاف رفتارگرایان، معتقد است که یادگیری لزوماً منجر به تغییر رفتار نمی‌شود. مردم می‌توانند اطلاعات جدیدی را فرا بگیرند؛ بدون آن که تغییری در رفتارهای آشکارشان رخ بنماید.

بسیاری از روان‌شناسان معتقدند مقاله «خود-کارآیی به سوی یک نظریه هم‌سان برای تغییر رفتار» آلبرت بندورا که در سال ۱۹۷۷ منتشر شد، یکی از پایگاه‌های انقلاب شناختی در روان‌شناسی در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ را بنا کرد.

بندورا در این مقاله که بعدها در کتاب‌ها و مقالات دیگری نیز شرح و بسط یافت، نظریه «خودکارآیی» (Self-Efficacy) خود را مطرح کرده است که به گفته خودش، اعتقاد فرد به قابلیت‌های خود در سازمان‌دهی و انجام یک رشته فعالیت‌های مورد نیاز برای اداره‌ی خود در شرایط و وضعیت‌های مختلف است.

افرادی که دارای حس قوی خود-کارآیی باشند:
• به مسائل چالش‌برانگیز به صورت مشکلاتی که باید برآن‌ها غلبه کرد، می‌نگرند.
• علاقه عمیق‌تری به فعالیت‌هایی که در آن‌ها مشارکت دارند نشان می‌دهند.
• تعهد بیشتری نسبت به علایق و فعالیت‌هایشان حس می‌کنند.
• و به سرعت بر حس یأس و نومیدی چیره می‌شوند.

کسانی که حس خود-کارآیی ضعیفی داشته باشند:
• از کارهای چالش‌برانگیز اجتناب می‌کنند.
• عقیده دارند که شرایط و وظایف مشکل، خارج از حد توانایی و قابلیت آن‌هاست.
• بر روی ناکامی‌های شخصی و نتایج منفی تمرکز می‌کنند.
• و به سرعت اعتماد خود نسبت به قابلیت‌ها و توانایی‌های شخصی‌شان را از دست می‌دهند. (بندورا ۱۹۹۴)


آلبرت بندورا و دو نوه‌اش در حال حباب‌بازی

آلبرت بندورا در چهارم دسامبر ۱۹۲۵ در روستایی در ایالت آلبرتای کانادا متولد شد. لیسانس روان‌شناسی خودرا از دانشگاه بریتیش کلمبیا گرفت و سپس به دانشگاه آیوا در آمریکا رفت و فوق‌لیسانس و دکترای خود را از آن‌جا گرفت و به عنوان عضو هیأت علمی در همان دانشگاه مشغول به کار شد. پس از آن به دانشگاه استنفورد رفت و از سال ۱۹۵۳ به بعد به عنوان استاد روان‌شناسی این دانشگاه فعالیت کرده است.

وی در سال ۱۹۷۴ به عنوان رییس انجمن روان‌شناسی آمریکا انتخاب شد؛ زمانی که به تازگی نظریه یادگیری اجتماعی خود را منتشر کرده بود و کتاب‌ها ، مقالات و تحقیقاتش به شدت مورد توجه روان‌شناسان قرار گرفته بود.

اولین کتابش را در سال ۱۹۵۹ بر پایه تحقیقاتش با عروسک بوبو با عنوان «پرخاش‌گری نوجوانان» منتشر کرد که بر مبنای آن، در سال ۱۹۷۳ کتاب دیگری با عنوان «پرخاش‌گری: یک تحلیل یادگیری اجتماعی» نوشت.

کتاب مشهور «یادگیری اجتماعی» بندورا به فارسی نیز ترجمه شده است و نظریات وی در پایان‌نامه‌های دانشگاهی بسیاری در ایران مورد تحقیق و تحلیل قرار گرفته است.

بندورا که با صدها مقاله خود، برجسته‌ترین روان‌شناس زنده جهان خوانده شده است، کمی پس از اعلام اهدای این جایزه به وی و تأکید بر آن که چهارمین روان‌شناس تأثیرگذار در تاریخ این علم بوده است، با خنده به خبرنگاران گفت: «ولی از فروید، اسکینر و پیاژه به تازگی چیزی منتشر نشده است!»

وی گفت هنگامی که خبر دریافت مهم‌ترین جایزه مادی روان‌شناسی را به همسرش داده است، همسرش به وی گفت که بهتر است بار دیگر تعداد صفرها را بشمارد تا مطمئن شود که واقعاً مبلغ مورد نظر ۲۰۰ هزار دلار است.

بندورا گفت که از دریافت این جایزه خشنود شده است؛ اما روان‌شناسان بسیار دیگری هم هستند که به تحقیقات برجسته‌ای در این رشته پرداخته‌اند. در نتیجه دریافت این جایزه برای وی همراه با شگفتی بوده است.

آلبرت بندورا در اولین مصاحبه مطبوعاتی‌اش پس از اعلام اختصاصی این جایزه گفت که همواره احساس می‌کرده است بین نظریه‌پردازی در روان‌شناسی و زندگی روزمره ارتباطی وجود ندارد. شاید نظریات و تحقیقات بندورا بیش از هر روان‌شناس دیگری در دهه‌های اخیر این پل ارتباطی را بنا کرده باشد.

مطالب مرتبط:
خندیدن به زنانگی
راست‌گرایی و چپ‌گرایی در مغز
چت‌درمانی، روشی تازه در درمان‌های روان‌شناختی

منتشر شده در : زمانه رادیو زمانه

تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۸۶                                    • چاپ کنید    

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 15:42  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

خندیدن به زنانگی

بسیاری از ما، هر روز تعداد بسیار زیادی جوک با سوژه‌هایی که به نوعی به زنانگی مربوط می‌شود، می‌شنویم؛ می‌خوانیم یا ویدیوها و عکس‌هایی ظاهراً طنزآمیز در همین رابطه را در سایت‌های مختلف می‌بینیم. ولی شاید در وهله نخست به ماهیت کاملاً آشکارا ضد زن و یا به عبارت دیگر تبعیض جنسی‌گرایانه این سرگرمی‌ها، پی نبرده باشیم.

اما واقعیت آن است که بیش از ۷۰ درصد از طنزها و برنامه‌های سرگرم‌کننده در مورد زنان در رسانه‌ها ماهیتی علیه زنانگی دارند و در بر گیرنده عقده‌ها و یا تمنیات جنسیت مردانه درباره زنانگی به شمار می‌روند.


بخش مهمی از کلیشه‌های هالیوودی ماهیتی جنسیت‌گرایانه دارند، مرلین مونرو و تام اوول در نمایی از فیلم خارش هفت ساله

زیگموند فروید معتقد بود که شوخی‌ها اصولاً کارکرد و جنبه‌ای خصمانه دارند و ماهیتی علیه سوژه مورد استهزاء دارند؛ به ویژه شوخی‌های جنسی. این نوع از شوخی‌ها، «دشمن» را کوچک، حقیر، زبون و مسخره جلوه می‌دهند.

در حالی که وفور طنزهایی از این دست در بین مردم که گاه هر چند دقیقه یک بار از طریق اس‌ام‌اس مبادله می‌شود، به امری کم و بیش عادی بدل شده است، روان‌شناسان هشدار داده‌اند که این امر نه تنها مخاطرات اجتماعی مرتبط با تعامل دو جنس را در پی می‌آورد، بلکه ممکن است به آسیب‌های روانی - اجتماعی وخیم‌تری نظیر رفتارهای پرخاش‌گرایانه، تحقیرآمیز و حتی تجاوز به زنان نیز دامن بزند.

در یک تحقیق تازه در دانشگاه وسترن کارولینا که این روزها در نشریات و محافل علمی کانون توجه همگان قرار گرفته است، بار دیگر مشخص شد که جوک‌هایی که درباره زنان رواج می‌یابد، می‌تواند انگاره‌های مردان نسبت به زنان را تحت‌الشعاع قرار دهد و به رفتارهای تبعیض‌آمیز علیه زنان دامن بزند.

دکتر توماس فورد، روان‌شناسی که به تحقیق تازه‌ای در این زمینه پرداخته است، می‌گوید نتایج تحقیقات وی نشان داده است که مردانی که بیش از همه تحت تأثیر این نوع از سرگرمی‌ها قرار می‌گیرند، بیش از دیگران نیز مستعد دست زدن به رفتارهای مردسالارانه علیه زنان هستند.

توماس فورد در این زمینه می‌گوید: «شوخی‌های جنسیت‌گرایانه تنها یک سرگرمی بی‌خطر نیستند. زیرا می‌توانند ادراکات مردان از محیط اجتماعی‌شان را تحت تأثیر قرار دهند و به آن‌ها اجازه می‌دهند که با انگارهای جنسیت‌گرایانه خود در برابر همکاران خود، احساس نامطلوبی نداشته باشند.» وی تصریح می‌کند که ما این طنزهای جنسیت‌گرایانه را «تخلیه پیش‌داوری» مردان ارزیابی می‌کنیم.


در تحقیق دکتر توماس فورد بار دیگر نقش شوخی‌های جنسی در تشدید انگاره‌های تبعیض جنسی آشکار شد.

فورد در مقاله تحقیقی خود که در شماره فوریه ۲۰۰۸ بولتن روان‌شناسی اجتماعی و شخصیت منتشر خواهد شد، به آزمودن نظریه پیامدهای اجتماعی منفی «طنز بی‌اعتبار کننده» و نقش مخرب آن در تعاملات اجتماعی بین دو جنس پرداخته است.

از دکتر فورد پرسیدم که آیا نتایج این تحقیق، مبین آن است که بسیاری از مخاطبان مرد می‌توانند در معرض تأثیرات بالقوه این سرگرمی‌های جنسیت‌گرایانه باشند؟ اما وی به دلیل مشغله کاری بسیار، تنها بخشی از متن تحقیقی خود را در پاسخ نوشت:

«تحقیق ما نشان می‌دهد که عرضه طنز‌های جنسیت‌گرایانه، می‌تواند شرایطی را خلق کند که به مردان - به ویژه مردانی که پیش‌انگاره‌های ضد زن دارند - اجازه می‌دهد باورهای خود را در قالب رفتارهای خود بیان کنند. به این ترتیب پذیرش اجتماعی شوخی‌های ضد زن می‌تواند به مردان چنین بنمایاند که رفتارهای تبعیض‌آمیز جنسی با پذیرش همگانی روبه‌رو است.»

آن چنان که از این تحقیق و تحقیقات بسیار دیگری که در این زمینه صورت گرفته‌اند برمی‌آید، خندیدن به زنانگی، تنها یک سرگرمی زودگذر مبتذل نیست؛ بلکه بیان‌گر ریشه‌های باورهای تبعیض جنسیتی و عقاید ضد زن و از آن بدتر، توهم پذیرش اجتماعی در برابر این باورها است.

بسیاری از روان‌شناسان و روان‌کاوان به ویژه فمنیست‌ها معتقدند که تولید، بازنمایی و پخش چنین انگاره‌های ضد زنی در قالب طنز، جوک و سرگرمی توسط مردان، نوعی مکانیسم روانی ناخودآگاه علیه «هراس از زنانگی» است.

«هراس از زنانگی» که در نظریه‌های روانکاوی نئوفرویدیست‌هایی چون کارن هورنی و دیگران مطرح شد، تأثیر بسیاری نیز در مطالعات رسانه‌ای فمنیستی در بررسی فیلم‌های هالیوودی و سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و اخیراً سرگرمی‌های اینترنتی و بازی‌های رایانه‌ای داشته است.


دکتر توماس فورد، استاد روان‌شناسی دانشگاه وسترن کارولینا

این نظریه در حوزه ارتباطات معتقد است که مردان برای مقابله با شایستگی‌های زنان (و در مواردی برتری‌های ذاتی زنان مثلا در برقراری ارتباط و هوش جنسی و اجتماعی) در جامعه مدرن امروزین که مقررات و قوانین ضد زن منسوخ شده است، به تمسخر زنان و زنانگی می‌پردازند تا هراس روان‌شناختی خود از جنسیت زنانه را در قالب طنز و یا تحقیر زنان در ژانرها (گونه‌ها)ی مختلف سینمایی و تلویزیونی پنهان کنند.

«بلوند احمق» یا «خوشگل احمق» دو اصطلاح رایج در این سرگرمی‌های مبتذل است که تکرار بیش از حد آن در کلیشه‌های هالیوودی و تلویزیونی، سبب شده است که کم و بیش در میان بخشی از مخاطبان پذیرفته شده و عادی جلوه کنند.

در این تحقیق تازه فورد و دانشجویانش از آزمودنی‌های مرد خواستند تا فرض کنند که در یک مؤسسه فعالیت‌های اجتماعی به کار مشغول هستند. سپس به این آزمودنی‌ها در سه گروه مختلف جوک‌های طنزآمیز ضد زن، متون جنسیت‌گرایانه و سرانجام جوک‌های معمولی عاری از مفاهیم جنسیت‌گرایانه ارائه شد. در نهایت از هر سه گروه خواسته شد تا بگویند چه قدر از بودجه مؤسسه خود را حاضرند به یک سازمان زنان برای پیش‌برد فعالیت‌هایش بپردازند.

فورد می‌گوید که یافته‌ها نشان دادند که مردانی که دارای باورهای تبعیض جنسی بالا بودند، پس از خواندن جوک‌های ضد زن، تمایل کمتری به اختصاص بودجه برای سازمان زنان داشتند و بودجه کمتری نیز برای این امر در نظر می‌گرفتند. اما مردانی که متون ضد زن یا جکو‌های معمولی خوانده بودند چنین واکنشی از خود نشان ندادند.

در آزمایش دیگری، به آزمودنی‌های مرد، ویدیوهای طنزآمیز جنسیت‌گرایانه و یا صرفاً کمدی نشان داده شد. سپس از آنان خواسته شد تا در زمینه قطع بودجه به سازمان‌های دانشجویی نظر دهند.


رسانه‌ها انباشته از شوخی‌های جنسی هستند که اغلب زنانگی را هدف استهزاء قرار می‌دهند.

یافته‌ها نشان داد مردانی که باورهای مردسالارانه بالاتری داشتند و فیلم‌های طنزآمیز ضد زن دیده بودند، بیش از سایر آزمودنی‌ها به قطع بودجه سازمان زنان رأی داده بودند. به علاوه کسانی که چنین فیلم‌هایی دیده بودند، بیش از دیگران معتقد بودند که رأی آن‌ها با حمایت سایر اعضای گروه نیز روبه‌رو خواهد شد.

توماس فورد در این باره می‌گوید: «بی‌اعتبارسازی طنزآمیز سبب القای این احساس می‌شود که دیگران نیز در مورد معیارهای تبعیض جنسی هم‌رأی هستند که ممکن است به رفتارهای تبعیض‌آمیز منجر شوند؛ زیرا شخص تصور می‌کند دیگران نیز در این زمینه با وی موافق هستند.»

این امر به خوبی نشان‌گر تأثیر مخرب چنین طنزهایی در باورها و رفتارهای اجتماعی علیه زنانگی است که متأسفانه هم در غرب و هم در شرق رواج دارد. بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند که این سرگرمی‌های جنسیت‌گرایانه سبب عمق یافتن باورهای سنتی علیه زنانگی و تشدید مشروعیت بخشیدن به محدودیت علیه زنان، به ویژه در جوامع شرقی که حقوق زنان عملاً کمتر از غرب مورد پذیرش قرار گرفته است، می‌شود.

از همین رو بسیاری از سریال‌ها و برنامه‌های طنزآمیز سیمای جمهوری اسلامی نیز به باور برخی از منتقدان و کارشناسان رسانه، بازنمایان‌گر همین کلیشه‌های جنسی در برخورد با زنانگی و بی‌اعتبارسازی آنان است.

تحقیقاتی که در زمینه تأثیر طنزها و سرگرمی‌های جنسیت‌گرایانه در فرهنگ عامه و رسانه‌ها صورت گرفته است، می‌تواند زمینه‌های مقاومت فرهنگ مردسالارانه در برابر زنانگی را نیز روشن سازند.


مژگان کاهن، روان‌شناس سکسولوژیست

مژگان کاهن، روان‌شناسی که به کار و تحقیق در زمینه سکسولوژی می‌پردازد، در این باره می‌گوید: «این تحقیق از این نظر جالب است که نشان می‌دهد هنوز حتی در کشورهای پیشرفته نیز، یک سری کلیشه‌ها و تصاویر منفی و نابرابر در ارتباط با زن وجود دارد.

البته فضای دموکراتیک و برابری‌خواه این جوامع تا حد زیادی مانع بیان و حتی آگاه شدن فرد از این کلیشه‌ها و تصاویر که در ناخودآگاه و نیمه‌آگاه افراد وجود دارد می‌شود. «شوخی» و «جوک» به دلیل فضایی که ایجاد می‌کنند، باعث می‌شوند که کلیشه‌ها با راحتی بیشتری خود را در رفتار افراد بروز دهند.

زیرا شوخی پدیده‌ای است که در اجتماع پذیرفته شده است و یکی از معدود قالب‌هایی است که می‌توان در آن حرف‌هایی زد که در اجتماع صورت خوشی ندارند؛ مثلاً حرف‌های نژادپرستانه یا ضد زن. زیرا در شوخی، نه بیان‌کننده‌ی مطلب و نه شنونده‌ی آن، مسئولیتی در مقابل حرف‌هایی که می‌زنند و می‌شنوند، نمی‌پذیرد. زیرا «تنها یک شوخی است» و نه بیشتر.

مشخصاً در فرهنگ ما پدیده‌ی شوخی جایگاه مهمی دارد. زیرا ما فرهنگی داریم که در آن حرف زدن از دیگری و عقیده‌ی خود را در مورد او مستقیم گفتن، بسیار برخورنده می‌تواند باشد. شوخی نقش مهمی در روابط ما بازی می‌کند. در عین این‌که حرفمان را می‌توانیم بزنیم، می‌توانیم به صرف شوخی بودن، آن را انکار کنیم.

روان‌شناسان اجتماعی در زمینه‌های «تأثیر محرک‌های اجتماعی بر رفتار فرد» تحقیقات جالبی کرده‌اند که من فکر می‌کنم پیاده کردن یک سری از این آزمایش‌ها در بین ما ایرانی‌ها، می‌تواند اطلاعات مهمی در مورد تأثیر متقابل فرد و اجتماع در جامعه‌ی ما به دست دهند.

در ارتباط با کلیشه‌هایی که از زن وجود دارد به خاطر می‌آورم یک روان‌شناس اجتماعی (که متأسفانه اسمش را به خاطر ندارم) معمایی را برای اشخاص مطرح کرده بود. من این معما را برای ایرانی‌های زیادی مطرح کردم و نتایجش جالب بود.


کلیشه بلوند احمق در بسیاری از تبلیغات و برنامه‌های تلویزیونی تکرار می‌شود.

این معما از قرار زیر است: پدری با پسرش در جاده تصادفی شدید می‌کند. پدر در جا می‌میرد. پسر را به بیمارستان می‌برند. دکتر جراح همین که پسر را می‌بیند، می‌گوید: «این که پسر من است!»

سؤالی که از فرد می‌کنیم، این است که چگونه چنین چیزی ممکن است؟ جواب ساده است: «چون جراح مادر پسر است!» ولی نکته‌ی جالب این است که خیلی کم هستند اشخاصی که جواب این معما را پیدا می‌کنند!

من حتی این معما را برای یک گروه از آقایان پزشک ایرانی که در خارج از ایران زندگی می‌کنند مطرح کردم و با کمال تعجب متوجه شدم که هیچ کدام جواب را پیدا نکردند! این آزمایش دقیقاً اهمیت یک سری کلیشه‌ها را نشان می‌دهد. تا حدی که ذهن ما قدرت پاسخ به معمای ساده‌ای نیز که جواب بدیهی‌اش را دارد، از دست می‌دهد.»

رواج چنین کلیشه‌هایی در رسانه‌های جریان اصلی که به ویژه در تبلیغات تلویزیونی نیز کاربردهای فراوانی دارند، سبب شده‌اند که زنانگی به موضوع برای تمسخر، شوخی و استهزاء بدل شود. برخی از تحقیقات روان‌شناسان در سال‌های گذشته نشان داده است که این امر حتی می‌تواند محرک رفتارهای خشونت‌آمیز و خشنی نظیر تجاوز نیز باشد.

در تحقیق مشهور کاترین ریان و جینی کانجاروسکی، اغلب دانشجویان مرد مورد تحقیق که بیش از همه از شوخی‌های ضد زن استقبال می‌کردند، نسبت به رفتارهای خشونت‌بار جنسی علیه زنان نظیر «سکس به زور» (Forcing Sex) یا تجاوز، انگاره‌های منفی کمتری نسبت به دانشجویانی که کمتر چنین شوخی‌ها را دنبال می‌کردند، بروز داده بودند.


روان‌شناسان معتقدند شوخی‌های جنسیت‌گرایانه ممکن است رفتارهای پرخاشجویانه جنسی را تقویت کنند.

یافته‌های این تحقیقات سبب شده است تا در بسیاری از کشورهای جهان، روان‌شناسان و صاحب‌نظران ارتباطات در کنار مؤسسات ناظر بر رسانه‌ها در برابر بازنمایی چنین شوخی‌هایی که کلیشه‌های مرد سالارانه از زن را نمایان می‌سازند، حساسیت به خرج دهند. با این حال هنوز این رسانه‌ها انباشته از چنین کلیشه‌هایی هستند.

در کشور‌هایی نظیر ایران که مؤسسه‌های تخصصی ناظر بر رسانه‌ها وجود ندارند و یا نظرات روان‌شناسان و متخصصان ارتباطات انعکاس چندانی نمی‌یابد، وضعیت به مراتب بدتر است و باورهای سنتی در برابر زنان را که در سال‌های اخیر به سوی تصرف قدرت مردانه خیز برداشته‌اند، تقویت می‌کنند.

در حالی که بیش از ۹۰ درصد پست‌های مدیریتی در ادارات دولتی ایران در اختیار مردان است، برخی از روان‌شناسان معتقدند که شوخی‌های جنسی بین مردان بیش از زنان رواج دارد و اغلب این شوخی‌ها نیز مضمونی ضد زن دارند.

نکته جالب‌تر در این میان آن است که در اداراتی که برخی پست‌های مدیریتی به دلایل مختلف به زنان واگذار شده است، مقاومت کارمندان مرد در برابر شرایط تازه از طریق این نوع شوخی‌های مبتذل بیش از دیگر ادارات جلوه‌گر می‌شود.

با توجه به آن که یافته‌های روان‌شناسان نشان می‌دهد این شوخی‌ها به گونه‌ای ناخودآگاه، مخاطب را تحت تأثیر قرار داده و باورهای کلیشه‌ای را تقویت می‌کنند، شاید بد نباشد این بار که اس‌ام‌اس یا جوکی درباره زنان خواندید، قبل از آن که «Send to All» را کلیک کنید، به یاد بیاورید که این جوک یا شوخی چه زمینه‌های فرهنگی، سیاسی و روان‌شناختی در بر دارد و سپس با خیال آسوده آن را Delete و روانه سطل آشغال کنید!

‌ ‌

***

مطالب مرتبط:
راست‌گرایی و چپ‌گرایی در مغز
مخاطبان رسانه‌های ایران مردانند
چت‌درمانی روشی تازه در درمان‌های روان‌شناختی
فروید و سیما، همچون در یک آینه
وعده‌های سکسی در انتخابات بلژیک
دانستی‌های سکس در ایران
رابطه، فرهنگ و میل جنسی
How the web became a sexists' paradise

منتشر شده در: زمانه رادیو زمانه 

تاریخ انتشار: ۸ آذر ۱۳۸۶

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 13:26  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

ملال در صبحگاه

نزدیک به ربع قرن از آغاز پخش برنامه‌های مستمر صدای آمریکا به زبان فارسی می‌گذرد؛ اما به نظر می‌رسد که در این مدت این برنامه‌ها به لحاظ ساختاری و محتوایی تفاوت قابل توجهی با برنامه‌های ابتدایی آن نکرده‌اند.


در برنامه‌های صبحگاهی صدای آمریکا، کمتر می‌توان ردی از مخاطب‌شناسی یافت (عکس: زمانه)

ربع قرن پیش که برنامه‌های فارسی صدای آمریکا برای ایران پخش می‌شد، جز چند رادیوی سلطنت‌طلب و چند رادیوی اپوزیسیون، تعداد رادیوهای فارسی‌زبان برون‌مرزی به تعداد انگشتان یک دست بود. بنابراین طبیعی بود که برنامه‌های صدای آمریکا برای بسیاری از شنوندگان رادیو که در آن زمان به هیچ رسانه دیگری برای دریافت اخبار و اطلاعات غیر از منابع داخلی دسترسی نداشتند، بسیار جالب توجه به نظر برسد.

این جلب توجه اما مرهون عوامل دیگری به جز عوامل سیاسی - اجتماعی هم بود. رادیو بی‌بی‌سی که در آن زمان به عنوان تنها مرجع خارجی اخبار و اطلاعات قلمداد می‌شد، رادیویی بود که اصولاً مخاطبانی مسن‌تر داشت و در برنامه‌هایش نه تنها کمتر نشانی از سرگرمی بود، بلکه اصولاً صدای جوانی نیز از آن شنیده نمی‌شد.

اما در مقابل رادیو آمریکا، تنوع و جذابیت بیشتری برای نسل جوان به ویژه با برنامه‌های موسیقی غربی‌اش داشت که به مرور از این برنامه‌های سرگرم‌کننده، کمتر اثری در جدول پخش آن باقی ماند و در عوض، رادیو بی‌بی‌سی پس از وقفه و افتی چندساله در اواخر دهه ۷۰ با جوان‌گرایی در برنامه‌های خود، توانست توجه نسل جوان را به خود جلب کند.

در عوض صدای آمریکا به مرور در جای خود باقی ماند و با از راه رسیدن رادیو فردا در قالب خبر+موسیقی نیز به روال سنتی خود ادامه داده است، با آغاز پخش برنامه‌های تلویزیونی صدای آمریکا نیز رادیو بیش از پیش در سایه قرار گرفت.


یک دختر جوان در حال گوش دادن به رادیو (عکس: راحله عسگری‌زاده، زمانه)

مشکل اساسی‌تر صدای آمریکا، چه در برنامه‌های تلویزیونی و چه در برنامه‌های رادیویی‌اش، دوری از ایران است؛ نه به معنای جغرافیایی، بلکه به معنای فرهنگی و روان‌شناختی آن.

زبان و محتوای این برنامه‌ها برای نسل امروز داخل کشور از جذابیت کمتری برخوردار است و در موارد بسیاری، ناآشنایی تهیه‌کنندگان و مجریان برنامه‌ها با گرایش‌های مخاطبان سبب می‌شود که این برنامه‌ها بیش از پیش با حضور چهره‌های ثابت خود، ملال‌انگیز و کم‌اثر به نظر بیایند.

در حالی که در برخی نظرسنجی‌های داخل کشور صدای آمریکا، همچنان در جایگاه سوم قرار دارد و در برخی دیگر از نظرسنجی‌های اینترنتی نیز هنوز مخاطبانی برای خود دارد، اما نباید از یاد برد که اولاً فراوانی مخاطبان رادیو‌های برون‌مرزی در ایران در شرایط عادی هرگز از ۱۲ درصد بالاتر نرفته است.

ثانیاً مخاطب امروز بر خلاف مخاطب ۲۵ سال پیش به رسانه‌های دیگری نیز برای دستیابی به اخبار و اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی دارد.

این در حالی است که صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز در سال‌های اخیر، کم و بیش از خواب زمستانی بیدار شده است و هر روز در حال طراحی پاتک تازه‌ای در برابر رسانه‌های آلترناتیو یا برون‌مرزی است.

بنابراین صدای آمریکا برای بقا در این میدان تازه، چاره‌ای جز تنوع، نوآوری و برنامه‌ریزی و پویایی و مهم‌تر از همه مخاطب‌شناسی اصولی، ندارد؛ امری که به نظر می‌رسد در این رادیو مدت‌هاست به محاق فراموشی سپرده شده است.

به منظور بررسی ساختار برنامه‌های صدای آمریکا به عنوان نمونه برنامه شنبه ۲۶ آبان‌ماه این رادیو را در نظر گرفته‌ایم.


برنامه‌های صبحگاهی صدای آمریکایی طعمی شدیداً آمریکایی دارند

از سحرخیزی شما سپاسگزاریم!
برنامه یک‌ساعته رادیو صدای آمریکا در ساعت شش صبح به وقت تهران پخش می‌شود. برنامه صبحگاهی مورد بررسی شامل: اخبار، گزارش‌های خبری، گزارش اقتصادی، گزارش ورزشی، زیر ذره‌بین و برنامه زندگی و پیشرفت بود.

اجرای برنامه صبح‌گاهی بر عهده دو نفر (صنم آذر و پرویز بهادر) گذارده شده است که گوینده زن در این برنامه از نظر صدا، اجرا و تلفظ با مشکلاتی روبه‌رو بود.

نکاتی که در مورد این برنامه قابل اشاره است، عبارتند از:

- معرفی برنامه فاقد بیلبورد یا معرفی‌نامه رادیویی بود و تنها صدای نوری‌زاده در معرفی آمده بود.

- اخبار روز شامل شش خبر بود که سه مورد آن به نحوی به آمریکا مربوط می‌شد.

- در این اخبار هیچ استفاده‌ای از گزارش، مصاحبه یا حتی صدای اصلی به عنوان تکنیک‌های ابتدایی برنامه‌سازی خبری رادیویی نشده بود و تمام متن اخبار را دو مجری زن و مرد «قرائت» می‌کردند.

- هر چند دقیقه، اعلان رادیویی با عنوان صدای آمریکا می‌آمد که در یکی گوینده می‌گوید «از سحرخیزی شما قدردان و سپاسگزاریم!»

- در بخش زیر ذره‌بین، عملاً گفتگو و سؤال و جوابی با علیرضا نوری‌زاده در کار نیست و وی حرف‌های خود را بدون این که سؤالی در میانه آن مطرح شود، بیان می‌کند.

- اولین و دومین گزارش خبری برنامه، متناسب با اولین خبری که برجسته‌سازی شده، یعنی پاکستان است که حاوی اظهار نظر و صدای چند کارشناس به زبان انگلیسی هم هست.

- در برنامه زندگی و پیشرفت به سؤال یک مخاطب «ویتنامی» درباره Pop Culture یا فرهنگ عامه (پاپ) پاسخ گفته می‌شود که آشکارا ترجمه و کپی‌برداری از برنامه اصلی در VOA است و با کمال تعجب، پاسخی که ارائه می‌شود آن چنان ناقص و سردستی است که نه تنها پاسخگوی سؤال نیست؛ بلکه ابهامات بیشتری را نیز برمی‌انگیزد.

- در میانه برنامه، اخبار با عنوان چند خبر پخش می‌شود که عیناً همان اخبار آغازین هستند.

- پس از این بخش خبری نظرات رسمی دولت آمریکا درباره دستور بازداشت پنج مقام ایرانی توسط اینترپل پخش می‌شود.

- گزارش نسرین مهدوی خبرنگار صدای آمریکا درباره واکنش آلمان به گزارش البرادعی درباره ایران، تنها گزارش خبری این برنامه است که به ایران می‌پردازد.

- پس از یک گزارش درباره گردباد در بنگلادش، گزارش اقتصادی که نیم‌ساعت پیش پخش شده بود، بار دیگر تکرار می‌شود.

- پس از گزارش ورزشی دوم و یک ترانه پاپ، برنامه صبحگاهی با تکرار عناوین اخبار آغازین به پایان می‌رسد.

با مرور این برنامه می‌توان تصور کرد که ساختار برنامه صبحگاهی صدای آمریکا نه تنها کمترین شباهتی با برنامه‌های صبحگاهی رادیوهای حرفه‌ای و نیمه‌حرفه‌ای معمول در جهان (که اتفاقاً بیشتر آن‌ها در ایالات متحده مستقر هستند) ندارد؛ بلکه به مراتب عقب‌مانده‌تر از برنامه‌های صبحگاهی شبکه‌های رادیویی جمهوری اسلامی است که درگیر محدودیت‌های بسیاری از قبیل انتخاب موسیقی و آیتم‌های مغایر با خط قرمزهای موجود است.

برنامه صبحگاهی هر چند که در ساعات پایانی شب در واشنگتن اجرا می‌شود، محتاج انرژی، تمپو، جوان‌گرایی، شادابی و آیتم‌های متنوع‌تر و کوتاه‌تر است.


صدای آمریکا، در برخی نظرسنجی‌های اینترنتی سومین رادیوی فارسی‌زبان برون‌مرزی در میان شنوندگان رادیوهای فرامرزی بوده است (عکس: راحله عسگری‌زاده، زمانه)

ساختِ آمریکا!
آن چنان که قابل انتظار است، بخش بیشتر اخبار و گزارش‌های برنامه مورد بررسی معطوف به آمریکا و دولت‌مردان آمریکایی است. آن چنان که در برجسته‌سازی اخبار نیز ملاقات قائم‌مقام وزیر امور خارجه آمریکا با پرویز مشرف در صدر اخبار جای گرفته است.

این در حالی است که خبر سوم یعنی هشدار بوش به دولت ایران نیز به همان میزان با اتکا به منبع خبرساز آمریکایی بنا شده است. از مجموع شش خبر این بخش خبری، سه خبر به آمریکا مربوط می‌شود و خبرسازان آن (پونته‌نگرو، بوش) دولت‌مردان آمریکایی هستند.

در این میان تنها دو خبر رویکردی رخدادمدار دارند و چهار خبر دیگر شخصیت‌مدار هستند که جورج بوش، رییس‌جمهور آمریکا با دو خبر در میان شش خبر ارائه شده، جایگاه ویژه‌ای دارد.

علاوه بر این سایر گزارش‌های خبری این بخش به طرز کاملاً بارزی «آمریکایی» هستند؛ از اخبار اقتصادی گرفته تا اخبار ورزشی و حتی برنامه زندگی و پیشرفت. همه این آیتم‌ها با ارائه نظرات رسمی دولت آمریکا درباره موضوع قرار گرفتن نام پنج دولت‌مرد ایرانی در فهرست اولویت‌های تعقیب پلیس بین‌الملل نیز همراه می‌شوند.

تنها همین اظهار نظر رسمی، گزارش از آلمان، نظرات نوری‌زاده و خبر هشدار بوش به دولت ایران در این برنامه یک‌ساعته مستقیما بًه ایران و کشور اصلی مخاطبان هدف مربوط می‌شود.

طعم شدید آمریکایی محتوای برنامه‌های صدای آمریکا، در حالی که در دیگر رادیوهای دولتی برون‌مرزی در مقایسه با صدای آمریکا تبلیغ و برجسته‌سازی دولت‌مردان خودی با کمیت و کیفیت متفاوتی صورت می‌گیرد، سبب برانگیخته شدن واکنش دفاعی ناخودآگاه شنونده و فاصله گرفتن او از محتوای سیاسی این برنامه‌ها می‌شود. به ویژه آن که دولت آمریکا هم‌اکنون در اوج عدم محبوبیت جهانی خود قرار دارد که طبعاً قابل انتظار است که بخش مهمی از شنوندگان بالقوه صدای آمریکا نیز چنین انگاره‌هایی داشته باشند.

بهره‌گیری از افراد ثابت با خط مشی سیاسی کاملاً همسو در برنامه‌های صدای آمریکا به عنوان مصاحبه‌شونده یا مفسر نیز سبب می‌شود تا شنونده به مرور از این افراد دل‌زده شود. آن چنان که صدا و سیمای جمهوری اسلامی تنها از کارشناسان و افراد معتمد خود در برنامه‌های خبری و سیاسی خود بهره می‌گیرد که دیدگاه‌هایی کاملاً همسو با سیاست‌های تبلیغاتی آن را ارائه می‌دهند و طبعاً از تأثیرگذاری و همنواسازی مخاطب بی‌بهره می‌مانند.

صدای آمریکا در دهه سوم فعالیت خود، در برابر رقبا و مخاطب تازه، چاره‌ای جز بازنگری اساسی در سیاست‌های رسانه‌ای و برنامه‌سازی خود ندارد؛ در غیر این صورت به سرعت محو خواهد شد.

گردانندگان صدای آمریکا با درک چرخه حیات رسانه خود باید به درستی جای خود را تشخیص دهند. این چرخه حیات برنامه‌سازی شامل مراحل: آغازین، رشد، اوج، اشباع و افول (لوتز، ۱۹۹۵) می‌شود. مطمئناً با اتکاء به شیوه‌های برنامه‌سازی و تولید محتوای قرن بیستمی نمی‌توان مخاطب امروزین را پای رادیو نگه داشت.

مخاطبی که از یک برنامه صبحگاهی انتظار درگیری، تعامل، سرعت، پویایی، سرگرم‌کنندگی، جوان‌گرایی و آگاهی‌بخشی را دارد؛ عناصری که کاملاً در این برنامه از یاد رفته‌اند.


نظرسنجی‌های رسمی، شنوندگان رادیوهای برون مرزی را کمتر از ۱۵ درصد و شنوندگان رادیوهای داخلی را کمتر از ۱۰ درصد برآورد می‌کنند (عکس: راحله عسگری‌زاده، زمانه)

ضمیمه: نمونه یک برنامه صبحگاهی (۲۶ آبان‌ماه)
● معرفی (۱:۳۰ - ۰۰)
● اخبار: (۹:۴۰ - ۱:۳۰)
- دیدار قائم‌مقام وزیر خارجه آمریکا با پرویز مشرف
- ارتش پاکستان و طالبان
- هشدار پرزیدنت بوش به ایران
- دیدار پرزیدنت بوش و نخست‌وزیر ژاپن
- تجمع هواداران حماس در برابر دفتر محمود عباس
- درخواست دبیر کل سازمان ملل از دولت‌مردان لبنان
● گزارش اقتصادی (۱۲ - ۹:۴۰)
● زیر ذره‌بین، علیرضا نوری‌زاده (۱۶ - ۱۲)
● گزارشی درباره پاکستان (۱۷:۵۰ - ۱۶)
● گزارش ورزشی (۲۰:۴۰ - ۱۷:۵۰)
● دیدار قائم‌مقام وزیر خارجه آمریکا با پرویز مشرف (۲۶:۳۰ - ۲۰:۴۰)
● زندگی و پیشرفت (۳۰ - ۲۶:۳۰)
● اخبار (۳۵ - ۳۰)
● نظرات دولت آمریکا درباره دستور بازداشت پنج مقام ایرانی (۳۹:۳۰ - ۳۵)
● گزارش نسرین مهدوی درباره واکنش آلمان به گزارش البرادعی (۴۲:۵۰ - ۳۹:۳۰)
● گردباد در بنگلادش (۴۶:۵۰ - ۴۲:۵۰)
● گزارش اقتصادی [تکرار] (۴۹:۳۵ - ۴۶:۵۰)
● گزارش ورزشی (۵۲:۵۰ - ۴۹:۳۵)
● آهنگ غربی (۵۷ - ۵۲:۵۰)
● عناوین اخبار (۵۸:۳۰ - ۵۷)‌ ‌ ‌

***

مطالب مرتبط:
چک‌لیست خودارزیابی گوینده، امید حبیبی‌نیا؛ دوماهنامه «رادیو»، شماره پنج، مرداد ۱۳۸۰، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

راهنمای رادیوهای محلی، یونسکو ۲۰۰۱

خبرهای داغ، نگاهی به اخبار ۲۰:۳۰ شبکه دوم سیما

رادیو فردا و آفت تکرار

رفتارشناسی رسانه‌های قدیم و جدید

رادیوی دیجیتال در ایران، تیر ۱۳۸۴

ارزش رسانه‌های فارسی خارج از ایران و روش آن‌ها

مخاطب رسانه‌های ایران مردان‌اند

منتشر شده در: زمانه رادیو زمانه

تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 18:56  توسط امید حبیبی‌نیا  |