تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

 

خبرهای داغ؟

سال‌هاست که شبکه‌های تلویزیونی مختلف در جهان از پس، دست شستن از تئوری‌های نخ‌نما شده ارتباطات قرن بیستمی، برای عرضه اخبار به عنوان یکی از مهم‌ترین (و گاه مهم‌ترین) برنامه تولیدی خود به مخاطبان دست به روش‌های مختلفی زده‌اند. 


مجریان بخش خبری ۲۰:۳۰ بیش از سایر گویندگان اخبار سیمای جمهوری اسلامی در مرکز توجه قرار دارند (عکس از زمانه)

اما در کهنه‌رسانه‌هایی که جریان اطلاعات از همان دکترین‌های جنگ سرد در اواخر دهه ۶۰ پیروی می‌کند، آزمودن شیوه‌های تازه به معنای تخطی از اصول ثابت تبلیغات سیاسی و از عرش اقتدار به قعر تلاطم و خطر غلتیدن بوده است.

در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز تا دو دهه و نیم روال بر همین مبنا بوده است. خبررسانی با اتکا به تئوری دهه شصتی تزریق سوزنی استوار بود و از این دیدگاه بر این باور بودند که هر آن چه رسانه حاکم به مردم بنماید، همچون سرنگ بر کالبد جامعه نفوذ خواهد کرد.

تحولات نیم‌قرن اخیر در عرصه ارتباطات و خبر، اما این تئوری را نیز روانه بایگانی تاریخ کرد. زیرا با در هم شکسته شدن اقتدار و انحصار رسانه‌ها و ورود رسانه‌های تعاملی نوین در دهه‌های پایانی قرن بیستم، عملاً راه برای تعامل آرا، تکثرگرایی و چندجانبه‌نگری در افکار عمومی فراهم آمد.

اما چندی است که در حساس‌ترین محصول صدا و سیما و حداقل یک بخش خبری، تغییراتی رخ نموده است، اخبار ۲۰:۳۰ که به تازگی جای خود را در میان بخش‌های خبری پرسابقه‌تر باز کرده است، تا حدودی نمایان‌گر روی گرداندن از تعاریف قدیمی از خبر، خبررسانی و رسانه است، پس بیهوده نیست که بنا بر نظرسنجی اخیر مرکز تحقیقات صدا و سیما، اکنون پربیننده‌ترین بخش خبری صدا و سیما به شمار می‌رود.

بر اساس این نظرسنجی فصلی در فصل تابستان، اخبار ۲۰:۳۰ در تهران و ۳۱ شهر دیگر، پرمخاطب‌ترین بخش خبری تلویزیون بوده است که پس از آن با فاصله‌ای قابل تأمل، بخش خبری ساعت ۲۱ شبکه اول که قدمتی کم و بیش در حد تاریخ نیم‌قرنی تلویزیون در ایران دارد، قرار گرفته است.


یکی از مجریان اخبار ۲۰:۳۰ شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی (زمانه)

پاتک رسانه‌ای

اخبار ۲۰:۳۰ شبکه دوم را می‌توان به نوعی پاتک رسانه‌ای صدا و سیما در برابر رسانه‌های آلترناتیو قلمداد کرد. بر اساس نظرسنجی‌هایی که مرکز تحقیقات این سازمان همواره انجام می‌دهد، متوسط تماشاگران دائمی سیمای جمهوری اسلامی بیش از ۶۰ درصد ذکر شده است که از این میزان، بیش از ۵۵ درصد آن‌ها مخاطبان بالفعل اخبار سیما محسوب می‌شوند.

بنا بر همین نظرسنجی‌ها اغلب افراد با تحصیلات متوسط و دانشگاهی به اخبار صدا و سیما توجه نشان می‌دهند؛ اما در عوض به رسانه‌های دیگر نیز تمایل نشان می‌دهند. مطبوعات، اینترنت، تلویزیون‌های ماهواره‌ای و شایعات از دیگر منابع خبری مخاطبان بالقوه ۵۰ میلیون نفری اخبار تلویزیون در ایران محسوب می‌شوند.

تا چند سال پیش که صدا و سیما خود را مالک انحصاری پخش اخبار تلویزیونی در ایران می‌دانست، نوآوری، خلاقیت و بهره‌گیری از امکانات بالقوه رسانه‌ای در کنار مفاهیمی چون رعایت معیارهای روزنامه‌نگاری بی‌طرفانه و سهیم کردن مخاطب در روند پردازش خبر و به عبارت دیگر پیروی از مدل ارتباطات دموکراتیک در روند خبررسانی، مفاهیمی غریب به نظر می‌آمدند که گاه به گاه تنها در متون تحقیقاتی در این سازمان به آن‌ها اشاره می‌شد.

اما هر چه زمان می‌گذرد صدا و سیما خود را رو در روی رقبای تازه‌ای می‌یابد. ظهور اینترنت در اواخر دهه هفتاد خورشیدی و پس از آن برخی روزنامه‌های نسبتاً مستقل (و استقبال فوق‌العاده از آن‌ها با وجود توقیف پیاپی‌شان) افزایش شمار فرستنده‌های رادیویی برون‌مرزی (که روزگاری تنها به تعداد انگشتان دست بود و اکنون به ده‌ها ایستگاه رادیوی فارسی‌زبان رسیده است که می‌توان از طریق اینترنت به برنامه‌های آن‌ها گوش فرا داد) و سرانجام سر بر آوردن شبکه‌های تلویزیونی فارسی‌زبان، هر روز بخشی از مخاطبان دائمی صدا و سیما را از چنگش می‌رباید.

شبکه‌های تلویزیونی فارسی زبان قابل دریافت در ایران که هم اکنون شمارشان به بیش از ۳۵ شبکه رسیده است، با وجود مشکلات بسیاری که برای برقراری ارتباط واقعی و مؤثر با مخاطب خود در ایران دارند، انحصار منبع خبری تلویزیونی را از صدا و سیما گرفته‌اند. با این حال هنوز به دلیل مشکلات تکنیکی - نظری بسیار از تأثیرگذاری مستمر در جامعه مخاطبان خود بازمانده‌اند و در بهترین حالت به فرایند انتقال شایعات یا شبه‌خبرها شتاب می‌بخشند.

با این حال روشن است که این شبکه‌های تلویزیونی و شبکه‌های دیگری که در راه هستند، به سرعت جایگاه و نقش خود را در جامعه باز خواهند کرد و با بهره‌گیری از اشتیاق مخاطب ایرانی برای سهیم شدن در تولید خبر، به سرعت می‌توانند از این پتناسیل جامعه جوان علاقه‌مند به بهره‌برداری از ثبت و ضبط وقایع خبری بهره بگیرند. (درحال حاضر سایت فارسی بی‌بی‌سی و تلویزیون فارسی صدای آمریکا از ویدئوهای خبری مخاطبان خود استفاده می‌کنند)

بیش از ۷۰ درصد از جامعه جوان ایران را جوانان زیر ۳۵ سال تشکیل می‌دهند که اخبار صدا و سیما در برابر رسانه‌های برون‌مرزی دیگر از جذابیتی برای آن‌ها برخوردار نیست. به این ترتیب سرانجام صدا و سیما برای دفاع از خود دست به یک پاتک رسانه‌ای گسترده زده است. از این قرار اخبار ۲۰:۳۰ تنها یک بخش خبری یک شبکه نیست؛ بلکه صحنه نبرد رسانه‌ای و محک آزمون رویکردهای تازه در برنامه‌سازی خبری در صدا و سیما است.

از همین رو است که محبوبیت این برنامه خبری برای صدا و سیما، خبری خوش تلقی می‌شود. اما این محبوبیت را می‌توان از منظرهای مختلف نیز مورد بررسی قرار داد. زیرا فرض محبوبیت این برنامه، نشان‌گر تغییر سلیقه‌های مخاطب اخبار تلویزیون در ایران است (که این تغییر البته سال‌ها پیش رخ نموده بود) بی آن که به خودی خود دلیلی بر فرض تأثیرپذیری از القائات سیاسی آن باشد.


دست اندرکاران بخش خبری ۲۰:۳۰ شبکه دوم (عکس از واحد مرکزی خبر)

فرم: نوآوری و عامه‌گرایی

با نگاهی به یک نمونه از برنامه‌های خبری پخش شده در نخستین گام تفاوت چشم‌گیر در شیوه تولید و پخش با روش مرسوم در تاریخ نیم‌قرنی تلویزیون در ایران به چشم می‌خورد؛ روشی که همچنان شبکه‌های فارسی‌زبان ماهواره‌ای نیز به آن پایبند باقی مانده‌اند.

از تیتراژ و وله آغازین که در آن تصاویر و نمادهای سیاسی جای خود را به تصاویر با ضرباهنگ تند مجریان این بخش خبری داده‌اند، می‌توان انتظار داشت که در این بخش خبری، بر خلاف بخش‌های خبری دیگر صدا و سیما، قرار است مجری/خبرنگار محور باشد تا سردبیر/تهیه‌کننده محور. یا به عبارت دیگر سردبیر و تهیه‌کننده بیشتر در آن پنهان شده باشند.

فرم اجرای برنامه نیز به ظاهر چنین نشان می‌دهد؛ اما پیش‌فرض‌های مخاطب ایرانی سبب می‌شود تا وابستگی شدید خبرنگاران و روزنامه‌نگاران شاغل در صدا و سیما به سیاست‌ها و اهداف تعیین‌شده و یا خط مرزهای تعیین‌شده مشخص و گاه تعیین‌نشده، سانسور خبری را به خاطر بیاورد.

با این همه شیوه اجرا و پردازش متقاوت اخبار در این بخش خبری در برابر سایر بخش‌های خبری صدا و سیما و حتی شبکه‌های تلویزیونی فارسی زبان ماهواره‌ای از چنان جذابیتی برخوردار است که می‌توان تصور کرد بسیاری از مخاطبان جوان ایرانی برای بهره برداری از اخبار سیما ترجیح بدهند بیننده این بخش خبری باشند که نظرسنجی اخیر نیز موید همین فرض است.

در اینجا ما با نگاهی به آخرین برنامه خبری پخش شده در این بخش خبری (که تا یک ماه بر روی اینترنت قابل دسترسی است) یعنی اخبار نوزدهم آبان ۱۳۸۶ به برخی از این موارد اشاره می‌کنیم:

دکور و اجرا: در این بخش خبری قرار است تا نقش مجری به عنوان محور اصلی برنامه وانموده شود از همین رو است که به جای آن که دوربین با زوم یا تراک به سراغ مجری برود، مجری خود وارد صحنه می‌شود.

وارد میدان شدن مجری از در شیشه‌ای که قرار است تجلی پیوند مخاطب با دروازه‌بان خبر باشد، به وی نقش و اهمیتی به مراتب بیشتر از کسانی که در آن سوی در نشسته‌اند، می‌دهد و به نوعی حرکت و ضرباهنگ درونی منجر می‌شود که با ریتم سریع و گاه تلگرافی خبرها هم‌سو شده؛ تمامی توجه مخاطب رسانه سرد را به خود جلب می‌کند.

به این ترتیب مجری این بخش خبری (که دیگر قرار نیست تنها گوینده باشد) بر خلاف بخش‌های خبری دیگر صدا و سیما، رو به دوربین و اغلب در مرکز و یا زوایای مهمی از کادر که دکور دینامیک و خوب طراحی شده‌اش مشخص کرده است، می‌ایستد تا پویایی و تحرک بیشتری را به مخاطب القا کند.


گزارش‌های خبری این بخش خبری پرتحرک‌تر، صریح‌تر و جذاب‌تر است (زمانه)

زبان بدن (Body Languge): به این ترتیب برای نخستین بار در تاریخ تلویزیون‌های فارسی‌زبان، مجری اخبار می‌تواند از زبان بدن خود بهره بگیرد و آن را به نمایش بگذارد و در کادر دوربین حرکت کند. البته مجری مرد این اخبار به مراتب بیشتر از دو همکار دیگر زن خود از این امکان بهره می‌گیرد. اما با توجه به زبان و شیوه روایتی متفاوتی این اخبار، بهره‌گیری از حالت‌ها و ژست‌های متناسب با متن اقناعی، سبب جلب توجه بیشتر مخاطب شده است. به ویژه آن که این بخش خبری بیش از همه با نرم‌خبر‌ها (Soft News) سر و کار دارد و از این رو زبان تفهمیمی در حالت‌های چهره بیش از همه به کارش می‌آید.

شیوه روایت (Narration): زبان این بخش خبری بر خلاف سایر بخش‌های خبری، زبان روایتی و داستان‌گویی خبری است تا زبان سلطه‌جویانه و مکلف. به عبارت دیگر مجریان این اخبار با زبان شفاهی سخن می‌گویند. این سخن‌گویی با زبان شفاهی سبب شده است تا مجری برای خود جایگاهی در خبر دست و پا کند. به عبارت دیگر با دست و پا کردن چند گزاره گاه متفاوت، به بیننده القاء کند که این خود اوست که روایت‌گر ماجرا و داستان خبری مربوطه است.

بدیهی است که این شیوه مخاطب‌سازی، فاصله سنتی اخبار تلویزیونی - مخاطب را به حداقل ممکن می‌رساند و برای نخستین بار در تاریخ تلویزیون در ایران به خبرنگار/مجری هویتی مستقل می‌بخشد. چیزی که البته برای اقناع سیاسی مخاطب بسیار ضروری به نظر می‌رسد.

ضرباهنگ و ریتم درونی (Tempo): در حالی که در بخش‌های دیگر خبری، اخبار تلویزیون حاوی مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها، کنفرانس‌های خبری و اظهار نطرهای رسمی و طولانی مقامات مسئول دولتی و حکومتی است که به نوعی ایفاگر نقش روابط عمومی برای آن‌ها است؛ در اخبار۲۰:۳۰ خبری از مصاحبه‌های طولانی که اغلب مصاحبه‌شونده به سؤالات «از پیش تعیین شده» پاسخ‌های «از پیش تعیین شده» می‌دهد، نیست؛ یا اگر هست، آن چنان طولانی و ملال‌انگیز نیستند که حوصله بیننده را سر ببرند. در بخش خبری مورد بررسی در کمتر از ۱۰ دقیقه، ۱۵ خبر با تصاویر مرتبط (که البته اغلب آرشیوی بودند) پخش شد که متناسب با ضرباهنگ زندگی مخاطب امروز تلویزیون است.


لوگوی آغازین اخبار ۲۰:۳۰ شبکه دوم که کمتر از دو سال پیش آغاز به کار کرده است (زمانه)

مشخصه‌ها:
● درحالی که نام مجری مرد این بخش خبری به طور کامل در زیرنویس معرفی می‌آید، مجریان زن تنها با نام فامیل معرفی می‌شوند.
● مجریان در خطاب کردن همکاران نیز تنها از نام فامیل آن‌ها استفاده می‌کنند.
● مجریان هر بار در شروع و پایان برنامه باید متنی مذهبی یا شعرگونه با ته‌مایه‌های مذهبی را تکرار کنند.
● پوشش مجریان زن تنوع بیشتری به نسبت گویندگان بخش‌های خبری دیگر دارد؛ اما ریتم روایت یکی از آن‌ها به مراتب کمتر از دو نفر دیگر است. خبرنگار زن تهیه‌کننده بخش خبرهای ویژه نیز ریتم روایت و تحرک کاملاً منفعل‌تری به نسبت دیگران دارد.
● کارهای گرافیکی این بخش خبری به مراتب فاصله‌ای بعید با بخش‌های خبری دیگر دارد و بسیار جذاب‌تر به نظر می‌رسد.
● تیترهای مجریان برای فاصله گذاری میان خبرها و تیتر زیرنویس‌ها با استفاده از همان زبان غیررسمی، جذاب و گاه کنایه‌آمیز و طنزگونه از آب در آمده است که با اجرای خوب تلویزیونی به خوبی خود را نشان می‌دهد.
گزارش‌های خبری این بخش خبری ظاهر تخت، یک‌جانبه و کاملاً محافظه‌کارانه بخش‌های خبری دیگر را ندارد و اغلب با توجه مخاطب روبه‌رو می‌شود. به عنوان نمونه در بخش خبری مورد بحث در بخش خارج از گود، در گزارشی که با عنوان «ماجرای مربی که معلوم نشد داخل گود بوده یا خارج از گود؟» به چگونگی حضور ناصر حجازی سرمربی تیم استقلال در آخرین بازی این تیم پرداخته می‌شود. این گزارش تلویزیونی که تمام ویژگی‌های یک گزارش تلویزیونی خوب را دارد، به خوبی به بیینده، واقعیت و دروغ را نشان می‌دهد و سبب درگیر شدن مخاطب با متن گزارش می‌شود.
● کارگردانی، اجرا، تهیه و متن اخبار این بخش خبری (صرف نظر از محتوای سیاسی آن‌ها) به مراتب جذاب‌تر و حرفه‌ای‌تر از سایر بخش‌های تلویزیون جمهوری اسلام به نظر می‌آید.


سردبیر و مجری اخبار ۲۰:۳۰ شبکه دوم (عکس از واحد مرکزی خبر)

محتوا: اقناع سیاسی

در حالی که ساختار و قالب این بخش خبری از نوآوری بسیاری به نسبت سایر بخش‌های خبری برخوردار است، منطق و گفتمان روایی نهفته در متن آن، همانا سیاست‌های تبلیغی صدا و سیمای جمهوری اسلامی است که حتی بیش از بخش‌های دیگر خبری سنتی خود را نشان می‌دهند و به نوعی به دیگر رسانه‌های جناح حاکم نظیر روزنامه کیهان پهلو می‌زند.

با آن که تمرکز اصلی این اخبار بر روی نرم‌خبر یا روایت کردن سخت‌خبر‌ها (Hard News) به شیوه نرم‌خبر است؛ اما در این شیوه روایت از زبانی آشکارا سیاسی برای اقناع یا تبلیغات سیاسی برهنه استفاده می‌کند که به سرعت سبب می‌شود تا مخاطب ناهم‌سو را پس بزند.

همین محتوای کاملاً برهنه سیاسی است که اعتراض بسیاری از فعالان سیاسی، تشکل‌های مدنی و روزنامه‌نگاران را نیز در پی آورده است.

هم‌سویی کامل بخش خبری ۲۰:۳۰ با رسانه‌های جناح حاکم سبب می‌شود که مخاطب خود را از محتوای سیاسی آن کنار بکشد و تنها به اطلاعات اخبار اجتماعی یا اقتصادی و سرگرم‌کننده آن دل بسپارد.

در حالی که اقناع و تبلیغات سیاسی در بخش‌های خبری سیاسی با دروازه‌بانی سنتی خبری صدا و سیما به شیوه تبلیغ از بالا و سخنگویی از جایگاه حاکمیت صورت می‌گیرد، این کنش رسانه‌ای در این بخش خبری به شیوه‌ای کاملاً عریان و سوگیرانه به نمایش در می‌آید و در این بین اعتمادبخشی، بی‌طرفی و تأثیرگذاری آن بیش از پیش زیر ضربه می‌رود.

به این ترتیب «توجه انتخابی» برای پردازش اطلاعات این بخش خبری صرفاً معطوف بخش‌هایی خواهد شد که کمتر بار سیاسی سوگیرانه دارند.

در واقع بخش مهمی از تئوری‌های انتقادی ربع قرن اخیر ارتباطات به ویژه تئوری‌های پست‌مارکسیستی و یا پست‌مدرنیستی رسانه به همین بررسی تعیین جایگاه رسانه در فرآیند سمت‌گیری نسبت به حاکمیت اختصاص یافته است. این که رسانه در کجای معادلات سیاسی قرار گرفته باشد، می‌تواند سنگ محکی برای دست‌یابی به شمایی از مخاطب‌سازی و سیاست‌های دروازه‌بانی آن باشد.

رسانه‌های جریان اصلی به عنوان رکن چهارم دموکراسی در جوامع سرمایه‌داری متأخر در واقع نقش فاصله میان دولت و ملت را ایفا می‌کنند و به این ترتیب می‌کوشند تا از تعارض‌های منافع این دو بکاهند و از اعتماد هر دو سود ببرند.

اما در جوامع توتالیتار، رسانه‌ها تنها سخنگوی حاکمیت به شمار می‌روند و به ناچار مخاطب را به سوی رسانه‌های آلترناتیو سوق می‌دهند که به تشدید سیکل تعارض‌های اجتماعی منجر می‌شود.

با مرور سه اصل طلایی رسانه‌ها در قرن بیست و یکم، یعنی بی‌طرفی، مخاطب‌محوری و تکثرگرایی روشن می‌شود که محتوای گفتمان سیاسی اخبار سیمای جموری اسلامی تا چه حد وابسته به عقب‌ماندگی سیاسی در زمینه تئوری‌های ارتباطاتی است.


اخبار ۲۰:۳۰ شبکه دوم تلاش می‌کند تا مجری را به صحنه روایت بیاورد (زمانه)

ضمیمه: تیترهای بخش خبری ۲۰:۳۰ نوزدهم آبان‌ماه

● به نام تولیدی به کام دلالی (اقتصادی)
● فلش خسارت بدون کروکی رو به بالا (اجتماعی/اقتصادی)
● درس‌خونده‌ها مراقب کلاهشون باشن (اجتماعی)
● خیز ایران در باشگاه فضایی دنیا (فن‌آوری)
● خاطرات استعمار پیر در باغ قلهک نبش قبر می‌شوند (سیاسی)
● مأموریت دیپلماتیک به زور (سیاسی/خارجی)
● نوشدار بعد از مرگ سهراب‌ها (حوادث/خارجی)
● انتخابات مجلس رایانه‌ای است (سیاسی)
● خبرهای شیرین برای شکرسازها (اقتصادی)
● نقاب از روی هزارچهره کنار رفت (حوادث)
● عاقبت شیطنت بچه گربه (حوادث)
● شکافتن مغز مقابل دوربین (علمی)
● فرصت‌طلبی برای جنگ قدرت (سیاسی/خارجی)
● تولد در تعقیب و گریز (حوادث)
● آثار مهندس‌ها و هنرمندها در مسابقه قوطی کنسروها (سرگرم‌کننده)

خبرهای ویژه:
● تنها به عراق نرو
● لاریجانی و دلایل استعفا
● کلهر، دولت، رسانه
● نماینده‌های مجلس انگلیس در راه ایران

خارج از گود (ورزشی):
● ماجرای مربی که معلوم نشد داخل گود بوده یا خارج از گود
● تماشاگران تیم استیل‌آذین
● درگیری در رقابت‌های فوتسال

***

مطالب مرتبط:
نارسانه‌های تلویزیونی، تحلیل ساختاری تلویزیون‌های فارسی‌زبان در آمریکا
The Paradox of Iranian Media
تحلیل ساختاری برنامه تلویزیونی نگاهی به مطبوعات
مسجد و ماهواره
TV News in a Postmodern World
The Psychology of Entertainment Media
A Cognitive Psychology of Mass Communication

رادیو زمانهمنتشر شده در : زمانه 

تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۸۶

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 18:40  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

سال‌هاست که روش‌های درمانی تازه‌ای به روان‌شناسی بالینی و روان‌پزشکی راه یافته‌اند که برآمده از تحولات تکنولوژیک و فرهنگی تازه در جوامع مختلف هستند.

اگر در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ قرن گذشته فیلم‌درمانی۱، روشی تازه و انقلابی به شمار می‌آمد، اکنون مدتی است که پژوهش و به کار گیری روش‌های تازه‌تر همسو با فن‌آوری‌های ارتباطی تازه و عصر ارتباطات قرن جدید آغاز شده است.


کلودیا شوارتزنبوگ، درمان‌جوی شرکت کننده در چت‌درمانی

این روزها در رسانه‌های آلمانی‌زبان و نشریات علمی جهان بار دیگراز «چت‌درمانی» یا درمان از راه گفت و گوی اینترنتی (Chat Therapy) سخن به میان آمده است؛ با این حال سابقه پژوهش و کاربردهای بالینی آن به بیش از پنج سال می‌رسد.

با این همه چت‌درمانی اصولاً یک روش تازه بحث‌انگیز در درمان‌های روان‌شناختی محسوب می‌شود. زیرا بر خلاف روش‌های سنتی و شیوه‌های ارتباطی قرن بیستمی در این روش، بین درمان‌گر و درمان‌جو (یا مُراجع) ارتباط مستقیم وجود ندارد. درمان‌گر نمی‌تواند از طرز صحبت، لباس و آرایش، نشستن، حالت‌های رفتاری و به طور کلی مشاهدات خود از بیمار/مُراجع به ارزیابی کلی دست یابد.

با این حال سودمندی چت‌درمانی و کارآیی آن در پژوهش‌های بی‌شمار دیگری به اثبات رسیده است.

در یک پژوهش اخیر که به تازگی در رسانه‌های جهان نیز بازتاب یافته است، درمان‌گران در کلینیک روان‌شناسی هایدلبرگ در آلمان گروهی از بیماران روانی ترخیص شده را با چت‌درمانی تحت مراقبت‌های پس از ترخیص قرار دادند. نتایج این تحقیق نشان داد که پس از یک دوره درمان از طریق گفت و گوی اینترنتی، بیماران سازگاری و بهبودی قابل توجهی از خود نشان داده‌اند.


استفانی بائور، روان‌شناس بالینی کلینیک بیمارستان هایدلبرگ (آلمان)

روان‌درمانی اینترنتی؟
چت‌درمانی نوعی مداخله درمانی از طریق اینترنت است؛ ولی عملاً بر اساس اصول اخلاق حرفه‌ای تا کنونی در روان‌شناسی بالینی، مداخلات درمانی باید از شیوه‌های معمول صورت گیرد. این تعارضی است که به زودی بسیاری از روان‌شناسان با آن درگیر خواهند شد.

تا همین چند سال پیش روان‌شناسان حرفه‌ای و به ویژه روان‌شناسان بالینی، در اغلب کشورها از جمله آمریکا مجاز نبودند تا از طریق اینترنت یا رسانه‌های دیگر به تشخیص و درمان‌های روان‌شناختی بپردازند؛ مگر این که حضور یا بهره برداری آن‌ها از این رسانه‌ها، صرفاً جنبه آموزشی یا مشاوره‌ای داشته باشد۲.

دکتر ولی‌الله گل‌کرم‌نی، سرپرست این پروژه تحقیقی اخیر در زمینه چت‌درمانی در این باره می‌گوید: «در کشورهای مختلف با این روش، برخوردهای مختلفی صورت گرفته است و هنوز یک هنجار همگانی در این زمینه وجود ندارد. بخش مهمی از چت‌درمانی معطوف به مشاوره در زمینه‌های تخصصی می‌شود. اما از آن جا که امکان رودررویی وجود ندارد، این فرآیند بسیار حساس است.»

وی تأکید می‌کند که چت‌درمانی هم مانند دارو، محدودیت‌های خودش را دارد و نمی‌توان آن را برای همه موارد و یا بیماری‌ها تجویز کرد.

وی برای این روش درمانی تازه چند مشخصه اصلی برمی‌شمرد که عبارت است از:
● صرفه‌جویی در زمان و هزینه.
● بیماران در محیط خانه خود باقی می‌مانند.
● درمان‌گران از الگوهای بالینی مرسوم برای کار خود بهره می‌گیرند.
● با وجود محروم شدن از ارتباط رودررو، در چت‌درمانی، درمان‌گر ناخواسته تحت تأثیر پس‌زمینه‌های فرهنگی، طبقاتی و اجتماعی مُراجع قرار نمی‌گیرد.

دکتر گل‌کرم‌نی، روان‌درمان‌گر و پژوهش‌گر دانشگاه هایدلبرگ، در پاسخ به این سؤال که روش کار چگونه بوده است، توضیح داد که به یک گروه از بیماران هر هفته، ۹۰ دقیقه، به مدت ۱۵ هفته چت‌درمانی در یک گروه ارائه شد.

نتایج نشان داد که این گروه از بیماران از سرعت بهبود بهتری برخوردار بوده‌اند۳.


دکتر ولی الله گل کرم نی، سرپرست گروه تحقیق در حین چت‌درمانی

تحقیق دانشگاه هایدلبرگ
در این تحقیق اخیر، برای ۱۱۴ بیمار در گروه آزمایشی، چت‌درمانی جایگزین گروه‌درمانی شد و در گروه کنترل، همین تعداد بیمار بدون چت‌درمانی مورد ارزیابی قرار گرفتند.

در پایان دوره مورد بررسی، بیمارانی که تحت چت‌درمانی قرار گرفته بودند به طرز معنا داری (۲۴.۷ درصد در برابر ۳۸.۵ درصد) کمتر از بیماران گروه کنترل دچار بازگشت علائم بیماری یا ابتلا به بیماری‌های روانی یا روانی - جسمانی دیگر شده بودند.

این تحقیق که در مجله سایکالوژی اند سایکوسوماتیکز درج شده است، یکی از تحقیقات بی‌شماری است که در زمینه چت‌درمانی صورت گرفته است.

گزارش خبری شبکه یک تلویزیون آلمان در باره تحقیق دانشگاه هایدلبرگ

دکتر گل‌کرم‌نی می‌گوید که در حال حاضر روی یک پروژه تحقیقاتی مشابه در همین زمینه کار می‌کند که ۴۵۰ بیمار از دو بیمارستان را در بر می‌گیرد و هر یک، در پنج دوره زمانی مورد ارزیابی بالینی قرار خواهند گرفت: در زمان ورود، خروج، سه، شش و ۱۲ ماه پس از ترخیص.

«نیمی از این بیماران تحت چت‌درمانی قرار خواهند گرفت و ما انتظار داریم که نتایج اولیه این تحقیق را در اواسط سال ۲۰۰۸ به دست آوریم.»

تحقیق دانشگاه هایدلبرگ که در رسانه‌های جهان بازتاب وسیعی یافته است، یکی از آخرین تحقیقات انجام شده در این زمینه است، پیش‌تر تحقیقات بسیاری در زمینه بهره‌برداری از اینترنت و سرویس‌های مشاوره یا مداخله درمانی در فوریت‌های روان‌شناسی/روان‌پزشکی نظیر خودکشی یا بحران‌های روانی انجام شده بود و هم‌اکنون در برخی از ایالت‌های آمریکا از چنین سرویس‌هایی به همراه تلفن داغ یا مراکز مقابله با خودکشی نیز استفاده می‌شود.


دکتر کرم نی در مصاحبه با شبکه یک تلویزیون آلمان

با این که سابقه چت‌درمانی و یا درمان‌های آن‌لاین در روان‌پزشکی و روان‌شناسی بالینی به حدود پنج سال پیش باز می‌گردد؛ اما یکی از اولین تحقیقات مشهور در این زمینه در دانشگاه لینکوپینگ سوئد صورت گرفت و در طی آن ۱۷۷ بیمار مبتلا به انواع افسردگی مورد مطالعه قرار گرفتند و نیمی از آن‌ها تحت درمان‌های رفتاردرمانی-شناختی از طریق اینترنت قرار گرفتند و گروه دوم از این شیوه درمانی به صورت معمول بهره بردند.

نتایج این تحقیق که در اواخر سال ۲۰۰۵ در مجله روان‌پزشکی بریتانیا درج شد، نشان داد که بیمارانی که با استفاده از اینترنت تحت درمان قرار گرفته بودند، بیش از گروه دیگر بهبودی نشان داده و پس از ارزیابی در یک دوره شش ماه نیز وضعیت بهتری داشته و خود نیز گزارش داده بودند که از کیفیت زندگی بهتری برخوردار شده‌اند۴.

چت‌درمانی، حرفه‌ای رو به رشد
تا همین یکی دو سال پیش چت کردن با مسنجر یا در چت‌روم‌ها (اتاق‌های گفت و گو) تنها جنبه سرگرمی یا در نهایت درد دل یا دوست‌یابی داشت. اما امروزه مسنجرها علاوه بر ارسال اخبار سیاسی و پیام‌های کوتاه حاوی اخبار و شایعات، از سوی متخصصان دیگری نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در واقع تا یکی دو سال پیش، کمتر روان‌شناس بالینی یا حرفه‌ای حاضر بود از طریق اینترنت با بیماران یا مُراجعان خود ارتباط داشته باشد؛ اما امروزه آن قدر این موضوع عادی شده است که علی‌رغم مقاومت‌های بسیار، مؤسسات و نهادهای بسیاری در این زمینه فعال شده‌اند که از آن جمله می‌توان به «my therapy net» و «Help Horizons» اشاره کرد.


اولین گزارش تلویزیونی شبکه یک آلمان از تحقیق دانشگاه هایدلبرگ در زمینه چت‌درمانی

در این سایت‌ها، مُراجع با ثبت‌نام در آن، با صرف هزینه ناچیزی یا به صورت رایگان در جلسات آن‌لاین مشاوره گروهی در زمینه‌های مختلف از مشاوره ازدواج و زناشویی گرفته تا سکس‌درمانی و مشاوره انتخاب شغل و یا چگونگی از سر گذراندن مصاحبه استخدامی شرکت می‌کند. در مواردی نیز مُراجعان می‌توانند تقاضای جلسه خصوصی کنند.

درآمد اصلی این مؤسسات البته از طریق آگهی و خدمات جنبی نظیر فروش کتاب و سی‌دی یا باشگاه‌های بهداشت روان و جسم تأمین می‌شود و مُراجعان نیز برای شرکت در یک جلسه ۴۰ دقیقه‌ای خصوصی با یک مشاور، در نهایت یک بیستم مبلغ رایجی را که باید در مشاوره حضوری می‌پرداختند، واریز می‌کنند.

درباره سودمندی و کارآیی چت‌درمانی هنوز تحقیقات بسیاری در دست اجرا است. اما به نظر می‌رسد که با رشد فن‌آوری‌های ارتباطی تعاملی، روش‌های روان‌درمانی و مشاوره نیز در دهه آینده دستخوش تغییرات شگرفی شوند.

برخی از مقالات روان‌شناسی در اواخر قرن بیستم پیش‌بینی می‌کردند که شیوه ارتباط درمان‌گر/بیمار در آینده نزدیک پس از قرن‌ها ارتباط رودررو به ارتباط الکترونیکی بدل شود؛ به نظر می‌رسد در اولین دهه قرن بیست و یکم این پیش‌بینی محقق شده است.

نکته مهم‌تر در این زمینه آن است که چت‌درمانی، تنها دریچه ورودی ارتباط درمان‌گر/درمان‌جو در عرصه ارتباطات تعاملی است. در سال‌ها و حتی ماه‌های اخیر پدیدارهای تازه‌ای در این میان رخ نموده‌اند که از جمله می‌توان به زندگی دوم یا دنیای مجازی اشاره کرد.


دکتر ولی الله گل کرم نی، روان‌شناس بالینی کلینیک روان‌شناسی بیمارستان دانشگاه هایدلبرگ

در این جهان مجازی که بسیاری از مردم طبقه متوسط در غرب و آسیای شرقی جایی برای خود در آن دست و پا کرده‌اند، روان‌درمان‌گر و کلینیک روان‌شناسی نیز وجود دارد و اگر چه در حال حاضر بیشتر نوعی سرگرمی به نظر می‌رسد؛ ولی کاملاً محتمل است که این جهان مجازی نیز روش‌های تازه‌ای در روان‌درمانی و بهداشت روانی را به دنبال آورد.

بنا بر برآوردهای سازمان بهداشت روانی بیش از نیمی از مردم در جهان در حال حاضر از یک مشکل روانی بیش از حد متوسط رنج می‌برند و از هر پنج نفر یک نفر نیاز مبرم به مراقبت‌های بالینی روان‌شناختی دارد.

معاونت سلامت روانی وزارتخانه مربوطه در ایران نیز اخیرا اعلام کرده است که میزان شیوع اختلالات روانی در ایران حدود ۲۰ درصد است۵.

این در حالی است که به اعتقاد بسیاری از روان‌شناسان بالینی و روان‌پزشکان، میزان شیوع انواع بیماری‌ها و اختلالات روانی در ایران در فقدان یک سیستم جامع بهداشت روانی و پیش‌گیری به مراتب بیش از میزان اعلام شده است و به بیش از ۲۵ تا ۳۰ درصد می‌رسد. به عبارت دیگر آمار بیماران روانی که باید در ایران تحت مراقبت‌های بالینی قرار گیرند، به طور متوسط ۲۰ تا ۳۰ درصد بیش از حد استانداردهای جهانی است.

وضعیت وخیم بهداشت روانی در ایران هم به دلیل کمبود شدید روان‌شناس بالینی، روان‌پزشک و مددکار روان‌شناسی و هم فقدان شبکه بهداشتی جامع که شامل بهداشت روانی نیز می‌شود، سبب شده است که در این عرصه نیز هرج و مرج و نارسایی‌های فراوانی بروز کند۶.


بخش مهمی از اوقات فراغت بسیاری از جوانان ایرانی را چت پر می‌کند (عکس: راحله عسگری‌زاده، زمانه)

به این ترتیب با وجود آن که در ایران بسیاری از افراد غیرمتخصص و یا فاقد صلاحیت در زمینه خدمات روان‌شناسی به فعالیت مشغول هستند، به نظر می‌رسد بهره‌برداری از روش‌های نوین ارتباطی نظیر چت‌درمانی برای برقراری ارتباط با درمان‌جویان یا افراد نیازمند خدمات مشاوره‌ای توسط متخصصان بهداشت روانی در ایران ضروری باشد.

با رشد فن‌آوری‌های ارتباطی، مفهوم و ارزیابی‌های معمول از بهداشت نیز تغییر یافته است و به نظر می‌رسد که در دهه آینده شیوه‌های کار در مواردی نظیر بهداشت روانی، پیش‌گیری و آموزش همگانی بهداشت با امروز تفاوت‌های اساسی خواهد یافت۷.

۱- اولین (و تا کنون منحصر به فرد‌ترین) تحقیق در زمینه «فیلم‌درمانی» در ایران توسط نگارنده در سال ۱۳۷۴ در قالب پایان‌نامه روان‌شناسی بالینی صورت گرفت که در سال ۱۹۹۶ در بخش درمان‌های تازه در روان‌شناسی بالینی در بیست و ششمین کنگره بین‌المللی روان‌شناسی در مونترال کانادا ارائه شد و یافته‌های آن در معاونت پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری ثبت شده است.

۲- در ماه‌های اخیر بحث‌های گسترده‌ای در زمینه ارزیابی و چگونگی بهره‌برداری از اینترنت و یا رسانه‌ها توسط روان‌شناسان حرفه‌ای (بالینی، عصب‌روان‌شناسی بالینی، مشاوره، صنعتی/ سازمانی، مدرسه/ تربیتی و روان‌شناسان بهداشتی/ پزشکی) در انجمن روان‌شناسی آمریکا (APA) صورت گرفته است و به نظر می‌رسد به تدوین ضوابط اخلاق حرفه‌ای جدیدی در کنفرانس عمومی سالانه این انجمن که به نوعی شاخص فعالیت‌های علمی و حرفه‌ای روان‌شناسی در نیم‌قرن گذشته در جهان بوده است منجر شود.
با این حال به نظر می‌رسد نحوه بهره‌برداری برخی از رسانه‌های فارسی‌زبان به ویژه شبکه‌های فارسی زبان تلویزیونی ماهواره‌ای از روان‌شناسان و روان‌پزشکان باید مورد تأمل جدی قرار گیرد. زیرا در برخی موارد این برنامه‌ها به تشخیص و گاه پیشنهاد شیوه‌های درمانی عجولانه منتهی می‌شوند.

۳- دکتر ولی‌الله گل‌کرم‌نی و همکاران نتایج پژوهش خود را در مجله روان‌درمانی و بیماری‌های روانی - جسمانی درج کرده‌اند که چکیده‌ای از آن بر روی اینترنت موجود است:
The Exploration of the Effectiveness of Group Therapy through an Internet Chat as Aftercare: A Controlled Naturalistic Study

۴- نگاه کنید به:
Online therapy works in depression

۵- ۲۰ درصد از جمعیت کشور به نوعی دچار اختلال روانی هستند. (منبع: ایسنا)

۶- در تحقیقی که نگارنده در سال ۱۳۷۶ جهت ارائه به کنگره روان‌شناسی بالینی انجام داد، مشخص شد در ایران به ازای هر ۴.۵ میلیون نفر، یک روان‌شناس بالینی با درجه دکترای حرفه‌ای وجود داشت، این میزان در آمریکا در آن سال به ازای هر هشت هزار نفر، یک روان‌شناس بالینی با درجه دکترای حرفه‌ای (PhD/PsyD) بود. به عوامل موجود در وضعیت وخیم بهداشت روانی در ایران باید البته مداخلات سیاسی/ایدئولوژیک حاکمیت را نیز افزود.

۷- برخی مقالات و مباحث در زمینه کاربردهای اینترنت در درمان‌های روان‌شناختی را در اینجا می‌توان خواند.

منتشر شده در: زمانه رادیو زمانه

تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:27  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

پیروزی شگفت‌انگیز راست‌گرایان افراطی در انتخابات سوئیس

ریکاردو لومنگو، سیاه‌پوست 45 ساله آنگولایی در سوئیس جایی جز ظرفشویی نیافت. او آن قدر ظرف شست تا بتواند از عهده مخارج تحصیلش برآید.


ریکاردو لومنگو، نخستین نماینده سیاهپوست پارلمان سوییس

25 سال بعد، وی به عنوان اولین سیاه‌پوست (از حزب سوسیال دموکرات) به مجلس ملی این کشور راه یافت. راهیابی اولین سیاه‌پوست به مجلس سوئیس در حالی صورت گرفت که تبلیغات نژادپرستانه حزب مردم سوییس (SVP) در اوج خود بود.

در برابر کریستف بلوخر 67 ساله یکی از ثروتمندترین سرمایه‌داران سوئیس که از نتایج انتخابات مسرور شده است، این روزها حتی بیشتر از روزهای دیگر مورد انتقاد رسانه‌ها قرار می‌گیرد.

نتایج انتخابات سوئیس، نشان‌گر پیروزی تبلیغات کثیفی است که اکثریت مسن جامعه سوئیس را وحشت‌زده کرده بود.

تبلیغات کثیف
رسانه‌های سوئیس از تبلیغات انتخاباتی حزب راست‌گرای مردم سوئیس با عنوان «تبلیغات خشن» یا «تبلیغات کثیف» یاد کرده‌اند. این حزب که در دست زدن به این گونه تبلیغات، تبحر خاصی دارد، با شناخت روحیه محافظه‌کارانه اکثریت جامعه سوئیس، سعی می‌کند تا آن‌ها را نسبت به موضوعاتی که در برابر آن حساس هستند، دچار وحشت و نگرانی کند.


گوسفندان سفید و گوسفند سیاه (عکس: درنا کوزه‌گر، زمانه)

بسیاری معتقدند که جامعه مسن سوئیس (که بیش از 60 درصد سوئیسی‌ها را تشکیل می‌دهند و بالاتر از 50 سال سن دارند) در برابر خارجی‌ها، مسائل اقتصادی و بحران‌های سیاسی در اروپا حساس هستند و به راحتی می‌توان با چنین تبلیغاتی، آن‌ها را تحت تأثیر قرار داد.

اما تبلیغات حزب مردم سوئیس که بسیاری از چپ‌های رادیکال، آن را مشابه تبلیغات نازی‌ها به شمار می‌آورند، گوسفند سیاه را هدف قرار داده است، گوسفند سیاه این بار جانشین دست‌های سیاه در تبلیغات انتخاباتی پیشین شده‌اند.

سیاه به معنای غیرسوئیسی و خارجی است و می‌تواند شامل همه خارجی‌ها از اروپایی‌ها گرفته تا آفریقایی‌ها شود. اما روشن است که علی‌رغم توجیهات سخنگویان SVP، این حزب اصولاً میانه خوبی با سیاهپوستان یا رنگین‌پوستان ندارد.

هفت سال پیش، رامائو، رنگین‌پوستی از آفریقا که اکنون در پاریس به کار وکالت مشغول است، خود را به سوئیس رسانده بود. اما چند ماهی بیشتر نتوانسته بود تاب بیاورد و بار دیگر دل به دریا زده و خود را به فرانسه رسانده بود.


گردش به چپ، ممنوع (عکس: درنا کوزه‌گر، زمانه)

وقتی از او درباره تجربه زندگی چند ماهه‌اش در سوئیس پرسیدم، گفت: «چیزی که هنوز یادم مانده، آن است که در روستایی که ناچار به زندگی در آن بودم، انگشت‌نما بودم و هر وقت هم که به شهرک نزدیک می‌رفتم، اگر در اتوبوس کنار خانم پیری می‌نشستم بی‌اختیار کمی خودش را کنار می‌کشید. ولی وقتی به پاریس آمدم در همان ماه اول یک دوست‌دختر فرانسوی سفید دست و پا کردم.»

این فرجام خوش برای رامائو در فرار از سوئیس، البته برای بسیاری دیگر از سیاه پوستانی که ناچار به زندگی در سوئیس هستند، تکرار نمی‌شود. بسیاری از آن‌ها راهی به دانشگاه یا محیط‌های کار یقه‌سفیدها ندارند و تنها کارهای پست یا سنگین به آن‌ها سپرده می‌شود.

از همین روست که ورود ریکاردو لومنگو به پارلمان، معنای دیگری می‌یابد. با این همه حزب مردم سوئیس با تکیه بر قدرت مالی بدون رقیب خود، تبلیغات وسیعی را سامان داد که توانست توجه بخش مهمی از افکار عمومی را به خود جلب کند.

برخی از مطبوعات از جمله نشریه زوانزیگ مینوتن (بیست دقیقه) کپی‌برداری پوستر اصلی تبلیغاتی حزب مردم سوئیس از روی پوستر تبلیغات انتخاباتی حزب نئونازیست ان‌پی‌دی آلمان را برملا کردند و برخی دیگر از جمله روزنامه‌های فرانسوی‌زبان آن را نمونه‌ای از بی‌اخلاقی در تبلیغات سیاسی خواندند.


تبلیغات و ضدتبلیغات (عکس: درنا کوزه‌گر، زمانه)

با این همه نتیجه این تبلیغات کثیف برای SVP پیروزی درخشان با کسب 62 کرسی در مجلس بود.

کارت پستال‌هایی از سوئیس :سکوت بره‌ها؟


این روزها با هرکسی که از انتخابات حرف می‌زنی، همه می‌گویند SVP مردم را ترسانده است و آن‌هایی که باید رأی می‌دادند، سر در لاک خود فرو برده‌اند.

این سخن بی‌راهی هم نیست. از میان 4.5 میلیون سوئیسی واجد شرایط برای رأی دادن، تنها سه میلیون نفر در انتخابات شرکت کرده‌اند و حدود 35 درصد دیگر که ممکن بود نتایج آرا را تغییر دهند، در کناره میدان نظاره‌گر آن باقی مانده‌اند.


ساندرا گوییر، دانشجوی 20 ساله پلی‌تکنیک زوریخ

ساندرا گوییر، دانشجوی 20 ساله پلی‌تکنیک زوریخ در این باره می‌گوید: «سوئیس یک جامعه محتاط باقی مانده است. بدیهی است که پوسترهای نژادپرستانه تا این حد جلب توجه کنند. اما همین پوسترها اعتبار کشور ما را در جهان مخدوش کرده‌اند.»

وقتی از ساندرا درباره علت این امر می‌پرسم، می‌گوید: «طبقه کارگر به شدت منکوب سیاست‌های پوپولیستی (عوام‌پسندانه) شده است و بزرگ‌ترین حزب چپ یعنی SP نیز عملاً قدرت چندانی ندارد. در واقع بحث‌های روشنفکرانه بدون در نظر گرفتن راهبردهای عملی، بی‌حاصل باقی مانده است.»

ساندرا می‌گوید: «بسیاری از مردم می‌گویند سوئیسی‌ها در تئوری نژادپرست و در عمل اهل مدارا هستند و من از این که این انتخابات این تصویر را پررنگ تر کند، نگرانم.»

از ساندرا گوییر می‌پرسم «در این صورت پیش بینی او از آینده چیست؟» راه حلی که او ارائه می‌دهد، بی‌شباهت به راه حل برخی از چپ‌های ایرانی در برابر دولت احمدی‌نژاد نیست. او می‌گوید «امیدوار است SVP، به شعارهای خود تحقق بخشد و در نتیجه کاهش خدمات اجتماعی و تورم مردم را ناامید و خشمگین کند و دریابند که چپ‌ها به چه دردی می‌خورند!»


آنا لارینا کوپر دانش‌آموز یک دبیرستان در زویخ

در مقابل، آنا لارینا کوپر دانش‌آموز یک دبیرستان در زویخ می‌گوید از اینکه SVP برنده انتخابات شده است، راضی است. زیرا سوئیس پر از خارجی شده است.

وقتی از او می‌پرسم «منظورت چه جور خارجی‌هایی است و مثلاً شامل معلم‌های آلمانی خودت هم می‌شود یا نه؟» سکوت می‌کند و بعد می‌گوید: «اینجا سوئیس است و سوییسی‌ها حق دارند که تعیین کنند چه کسانی باید در کشورشان زندگی کنند.»

از او می‌پرسم «خب چه کسانی؟» و او طفره می‌رود و می‌گوید: «نمی‌دانم!»


لوسی ویرث، دانشجوی 23 ساله تئاتر در زوریخ

اما لوسی ویرث، دانشجوی 23 ساله تئاتر در زوریخ، معتقد است که نتایج انتخابات به شهرت سوئیس لطمه وارد آورده است و او از این موضوع دلخور است. از او می‌پرسم «انتظار او از نتایج انتخابات چه بود؟» لوسی پاسخ می‌دهد: «من انتظار داشتم که راست‌گراها برنده شوند. ولی فکر نمی‌کردم که تعداد آرایشان تا این حد زیاد باشد. من دلیل توفیق این حزب در کشور ثروتمندی مثل سوئیس را نمی‌فهمم.

در حالی که در کشورهای فقیر، به قدرت رسیدن راست‌گرایان توجیه‌پذیرتر است. اما از آن توجیه‌ناپذیرتر، وجود خارجیانی است که با SVP همکاری می‌کنند و سیاست‌های بیگانه‌ستیزی آن‌ها را تبلیغ می‌کنند، این را اصلاً نمی‌توانم بفهمم!»

اما برخی دیگر از جوانان سوئیسی نیز از نتایج انتخاباتی که توسط سالمندان رقم خورده است، شگفت‌زده شده‌اند. آنجلا موسیمن، 20 ساله ساکن شهرکی در حوالی شرق سوئیس یکی از آن‌ها است.


آنجلا موسیمن، ساکن شهرکی در شرق سوییس

وی می‌گوید از اینکه با وجود تبلیغات گوسفندانه SVP، باز هم مردم به آن‌ها رأی داده‌اند، شگفت‌زده شده است. وی می‌گوید از این که یک سوئیسی است، شرمنده است.

از او می‌پرسم این نتایج برای او به چه معناست؟ بلافاصله پاسخ می‌دهد: «به آن معنا که ما راسیست (نژادپرست) هستیم!»

وقتی از او در باره آینده می‌پرسم، می‌گوید «انتظار روزهای بدتری را دارد. زیرا وقتی یک مهاجر درگیر یک سوژه تبهکاری می‌شود، تلویزیون و روزنامه‌ها از آن یک سریال جنایی ترسناک می‌سازند. ولی وقتی یک سوئیسی دست به جنایت می‌زند هیچ کسی از آن خبردار نمی‌شود.»

وی با بی‌رحمی می‌گوید: «مشکل اصلی اینجاست که بسیاری در سوئیس در روستاهای دورافتاده کنار کوه‌ها زندگی می‌کنند که بسیار محافظه‌کار هستند و ابلهانه هم رأی می‌دهند.»

جنگ مغلوبه: نتایج اصلی


نتایج نهایی که شامگاه یکشنبه 21 اکتبر اعلام شد حاکی از پیروزی حزب راست‌گرای SVP بود. این حزب از مجموع 200 کرسی مجلس نمایندگان، به 62 کرسی دست یافت که هفت کرسی بیشتر از مجلس کنونی است. در عوض حزب سوسیال دموکرات 9 کرسی را از دست داد و تنها 43 نماینده از آن به مجلس راه یافتند.

پیروزی بزرگ در جبهه چپ‌ها و شاید جنبش فمنیستی در سوئیس، از آن حزب سبزها شد که با شش کرسی بیشتر، 20 نماینده در مجلس آتی خواهد داشت.


سیاست در سوئیس به شدت مردانه است

حزب سبزها، تنها حزب بزرگ سوئیس است که رهبر آن یک زن است و همواره از عدم حضور زنان در پست‌های اصلی دولتی و شورای حکومتی شکایت داشته است.

با این که در سوئیس زنان ، در دهه هفتاد (در سال 1971، نیم‌قرن پس از شوروی و فنلاند به عنوان اولین کشورهای اروپایی که زنان در آن حق رأی و انتخاب شدن، داشتند) و چند سال بعد از ایران، به حق رأی دست یافتند و از مزایای بسیاری در قانون اساسی و قوانین مدنی کشور برخوردار هستند، اما عرصه سیاست همچنان مردانه باقی مانده است.

نگاهی به پوسترهای انتخاباتی احزاب سیاسی اصلی به ویژه احزاب راست‌گرا نشان می‌دهد که بیشتر کاندیداها متعلق به طبقه متوسط مرفه یا سرمایه‌داری، و مرد هستند، اغلب پوسترهای SVP اصولاً مردانه هستند و در میان اعضای اصلی آن کم‌تر زنی را می‌توان دید.

در عوض در احزاب کوچکتر مانند حزب کمونیست و همبستگی، زنان جوان، بیشتر از همه به چشم می‌آیند. در حزب سبزها اما میدان‌دار اصلی زن‌ها هستند. به عبارت دیگر نوعی حزب زنانه است.

با این حال ترکیب مردانه پارلمان سوئیس همچنان پابرجا مانده است. در حالی که در برخی از کشورهای اسکاندیناوی، ترکیب نمایندگان مجلس به سوی توازن و گاه سنگینی به سوی زنان است، در سوئیس مجلس و به تبع آن شورای حکومتی و قضات عالی، مردانه مانده‌اند.


اولی مائورر، رهبر حزب مردم سوییس (SVP)

در سال 2003 تنها میشلین کالمیره توانست در جمع شش مرد شورای حکومتی حضور یابد که دو سال پیش به دلیل استعفای یکی از اعضا، یک زن دیگر نیز به هیأت دولت راه یافت.

اولی مائورر، رهبر SVP (که از وی به عنوان ثروتمندترین مرد سوییس با میلیاردها فرانک سرمایه یاد می‌شود) در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود پس از اعلام نتایج، وعده درخواست رفراندومی برای اخراج خارجیان بزهکار یا «گوسفندان سیاه» را داد.

وی گفت که حزب وی 170 هزار امضا برای برگزاری این رفراندوم جمع کرده است که هر خارجی را که مرتکب قتل، تجاوز، سرقت مسلحانه، قاچاق مواد مخدر، دزدی، قاچاق انسان یا هر گونه جرمی برعلیه منافع و امنیت ملی سوئیس شود، اخراج کنند.

در سوئیس که به کشور رفراندوم‌ها با دموکراسی مستقیم شهره است، هر حزب یا نهاد و فردی می‌تواند با جمع کردن حداقل صد هزار امضا، درخواست برگزاری رفراندوم برای طرح خود را بکند و در این صورت، مقامات دولتی موظفند که در مدت کوتاهی رفراندم را برگزار و نتیجه آن را بلافاصله در دستور کار خود قرار دهند.

از همین رو سالانه چندین رفراندوم سراسری و ده‌ها رفراندم محلی صورت می‌گیرد. این رفراندم‌ها جایگزین شیوه رأی‌گیری سنتی سوئیسی شده است که اهالی در میدان روستا گرد آمده و با بالا بردن دست راست خود، نسبت به موضوع مورد بحث رأی می‌دادند.


انتخابات در سوئیس

بسیاری در سوئیس، شورش در برن را یکی از دلایل وحشت زدگی جامعه سال‌خورده و محافظه‌کار سوییسی از چپ‌ها می‌دانند. برخی دیگر نیز به نگرانی‌های فزاینده سوئیسی‌ها در برابر حضور خارجی‌ها در کنار خود اشاره می‌کنند که به باور آن‌ها، تداوم سبک زندگی و فرهنگ سنتی آن‌ها را به مخاطره می‌اندازند.

از همین رو است که یکی از برنامه‌های SVP، اعمال سخت‌گیری بیشتر برای اخذ تابعیت سوئیسی است. در این کشور، هر خارجی برای ثبت تقاضای تابعیت خود در صورت عدم ارتکاب به تخلفات حقوقی، باید حداقل 12 سال به طور مداوم در یک کانتون (استان) زندگی کرده باشد و حائز شرایط لازم باشد. در سال 2006 تنها یک سوم تقاضاهای تابعیت مورد موافقت قرار گرفته است.

اما حزب مردم سوئیس، به همین روند سخت‌گیرانه اعطای تابعیت به خارجیان نیز (که در اروپا بی‌نظیر است) اعتراض دارد و خواستار سخت‌گیری بیشتری در این زمینه از جمله بالا بردن معیارهای شایستگی در این زمینه است.

«تبلیغات گوسفندانه» حزب مردم سوئیس، در ماه‌های گذشته چندین بار با شکایت‌های حقوقی روبرو شد. در یکی از این موارد حزب کمونیست این تبلیغات را مظهر نژادپرستی و بیگانه‌هراسی خواند. اما دادگاه زوریخ از پیگیری این پرونده خودداری کرد. زیرا از نظر آن دادگاه این دو موضوع ربطی به هم ندارند!


پارلمان سوئیس

تنها موردی که دادگاه فدرال ناچار به مداخله شد، شکایت شورای عالی ضد نژادپرستی در دولت سوئیس بود که به تبلیغات ویدئویی حزب مردم سوئیس معترض بود و آن حزب، ناچار به حذف آن شد. اما در عوض این ویدیو را با عنوان «بهشت یا جهنم» روی یوتیوب گذاشت!

با این حال حتی اعتراض دودو دیونه، گزارش‌گر ویژه سازمان ملل در زمینه نژادپرستی نیز نسبت به این تبلیغات به جایی نرسید.

در حالی که مطبوعات سوئیس همچنان به تحلیل نتایج انتخابات مشغول هستند، در خارج از سوییس مطبوعات اروپایی تحلیل‌های متفاوتی را ارائه کرده‌اند.

از نظر گاردین تبلیغات انتخاباتی سوئیس در یکی از کهن‌ترین و باثبات‌ترین خاستگاه‌های دموکراسی در جهان، به دلیل زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی در آن توسط حزب راست‌گرا، به اعتبار ملی این کشور لطمه وارد آورده است.

ایندیپندنت که روز پیش از انتخابات با عنوان «سوئیس قلب تاریک اروپا» نسبت به خطر قدرت‌گیری راست افراطی در قلب اروپا هشدار داده بود، روز دوشنبه تبلیغات نژادپرستانه را عامل پیروزی راست‌ها خواند.


تبلیغات «گوسفندی» حزب مردم سوئیس

گزارشگر بی‌بی‌سی در ژنو در گزارش خود نوشت که تبلیغات انتخاباتی راست‌گرایان افراطی، بسیاری از مهاجران را پریشان ساخته؛ ولی از سوی دیگر بسیاری از سوئیسی‌ها را نیز به خود جلب کرده است.

لوموند، نتایج انتخابات سوئیس را هشداری به اروپا برای قدرت‌گیری راست افراطی خوانده و یادآوری کرده است که این نتایج، سیاست‌های فعلی نزدیکی و تعامل اتحادیه اروپا با سوئیس را زیر سؤال خواهد برد. زیرا راست‌ها خواستار دوری گزیدن از این اتحادیه و انزوای خود هستند.

فیگارو یادآوری کرده است که اقتصاد سوئیس همواره از حضور مهاجران سود برده است و در صورت انزوا نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد.

وقتی خبرنگاران از ریکاردو لومنگوی حقوقدان پرسیدند آیا از این که در مجلس توسط نمایندگان SVP محاصره شود، نمی‌ترسد، پاسخ داد: «نه، من حالا می‌توانم مستقیم با آن‌ها سخن بگویم.» وی در کنفرانس مطبوعاتی خود که روز گذشته برگزار کرد، گفت: «من همان گوسفند سیاهی هستم که SVP از آن می‌ترسد!»

***

مطالب مرتبط:
گوسفندان سفید در برابر گوسفندان سیاه
شورش در جزیره ثبات
سایت رسمی ریکاردو لومنگو
نمونه‌ای از تبلیغات اینترنتی: دختران سوئیسی علیه دختران مسلمان!
گزارش تلویزیون آلمانی زبان سوئیس از شورش در برن
یکی از فیلم‌های تبلیغاتی حزب مردم سوئیس
بهشت یا جهنم، فیلم تبلیغاتی حزب مردم سوئیس
هجویه فیلم تبلیغاتی رهبر حزب مردم سوئیس

منتشر شده در: زمانه رادیو زمانه

تاریخ انتشار: ۳ آبان ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 10:14  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

تا ساعاتی دیگر سرنوشت انتخابات پارلمانی سوئیس و به تبع آن شورای حکومتی این کشور روشن خواهد شد، این در حالی است که نظرسنجی ها حاکی از آن است که استقبال عمومی از این انتخابات نسبت به بار گذشته بیشتر خواهد بود.

              

پلاکاردهای SVP و SP، عکس از درنا کوزه گر در انتخابات جاری حزب راست گرای افراطی مردم سوئیس (SVP) که با طرح اهداف و شعارهای افراطی جنجال بسیاری برانگیخته است با حزب سوسیالیست (SP) و سبزها (GP) رقابت خواهد کرد.

 

در ماهها و هفته های گذشته شعارها و پلاکاردهای تبلیغاتی این حزب منجر به تنش ها و درگیریهای سیاسی بسیاری در کشوری که به ندرت به دلیل مسائل سیاسی داخلی در صدر اخبارجهانی قرار می گیرد، شد.

 

آخرین واکنش در برابر کارزار انتخابی حزب مردم سوئیس منجر به شورش بی سابقه خیابانی در پایتخت این کشور شد که در نیم قرن گذشته کم نظیر بود و هزاران آنارشیست و چپ گرای افراطی با سنگر بندی در خیابان به مقابله با پلیس و همچنین زد و خورد با راهپیمایی کنندگان راست گرا برخاستند.

 منتشر شده در رادیو زمانه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 10:9  توسط امید حبیبی‌نیا  |